۳۴ نتیجه برای افشاری
دوره ۳، شماره ۲ - ( ۹-۱۳۹۱ )
چکیده
باتوجه به تفاوت فاحش، در تعداد پروتیینهای گزارش شده در نمایۀ دوبعدی پروتئوم اشک (۹۷ تا ۲۵۰ پروتیین)، و همچنین با درنظرگرفتن ناهمگون بودن محتوای پروتیینی این نمونه، تصور برآن است که عدم انحلال صحیح، عاملی مهم در ناکارآمدی بررسیهای الکتروفورتیک اشک باشد. بدیهیاست که دستیابی به الگوی جداسازی مطلوب تنها در سایۀ حفظ حالت محلول پروتیینها و جلوگیری از رسوب آنها در مراحل مختلف، حاصلمیگردد. متاسفانه علیرغم اینکه با افزایش برهمکنشهای آبگریز، بین پروتیینهای آلیفاتیک در نقطۀ ایزوالکتریک، احتمال رسوب پروتیینها در ماتریکس ژل افزایشمییابد، بهدلیل لزوم حفظ بار طبیعی پروتیین در بعد اول جداسازی، استفاده از شویندههای قوی یونی در این مرحله مجاز نمیباشد. در اینجا با هدف افزایش تعداد پروتیینها در نمایۀ دوبعدی، تأثیر کائوتروپها، شویندههای دویونی خنثی، خنثی و بدونبار و باردار در انحلالپذیری پروتئوم اشک، در فرآیند متمرکزنمودن ایزوالکتریکی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشاندهندۀ ازدست رفتن پروتیینها در مراحل مختلف بهواسطۀ رسوب در ماتریکس ژل و یا عدم بازگشت به فاز محلول در زمان آمادهسازی و انحلال رسوب است. این بررسی همچنین نشان میدهد که شویندههای بدون بار همچون Triton¬X-۱۰۰ و Tween¬۸۰ در رفع این مشکل کاملا ناموفق هستند. شویندههای دویونی خنثی همچون CHAPS و SB¬۳-۱۰ توانایی بیشتری برای حل محتوای هیدروفوب پروتیینهای اشک داشته و الگوی مناسبتری را ارائه میدهند. درنهایت بیشترین میزان انحلالپذیری و بهترین الگوی جداسازی میتواند با استفاده از مخلوط اوره و تیوره در بافر بارگزاری و اعمال شویندۀ آنیونی SDS در مرحلۀ آمادهسازی (با پروتکل ویژهای که حذف کامل SDS و جایگزینی آن با CHAPS را تضمین کند) حاصلشود.
دوره ۶، شماره ۱ - ( بهار ۱۴۰۱ )
چکیده
چکیده
عنوان تحقیق: در سالهای اخیر چاپگرهای بر پایه تونر به جهت کاربری آسان، صرفه اقتصادی، سرعت و کیفیت بالا کاربردهای فراوانی یافتهاند. ازاینرو تلاشهای زیادی جهت تولید تونر با روشهای متفاوتی ازجمله پلیمریزاسیون سوسپانسیونی و تجمع امولسیونی صورت گرفته است اما در تمامی این روشها علیرغم خواص رنگی و اندازه ذرات مطلوب، درصد تبدیل واکنش کم میباشد.
هدف تحقیق: در مطالعه جاری از روش پلیمریزاسیون امولسیونی درجا بر پایه مونومرهای استایرن و بوتیل اکریلات در حضور دوده برای تولید تونر با درصد تبدیل بالای ۷۵% استفاده شده است. در این راستا تأثیر دمای واکنش پلیمریزاسیون و سرعت همزن بر درصد تبدیل در زمانهای مختلف، اندازه و توزیع اندازه ذرات، خواص حرارتی و رنگی محصول نهایی بررسی شد. آزمون رنگسنجی برای بررسی خواص رنگی انجام شد. همچنین ریزساختار تونرهای سنتزشده با استفاده از میکروسکوپ الکترونی روبشی ارزیابی شد.
نتایج اصلی: نتایج بیانگر این است که روش پلیمریزاسیون امولسیونی درجا ضمن دارا بودن درصد تبدیل مطلوب واکنش در محدوده ۷۵-۹۰%، بهخوبی قادر است خواص رنگی و توزیع اندازه ذرات مناسب را برای تونر ایجاد کند. تمامی تونرهای تولیدشده توزیع اندازه ذرات باریک و شکلی کروی داشتند که دمای واکنش و سرعت همزن بر آن بیتأثیر بوده است. با افزایش دمای پلیمریزاسیون از ℃۷۰ به ℃۸۰، درصد تبدیل بالاتری حاصل شده ولی افزایش سرعت همزن تأثیر دوگانهای بر درصد تبدیل داشته است. با افزایش دما به ℃۹۰، چسبندگی ذرات کروی به یکدیگر مشاهده شد. افزودن یکباره مونومرها به محیط واکنش و استفاده از فرایند ناپیوسته (batch process) سبب مشاهده دو دمای انتقال شیشهای شد. این نوع شیوه سنتز تونر میتواند راهنمایی برای پژوهشهای آینده جهت تولید تونر با بالاترین درصد تبدیل باشد.
دوره ۷، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۸۶ )
چکیده
بهرهوری کل عوامل (TFP) معیاری برای محاسبه میزان بهرهوری در یک سازمان است. بهرهوری به معنی استفاده بهینه از منابع و دستیابی به تولید بیشتر با منابع معین میباشد. ارتقای بهرهوری به عنوان یکی از منابع مهم تامین رشد اقتصادی و افزایش رقابتپذیری بنگاههای مورد توجه است، به گونهای که کشورهای صنعتی و در حال توسعه موفق، بخش قابل ملاحظهای از رشد تولید خود را از این طریق بدست آوردهاند.
دولت در برنامه چهارم توسعه، دستگاههای اجرایی را موظف کرده است که سهم ارتقای بهرهوری در رشد تولید مربوطه را تعیین کرده و الزامات و راهکارهای لازم برای تحقق آنها را برای تحول کشور از یک اقتصاد ورودی محور به یک اقتصاد بهرهور محور مشخص نمایند، به طوری که سهم بهرهوری کل عوامل در رشد تولید ناخالص داخلی(GDP) حداقل به ۳/۳۱ درصد و متوسط رشد سالیانه بهرهوری نیروی کار، سرمایه و کل عوامل تولید به ترتیب به مقادیر حداقل، ۵/۳، ۱ و ۵/۲ درصد برسد.
برای دستیابی به اهداف مذکور در یک سازمان، ابتدا باید میزان بهرهوری سازمان در دورههای گذشته محاسبه شود و سپس عوامل موثر در افزایش بهرهوری شناسایی شده و طوری برنامهریزی گردند که بهرهوری در دوره بعد حداقل ۵/۲ درصد افزایش یابد. به منظور پوشش کمی الزام قانونی، در این مقاله روشی بر مبنای شاخصهای رشد بهرهوری و مدلهای تعمیم یافته تحلیل پوششی دادهها (DEA) معرفی میشود، به طوری که، ابتدا میزان بهرهوری در دورههای گذشته محاسبه شده و بر اساس عوامل موثر در تغییرات بهرهوری، میزان تغییر در ورودیها و خروجیها به منظور تحقق ۵/۲ درصدی رشد بهرهوری در دوره آتی مشخص میشود. همچنین در یک مطالعه موردی در شرکت ملی نفت ایران، نحوه محاسبه و بکارگیری از روش مذکور، تشریح خواهد شد.
دوره ۹، شماره ۰ - ( Spring ۲۰۰۷- ۱۳۸۵ )
چکیده
هدف: روماتوئیدآرتریتیس (RA) شایعترین بیماری التهابی مزمن و مخرب مفصلی است که انتشار جهانی دارد و شیوع آن در سطح جهان حدود ۵/۰ تا ۱ درصد میباشد. برای تشخیص قطعی بیماری RA در مراحل اولیه بیماری روش آزمایشگاهی مشخصی موجود نمیباشد و از آنجا که تشخیص سریع آن بسیار حایز اهمیت است، استفاده از روشهای مولکولی میتواند در تشخیص به موقع و دقیق بیماری بسیار مؤثر باشد. با وجود این که هنوز علت اصلی این بیماری خود ایمن شناخته نشده است، ولی فاکتورهای ایمنیشناختی و ژنتیکی نقش عمدهای در آسیبزایی بیماری بازی میکنند. با توجه به نقش کلیدی ژنهای مجموعه سازگاری بافتی در بروز بیماریهای خودایمن، در این تحقیق بر آن شدیم تا تنوع اللی ژن ۱HLA-DQB از این مجموعه را بین دو گروه بیمار و سالم مقایسه و بررسی کنیم که آیا الل خاصی از ۱HLA-DQB میتواند به عنوان شاخص ژنتیکی بیماری قرار گیرد یا خیر.
مواد و روشها: در این مطالعه از ۲۵ فرد بیمار مبتلا به روماتوئیدآرتریتیس و ۸۶ فرد سالم استفاده شد. DNA ژنومی از خون این افراد به روش غیرآنزیمی رسوب نمکی استخراج و سپس ژنوتیپ HLA با تکنیک PCR-SSP تعیین شد.
نتایج: با مقایسه نتایج به دست آمده بین دو گروه بیمار و کنترل، فراوانی اللهای ۵HLA-DQ و ۸HLA-DQ در گروه بیمار به ترتیب ۵۶ درصد (۴/۳۱ درصد در گروه کنترل) و ۲۴ درصد (۸/۵ درصد در گروه کنترل) مشاهده شد که نسبت به گروه کنترل، دارای اختلاف معنیداری میباشد. ۰۵/۰P< و به ترتیب ۰۳۳/۰ و ۰۰۷/۰). میزان مخاطره نسبی برای دو الل فوق نیز عددی بزرگتر از ۱ برآورد شد (بهترتیب ۶/۲ و ۱/۵).
بحث و نتیجهگیری: از آنجا که اللهای ۵DQ و ۸DQ در بیماران نسبت به افراد سالم بیشتر دیده میشوند، میتوانند در افزایش ریسک ابتلا به بیماری RA در جمعیت خراسانی نقش داشته باشند، از این رو میتوانند به عنوان یک شاخص مولکولی در تشخیص و پیشآگهی بیماری روماتوئیدآرتریتیس استفاده شوند.
دوره ۱۱، شماره ۱ - ( زمستان ۱۳۹۸ )
چکیده
پروتئین CD۸۰ بهعنوان عضوی از ابرخانواده ایمنوگلوبولینها، یک پروتئین تراغشایی است که در سطح سلولهای ارایهکننده آنتیژن (APC) بیان میشود. این پروتئین دارای دو گیرنده CTLA-۴ و CD۲۸ در سطح سلولهای T است. بر اثر اتصال این پروتئین به این گیرندهها به ترتیب مسیر مهاری و تحریکی در سلولهای T آغاز میشود. در حالت طبیعی، پروتئینهای CD۸۰ دارای تمایل اتصال بیشتری به CTLA-۴ نسبت به CD۲۸ هستند و این از عوامل خاموشکننده سلولهای T در سیستم ایمنی، بهمنظور جلوگیری از خودایمنی است. هدف از مطالعه حاضر، ایجاد واریانتی از پروتئین CD۸۰ است که دارای تمایل اتصال افزایشیافته به CD۲۸ است تا با قدرت بیشتری به این گیرنده متصل شود و مسیرهای تحریکی را بیشتر از نوع وحشی این پروتئین (پروتئین CD۸۰ اولیه) در سلولهای T القا کند. برای شناسایی این واریانت ابتدا توالی وحشی با کمک محیط برنامهنویسی R، در جایگاههای ۳۱ و ۹۲ با اسیدهای آمینهای که نقش مهمی در شکلگیری پیوندهای هیدروژنی دارند، جهش داده شد. ۱۰۰ توالی خروجی نرمافزار R، با سرور SWISS-MODEL مدلسازی شدند. سپس مدلهای خروجی، بهصورت تکتک با سرور HADDOCK داک شدند و در نهایت انرژیهای اتصالی از جمله انرژیهای الکترواستاتیک و واندروالسی بین گیرندهها و لیگاندها محاسبه شدند. بین تمامی مدلهای ساختهشده، توالی جهشیافته K۳۱Y, R۹۲F دارای بهترین انرژی الکترواستاتیک و واندروالسی است و در مقایسه با نوع وحشی پروتئین CD۸۰، با قدرت بالاتری به پروتئین CD۲۸ متصل میشود.
دوره ۱۱، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۴۰۰ )
چکیده
در این تحقیق اثربخشی ۴ نوع واکسن کشته شده ضد ویروس نکروز عصبی
(VNN) همراه با سه نوع ادجوانت به دو روش غوطه وری و تزریقی مورد ارزیابی قرار گرفت. ۵۴۰ ماهی ۱۰-۷ گرمی ازون برون
) stellatus Pallas ۱۷۷۱ Acipenser ( برای انجام آزمایش تهیه شد. واکسیناسیون در دو مرحله به فاصله یک ماه انجام شد که پس از یک ماه از دومین تکرار، مواجه سازی با ویروس زنده حاد انجام پذیرفت. در طی این مدت میزان مرگ و میر گروه های غوطه وری و تزریقی به ترتیب ۹/۱۲ درصد و ۸/۱۹ درصد در مقایسه با ۱۰۰ درصد مرگ و میر در گروه کنترل بود. خون گیری جهت ارزیابی فاکتور های ایمنی (سوپراکسید دیسموتاز، لیزوزیم) در چهار مرحله به ترتیب قبل از واکسیناسیون اول در دوره آداپتاسیون، بعد از واکسیناسیون اول، بعد از واکسیناسیون دوم به فاصله یک ماه از اولین واکسیناسیون و بعد از مواجهه سازی با ویروس زنده حاد انجام شد تا تغییرات در زمان قبل و بعد از مواجهه سازی با ویروس مشخص گردد.
نتایج نشان داد که واکسیناسیون به روش غوطه وری در گروه واکسینه شده با واکسن حاوی ادجوانت
IMS ۱۳۱۲ SEPPIC به طور قابل توجهی سطوح بالاتری از میزان سوپراکسید دیسموتاز
IU/MI ۱۷۴۵
(p<۰,۰۵) و لیزوزیم

۴۰/۶
(p<۰,۰۵) را نسبت به بقیه گروه ها نشان داد که کارایی بهتر آنرا در مقایسه با سایر واکسن های دیگر نشان می دهد. لذا می توان واکسن کشته با ۷۵% ادجوانت
IMS ۱۳۱۲ SEPPIC جهت واکسیناسیون علیه بیماری نکروز عصبی ویروسی را توصیه نمود.
دوره ۱۱، شماره ۳ - ( شماره ۳ پیاپی ۵۲- ۱۳۸۶ )
چکیده
بهرهوری کل عوامل ، معیاری است که توصیفکننده استفاده صحیح و بهینه از عوامل تولید و همچنین درجه دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده میباشد. در برنامه چهارم توسعه، تمامی سازمانها و دستگاههای اجرایی مکلف شدند، که سهم ارتقای بهرهوری کل عوامل تولید را در رشد تولید معین کرده و الزامات و راهکارهای لازم برای تحول کشور از یک اقتصاد نهاده محور به یک اقتصاد بهرهور محور را مشخص کنند.
بنابراین برای دستیابی به این اهداف در یک سازمان، ابتدا باید میزان بهرهوری سازمان در دورههای گذشته محاسبه شود، سپس با مشخص کردن عوامل تأثیرگذار بر رشد بهرهوری به برنامهریزی و ارائه راهکارهایی در جهت ارتقای بهرهوری، اقدام شود.
این مقاله برای پوشش اهداف مذکور، مدلی را با تلفیق مدلهای تحلیل پوششی دادهها و شاخص تورنکوئیست ارائه میدهد که علاوه بر محاسبه رشد بهرهوری در طول زمان، میزان تأثیر تغییرات کارایی و تغییرات تکنولوژی را محاسبه میکند. این مدل در صورت وجود تنها یک واحد تصمیمگیرنده میتواند به محاسبه تغییرات بهرهوری در طول زمان بپردازد که در اینگونه موقعیتها، مدلهای مشابه مانند شاخص مالمکوئیست کاملاً در محاسبه تغییرات بهرهوری ناتوانند. این مقاله همچنین به منظور بررسی دقیقتر موارد شرح داده شده، در یک مطالعه موردی، به بررسی رشد بهرهوری کل عوامل شرکت ملی نفت ایران و تعیین تغییرات کارایی و تکنولوژی در آن شرکت میپردازد. این مطالعه براساس دادههای واقعی سالهای ۱۳۵۶ - ۱۳۷۹ انجام شده است.
دوره ۱۲، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۱ ۱۳۹۱ )
چکیده
مطالعه حاضر به معرفی عوامل اقتصادی و اجتماعی مؤثر بر جریان ورودی سرمایهگذاری مستقیم خارجی در بین مجموعهای از۸۳ کشور جهان، کشورهای عضو سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه و منتخب کشورهای منطقه منا طی دوره زمانی ۲۰۰۷- ۱۹۹۶ میپردازد.
در این تحلیل از روش دادههای تابلویی به منظور بررسی آثار متغیرهای شاخص حکمرانی، شاخص توسعه انسانی، شاخص پایداری محیطی، شاخص ICOR، تولید ناخالص داخلی و شاخص آزادی اقتصادی، برجریان ورودی سرمایه گذاری مستقیم خارجی استفاده شده است.
نتایج به دست آمده نشان می دهد که متغیرتولید ناخالص داخلی به عنوان جایگزین شاخص اندازه بازار، شاخص حکمرانی و پایداری محیطی در مدل جهانی و مدل کشورهایOECD به لحاظ آماری معنیدار بوده و به ترتیب بیشترین تاثیر را در افزایش جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی داشتهاند. درحالی که در منطقه MENA متغیرهای اندازه بازار، بازدهی سرمایهگذاری و شاخص آزادی اقتصادی تاثیر معنیداری بر جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی را نشان میدهند.
ابراهیم افشاری، ناصر بهارلو هوره،
دوره ۱۲، شماره ۵ - ( ۱۰-۱۳۹۱ )
چکیده
در این مطالعه با قرار دادن یک یا چند مانع مسدود کننده در کانال کاتد پیل سوختی غشا پلیمری، تاثیر شکل صفحه مسدود کننده (مستطیلی، مثلثی، ذوزنقه ای و خمیده)، ضخامت و ارتفاع صفحه، تعداد صفحات و ضریب تخلخل لایه پخش گاز بر انتقال اکسیژن به داخل لایه پخش گاز و لایه کاتالیست و افت فشار سمت کاتد بررسی شده است. بدین منظور، معادلات پیوستگی، ممنتم و بقای اجزای شیمیایی در سمت کاتد پیل به صورت مدل تک ناحیه ای تدوین و به روش عددی حل شده اند. نتایج نشان می دهد که با قرار دادن یک مانع مستطیلی بزرگ، بیشترین افزایش سرعت در لایه پخش گاز و در نتیجه بیشترین غلظت اکسیژن در فصل مشترک لایه پخش گاز/لایه کاتالیست با وجود بیشترین افت فشار، اتفاق می افتد. با افزایش تخلخل لایه پخش گاز، افزایش تعداد صفحات تیغه ای و ضخامت صفحه و کاهش فاصله بین مانع و لایه پخش گاز، غلظت اکسیژن در این لایه افزایش می یابد؛ هر چند که حساسیت تغییرات غلظت به این پارامترها متفاوت است. بیشترین حساسیت به تخلخل لایه پخش گاز، تعداد صفحات و کاهش فاصله بین مانع و لایه پخش گاز است و کمترین حساسیت به افزایش ضخامت صفحه مسدود کننده می باشد.
دوره ۱۳، شماره ۱ - ( بهار و تابستان ۱۴۰۰ )
چکیده
با تغییر موقعیت و بهبود منزلت اجتماعی و حقوق انسانی زنان در بستر تحول پاردایمیک و گفتمانی فرهنگ اروپا در قرون اخیر و انتقال دستاوردهای فکری آن به جهان اسلام، مسئلۀ زنان از موضوعات مهم جامعه شناختی جهان اسلام شد. درهم تنیدگی مسائل و تسلط گفتمان دینی در جهان اسلام نیز بخش مهمی از بحث و گفتوگو دربارۀ زنان را در حوزۀ دین و حیطۀ شریعت قرار می دهد، به این ترتیب زن از مسائل متفکران مسلمان میشود و همچنین چالش های بومی زن معاصر موجب شد پژوهش های میانرشته ای و تخصصی در امور زنان شکل گیرد. نصر حامد ابوزید نومعتزلی، اندیشمند مسلمان با بهره گیری از آموزه های اسلامی و علومی چون جامعه شناسی، زبانشناسی و رویکردی انسانگرایی و روش هایی همچون هرمنوتیک با نگاهی نو و مفسرانه که برگرفته از رویکرد قرآنی است، به مسئلۀ زن توجه ویژه ای دارد. تلاش های وی متمرکز بر بازنمایی چهرۀ زن مسلمان با رویکرد جامعه شناختی، متناسب با تحولات عصری دربارۀ حقوق و بحران های اجتماعی زنان است. پژوهش پیشرو درپی دستیابی بر مؤلفههای مفسرانۀ حامد ابوزید و راه حل او برای مسئلۀ زنان است. وی معتقد است چالش های معاصر زن مسلمان نه برآمده از قرآن، بلکه در سنت های مردانه، تسلط فضای پدرسالارانه و تصلبگرای عرب ریشه دارد. وی با بیان اینکه «مسئلۀ زن اساساً امری اجتماعی است» آن را از امور دینی جدا میکند و برآن است تا با الگو گرفتن از نگاه قرآن به زنان، توجه به تاریخمندی متن مقدس و درنهایت توسل به سکولاریسم در قانونگذاری، به حل آن بپردازد. این پژوهش برای پرداختن به آرای حامد ابوزید از روش توصیفی ـ تحلیلی متکی بر تحلیل محتوا بهره گرفته است.
ارسلان مقصودی، ابراهیم افشاری، حسین احمدی کیا،
دوره ۱۳، شماره ۸ - ( ۸-۱۳۹۲ )
چکیده
در این مقاله، سیستم تغذیه سوخت آند پیل سوختی غشا پلیمری به وسیله اجکتور نازل همگرا، مطالعه شده است. این سیستم برای کاهش توان پارازیتی پیل، بازگشت دوباره سوخت و استفاده از انرژی پتانسیل فشاری مخزن سوخت بسیار موثر است. با انتخاب یک مدل تقارن محوری اجکتور، معادلات حاکم شامل: بقا جرم، ممنتم، انرژی و معادله حالت به روش عددی حل شده اند و تاثیر افت فشار گاز در کانال سوخت سمت آند، فشار عملکرد پیل سوختی و دمای عملکرد پیل بر عملکرد اجکتور بررسی شده است. نتایج نشان می دهد که با کاهش افت فشار پیل، عملکرد اجکتور بهبود یافته و حتی در فشار جریان اولیه پایین تر، افزایش عملکرد بهتر خواهد بود که این مزیت خوبی می باشد که در فشار پایین تر به بالاترین نسبت دبی جرمی جریان ثانویه به دبی جرمی جریان اولیه دست یابیم. با افزایش فشار و دمای کارکرد پیل نیز عملکرد اجکتور بهتر خواهد شد؛ هر چند که حساسیت عملکرد اجکتور به افزایش فشار کارکرد، بسیار بیشتر است. تاثیر نسبت قطر ناحیه اختلاط به قطر نازل نیز به عنوان یک پارامتر هندسی مهم بررسی شده است.
مهدی محمدی مهر، محمد سالمی، حسین نصیری، حسن افشاری،
دوره ۱۳، شماره ۱۱ - ( ۱۱-۱۳۹۲ )
چکیده
در این مقاله، تاثیر حرارت روی خیز، بار کمانش بحرانی و فرکانس طبیعی تیر اویلر- برنولی غیرمحلی بر بستر الاستیک وینکلر- پاسترناک مورد بررسی قرار می¬گیرد. معادلات حرکت تیر اویلر- برنولی بر بستر الاستیک پاسترناک تحت تاثیر بار حرارتی با استفاده از روش انرژی بدست می¬آید. روش ریتز برای حل معادلات حاکمه حرکت استفاده می¬شود. با استفاده از این روش، ماتریس¬های جرم، سختی و سختی کمانشی حاصل می¬شود. سپس تاثیر حرارت، شرایط مرزی مختلف، ثابت فنری نوع وینکلر، ثابت برشی نوع پاسترناک و پارامتر غیر محلی روی خیز، بار کمانش بحرانی و فرکانس طبیعی بدون بعد تئوری تیر اویلر- برنولی بررسی می¬شود. نتایج بدست آمده نشان می¬دهد که با افزایش ثابت فنری وینکلر و ثابت برشی پاسترناک مقدار خیز بی¬بعد در تیر کاهش و فرکانس طبیعی و بار کمانش بحرانی بی بعد افزایش می-یابند. درحالیکه با افزایش حرارت در تیر اویلر- برنولی غیرمحلی بر بستر الاستیک وینکلر- پاسترناک مقدار خیز بی بعد در تیر افزایش و فرکانس طبیعی و بار کمانش بحرانی بدون بعد کاهش می¬یابند. همچنین با اضافه شدن ثابت فنری وینکلر و ثابت برشی پاسترناک شکل مودهای پایین¬تر در تیر اویلر- برنولی غیرمحلی بر بستر الاستیک وینکلر- پاسترناک حذف شده و جای خود را به مودهای بالاتر می¬دهند.
دوره ۱۳، شماره ۵۰ - ( ۱-۱۳۹۵ )
چکیده
چکیده امروزه تمایل به استفاده از نگهدارندههای طبیعی به منظور افزایش امنیت غذایی گسترش یافته است. هدف از انجام این تحقیق استفاده از اسانس پوست پرتقال و مقایسهی خواص ضدمیکروبی آن با سوربات پتاسیم به عنوان یک نگهدارندهی شیمیایی در کیک روغنی بود. جهت استخراج اسانس از امواج فراصوت با شدت ۷۰ و ۹۰ درصد در زمان ۳ و ۵ دقیقه استفاده گردید. نتایج نشان داد که با افزایش زمان و شدت اعمال صوت، راندمان استخراج اسانس افزایش یافت و زمان استخراج کوتاهتر گردید. همچنین استفاده از اسانس در کاهش pH خمیر و افزایش حجم مخصوص و سفتی محصول نهایی تغییرات معنی داری ایجاد نمود. این در حالی بود که کاهش مؤلفههای *L و *b و افزایش مؤلفهی *a در محصول نهایی با افزایش شدت و مدت زمان اعمال صوت مشاهده گردید. لازم به ذکر است اثر منفی سوربات پتاسیم بر ویژگیهای رئولوژیک کیک و کاهش کیفیت آن بیش از اسانس پوست پرتقال بود. در میان نمونههای تولیدی، نمونهی حاوی اسانس پرتقال استخراج شده با شدت ۷۰ درصد و مدت زمان ۳ دقیقه، نتایج قابل قبولی را به لحاظ خصوصیات رئولوژیک نشان داد و از نظر ویژگیهای حسی به ویژه بافت و عطر و طعم مورد تأیید داوران چشایی قرار گرفت. در نهایت نتایج آزمون میکروبی نشان داد که اثر بازدارندگی اسانس پوست پرتقال بر رشد کپک و مخمر قابل رقابت با سوربات پتاسیم بود. با افزایش زمان و شدت اعمال صوت اثر ضد میکروبی اسانس افزایش یافت.
ناصر بهارلو هوره، ابراهیم افشاری،
دوره ۱۴، شماره ۲ - ( ۲-۱۳۹۳ )
چکیده
مرطوب سازی بهینه گازهای واکنشگر پیل سوختی غشا پلیمری تاثیر بسزایی در عملکرد آن دارد. در این مطالعه، یک مدل تحلیلی از مرطوب ساز غشایی برای پیل سوختی غشا پلیمری ارائه و تاثیر دبی¬ها، فشارها و دماهای ورودی مرطوب ساز بر عملکرد آن بررسی شده است. بدین منظور، با نوشتن معادلات حاکم شامل: معادلات انتقال آب در غشا و قانون بقا انرژی در مرطوب ¬ساز، یک دستگاه معادلات غیر خطی تشکیل شده که به روش تکرار، با استفاده از برنامه نویسی فرترن حل گردیده است. در هر مرحله، دماهای خروجی، نرخ انتقال آب از غشا، رطوبت نسبی و نقطه شبنم خروجی گاز خشک محاسبه و تحلیل شده¬اند. هرچه اختلاف نقطه شبنم ورودی سمت مرطوب و خروجی سمت خشک کمتر باشد، عملکرد مرطوب ساز بهتر است. نتایج نشان می¬دهد افزایش دبی ورودی سمت خشک، سبب افت عملکرد اما افزایش دبی ورودی در سمت مرطوب سبب بهبود عملکرد مرطوب¬ساز می¬شود. با افزایش فشار ورودی کانال خشک، عملکرد مرطوب ساز بهتر می¬شود؛ در حالی که فشار ورودی سمت مرطوب اثر قابل توجهی بر عملکرد آن ندارد. بررسی تاثیر دما نشان می¬دهد پیش گرم کردن گاز خشک ورودی ضروری به نظر نمی¬رسد و استفاده از گاز مرطوب سردتر عملکرد مرطوب ساز را بهبود می¬بخشد.
رضا تقوی زنوز، احسان سلکی، هادی افشاری،
دوره ۱۴، شماره ۳ - ( ۳-۱۳۹۳ )
چکیده
در این مقاله، یکی از روشهای جدید اصلاح پوسته به منظور بهبود عملکرد کمپرسورها مورد بررسی قرار گرفته است. درز نوک پلّهای یکی از روشهای مناسب اصلاح پوسته کمپرسورهاست که اخیراً کارایی آن در زمینه کمپرسورهای محوری به اثبات رسیده است. در مطالعه حاضر، اثرات درز نوک پلّهای بر بهبود حاشیه استال یک کمپرسور گریز از مرکز، برای اولین بار، به روش عددی مورد ارزیابی قرار گرفته است. شبیهسازی به کمک نرمافزار فلوئنت و با بهرهگیری از مدل آشفتگی k-ε صورت پذیرفته است. بهمنظور یافتن هندسه بهینه درز نوک پلّهای، هفت هندسه پوسته مختلف به همراه کمپرسور با پوسته صاف در نظر گرفته شدهاند. بررسی کانتورهای سرعت و الگوهای خطوط جریان روی صفحات عمود بر راستای جریان و نصفالنهاری نشان میدهد که با ایجاد پوسته با درز نوک پلّهای، جریان نشتی نوک پرّه تضعیف شده و میزان انسداد جریان در گذرگاه اصلی کمپرسور، کاهش پیدا میکند. بنابراین درز نوک پلّهای، سبب افزایش محدوده عملکرد پایدار کمپرسور شده و وقوع پدیده استال را بهتأخیر میاندازد. نتایج تحقیق حاضر نشان میدهد که با استفاده از درز نوک پلّهای با ابعاد بهینه، حاشیه استال کمپرسور ۳۸/۷% بهبود پیدا میکند.
سید علی اطیابی، ابراهیم افشاری، محمود عدمی،
دوره ۱۴، شماره ۴ - ( ۴-۱۳۹۳ )
چکیده
در این مطالعه، با قرار دادن یک یا چند مانع در کانال کاتد پیل سوختی غشا پلیمری، تأثیرات دینامیک سیالات ناشی از وجود/عدم وجود مانع در کانال و همچنین اثر مانع بر عملکرد پیل سوختی مورد مطالعه قرار گرفته است. بدین منظور با در نظر گرفتن یک مدل سه بعدی پیل سوختی که بخشی از کانال کاتد مسدود شده است، معادلات پیوستگی، مومنتوم، گونههای جرمی و بقای بار الکتریکی بهصورت حالت پایا در سیستم مختصات کارتزین با استفاده از یک دامنه کلی و روش حجم محدود حل شده است. نتایج نشان میدهد که با قرار دادن یک مانع، در مقایسه با حالت بدون مانع، بیشترین افزایش سرعت در لایه پخش گاز (زیر مانع حدود ۶ برابر سرعت) رخ داده است و گازهای واکنشدهنده بیشتری مجبور به ورود به لایه پخش گاز میشود که به واکنشهای شیمیایی کمک میکند و عملکرد پیل سوختی را بهبود میبخشد. همچنین افزایش تعداد موانع بر انتقال گازهای واکنشدهنده و توزیع یکنواختتر گازها در لایه پخش گاز و لایه کاتالیست، مخصوصاً در دانسیته جریانهای بالا، کمک میکند؛ اما افت فشار در کانال کاتد را افزایش میدهد. پیشبینیها نشان میدهد که انتقال موضعی واکنشدهنده، تولید چگالی جریان محلی و عملکرد پیل در حضور موانع بهبود مییابد.
محسن ایرانی رهقی، کیوان ترابی، حسن افشاری،
دوره ۱۴، شماره ۱۰ - ( ۱۰-۱۳۹۳ )
چکیده
در این پژوهش با استفاده از روش المانی تفاضلات مربعی (DQEM)، ارتعاشات عرضی محور چندپله ای با چند تکیهگاه بررسی گردیده است. به منظور افزایش دقت مدلسازی و بررسی اثر ژیروسکوپیک ناشی لز دوران محور، از مدل تیر تیموشنکو استفاده شده است. به منظور جامعیت بخشیدن به مدلسازی تکیه گاه ها، هر یک از تکیهگاه ها توسط چهر فنر مدلسازی شده است؛ به فنر طولی و دو فنر پیچشی که دو به دو در دو صفحه ی عمود بر راستای محور عمل می کنند. معادلات حاکم، شرایط سازگاری در مقاطع پله دار و تکیهگاه ها و همچنین شرایط مرزی استخراج شده و با استفاده قوانین روش تفاضلات مربعی معادلسازی و حل شده اند. پس از حل معادلات، ابتدا همگرایی و اعتبار روش از طریق مقایسه ی نتایج با حل دقیق ارائه شده بررسی گردیده اند. سپس منحنی تغییرات فرکانس حرکت رقص محوری بر حسب سرعت دوران محور( منحنی کمپبل) برای چند مثال مختلف رسم گردیده است. مزیت اصلی روش استفاده شده سرعت بالای آن به دلیل حجم کمتر محاسبات در مقایسه حل های دقیق می باشد؛ بویژه برای محورهای دارای چندین مقطع پله دار و چندین تکیهگاه که به دلیل حجم بالای محاسبات در تحلیل های دقیق ارائه شده عملاَ توسط این تحلیل ها غیرقابل حل می باشند.
ابراهیم افشاری، محسن دادور، علیرضا خادم الحسینی،
دوره ۱۴، شماره ۱۳ - ( ويژهنامه اول ۱۳۹۳ )
چکیده
در این مقاله، مطالعه ای بر بازده سیستم پیل سوختی غشا پلیمری با استفاده از اجکتور برای بازگرداندن سوخت اضافی در مدار تغذیه ی سوخت آند و مقایسه با سیستم های رایج که عموماً از کمپرسور برای این کار استفاده می کنند، انجام شده است. بدین منظور یک مدل نیمه تحلیلی توسعه یافته برای محاسبه ی میزان افزایش بازده و همچنین میزان ذخیره ی توان در نتیجه ی استفاده از اجکتور و حذف کمپرسور در خط برگشت سوخت با گسترش مدلهای قبلی ارائه شده است. در مدل گسترش یافته با ارائه ی یک پارامتر بی بعد و جدید، پارامترهای مهم هندسی توده پیل سوختی به پارامترهای هندسی اجکتور ربط داده شده اند. نتایج به دست آمده برای یک نمونه پیل نشان می دهد که میزان افزایش بازده در مقادیر مختلف چگالی جریان، متفاوت است و یک نقطه ی ماکزیمم برای آن وجود دارد. میزان ذخیره ی توان در نتیجه ی استفاده از اجکتور در مقایسه با توان توده پیل قابل توجه بوده و با افزایش چگالی جریان، افزایش می یابد. این نتایج کاربرد اجکتور را برای مواردی که نیاز به توان بالاتر وجود دارد، از جمله کاربردهای حمل و نقل که در آنها سیستم پیل سوختی معمولاً در ماکزیمم توان خود کار می کند، به صرفه تر نشان میدهد.
صابر حیدری، ابراهیم افشاری،
دوره ۱۵، شماره ۳ - ( ۳-۱۳۹۴ )
چکیده
ستفاده از فوم فلزی به عنوان توزیع کننده جریان در پیل های سوختی غشا پلیمری باعث کاهش وزن و حجم، توزیع یکنواختتر گازهای واکنشگر و در بعضی موارد حذف ماشینکاری برای ایجاد کانال های جریان می شود. در این مقاله ۵ نمونه از پیل سوختی غشا پلیمری شامل: مدلی که در آن صفحه دو قطبی شامل دو کانال موازی است (مدل ۱)؛ مدلی که همانند مدل ۱ است با این تفاوت که در این مدل درون کانالها فوم قرار داده شده است (مدل ۲)؛ مدلی که در آن شانه های میان کانالها در سمت آند و کاتد حذف گردیده و در سمت آند آن، فوم فلزی قرار داده شده است(مدل ۳) ؛ مدلی که همانند مدل ۳ است با این تفاوت که در سمت کاتد فوم فلزی قرار داده شده است (مدل ۴) و در مدل ۵ هم در سمت آند و هم در سمت کاتد فوم فلزی قرار داده شده است، مدلسازی شده است. نتایج نشان می دهند که استفاده از فوم فلزی چه در سمت آند و چه در سمت کاتد، علاوه بر اینکه ماکزیمم دما را در مدلهای مختلف کاهش می دهد به توزیع یکنواختتر دما نیز کمک می کند. همچنین شاخص یکنواختی نشان می دهد که توزیع چگالی جریان با حذف شانه در مدل های ۳، ۴ و ۵ بسیار بهتر و یکنواختتر صورت گرفته است. با مقایسه صورت گرفته بین مدل های محتلف مشاهده می شود که افت فشار ایجاد شده با وجود فوم فلزی، به دلیل ضریب بالای نفوذپذیری و تخلخل، نیز اندک است.
دوره ۱۵، شماره ۸۴ - ( ۱۱-۱۳۹۷ )
چکیده
در این بررسی، ساکارز موجود در فرمولاسیون گز در سطوح مختلف از ۲۰ تا ۴۰% با شربت ذرت حاوی فروکتوز بالا جایگزین گردید و پنج فرمولاسیون تهیه شد که عبارتاند از : A (کنترل : ۱۰۰% شکر + گلوکز اسیدی)، B (۱۰۰% شکر +گلوکز آنزیمی)، C (۸۰% شکر + ۲۰% HFCS-۵۵ + گلوکز آنزیمی)، D (۷۰% شکر + ۳۰% HFCS-۵۵ + گلوکز آنزیمی) و E (۶۰% شکر + ۴۰% HFCS-۵۵ + گلوکز آنزیمی). گزهای تهیهشده از نظر ویژگیهای فیزیکوشیمیائی، بافت (آزمون برشی و نفوذ)، رشد میکروبی و خواص حسی مورد ارزیابی قرار گرفتند. در مقایسه با نمونهی کنترل، کمترین فعالیت آبی و انرژی در نمونههای حاوی ۴۰-۳۰% از HFCS-۵۵ مشاهده شد. با افزایش میزان HFCS محتوای رطوبتی کاهش یافت ولی اختلاف معنیداری بین نمونههای B، C و D مشاهده نشد. رشد میکروبی با نوع فرمولاسیون تحت کنترل قرار گرفت و جایگزینی شکر با HFCS رشد کپک و مخمر را در فرمولاسیونهای C، D و E محدود نمود. در مقایسه با نمونهی کنترل، ویژگیهای رنگ ظاهری از قبیل روشنایی و زردی بهطور قابل ملاحظهای تحت تأثیر افزودن HFCS قرار گرفت (۰۵/۰P<). مقادیر نیروی برشی و نفوذ نمونههای گز به ترتیب در محدودهی ۹۲/۶-۶۵/۳ و ۵۳/۰-۲۴/۰ نیوتون بود. این دو پارامتر بافتی بهطور قابل ملاحظهای تحت تأثیر فرمولاسیون قرار گرفتند. نتایج آزمون حسی انجام شده با روش هدونیک ۵ نقطهای نشان داد، ارزیابان نمونههای گز تهیهشده تا سطح جایگزینی ۳۰% را به دلیل ویژگیهای رنگی، بافتی و طعم به نمونهی کنترل ترجیح میدهند.