جستجو در مقالات منتشر شده


۵۶ نتیجه برای بختیاری


دوره ۱، شماره ۱ - ( ۹-۱۳۸۹ )
چکیده

به منظور بررسی تاثیر متیل جاسمونات بر متابولیتهای ثانویه گیاه همیشه بهار(Calendula officinalis L.)، گیاهان به مدت ۱۰ روز در کشت هیدروپونیک با محلول غذایی هوگلند(۲/۱) قرار گرفتند وسپس با ۵۰ و ۱۰۰ میکرومول در لیتر متیل جاسمونات تیمار شدند. محتوای لیگنین در ریشه گیاهان تیمار شده، کاهش و دربخش هوایی افزایش معنی داری، درمقایسه با گیاهان شاهد، نشان داد. محتوای کل فنل های متصل به دیواره در ریشه در مقایسه با گیاهان شاهد افزایش و در بخش هوایی کاهش نشان داد. محتوای آنتوسیانین های ریشه تنها با متیل جاسمونات ۵۰ میکرومولار کاهش یافت ولی در بخش هوایی کاهش معنی دار محتوای آنتوسیانین در هر دو غلظت، در مقایسه با گیاهان شاهد مشاهده شد. محتوای کل فلاونوئید در اندام هوایی گیاهان تیمار شده کمتر از گیاهان شاهد بود. میزان پراکسید شدن لیپیدهای غشا هم در ریشه و هم در اندام هوایی در تیمارها در مقایسه با گیاهان شاهد تغییر معنی داری نداشت. ترکیب غالب مشاهده شده در اسانــس Cadinol –α بود. القای سسکوئی ترپن ضد قارچ α-Muureloene در تیمار با متیل جاسمونات و افزایش آن در غلظتهای بالاتر پیشنهاد می کند که می توان از متیل جاسمونات در جهت القای تغییر در مسیر بیوسنتز ایزوپرنوئیدها و تولید فیتو الکسینهای خاص استفاده نمود.

دوره ۳، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۱ )
چکیده

لغت­نامه­ها از اساسی ترین معیارها در آموزش و پژوهش زبانند، لذا انتظار می­رود عاری از هرگونه اشکال باشند. با این وجود به نظر می­رسد که در تعیین مقوله های واژگانی تعداد قابل توجّهی از واژه های موجود در لغت­نامه­های فعلی، تناقض و ناهماهنگی­هایی وجود دارد. در این مقاله به بررسی بحث اتباع در مدخل­های واژگانی لغت­نامه دهخدا می­پردازیم؛ بدین منظور، پس از تعریف فرایند اتباع و مشخصه­های آن در زبان فارسی، تمامی مدخل­هایی را که در لغت­نامه ­دهخدا برای آن ها ساخت اتباع درنظرگرفته­شده، استخراج شده و با تکیه بر تعاریف زبان­شناختی ارائه شده برای ساخت اتباع، هر یک را مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج این تحقیق نشان می­دهد که در لغت­نامه دهخدا، مداخل واژگانی دارای عنوان اتباع، در برخی موارد با یکدیگر تناقض دارند و از دیدگاه زبان­شناسی، بعضی از آن ها را اساساً نمی­توان اتباع در نظر گرفت. یکی از اهداف این مقاله، تأکید بر این نکته است که برای تحلیل داده های زبان فارسی، باید به ویژگی­های زبانی آن ها توجه کرد و نباید به انگاره­های طرح­شده در زبان­های دیگر استناد کرد و همچنین در تعیین مقوله کلمات، باید مفاهیم دستوری سنّتی را از مفاهیم زبان­شناختی متمایز کرد.  

دوره ۳، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۳ )
چکیده

تأثیر‌ ترکیب نفتی پایرن بر اندام‌های آبشش، کلیه و کبد ماهی کپور معمولی (Cyprinus carpio) با قرار دادن ۳۰ عدد ماهی (۱۰± ۱۴۰ گرم) در غلظت‌های تحت کشنده ۱۰، ۵۰ و ۱۰۰ میکروگرم در لیتر در یک دوره ۳۵ روزه بررسی شد. از بافت‌های آبشش، کلیه و کبد ماهی‌ها نمونه‌برداری و در محلول بوئن تثبیت شدند. سپس نمونه‌ها مطابق روش استاندارد بافت‌شناسی آبگیری، شفاف‌سازی و پارافینه شده و با استفاده از میکروتوم از آنها مقاطع میکروسکوپی تهیه و با استفاده از میکروسکوپ نوری مورد مطالعه قرار گرفتند. آسیب‌های بافتی عمده در آبشش شامل، پرخونی، هایپرپلازی، S شکل شدن، چماقی شدن تیغه‌ها و در غلظت‌های ۵۰ و ۱۰۰ µg/l، هم‌جوشی و نکروز تیغه‌های آبششی مشاهده گردید. در بافت کبد واکوئولاسیون سلول‌های کبدی، پرخونی سینوزوئید‌ها، حضور ماکروفاژهای حاوی هموسیدرین و در غلظت‌های ۵۰ و ۱۰۰ µg/l سلول‌های کبدی حاوی هسته‌های پیکنوزه، کاریولیز شده و نکروزه مشاهده شدند. در بافت کلیه در غلظت۱۰ µg/l، کست‌های ادراری، پرخونی، دژنره شدن توبول‌ها و در غلظت‌های ۵۰ و ۱۰۰ µg/l ماکروفاژهای حاوی هموسیدرین، دژنره شدن توبول‌ها با شدت بیشتر و نکروز در بخش‌های مختلف مشاهده گردید. نتایج بیانگر آثار منفی پایرن بر هوموستازی، سلامت ماهی و فعالیت اندام‌های حیاتی به‌واسطه تغییرات بافت‌شناسی می‌باشد که در بلند مدت و غلظت‌های بیشتر اثرهای شدیدتری را به‌وجود می‌آورد.

دوره ۳، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۹۱ )
چکیده

پژوهش حاضر که در حوزه جامعه شناسی زبان انجام گرفته تلاشی است برای ارزیابی یکی از تفاوتهای رفتار زبانی زنان و مردان در چارچوب نظریه تسلط. هدف از انجام این پژوهش ارزیابی شاخص تسلط مکالمه ای قطع گفتار بر پایه نظریه تسلط در جامعه فارسی زبان و نیز بررسی عوامل سه گانه مؤثر بر قطع گفتار ( اظهار نظرهای مستقیم، انحراف از موضوع و قیدها و افعال تردید آمیز) می باشد. بر این اساس، شاخص قطع گفتار و شاخص های سه گانه مؤثر بر قطع گفتار در محیط های مختلط و همجنس در نظر گرفته شد وسپس این شاخص ها در چهل مصاحبه ی دو مرحله ای (۱۰ مرد و ۱۰ زن دانشجو در فاصله سنی ۱۸-۲۴ سال) مورد ارزیابی قرار گرفت. نهایتاً زنان و مردان در محیط های مختلف، بر اساس کاربرد قطع گفتار، رفتار متفاوتی از خود نشان دادند و نمود زبانی نگرشِ جنسیت مدار در جامعه امروز فارسی زبان ملموس بود و بر اساس این پژوهش، نوع رابطه هر کدام از شاخص های مؤثر بر قطع گفتار با قطع گفتار تدقیق شد و نهایتاً چارچوب ارائه شده توسط نظریه تسلط در میان فارسی زبانان، ناکارآمد، تشخیص داده شد.

دوره ۴، شماره ۳ - ( شماره ۳ (پیاپی ۱۵)- ۱۳۹۲ )
چکیده

یکی از مباحث مهم در زبان­شناسی، بررسی ساختار و خصوصیات انواع جمله های موجود در زبان و تعیین تفاوت ها و شباهت های آن ها با یکدیگر است. هدف مقاله حاضر نیز پرداختن به جمله های تعجبی زبان فارسی ازدیدگاه زبان­شناسی و ارائه داده­های جدیدی از زبان فارسی است که ضرورت توصیف این گونه جمله ها را توجیه می کند و اساس درک ماهیت جمله­های تعجبی را وسعت می بخشد. در این تحقیق تلاش می­شود تا در چارچوب رویکرد زانوتینی و پورتنر (۲۰۰۳) به این پرسش­ها پاسخ داده شود: الف. ساختار جمله های تعجبی در زبان فارسی چگونه است؟ ب. نقش معنایی و کاربردشناختی این گونه جمله ها چیست؟ ج. تفاوت این جمله ها با جمله های پرسشی خبری چیست؟ د. عنصر نفی در این ساختارها چه جایگاهی دارد؟ داده­های این تحقیق به شیوه پیکره­بنیاد گردآوری و به روش توصیفی- تحلیلی بررسی شده است. نتایج حاکی از این است که در زبان فارسی، تعجبی های خبری و تعجبی های پرسش واژه­ای دو نوع اصلی جمله های تعجبی را تشکیل می­دهند که تمایز میان آن ها با بررسی ویژگی­های معنایی، کاربردشناختی، آکوستیکی و نحوی این جمله ها و همچنین مقایسه رفتار آن ها در رابطه با فرایند منفی­سازی و ساخت­های مقایسه­ای امکان پذیر است.  

دوره ۵، شماره ۱ - ( زمستان ۱۴۰۳ )
چکیده

پارادوکس‌های اثبات وضعیت‌هایی هستند که شواهد آماری به سود محکومیت خوانده یا متهم‌اند، اما محکومیت او صرفاً بر اساس این شواهد، خلاف شهود به نظر می‌رسد. رویکرد غالب در مواجهه با پارادوکس‌های اثبات، تلاش برای بازشناساییِ شواهد آماریِ صِرف از سایر ادلۀ اثباتِ محکومیت است. اسمیت  حمایت عرفی را به‌عنوان ملاکی برای تمایز یادشده معرفی می‌کند. در سوی دیگر، دی‌بلو  پس از اصلاح این ملاک، استدلال می‌کند عدم دسترسی به فاسخ‌های جرح‌کننده در شواهد آماریِ صِرف، وجه تمایز میان آن‌ها و سایر ادله اثباتی است. در این پژوهش با بهره‌گیری از آموزه‌های پولاک  استدلال می‌کنیم در شواهد آماریِ صِرف همچنان می‌توان به فاسخ‌های جرح‌کننده دسترسی داشت. همچنین، با تمرکز بر یکی از نمونه‌های پارادوکس‌های اثبات و بر پایۀ استدلال‌های پولاک که در بازشناسایی مغالطۀ نرخ پایه نمود کمی می‌یابند، نشان می‌دهیم فاسخ جرح‌کننده چگونه می‌تواند اثرگذار باشد. بدین ترتیب به نظر می‌رسد استدلال دی‌بلو محل تردید باشد.

دوره ۷، شماره ۱ - ( شماره ۱ (پیاپی ۲۹)- ۱۳۹۵ )
چکیده

پدیده ادب یکی از مقولاتی است که همواره مورد توجه پژوهشگران رشته‌های مختلف همچون روان‌شناسی و جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی قرار گرفته ‌است. در حوزه مطالعات کاربردشناسی زبان نیز به مقوله ادب کلامی پرداخته‌‌ می‌شود. یکی از مفاهیمی که به دنبال ادب در زبان‌شناسی مطرح می‌شود بی‌ادبی کلامی است. افراد مختلفی همچون گافمن(۱۹۶۷)، براون ولوینسون (۱۹۸۷)، بوسفیلد (۲۰۰۸)، کالپپر (۱۹۹۶،۲۰۰۳،۲۰۱۱)، یوهانی رودانکو (۱۹۹۶) به بررسی مقوله ‌ادب/ بی‌ادبی کلامی پرداخته‌اند. علیرغم  مطالعات فراوانی که در زمینه الگوهای بی‌ادبی در فرهنگ غرب انجام شده است، این مفهوم در زبان فارسی چندان مورد کاوش قرار نگرفته است. در همین راستا، هدف پژوهش حاضر بررسی کارکرد این پدیده در زبان فارسی از طریق توصیف آن در نمایش‌نامه «صیادان» برگرفته از مجموعه نمایش‌نامه روی صحنه آبی نوشته اکبر رادی است. علت انتخاب متون نمایشی نیز آن است که این متون بی‌شک بازتابی از زندگی روزمره مردم و محاورات‌ آن‌ها هستند. الگوی نظری‌ای که در بررسی داده‌های این پژوهش استفاده شد الگوی ارائه شده از سوی کالپپر (۱۹۹۶؛۲۰۰۳؛۲۰۱۱)  است؛ یعنی ترکیبی از الگوهای بی‌ادبی (۱۹۹۶؛۲۰۰۳) و عواملی همچون هنجارهای اجتماعی، بافت و احساسات (۲۰۱۱). پرسش‌های این پژوهش عبارتند از: ۱. کدام ‌یک از راهکارهای پیشنهاد شده از سوی کالپپر در نمایشنامه صیادان به کار رفته است؟ و  ۲.کدام راهکار بیش از بقیه از سوی تعامل کنندگان به کار گرفته شده است؟ نتیجه‌ آنکه پرکاربردترین راهکار در صیادان بی‌ادبی ایجابی و کم‌کاربردترین راهکار مربوط به کنایه نیش‌دار بود. راهکارهایی که مرکب از چند راهکار بودند در مرتبه دوم و بی‌ادبی سلبی در مرتبه چهارم قرار گرفت. ادب کنایه‌دار نیز در میان داده‌ها یافت نشد. علاوه بر این، موارد جدید نیز معرفی شدند.

دوره ۷، شماره ۲ - ( شماره ۲ (پیاپی ۳۰)- ۱۳۹۵ )
چکیده

در پژوهش حاضر، مقولۀ خشونت کلامی در نمایش‌نامۀ هاملت با سالاد فصل در چهارچوب نظریه گفتمانی مالکین (۲۰۰۴) مورد بررسی قرار گرفته است. مالکین در بررسی خشونت کلامی، شاخص‌هایی شش‌گانه معرفی می‌کند که به‌واسطه آن‌ها زبان کنش‌گری خشونت‌بار شناخته می‌شود. هدف اصلی این پژوهش، معرفی و کاربست نگره‌ای زبانشناختی در تحلیل گفتمان خشونت‌آمیز دراماتیک است. در متون نمایشی (همچون دیگر متون ادبی)، شخصیت‌ها توسط زبان خلق می‌شوند؛ تحت استیلای قوانین حاکم بر آن پرورش می‌یابند؛ گاهی توسط آن مورد تعرض قرار می‌گیرند و در نهایت دگرگون می‌شوند. نظر به این‌که شکل‌گیری شخصیت‌های نمایشی بر پایه دیالوگ‌هایشان شکل می‌گیرد، مطالعه علمی خشونت کلامی به عنوان یکی از مؤلفه‌های کلام دراماتیک در این نوع ادبی ضروری به نظر می‌رسد. پژوهش حاضر بر پایه نظریه مالکین (۲۰۰۴) در مورد الگوهای خشونت کلامی در درام، با رویکردی گفتمانی به بررسی این الگوها در نمایش‌نامه هاملت با سالاد فصل اکبر رادی می‌پردازد، و تلاش می‌کند تا مؤلفه‌های غالب در گفتمان خشونت‌آمیز شخصیت‌های این نمایش را ارائه کند.          

دوره ۷، شماره ۲ - ( تابستان ۱۴۰۲ )
چکیده

موضـوع تحقیـق: پلی‌پروپیلن یک پلیمر گرمانرم می‌باشد که در یک بازه گسترده از کاربردها شامل فیلم و ورق، قالب‌گیری‌دمشی، قالب‌گیری تزریقی، بسته‌بندی غذایی، نساجی، تجهیزات آزمایشگاهی و پزشکی، لوله، کاربردهای صنعتی و ساختمانی و ساخت اجزاء خودرو مورد استفاده قرار دارد. در کاربردهای این پلیمر، بهبود خواص سطحی PP آن همواره مد نظر بوده است. یکی از روش‌های معمول بهبود خواص سطحی پلاسما است. پلاسما به لحاظ شیمیایی محیطی به شدت فعال است که در آن یون‌ها و رادیکال های زیادی وجود دارند. در این تحقیق برای افزایش خصلت آبگریزی پلی‌پروپیلن (PP) از پلاسمای تخلیه تابان فشار اتمسفری استفاده گردیده و تغییرات سطحی و عمقی PP مورد بررسی قرار گرفته است.
روش تحقیق: با تابش پلاسمای تخلیه تابان به سطح پلیمر  PP با زمانه‌ای متفاوت تغییرات عمقی و سطحی بررسی شد. آزمون‌های  FTIRو  XRD  برای بررسی تغییرات حجمی و FESEM برای بررسی تغییرات سطحی انجام شد. آبگریزی PPبا آزمون زاویه تماس (CA) بررسی شد و از طیف سنجی طول عمر پوزیترون (PALS) برای بررسی تغییرات عمقی کم استفاده شد.
نتایج تحقیق: نتایج نشان می‌دهد که پلاسمای سرد اعمال شده تغییرات حجمی در PP ایجاد نکرده، ولی باعث تغییرات سطحی  و زبر شدگی آن شده است. زاویه تماس در این پلیمر از ۱/۰ ±۱/۳۰ به۱/۰ ± ۴/۳۴ افزایش پیدا کرده و آب گریزی سطح بیشتر شده است. بررسی تغییرات حفره‌ها با آزمون PALS نشان می‌دهد بعد از تابش پلاسما حجم حفره‌ها از Å۳۲۱۷ به Å۳۲۲۲  افزایش پیدا کرده و تعداد آنها کمتر شده‌است. این امر به علت گرمای ناشی از پلاسما و انرژی ذرات آن است. 
 

دوره ۸، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۷ )
چکیده

هدف این پژوهش، تدوین مدل علّی پیروی شرنگ‌آلود تبانی‌کنندگان با استفاده از نگاشت علّی، برآمده از تجارب خبرگان سازمان‌های دولتی کرمان بود. برای این کار پس از مطالعه ادبیات پژوهش و شناسایی ۱۶ عامل نقش‌آفرین در پیروی شرنگ‌آلود تبانی‌کنندگان و گنجاندن آنها در پرسشنامه  نیمه‌بسته مبتنی بر طیف لیکرت با استفاده از روش نمونه‌گیری نوعی، ۳۱ نفر از خبرگان شناسایی و پرسشنامه میان آنها توزیع شد. برای غربالگری داده‌ها از میانگین نظر خبرگان بر پایه منطق فازی استفاده شد که نتیجه به حذف یک عامل منتهی شد. سپس پرسشنامه‌ای با ساختاری ماتریسی برای کشف روابط علّی میان عوامل تهیه شد. پس از حصول اطمینان از عدم وجود رابطه معنادار میان شاخص‌های خبرگی خبرگان و شاخص‌های پیچیدگی و دامنه نقشه‌های شناختی و نیز بررسی تشابه تقشه شناختی خبرگان که نشان می‌داد ویژگی‌های شخصی و عضویت خبرگان در سازمان‌های مختلف نتوانسته است میان نقشه‌های خبرگان تفاوت معناداری ایجاد کند، نسبت به استخراج نقشه مورد اتفاق خبرگان مبتنی بر روابط به‌نسبت قوی میان عوامل اقدام شد. نتیجه به یک مدل منجر شد که بر‌اساس آن عوامل فرایندی مؤثر در پیروی شرنگ‌آلود تبانی‌کنندگان عبارت بودند از جاه‌طلبی‌های بی‌محابا، خودخواهی محافظه‌کارانه، سازگاری سالوسانه و طمع‌ورزی تبانی‌کنندگان و نیز هم‌سویی و هم‌سازی پیرو- رهبر.


دوره ۸، شماره ۴ - ( شماره ۴ (پیاپی ۳۹)- ۱۳۹۶ )
چکیده

در دنیای مدرن امروز، نقش رسانه در شکل‌دهی مستقیم و غیرمستقیم به افکار عمومی انکارناپذیر است. ازاین‌رو، تلویزیون، به‌عنوان مهم‌ترین و بانفوذترین رسانه جهان، توجه صاحبان قدرت را برای به‌دست گرفتن افکار عمومی به خود جلب می‌کند. در این تحقیق، نقش سریال‌های تلویزیونی آمریکایی در گسترش پدیده اسلام‌هراسی که پس‌از وقایع ۱۱ سپتامبر فزونی یافته، بررسی شده است. برای این منظور، سریال میهن از شبکه شوتایم از دو جنبه مکالمات و تصاویر تحلیل شده است. برای تحلیل مکالمات، از رویکرد فرکلاف در چارچوب تحلیل انتقادی گفتمان و برای تحلیل تصاویر، از رویکرد کرس و ون‌لیوون به‌نام «دستور طرح بصری» استفاده شده است. در مکالمات در بُعد توصیف، ابزارهای قرابت، تکرار، پیش‌انگاری، قاب‌بندی، برجسته‌سازی، کمرنگ‌سازی و حذف درجهت نمایش چهره‌ای منفی از اسلام شناسایی شدند. ازلحاظ بصری نیز مفاهیم فرآیند تحلیلی، فرآیند روایی و پرسپکتیو این نقش را برعهده داشتند. موارد گفتمانی و بصری تحلیل‌شده نشان می‌دهند که این سریال دارای عناصری است که ازلحاظ گفتمانی، بصری و یا ترکیبی از هردو، ممکن است به ترویج اسلام‌هراسی کمک کنند. همچنین، ترکیبی از این دو رویکرد در تحلیل انتقادی رسانه پیشنهاد می‌شود.

دوره ۹، شماره ۴ - ( زمستان ۱۴۰۰ )
چکیده

رویکردهای اخیر ادبیات تطبیقی در جستجوی این امر هستند که برخورد گفتمان­‌های مختلف را بیشتر از گذشته مورد بررسی قرار دهند. از مهم‌­ترین جلوه­‌های گفتمان‌های پسااستعماری دیالکتیک «خود» و «دیگری» است که این تقابل به شکل­‌های گوناگونی می‌­تواند نمود پیدا کند که در یکی از این موارد روشنفکر می‌­تواند در مقام «دیگری» بازنمایی گردد. دو نمایشنامه آی بی­کلاه، آی باکلاه و جمعه نه‌چندان خوب از جلوه‌­های گفتمان­ پسااستعماری هستند که در جهت برملاسازی گفتمان استعماری حاکم بر جامعه و زمانۀ خویش نگاشته شده‌­اند و قهرمان­‌های دو نمایش­نامه (ویلی و مرد روی بالکن) با وجود زندگی در حاشیه گفتمان مسلط بر جامعه، از جمله روشنفکرانی هستند که علیه استعمار حاکم به پا می­‌خیزند. این پژوهش در نظر دارد با استفاده از رویکرد تطبیقی، این دو گفتمان پسااستعماری را با تکیه بر تعریف ادوارد سعید از فرد روشنفکر، و با در نظر گرفتن گفتمان ایدئولوژیک موجود بررسی کند تا شباهت­‌ها و تفاوت‌­های این دو گفتمان از حیث تعریف و کارکرد فرد روشنفکر مشخص شود و شمایل و تعریف بارزتری از فرد روشنفکر در مقایسه با دیگر شخصیت­‌های موجود آشکار گردد. یافته‌­های این پژوهش نشان می‌دهد که اگرچه بین دو شخصیت اصلی این دو نمایش­نامه تفاوت­‌هایی وجود دارد، به طور کلی این دو روشنفکر ترویج گفتمان ضد استعماری را به عنوان یک امر اخلاقی می‌پذیرند. مقاومت در برابر ظلم، تسلیم ناپذیری و حقیقت جویی از جمله مواردی است که این دو روشنفکر اتخاذ می‌­نمایند.

دوره ۹، شماره ۵ - ( آذر و دی ۱۳۹۷ )
چکیده

در جستار پیش رو، سعی کرده­ایم با توجه به نظریۀ «نابرابری قدرت در دیالوگ» فرکلاف، با بررسی دیالوگ‌های بین شخصیت‌های متضاد و هم‌تراز، در رمان آتش بدون دود نادر ابراهیمی، به شناخت شخصیت‌های قدرت‌مدار یا منفعل بپردازیم و از نگاه و جانب­داری‌های ایدئولوژیک نویسنده رمز گشایی کنیم. برای نظم بیشتر این چارچوب نظری، از پرسش­های مطرح­شده در مدل پیشنهادی شورت (۱۹۹۶) برای شناخت قدرت در دیالوگ نیز استفاده شد، تا نوع روابط و نحوۀ تسلط قطب‌های شخصیتی داستان «گالان­پهلوان متکی بر قدرت بدنی» و « آلنی­ قهرمان متکی بر قدرت فکر و اندیشه» تجزیه و تحلیل شود. 
تجزیه و تحلیل داده‌های بررسی­شده، حاکی از آن است، نحوۀ برخورد دو­ شخصیت­محوری رمان، در دیالوگ با دیگران، نسبت مستقیم با فراز و نشیب‌های دوران زندگی آنان دارد. دیالوگ‌های گالان با اطرافیانش به افراد خاصی محدود است و به­مرور این دایره تنگ‌تر می‌شود و به­همراه آن، از قدرت او نیز کاسته می‌شود و با مرگش، هژمونی زورگویی و تسلط قهری و اجباری او پایان می­پذیرد. در حالی که، آلنی نه­تنها با همۀ مردم به‌خصوص، زنان و اقشار طبقۀ پایین اجتماع وارد گفت‌وگو می‌شود؛ بلکه آنان را وادار می‌کند تا محور گفت‌وگو با اطرافیانشان قرار بگیرند. این عمل، باعث افزایش پذیرش مرام فکری و سیاسی او می­شود و بعد از مرگش نیز تفکراتش در سخن و عمل نسل بعدی به‌سرعت تکثیر می‌شود.
 

 

دوره ۱۰، شماره ۱ - ( زمستان ۱۳۹۷ )
چکیده

اهداف: روش‌های تخریب سلولی مختلفی برای استخراج پروتئین‌های داخل سیتوپلاسمی وجود دارد. هدف مطالعه حاضر انتخاب بهترین روش استخراج پروتئین امتزاجی نوترکیب تری‌پاراتید از میزبان باکتریایی اشریشیا کلی و دستیابی به بهترین شرایط تخلیص آن بود.
مواد و روش‌ها: در مطالعه تجربی حاضر، سلول‌های باکتری با روش‌های سونیکاسیون با دورهای متفاوت، له‌کردن در نیتروژن مایع، هموژناسیون تحت دو فشار مختلف و روش شیمیایی شکسته شدند. نمونه‌های مربوط به رسوب و محلول رویی حاصل از هر روش، در ژل سدیم‌دودسیل‌سولفات الکتروفورز شدند. سلول‌های شکسته‌شده در محیط کشت لوریا برتانی جامد کشت و به‌روش گرم رنگ‌آمیزی شدند. کروماتوگرافی تمایلی نیکل برای خالص‌سازی پروتئین در شرایط واسرشته و غیرواسرشته به‌ترتیب با شیب pH و غلظت ایمیدازول به کار رفت. تمامی نمونه‌ها روی ژل سدیم‌دودسیل‌سولفات- پلی‌اکریل‌آمید برده شدند و محاسبه میزان پروتئین تخلیص‌شده با آزمون میکروبرادفورد صورت گرفت.
یافته‌ها: در دورهای ۲۰ و ۲۵دور در دقیقه بخش زیادی از پروتئین امتزاجی وارد بخش محلول شد. در روش له‌کردن در نیتروژن مایع، پروتئین‌ها بیشتر وارد بخش رسوب شدند. تخریب سلول‌ها در روش شیمیایی کامل بود. شکستن سلول‌ها با هموژناسیون تحت فشار ۵۰بار، بیشتر از ۱۵بار بود. در تخریب شیمیایی همراه با سونیکاسیون مقدار بسیار زیادی از پروتئین امتزاجی وارد بخش محلول شد. در شرایط غیرواسرشته هیچ پروتئین امتزاجی نوترکیبی با بافر جداسازی از ستون خارج نشد، اما در شرایط واسرشته مقدار زیادی از پروتئین تخلیص شد.
نتیجه‌گیری: در تخریب شیمیایی همراه با سونیکاسیون، ۷/۹۷% پروتئین کل به بخش محلول وارد می‌شود و تخلیص در شرایط واسرشته برخلاف شرایط غیرواسرشته به‌طور مناسب و مطلوب صورت می‌گیرد.


دوره ۱۰، شماره ۴ - ( زمستان ۱۴۰۱ )
چکیده

ولاً به هنگام برخورد با آثار هنری دارای مضمون تاریخی، یا انتظار تطابق عین به عین آن اثر با تاریخ را داریم، یا اینکه منتظریم به نوعی خوانش هنرمند را از آن دوره تاریخی ببینیم. حالت اول که به هیچ عنوان، آن هم در جهان هنر قابل بازسازی و بازنمایی نیست. شیوه دوم نیز دیگر کارکرد سابق را ندارد. با داشتن شناختی کافی از نویسنده و شرایط گفتمانی و روابط قدرت در دوره زیست او بهتر می‌توان نوع نگاهش به تاریخ را در اثری تاریخی واکاوی کرد. در این مقاله با روش تطبیقی و تاریخی، دو اثر مرگ یزدگرد نوشته بهرام بیضایی و رمولوس کبیر نوشته فردریش دورنمات از منظر تاریخ‌گرایی‌نوین بررسی می‌شوند تا نشان داده شود که چگونه دو نمایشنامه نویس در دو مکان و زمان متفاوت از تاریخ اثر گرفته‌اند و بر تاریخ زمانه خود اثر گذاشته‌اند. این مقایسه تطبیقی نشان می‌دهد که انتخاب دوره‌ای خاص از تاریخ برای نوشتن نمایشنامه از طرف نمایشنامه‌نویس هدفمند بوده است و همچنین پرداختن به یک دوره تاریخی، متأثر از دوره زیست و فرهنگ نمایشنامه‌نویس است و علت تفاوت جایگاه قدرت و پایان‌بندی متن‌ها در همین موضوع نهفته است.
 

دوره ۱۰، شماره ۵ - ( آذر و دی ۱۳۹۸ ۱۳۹۸ )
چکیده

گورانی یکی از زبان‌ها‌ی ایرانی شمال غربی است که به‌طور پراکنده در استان‌های کرمانشاه و کردستان ایران و بخش‌هایی از اقلیم کردستان عراق تکلم می‌شود و با توجه به گسترش نفوذ زبان‌های قدرتمند مجاور آن مانند فارسی، عربی و کردی، در معرض خطر است. یکی از ویژگی‌های دستوری زبان گورانی، جنس دستوری است که در مورد آن تنها به اشارات کوتاهی در برخی از منابع مانند (۱۹۶۶ MacKenzie, ) و سجادی (۱۳۹۴) بر می‌خوریم. با توجه به نقش مؤثر جنس دستوری در صرف و نحو گورانی، این مقاله می‌کوشد تا با استفاده از داده‌های میدانی از دو گویش لهون (شمالی و جنوبی) و هورامان تخت، به نقش، کاربرد و صورت‌ گوناگون این ویژگی دستوری در این زبان بپردازد. داده‌های این پژوهش با استفاده از چارچوب نظری (Corbett, ۱۹۹۱)  بررسی شده و روش تشخیص جنس دستوری واژ‌ه‌های مشتق، مرکب و وام‌واژه‌ها تعیین شده است. نتایج به‌دست ‌آمده، تفاوت‌های معناداری را در کاربرد جنس دستوری هنگام وام‌گیری واژه از زبان‌های دیگر و تک­واژهای حالت در دو جنس مذکر و مؤنث و شناسه‌های فعلی و تأثیر جنس دستوری اسم بر وابسته‌های اسمی در دو گویش مذکور هورامی نشان می‌دهد.
 

 

دوره ۱۱، شماره ۳ - ( پاییز ۱۴۰۲ )
چکیده

فاعلیتِ ادبیات در جامعه یکی از کلیدواژه­هایِ تاریخ­گرایی­نوین است. نوتاریخ­گرایان بر این باورند که ادبیات صرفاً محصول تاریخ نیست؛ بلکه خود به طور فعالانه تاریخ می­سازد. تاریخ، گفتمان‌های قدرت، بخش­های به حاشیه رانده شده­یِ جامعه، و رابطه متقابل بین ادبیات و فرهنگ از دغدغه‌های اصلی تاریخ‌گراییِ­نوین  است. فردوسی و شکسپیر، اگر چه از دو فرهنگ مختلف و با فاصله شش قرن از یکدیگرند، آثارشان حائز ویژگی­هایِ مشترکِ تاریخی و ادبی است. فردوسی هم‌عصر سامانیان است؛ یعنی دوران احیایِ فرهنگ و زبان فارسی. شکسپیر نیز در دوران رنسانس می­زید که عصر تغییر در باورها، دیدگاه­ها، و جهان بینی انسان­هاست. علاوه بر این، آنها با به چالش کشیدن گفتمان‌های مسلطِ قدرت و کلیشه‌های فرهنگی درباره زنان، دیدگاه‌های جدیدی را نسبت به آنان در فرهنگ‌هایِ خود بوجود می­آورند. زنانی که مدتهاست بی­صدا یا به حاشیه رانده شده­اند، در آثار ایشان حضوری فعال دارند. زنِ منفعل، کم‌صدا و قرن­ها در حاشیه مانده­یِ ایرانی، در شاهنامه نمودی کنشگرانه نه تنها در سرنوشتِ خود، بلکه در سرنوشتِ دیگران نیز دارد. زنِ کم­صدایِ جامعه­یِ معاصر شکسپیر نیز که  گناهکار انگاشته می­شود، در نمایشنامه­های شکسپیرصاحب صداست و در دنیایِ خود کنشگر است. این مقاله به نقشِ زنان در جامعه­یِ معاصر با هر دوادیب می­پردازد و دیدگاه­های آنان را نسبت به زنان درآثاری منتخب از ایشان به تصویر می­کشد. با بررسی گفتمان­های حاکم درباره­یِ زنان و واکاوی متونِ هم عصر با ایشان، و تحلیل نقش زنان در آثارشان، اینگونه یافت می شود که ایشان در آثار منتخب نگاهی متفاوت به زنان در مقایسه با گفتمان­هایِ زمانه خود داشته­اند.

دوره ۱۲، شماره ۱ - ( فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۰ )
چکیده

زبان خانه اندیشه است. احساسات، عواطف، اندیشه­ها و همۀ آنچه در ضمیر آدمی نهفته است، تنها از طریق زبان و با نشانههای زبانی امکان بروز می‌یابد، اما آنچه زبان شاعران را از زبان مردم عادی متفاوت می‌کند، دقت و ظرافتی است که از طریق گزینش و چینش اجزای کلام و صورت‌بندی نحوی، احساسات و عواطف را به بهترین شکل آشکار می­کند. پژوهش حاضر در چارچوب نظریۀ دستور چامسکی مبنی بر بروز معنا در نحو و نیز رویکرد روان ـ زبان‌شناسی، می‌کوشد با بررسی زبان شعر فروغ فرخزاد نشان دهد که مهم‌ترین کارکردهای مقوله‎‌های صرفی و نحوی در بازتاب «اضطراب» در شعر او کدام­اند؟ بر این اساس، از میان دفترهای شعری فروغ، تعداد پنجاه شعر برگزیده و تحلیل شد. نتایج حاصل نشان می‌دهد که نحو شعر فروغ در مقوله‌های چینش گروه‌های اسمی و فعلی، هم­خوانی اجزا و گروه‌ها با یکدیگر، تکرارها و جابه­جایی‌ها در بیشتر موارد بازتاب­دهنده «اضطراب» است. از سوی دیگر، مقوله‌های صرفی همچون انتخاب واژه­ها، قیدها، صفت‌ها و عبارت‌ها در همین حوزه معنایی  قرار دارند و اضطراب حاصل از چینش‌های نحوی را به‌شدت تقویت می‌کنند.

دوره ۱۲، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۱ ۱۳۹۱ )
چکیده

هدف کمک­های رسمی توسعه­ای (ODA)[۱] ، مساعدت کشورهای در حال توسعه به منظور تسریع در رشد و توسعه اقتصادی، توزیع درآمد و کاهش فقر است، اما کمک­های رسمی توسعه­ای از طریق دولت وارد اقتصاد می­شود و اثرگذاری اقتصادی آن، همیشه بحث برانگیز بوده است. برخی دیدگاه­ها اشاره بر این مطلب دارند که کمک­های رسمی توسعه­ای، باعث گسترش بوروکراسی دولت می­شود، عده­ای دیگر مدعی هستند که کمک­های رسمی توسعه­ای باعث رشد اقتصادی می­شود. با این حال اثرات نهایی کمک­های رسمی توسعه­ای بر رشد اقتصادی، به نحوه اثرگذاری آن بر رفتار مالی دولت بستگی دارد.             این مقاله به دنبال تحلیل اثرات کمک­های رسمی توسعه­ای بر رفتار مالی دولت درکشورهای منتخب در­حال توسعه آسیایی به روش داده­های تابلویی[۲] در دوره (۲۰۰۹-۱۹۹۰)، است. نتایج تجربی بیانگر این است که کمک­های رسمی توسعه­ای در کشورهای مورد بررسی، اثرات مثبت و معنی­داری بر مخارج سرمایه­ای دولت داشته است و تأثیر معنی­داری بر مخارج مصرفی و درآمدهای دولت نداشته است. همچنین، کمک­های رسمی توسعه­ای جایگزین[۳]  استقراض دولت شده است.
[۱]. Official Development Assistance [۲]. Panel Data [۳]. Crowds out

دوره ۱۲، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۹۱ )
چکیده

  چکیده- خواص و عملکرد بلوک پلی استایرن منبسط شده در سیستم سقف تیرچه بلوک، با انجام آزمایش ها و مطالعات وسیع، شامل آزمون های آتش، بارگذاری استاتیکی و دینامیکی، مطالعات حرارتی و آکوستیکی بررسی شد. رفتار در برابر آتش به وسیله آزمون گرماسنج مخروطی و مطابقت نتایج با روش های مختلف طبقه بندی ارزیابی شد. نتایج آزمایش های آتش و بررسی های به عمل آمده نشان داد که انواع خودخاموش شو (یا کندسوز شده) پلی استایرن منبسط شده نیز در برابر حریق رفتار خطرناکی بروز داده و باید در برابر آتش محافظت شوند. هم چنین، استفاده از اتصال مکانیکی پوشش محافظت کننده به سیستم سقف ضروری است . مقاومت خمشی بلوک ها با چگالی ها و ابعاد هندسی مختلف با انجام آزمایش های بارگذاری استاتیکی و دینامیکی بررسی و شرایط بهینه برای ۱۴ برای بلوک های kg/m ۵۰ سانتی متر و حداقل ۳ ۱۲ برای بلوک های ۲۵ kg/m آن تعیین شد. برایناساس رعایت حداقل چگالی ۳   ۲۷ میلی متر به دست ۵۰ سانتی متر می تواند معیار پذیرش را برآورده سازد. عرض بهینه لبه ی نشیمن بلوک ها در محل قاعده ۲ ۲۰ آمد. هم چنین، اثر بلوک پلی استایرن در مقاومت حرارتی سقف های تیرچه و بلوک با آرایش های هندسی مختلف بررسی و رفتار و با استفاده از نرم افزار شبیه سازی ترم۱، ارزیابی شد . افزایش EN ISO حرارتی سیستم سقف، براساس استاندارد بین المللی ۱۰۲۱۱ ضخامت یا عرض بلوک و درنظر گرفتن یک پاشنه در بخش تحتانی بلوک، به شرط رعایت مسائل ایمنی سازه و حریق، باعث بهترشدن عملکرد حرارتی سقف می شود. نتایج آزمایش ها نشان داد که سقف تیرچه و بلوک با بلوک پلی استایرن منبسط شده رفتار آکوستیکی تقریباً معادل با سقف مشابه با بلوک سفالی دارد.

صفحه ۱ از ۳    
اولین
قبلی
۱