جستجو در مقالات منتشر شده
۶ نتیجه برای جان نثاری
دوره ۱۱، شماره ۳ - ( پائیز ۱۴۰۰ )
چکیده
شناسایی، کاهش و مقابله با ریسکهای منابع انسانی برای تعالی سازمان ضروری است. هدف از این پژوهش شناسایی، تحلیل و ارائه راهبردهایی بهمنظور مقابله با ریسکها در یکی از سازمانهای دولتی استان اصفهان است. مطالعه حاضر بهصورت آمیخته انجام شده و در این پژوهش با استفاده از روشهای FMEA و FAAO راهبردهای تابآوری ارائه شده و عدد تابآوری بهصورت کمّی محاسبه شده است. جامعه آماری این پژوهش خبرگان منابع انسانی است و باتوجهبه محدودیت جامعه آماری تمامی کارمندان بهعنوان نمونه انتخاب شدهاند. کلیه ریسکها با استفاده از مطالعه ادبیات پژوهش و مصاحبه عمیق با خبرگان بدست آمده و در نهایت مصاحبهها با روش تحلیل مضمون کدگذاری شدهاند. در مرحله اول این پژوهش، ۳۴ ریسک شناسایی شدند و از بین آنها ۱۰ ریسک مهمتر انتخاب شده و راهبردهای مقابله با آنان ارائه گردید؛ سپس بهمنظور بازیابی، ۳ ریسک: ابتلا به بیماری بلندمدت، عدم رضایت شغلی کارمندان و خروج تجربه و مهارت بدون ثبت تجربه (انتقال) انتخاب و در مجموع ۹ راهبرد برای بازگشت به حالت قبل از وقوع ریسک و یا مطلوبتر از آن ارائه شد. میزان تابآوری بخش منابع انسانی این سازمان قبل از وقوع ریسک ۰,۶۶ و بعد از وقوع ریسک ۰.۸۴ بدست آمده است.
دوره ۱۲، شماره ۲ - ( ۴- )
چکیده
در این مقاله یک اسیلاتور کنترل شوندهی دیجیتال برای حلقههای قفل فاز تمام دیجیتال پیشنهاد شده است. اسیلاتور کنترل شوندهی دیجیتال پیشنهادی براساس استفاده از یک مدولاتور دلتا سیگما به عنوان مبدل دیجیتال به آنالوگ میباشد. با استفاده از مبدل دیجیتال به آنالوگ دلتا سیگما میتوان به دقت بالای فرکانسی (۱۸ بیت) برای کنترل اسیلاتور کنترل شونده دیجیتالی دست یافت. خروجی مبدل دیجیتال به آنالوگ دلتا سیگما یک سیگنال پالس دو سطحی است که برای حذف نویز خارج از باند ان نیاز به یک فیلتر میباشد. مدولاتور دلتا سیگمای مورد استفاده به صورت ساختار MASH مرتبه ۴ با OSR برابر با ۱۲۸ و فرکانس نمونه برداری ۴۵۰ کیلوهرتز میباشد. اسیلاتور کنترل شونده دیجیتالی پیشنهاد شده، در یک حلقهی قفل فاز برای سنتز فرکانس در ۱۷۰۰ تا ۱۸۰۰ مگاهرتز و برای کاربردهای GSM-۱۸۰۰ استفاده شده است. نویز فاز بدست آمده برای این سنتز کننده فرکانس براساس حلقهی قفل فاز، در آفست فرکانسی ۵۰۰ کیلوهرتز، -۱۱۵dBc/Hz میباشد. حلقهی قفل فاز تمام دیجیتال طراحی شده همراه با اسیلاتور کنترل شوندهی دیجیتالی، در نرم افزار ADS و با تکنولوژی ۰,۱۸um CMOS شبیه سازی شده است.
سعید امیرعبداللهیان، حمید جان نثاری،
دوره ۱۷، شماره ۵ - ( ۵-۱۳۹۶ )
چکیده
فناوریهای ذخیره انرژی حرارتی رویکردی نسبتا جدید در کاهش مصرف انرژی و ایجاد تعادل در مصرف، پیکسایی و افزایش سهم انرژیهای تجدیدپذیر در تامین انرژی میباشند. با وجود محاسن زیاد، هنوز چالشهایی در مسیر توسعۀ ذخیرهسازی انرژی حرارتی وجود دارد. یکی از این چالشها، نرخ پایین شارژ و دشارژ در ذخیرهسازهای حرارتی نهان میباشد. با توجه به وجود جریانهای جابجایی طبیعی آرایش لولههای سیال و پرههای حرارتی در بهبود عملکرد این سیستمها نقش بسزایی ایفا میکنند. در این پژوهش نرخ ذخیرهسازی انرژی در یک ذخیرهساز حرارتی نهانِ پوسته و لوله به روش عددی، با استفاده از تکنیک آنتالپی-تخلخل مورد مطالعه قرار گرفت و تاثیر افزایش تعداد لولههای سیال، جا به جا کردن لولهها به پایین محفظه در آرایش ۴ لولهای، تغییر فاصله لولههای بالایی و استفاده از پرههای حرارتی به هم متصل شده محوری، بررسی شد. کانتورهای سرعت و دمای درون محفظه تحلیل شد و مشاهده گردید صرفا با افزایش تعداد لولهها نمیتوان مشکل نرخِ انتقال حرارت در پایان فرآیند را افزایش داد و لولهها بایستی در پایین محفظه جایگذاری شده باشند. همچنین نشان داده شد پرههای محوری میتوانند باعث کند شدن جریانهای جابجایی طبیعی و ایجاد نواحی بدون حرکت در سیال شوند که منجر به افت انتقال حرارت از لولهها میشود. نتایج شبیهسازی پیشبینی میکند با به کارگیری آرایش چهارلولهای که در آن لولهها به سمت پایین و دیواره پوسته تغییر موقعیت دادهاند، میتوان زمان شارژ ۰,۹۵ از ظرفیت مبدل را تا یک چهارم زمان مشابه برای مبدل یک لولهای، کاهش داد.
محمد حسن اوجاری، حمید جان نثاری، عباس روحانی بسطامی، پویان هاشمی طاری،
دوره ۱۸، شماره ۳ - ( ۳-۱۳۹۷ )
چکیده
راهکارهای مختلفی برای حل مشکل همزمانی پیک بار برودتی و ساعات اوج مصرف انرژی الکتریکی ارائه گردیده است. یکی از این راهکارها ذخیرهسازی بار سرمایشی به صورت یخ در زمان کم باری میباشد. از انواع پرکاربرد سامانههای ذخیرهسازی، میتوان به سیستم ذخیرهساز یخ روی کویل اشاره کرد. اما نرخ انتقال حرارت پایین در این سامانه به عنوان یک چالش مطرح میباشد. با توجه به ضریب انتقال حرارت پایین یخ، با شروع شکلگیری یخ از انتقال حرارت بین مبرد درون کویل و مخزن کاسته میشود. لذا یک ایده در مورد افزایش نرخ انتقال حرارت این است که شروع انجماد مدتی به تاخیر انداخته شود تا همچنان سازوکارهای انتقال حرارت جابجایی طبیعی در مجاورت کویل حفظ شود. در پژوهش پیش رو به منظور بررسی این ایده از ارتعاشات مکانیکی برای به تاخیر انداختن شروع انجماد در سامانه ذخیرهساز یخ روی کویل، بهره گرفته شده است. با انجام آزمایشهایی اثر فاصله عرضی و طولی قرارگیری ویبراتور بر مقدار تولید یخ، در داخل مخزن ذخیرهساز سرما بررسی شد. نتایج نشان داد قرار دادن ویبراتور در وسط کویل نسبت به دو سر آن، منجر به افزایش بیشتری در مقدار یخ تشکیل شده میگردد. مشخص شد اعمال ارتعاشات مکانیکی باعث به تاخیر افتادن انجماد و دمای زیر سرد پایینتر میشود. همچنین نشان داده شد میزان یخ تشکیل شده تابعی از دمای زیرسرد و زمان تاخیر انجماد میباشد. در انتها، مقدار مصرف انرژی ویبراتور و کاهش مصرف انرژی در زمان بیشباری محاسبه گردید.
ساناز کاشانی، حمید جان نثاری، سهند مجیدی،
دوره ۲۲، شماره ۳ - ( اسفند ۱۴۰۰ )
چکیده
ذخیره سازی انرژی راه حل مشکل ناسازگاری میان زمان عرضه و تقاضا است. ذخیره سرمایشی، از جمله سامانههای ذخیرهساز انرژی میباشد. یکی از معایب این نوع ذخیره سازها، نرخ پایین انتقال حرارت است که معمولاً ناشی از هدایت پایین ماده تغییر فاز دهنده و یا بازده پایین اجزاء سامانه میباشد. در این مقاله بهصورت تجربی به تاثیر استفاده از پرههای تسمهای در مقایسه با استفاده از لوله موجدار در بهبود نرخ تشکیل یخ در سامانه ذخیره سازی یخ روی کویل پرداخته شده است. مقایسه ضخامت یخ بدست آمده در دو حالت گواه بیشتر بودن کارایی لوله موجدار میباشد. از مهمترین نتایج بهدست آمده میتوان به افزایش ۰۸/۲۱ % حجم یخ تشکیل شده در استفاده از کویل مسی موجدار اشاره کرد. همچنین، میزان مصرف برق برای تولید هر لیتر یخ در حالت استفاده از لوله موجدار ۶۲/۰ کیلووات ساعت و برای لوله تسمه دار ۷۲/۰ کیلووات ساعت میباشدکه نشانگر برتری روش استفاده از لوله موجدار میباشد. همچنین، نتایج حاکی از آن است که در حالت لوله موجدار در برآمدگیها ضخامت یخ تشکیل شده در زیر لوله نسبت به روی لوله بیشتر است، این در حالی است که این مساله در فرورفتگیها برعکس است و ضخامت یخ در ناحیه روی لوله حدود ۲۵% از ضخامت یخ زیر لوله بیشتر است. در ضمن، در دو حالت، ضخامت یخ در انتهای آزمایش در راستای عمودی و راستای افقی کمتر از ۱% تفاوت دارند.
دوره ۲۳، شماره ۳ - ( ۵-۱۴۰۲ )
چکیده
شبیه سازی ترکیبی یک ابزار نسبتا جدید و کارآمد است که میتواند از مزایای هر دو روش عددی و آزمایشگاهی برای ارزیابی عملکرد سازهها تحت بارگذاریهای مختلف استفاده کند. در این مقاله یک چهارچوب شبیه سازی ترکیبی توسعه داده شده است که در آن نرمافزارOpenSees به عنوان یک برنامه اجزا محدود برای مدلسازی بخش عددی، OpenFresco به عنوان نرم افزار واسط و LabVIEW به عنوان جمعآورنده داده و کنترلکننده حرکت محرک در نظر گرفته شدند. برای بررسی صحت کارآیی چهارچوب شبیه سازی توسعه یافته، یک اتصال بهبود یافته تیر با عرض بال افزایش یافته به ستون در یک قاب خمشی فولادی یک طبقهی یک دهانه در نظر گرفته شد. قاب مورد نظر به دو زیرسازه عددی و آزمایشگاهی تقسیم شد به این ترتیب که نیمی از قاب در OpenSees و نیم دیگر آن در آزمایشگاه ساخته شد و پای سازه تحت شتاب افقی زلزله طبس قرار گرفت. کارایی فرآیند کنترلی مورد استفاده در چهارچوب توسعه یافته با مقایسه جابجایی های اندازه گیری شده و دستور مورد بررسی قرار گرفت و مقدار اندک شاخص خطای شبیه سازی ترکیبی (HSEM) حاکی از عملکرد مناسب فرآیند کنترلی در سیستم شبیه سازی توسعه یافته بود. برای بررسی عملکرد شبیه سازی ترکیبی، یک شبیه سازی عددی کوپل شده (شبیه سازی ترکیبی مجازی) به عنوان مرجع در نظر گرفته شد. در این شبیه سازی کاملا عددی، ABAQUS و OpenSees به عنوان نرم افزار اجزا محدود و OpenFresco به عنوان نرم افزار واسط استفاده شدند. نتایج حاصل از شبیه سازی عددی کوپل شده و شبیه سازی ترکیبی با یکدیگر مقایسه شدند و شاخص دقت (εrms) به دست آمده حاکی از دقت و عملکرد مناسب چهارچوب توسعه یافته شبیه سازی ترکیبی بود.