۳۹ نتیجه برای راستی
دوره ۱، شماره ۴ - ( پاییز ۱۳۹۸ )
چکیده
شکلگیری مرز و استقرار خط مرزی بین دو کشور، دارای پیامدها و آثار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی- فرهنگی بهخصوص در سطح محلی و سکونتگاههای مرزی است. بر این اساس، ممکن است شکلگیری مرز و اجرای سیاستهای مرزی یک حکومت منجر به توسعه اقتصادی- اجتماعی مناطق و سکونتگاههای مرزی شود یا برعکس ترسیم مرز مانعی در فرآیند توسعه تاریخی منطقه مرزی باشد. مرزهای ایران و همسایگان طی زمانی نسبتاً طولانی و براساس قراردادها، معاهدات و حکمیتهای مختلفی تعیین و ترسیم شد. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و با استناد به اطلاعات و یافتههای کتابخانهای و میدانی بهدنبال بررسی فرآیند شکلگیری مرزهای شرقی در محدوده استان خراسان جنوبی و تحولاتی است که در طی حدود چهار دهه در این مناطق صورت گرفته است. بخشی از مرزهای شرقی ایران، از جمله مرزهای استان خراسان جنوبی در سال ۱۹۳۵ توسط حکمیت فخرالدین آلتای تعیین و ترسیم شد. یافتههای پژوهش نشان میدهد، تعیین و ترسیم این مرز موجب شد برخی از سکونتگاهها و روستاهای مرزی مانند کبوده و یزدان در این سوی مرز و نظرخان در سمت افغانستان قرار گیرد. این سکونتگاهها طی چهار دهه گذشته دارای تحولات و تغییرات مختلفی شدهاند بهنحوی که روستاهای مرزی چون کبوده، یزدان و غیره در راستای طرح اسکان عشایر و امنیت مرز تخلیه و تخریب شده و ساکنان آنها در روستای بارنجگان اسکان داده شدهاند و از طرفی مزرعه نظرخان در آن سوی مرز در حال حاضر تبدیل به یک روستای خطی با جمعیتی بالغ بر ۷هزار نفر تبدیل شده است. تخلیه این روستاهای مرزی در راستای طرح تعیین حریم برای مرز و کوچ اجباری ساکنان آن به مکان جدید ضمن بروز نارضایتی مرزنشینان، موجب بروز تنشهایی نیز بین ساکنین قدیمی و مهاجرین جدید شده است. همچنین از تحولات مثبت صورتگرفته در محدوده مورد مطالعه میتوان به ایجاد بازارچه مرزی یزدان اشاره کرد.
دوره ۶، شماره ۱ - ( زمستان ۱۴۰۲ )
چکیده
جغرافیا یکی از مهمترین شاخصهای تعیین کننده ثبات یا بی ثباتی در کشورها است. در حقیقت جغرافیا بستر بسیاری از تحولات اجتماعی و سیاسی کشورها و حتی روابط میان آنها با همسایگانشان میباشد. افغانستان از نمونههای بارز اینگونه کشورها است. جغرافیای این کشور به لحاظ تاریخی بحران خیز است. در طول تاریخ همواره جنگ، ناامنی، بیثباتی سیاسی، فقر و اختلافات داخلی دامنگیر این کشور بوده است. لذا نظر به اهمیت و جایگاه بحران ساز افغانستان، هدف پژوهش حاضر تبیین بنیادهای جغرافیای انسانی در بحرانهای این کشور است. این پژوهش تحلیلی- توصیفی، ترکیبی از نظریه هاگت و تئوری کوهن است. در این روش به تبیین بسترها و زمینههای بحران ساز در افغانستان از منظر جغرافیای انسانی پرداخته شده است. روش جمع آوری دادههای مورد نیاز این پژوهش، روش کتابخانه ای است. براساس یافتههای پژوهش، تمام بحرانهای افغانستان از منظر جغرافیایی انسانی، ناشی از ناهمگونیهای انسانی و مداخلات ابرقدرتها بوده که باعث شکننده گی، نا آرامی و بحران خیز ماندن این کشور شده است. اختلافات مرزی و رودخانه ای، حائل بودن بین قدرتها، محصور بودن در خشکی، قرار گرفتن در منطقه شکننده و تحت فشار، تعدد همسایگان، تغییر مسیر رودهای مرزی، قومیت گرایی، بنیاد گرایی افراطی و تروریسم، تعصبات زبانی و فرهنگی، مهاجرت و محرومیت، کم سوادی، جدایی طلبان دو طرف مرز و کشت و قاچاق مواد مخدر از مهم ترین عوامل بحران زا و اختلاف برانگیز جغرافیایی و جغرافیای انسانی افغانستان هستند که منشأ اختلافات با همسایگان را نیز تشکیل میدهد. عوامل مذکور از جمله علل پایدار جغرافیاییاند که نقش جبری در خلق بحرانها و اختلافات دارند. این عوامل مانع همبستگی، تشکیل یک دولت ملی و شکل گیری هویت ملی در افغانستان شده اند.
دوره ۷، شماره ۰ - ( شماره - )
چکیده
- بار پردازشی زیاد، نیاز متناوب به بهروزرسانی، پیچیدگی و خطای زیاد در تشخیص، برخی از مشکلات و ضعفهای موجود در طراحی سیستمهای تشخیص ناهنجاری و تشخیص سوءاستفاده است. هدف این تحقیق، طراحی نوعی سیستم تشخیص نفوذ مبتنی بر شبکه است که این ضعفها را تا حد امکان کم کند. برای رسیدن به این هدف، سیستمهای تشخیص سوءاستفاده و تشخیص ناهنجاری را ادغام کردهایم. این رویکرد تاکنون در طراحی سیستمهای تشخیص نفوذ بهکار برده نشده است. برای ادغام سیستمهای تشخیص ناهنجاری و تشخیص سوءاستفاده در سیستم ترکیبی تشخیص نفوذ، از ساختار ترکیبی جدیدی از شبکههای پس انتشار خطا و کوهونن که برای کاربردهای بازشناسی الگو و دستهبندی پیشنهاد شده - استفاده کردهایم. نتایج بهدست آمده نشانگر اثر بسیار مثبت این ادغام سیستمهای تشخیص ناهنجاری و سوءاستفاده و همچنین توانایی ساختار شبکه عصبی پیشنهادی در بهبود عملکرد سیستم ترکیبی تشخیص نفوذ است.
.
دوره ۸، شماره ۳ - ( ۱۲-۱۳۹۷ )
چکیده
امروزه تقاضا برای یادگیری قابلیتهای مدیریت پروژه به عنوان یکی از منابع اصلی ایجاد مزیت رقابتی در سازمانها، به شدت رو به افزایش است. یکی از راههای یادگیری قابلیت مدیریت پروژه، یادگیری از دیگر افراد یا سازمانها است. سازمانهایی که در حال همکاری و مشارکت با یکدیگر هستند، دانش خود را با یکدیگر به اشتراک گذاشته و از هم یاد میگیرند. پژوهش حاضر با هدف بررسی فرآیند یادگیری بینسازمانی قابلیتهای مدیریت پروژه و عوامل مؤثر بر آن انجام شده است. بدین منظور، پس از انجام مطالعات اکتشافی، مدل نظری یادگیری بینسازمانی قابلیتهای مدیریت پروژه تدوین و فرضیههای پژوهش حاضر مبتنی بر این مدل طراحی گردید. سپس دادههای بدست آمده از ۳۴ واحد سازمانی فعال در زمینۀ مدیریت پروژه در دو کنسرسیوم بینالمللی صنعت نفت ایران تجزیه و تحلیل و با استفاده از روش مدلسازی معادلات ساختاری روابط میان متغیرهای تحقیق بررسی شده است. شاخصهای برازش مدل و ضرایب تأثیر بین متغیرها بر اساس نتایج تجزیه و تحلیل دادههای گردآوری شده، اکثراً نشان از برازش بسیار خوب و رابطۀ بسیار قوی بین مؤلفههای مدل دارد. در نهایت ضمن ارائۀ نتایج و دستاوردهای تحقیق، پیشنهاداتی جهت استفادۀ صنایع پروژهمحور کشور به منظور ترغیب یادگیری بینسازمانی قابلیتهای مدیریت پروژه به همراه پیشنهاداتی برای پژوهشهای آتی ارائه شده است.
دوره ۱۰، شماره ۱ - ( زمستان ۱۳۹۷ )
چکیده
اﻫﺪاف: هدف قراردادن DNA در راس درمانهای ضدسرطان قرار دارد. بنابراین داروهای متصلشونده به DNA و برهمکنش آنها با DNA بسیار مورد توجه محققان قرار گرفتهاند. از آنجایی که متصلشوندهها به شیار کوچک DNA (MGBs) بهعنوان ترکیبات ضدتوموری موثر و کارآمدی مطرح هستند، درک جزییات برهمکنش آنها با DNA ضروری به نظر میرسد. تاکنون مکانیزم عمل بسیاری از MGBها در سطح مولکولی مشخص نشده است.
ﻣﻮاد و روشﻫﺎ: در این مطالعه با انجام شبیهسازیهای داکینگ و دینامیک مولکولی توسط نرمافزارهای AutoDock Vina و NAMD، نحوه اتصال سه مشتق متفاوت از دیستامایسین A (تالیموستاین، PNU۱۵۱۸۰۷ و بروستالیسین) با DNA بررسی و انرژی برهمکنش و الگوی اتصال آنها با یکدیگر مقایسه شد.
یﺎﻓﺘﻪﻫﺎ: هر سه دارو طی شبیهسازی بهطور پایداری به DNA متصل شده و تغییرات ساختاری کمی را در مولکول DNA القا کردهاند. نتایج حاصل از تحلیل LigPlot نیز همخوانی بسیار بالایی را با نتایج مربوط به تحلیل انرژیهای برهمکنش توسط NAMD نشان داد و مشخص شد در کمپلکسهای مربوط به هر سه ترکیب با DNA، نوکلئوتیدهای A و T بیشترین نقش را در ایجاد برهمکنشها دارند.
ﻧﺘﯿﺠﻪﮔﯿﺮی: در کمپلکسهای مربوط به هر سه ترکیب با DNA، نوکلئوتیدهای A و T بیشترین نقش را در ایجاد برهمکنشها دارند که با سایر مطالعات و گزارشهای موجود در مورد MGBها مطابقت دارد. مطالعه حاضر نشان داد که بروستالیسین در مقایسه با دو داروی همخانواده خود که همگی از دیستامایسین A مشتق شدهاند، پتانسیل بیشتری در برقراری برهمکنشهای قویتر با مولکول DNA داشته و میتواند بهعنوان کاندیدای موفقتری در درمان های ضدسرطان مطرح شود
دوره ۱۲، شماره ۱ - ( شماره ۱ پیاپی ۵۶- ۱۳۸۷ )
چکیده
کارآفرینی در ایران پدیده جدیدی است و مطالعات بسیار محدودی در این زمینه خصوصاً در رابطه با موضوع کارآفرینی زنان انجام شده است. علی رغم اینکه اخیراً شاهد افزایش علاقهمندی زنان ایرانی به داشتن مشارکت اقتصادی و اجتماعی و خصوصاً تحصیلات عالی هستیم، ولی در بهره مندی از مشارکت آنان در امور اقتصادی جامعه با مشکلاتی مواجهیمم.
از سوی دیگر، استراتژیهای متفاوت زنان و مردان کارآفرین در راه اندازی و مدیریت کسب و کار و رویکرد متفاوت آنان به موفقیت، منشأ تفاوتهایی در کسب و کارهای آنان می باشد.
لذا به منظور دریافت شناختی کلی از زنان کارآفرین تحصیلکرده دانشگاهی و کسب و کارهای آنان، همچنین شناسایی عوامل مؤثر در راه اندازی موفق کسب و کارهای کارآفرینانه توسط این زنان، مطالعه ای وسیع و ملی در جامعه زنان کارآفرین تحصیل کرده دانشگاهی ایران با استفاده از پرسشنامهای که بدین منظور طراحی و با نظر خبرگان کارآفرینی و انجام پیش آزمون، اصلاح گردید، انجام گرفت. این مقاله به بیان قسمتی از نتایج این مطالعه در ارتباط با استراتژیها و رویکرد زنان کارآفرین دانشگاهی به موفقیت میپردازد. نتایج این مطالعه نشان میدهد که زنان کارآفرین ایرانی، با برنامهریزی و با هدف ارائه محصولات و خدماتی با کیفیت بهتر، کسب و کار خود را راهاندازی میکنند و داشتن برنامه کسب و کار، نقش مهمی در راه اندازی موفق کسب و کار آنان دارد. همنچنین زنان کارآفرین ایرانی، موفقیت خود را در درجه اول در رسیدن به رضایت شخصی و اثبات شایستگیهای خود و سپس در سودآوری می دانند.
احمدرضا امیددودمان، حامد حسنپور، محمد حسین صادقی، امیر راستی، محمدحسین سعادتبخش،
دوره ۱۴، شماره ۱۳ - ( ويژهنامه اول ۱۳۹۳ )
چکیده
فولاد ۴۳۴۰ AISI یک فولاد کمآلیاژ با استحکام کششی بالا است که کاربردهای متعددی در صنعت دارد. ماشینکاری این فولاد بدلیل داشتن خواص ویژهای مانند سرعت انتقال حرارت پایین و تمرکز حرارت در موضع برش همواره با مشکلاتی همراه است. از اینرو استفاده از سیالهای برش در ماشینکاری این فولاد اجتنابناپذیر میباشد. از سوی دیگر، مشکلات زیست محیطی کاربرد روانکارهای معدنی، صنایع را به استفاده از روغنهای زیستسازگار سوق داده است. از جملهی این سیالهای برش، روغنهای پایه گیاهی هستند. هدف از انجام این پژوهش، بررسی فرآیند سوراخکاری فولاد آلیاژی ۴۳۴۰ AISI در حضور روانکاری نیمه خشک و با استفاده از روغن پایه گیاهی سویا است. بدین منظور پارامترهای فرآیند سوراخکاری شامل پیشروی و سرعت برشی در سه سطح و سختی قطعهکار در دو سطح انتخاب گردید. در مجموع تعداد ۱۸ آزمایش توسط ابزار مته کاربیدی پوششدار صورت گرفت. نتایج نشان داد که روغنپایه گیاهی به خوبی میتواند در فرآیند سوراخکاری با استفاده از روش روانکاری نیمهخشک مورد استفاده قرار گیرد. همچنین پیشروی مهمترین عامل در تعیین نیروی برش و زبری سطح بوده و افزایش آن باعث بالا رفتن نیروی برشی و بدتر شدن کیفیت سطح شد. در ضمن سختی قطعهکار تاثیر قابل ملاحظه ای را بر اندازهی زبری سطح نشان داد.
حامد حسن پور، امیر راستی، محمد حسین صادقی، محمدحسین سعادتبخش، احمدرضا امیددودمان،
دوره ۱۴، شماره ۱۴ - ( ويژهنامه دوم ۱۳۹۳ )
چکیده
فولاد سختکاری شده ۴۳۴۰ به خاطر ویژگیهای خاص خود، کاربرد زیادی در صنعت دارد. ماشینکاری این فولاد پس از انجام عملیات حرارتی سختکاری، میتواند باعث افزایش تولیدپذیری، کاهش هزینه تولید و بهبود خواص قطعهکار شود. زبریسطح نهایی در فرآیند ماشینکاری، نقش مهمی را بر عملکرد قطعه ایفا کرده و مهمترین شاخصه سطح ماشینکاریشده میباشد. یکی از عوامل موثر بر سلامت سطح، استفاده از سیال برشی در ماشینکاری است که علاوه بر جنبههای مثبت آن، دارای مشکلات زیستمحیطی بوده و برای سلامت اپراتور خطرناک است. درنتیجه استفاده از روانکاری با حداقل سیال برشی بهعنوان یک روش جایگزین مورد توجه میباشد. در این پژوهش، رابطه بین پارامترهای فرزکاری و کیفیت سطح قطعه نهایی در فرزکاری فولاد سختکاری شده ۴۳۴۰ و در حضور سیستمهای مختلف روانکاری شامل حالت خشک، تر و حداقل روانکار بررسی گردیده است. پارامترهای سرعت برشی، نرخ پیشروی و عمق برش محوری و شعاعی، به عنوان پارامترهای اصلی فرآیند فرزکاری درنظرگرفته شدهاند. روش طراحی آزمایش رویه پاسخ نیز برای بررسی اثر پارامترها بر روی زبریسطح، مورداستفاده قرارگرفت و در مجموع ۹۰ آزمایش انجام شده است. نتایج نشان داد که از بین پارامترهای برشی، به ترتیب نرخ پیشروی و سرعت برشی بیشترین تأثیر را بر روی زبری سطح داشته و زبری سطح با افزایش سرعت برشی و کاهش پیشروی کمتر شد. همچنین روانکاری با حداقل سیال برشی در مقایسه با دیگر روشها بهترین عملکرد را از خود نشان داد و اثر آن در سرعتهای برشی و عمق برشی بالا مشهودتر است.
محمد حسین صادقی، محمدحسین سعادتبخش، امیر راستی، حامد حسن پور، احمدرضا امیددودمان،
دوره ۱۴، شماره ۱۵ - ( ويژهنامه سوم ۱۳۹۳ )
چکیده
توانایی ساخت یک محصول بر اساس فاکتورهایی همچون تلرانسهای ابعادی و هندسی مورد ارزشیابی قرار میگیرد. در واقع مهمترین عنصر در نقشه ساخت یک قطعه صنعتی، مشخصههای تلرانسی آن است. هدف از تحقیق حاضر، مطالعه تجربی دقت سوراخ تولید شده به کمک فرآیند نوین فرزکاری مارپیچ، بر روی فولاد آلیاژی ۴۳۴۰ میباشد. در این فرآیند، سوراخ توسط ابزار فرزکاری متحرک بر روی یک مسیر مارپیچ تولید میشود. با استفاده از این روش، سوراخی با کیفیت بالا تولید شده و دیگر نیازی به پرداختکاری (بورینگ) آن نخواهد بود. روش طراحی آزمایش تاگوچی به منظور بررسی اثر پارامترهای فرآیند فرزکاری شامل؛ سرعت برشی، نرخ پیشروی، عمق برش محوری و سختی قطعهکار بر روی تلرانسهای ابعادی و هندسی سوراخ به کار گرفته شد. همچنین اثر استفاده از دو روش روانکاری با حداقل سیال برشی و فرزکاری خشک نیز مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که روش فرزکاری مارپیچ میتواند جایگزین مناسبی برای سوراخکاری سنتی باشد. همچنین سرعت برشی به عنوان اصلی ترین پارامتر، نقش موثری بر بهبود کیفیت سوراخ تولیدی داشت. از سوی دیگر روش روانکاری با حداقل سیالبرشی و روغن پایه گیاهی بهترین عملکرد روانکاری را در مقایسه با استفاده از روغن معدنی و ماشینکاری خشک از خود نشان داد.
محمد حسین سعادتبخش، امیر راستی، محمد حسین صادقی، حامد حسن پور، احمدرضا امیددودمان،
دوره ۱۴، شماره ۱۶ - ( ويژهنامه چهارم ۱۳۹۳ )
چکیده
روش فرزکاری مارپیچ به عنوان یکی از فرایندهای نوین برای تولید سوراخ با کیفیت بالا مطرح است. در این روش، ابزار فرز با حرکت روی یک مسیر مارپیچ، سوراخی با کیفیت و راندمان بالا تولید میکند. قطر سوراخ را میتوان با تغییر قطر این مسیر مارپیچ تعیین کرد. با توجه به اهمیت کیفیت سوراخ در قطعات صنعتی، نیاز است تا این فرایند با روش سنتی ایجاد سوراخ مقایسه شود. به همین منظور، مقایسه فرایندی دو روش فرزکاری مارپیچ و سوراخکاری معمولی در این تحقیق صورت پذیرفت. ۸ آزمایش با درنظرگرفتن ۲ سطح سرعت برشی و نرخ پیشروی روی نمونههایی از جنس فولاد ۴۳۴۰ AISI با سختی ۴۵ راکولسی انجام گرفت. نوع سیستم روانکاری با حداقل سیال برشی و دو نازل پاشش بود. از روانکار روغن معدنی برش بهران ۱۱ با دبی روغن ۱۰۰ میلیلیتر بر ساعت، و فشار هوا ۴ بار در این سیستم استفاده شد. خروجیهای مورد بررسی شامل نیروی ماشینکاری، زبریسطح، اندازه اسمی سوراخ، تلرانس گردی و استوانهای بودند. بر اساس نتایج بدست آمده، سرعت برشی تنها پارامتری بود که اثر مثبتی بر تمامی معیارهای کیفیت سوراخ تولیدی داشت. از سوی دیگر، فارغ از پارامترهای برشی، فرایند فرزکاری مارپیچ، نیروهای ماشینکاری کمتر، زبری سطح پایینتر و تلرانسهای هندسی مطلوبتری را نسبت به سوراخکاری معمولی نتیجه داد.
حامد حسن پور، حامد رضایی، محمد حسین صادقی، امیر راستی، محمدمهدی هادوی،
دوره ۱۵، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۴ )
چکیده
میکروفرزکاری یکی از فرایندهای ساخت قطعات مینیاتوری است. به دلیل خواص منحصر به فرد آلیاژ Ti۶Al۴V، مانند مقاومت در برابر اکسیداسیون، خستگی، خوردگی و همچنین کاربرد آن در صنایع حساس، در این تحقیق به مطالعه زبری و عرض پلیسه تشکیل شده در فرآیند میکروفرزکاری این آلیاژ پرداخته میشود. پارامترهای ماشینکاری از جمله سرعت اسپیندل، نرخ پیشروی و عمق برش محوری به عنوان ورودیهای فرایند در نظر گرفته شدند. آزمایشها در حضور دو سیستم روانکاری تَر و نیمهخشک انجام گرفت. ابزار میکرو به کار رفته در آزمایشها نیز، فرز انگشتی کاربایدی سرتخت به قطر ۵/۰ میلیمتر با روکش TiAlN بود. به منظور طراحی و تحلیل نتایج، از روش تاگوچی استفاده گردید. نتایج نشان داد که سرعت برشی و نرخ پیشروی به ترتیب، موثرترین پارامترها روی زبری سطح و اندازه پلیسه در میکروفرزکاری آلیاژ تیتانیوم بودند و افزایش هر دوی آنها، موجب کاهش مقدار زبری و عرض پلیسه شد. همچنین روانکاری نیمهخشک عملکرد بهتری روی کیفیت سطح قطعات میکروفرزکاری داشته است و این تاثیر در سرعتهای برشی و عمقهای برش بالا برجستهتر بود. در نهایت بهترین شرایط کیفیت سطح در هنگام استفاده از سیستم روانکاری نیمه خشک و در شرایط سرعت اسپیندل ۳۰۰۰۰ دور بر دقیقه، پیشروی ۸/۰ میکرومتر بر لبه برنده و عمق برش ۶۰ میکرومتر حاصل شد.
حامد حسن پور، شقایق شجری، امیر راستی، محمد حسین صادقی،
دوره ۱۵، شماره ۲ - ( ۲-۱۳۹۴ )
چکیده
استفاده از سطوح پیچیده در صنایع گوناگون از جمله هوافضا و قالبسازی، رو به گسترش است. برای فرزکاری چنین سطوحی، توجه به فاکتورهایی از قبیل نوع استراتژی و پارامترهای ماشینکاری که همگی روی قابلیت ماشینکاری تاثیر گذار هستند، امری ضروری است. از اهداف این تحقیق، بررسی تاثیر استراتژیهای مختلف و نیز پارامترهای مختلف ماشینکاری روی میکروسختی سطح نوعی سطح انحنادار (محدب) از جنس فولاد ضد زنگ ۴۹۰۳/۱ است. ابزار بکار رفته، فرز انگشتی سرکروی با روکش TiN و استراتژیهای استفاده شده، چهار روش خطوط موازی، آفست سهبعدی، مارپیچ و شعاعی میباشند. طراحی و تحلیل آزمایشها با استفاده از روش تاگوچی انجام گردید. پارامترهای ورودی شامل سرعت برشی، نرخ پیشروی و فاصله بین مسیرهای ابزار بودند. پس از انجام آزمایشها، سختی لایه سطحی نمونههای فرزکاری شده اندازهگیری شد. نتایج نشان داد که مسیرهای مختلف ابزار تاثیر متفاوتی روی میکروسختی سطح فرزکاری دارند. فارغ از شرایط برش، سختی بعد از فرآیند، در تمامی استراتژیها از سختی اولیه قطعهکار بیشتر بود. استراتژی مارپیچ دارای بیشترین و استراتژی شعاعی دارای کمترین مقدار سختی بودند. علاوه بر این، افزایش نرخ پیشروی، سرعت برشی و فاصله بین مسیرهای ابزار، سختی را افزایش داد و فاصله بین مسیرهای ابزار کمترین اثر را روی سختی داشت. بیشترین مقدار سختی نیز در شرایط سرعت برشی ۱۸۰ متربردقیقه، نرخ پیشروی ۱۸/۰ میلیمتربردندانه و فاصله بین مسیر ابزار ۷/۰ میلیمتر گزارش شد که افزایش ۵۶% را نشان میداد.
حامد حسنپور، امیر راستی، محمد حسین صادقی،
دوره ۱۵، شماره ۹ - ( ۹-۱۳۹۴ )
چکیده
فرزکاری سرعت بالای آلیاژهای تیتانیوم به علت برخورداری از بهرهوری بالای فرایند و کیفیت خوب محصول، به صورت گسترده در صنایع هوافضا مورد استفاده قرار گرفته است. پژوهش حاضر، زبری، بافت و میکروسختی سطح را در فرزکاری سرعت بالای آلیاژ Ti۶Al۴V به صورت تجربی مورد مطالعه قرار میدهد. آزمایشها در حضور روانکاری کمینه انجام گردید. ابزار به کار رفته نیز، فرز انگشتی کاربایدی سرتخت به قطر ۶ میلیمتر با روکش TiAlN بود. روش فاکتوریل کامل به منظور طراحی آزمایشها و تحلیل اثرات پارامترهای ماشینکاری شامل سرعت برشی و نرخ پیشروی روی زبری، بافت و میکروسختی سطح بهکار گرفته شد. سایر پارامترهای برش یعنی عمق برش محوری و عمق برش شعاعی نیز ثابت بودند. نتایج نشان داد که با استفاده از فرایند فرزکاری سرعت بالا میتوان به سطوحی با کیفیت بالا و زبری سطح حدود ۲/۰ میکرومتر دست یافت. تغییرات میکروسختی نیز با سرعت برشی دارای طبیعتی دوگانه بود. به این معنا که در ابتدا، با افزایش سرعت برشی تا ۳۷۵ متر بر دقیقه، میکروسختی بالا رفته و پس از این سرعت برشی، میکروسختی سطح به صورت چشمگیری کاهش یافت. همچنین با بیشترشدن نرخ پیشروی، میکروسختی سطح افزایش یافته و بیشترین میکروسختی در سرعت برشی ۳۷۵ متر بر دقیقه و نرخ پیشروی ۰۸/۰ میلیمتر بر دندانه بدست آمد که نشان از افزایش ۵۷% میکروسختی نسبت به سختی اولیه قطعه داشت. تصاویر بافت سطح نیز نشان داد که افزایش سرعت برشی تاثیر مستقیمی بر کاهش ترکها و پارگیهای سطحی دارد.
حامد حسنپور، محمد حسین صادقی، امیر راستی،
دوره ۱۵، شماره ۱۲ - ( ۱۱-۱۳۹۴ )
چکیده
فولادهای سخت با دارا بودن استحکام و مقاومت سایشی بالا، کاربرد گستردهای در صنعت خودروسازی، قالبسازی و ساخت سرمتههای حفاری دارند. ماشینکاری این مواد در حالت سختکاری شده با هدف دستیابی به دقت ابعادی و هندسی بالا، افزایش تولیدپذیری و بهبود خواص قطعهکار رو به گسترش است. در این پژوهش، رابطه بین پارامترهای برش و کیفیت سطح نهایی در فرزکاری سخت قطعهکاری از جنس فولاد ۴۳۴۰ و در حضور روانکاری با حداقل سیال برشی بررسی گردیده است. پارامترهای سرعت برشی، نرخ پیشروی، عمق برش محوری و شعاعی، به عنوان پارامترهای اصلی فرآیند فرزکاری سخت در سه سطح درنظرگرفته شدند و با استفاده از روش طراحی آزمایش رویه پاسخ، اثر این پارامترها روی میکروسختی سطح و ضخامت لایه سفید بررسی گردید. تحلیل واریانس نشان داد که مدل درجه ۲ برای تخمین میکروسختی سطح به خوبی میتواند نتایج تجربی را تخمین بزند درحالیکه مدل خطی تغییرات ضخامت لایه سفید را بهتر برآورد میکرد. تحلیل آماری نیز مشخص نمود که تمامی پارامترهای برش اثر افزایندهای روی اندازه میکروسختی و ضخامت لایه سفید داشتند. نرخ پیشروی با ۱/۷۳%، سرعت برشی با ۴/۱۴% سهم تأثیر بالاتری را روی میکروسختی به خود اختصاص دادند. ضخامت لایه سفید نیز با تغییر شرایط برش بین ۶/۷ تا ۱/۱۶ میکرومتر تغییر میکرد و سرعت برشی با سهم ۳/۸۱% و نرخ پیشروی با سهم ۴/۹%، موثرترین پارامترهای روی ضخامت آن لایه بودند.
حجت اله رنجبر، نوید ملارمضانی، محمدحسین صادقی، امیر راستی،
دوره ۱۵، شماره ۱۳ - ( ویژهنامه ۱۳۹۴ )
چکیده
هادی ایمانی، محمدحسین صادقی، حجت اله رنجبر، امیر راستی،
دوره ۱۵، شماره ۱۳ - ( ویژهنامه ۱۳۹۴ )
چکیده
هادی ایمانی، نوید ملارمضانی، محمدحسین صادقی، امیر راستی،
دوره ۱۵، شماره ۱۳ - ( ویژهنامه ۱۳۹۴ )
چکیده
حجت اله رنجبر، محمدحسین صادقی، امیر راستی، میلاد محمدی،
دوره ۱۵، شماره ۱۳ - ( ویژهنامه ۱۳۹۴ )
چکیده
نوید ملارمضانی، حجت اله رنجبر، محمدحسین صادقی، امیر راستی،
دوره ۱۵، شماره ۱۳ - ( ویژهنامه ۱۳۹۴ )
چکیده
امیر راستی، جواد هاشمی خسروشاهی، سینا صباغی شاهی، محمدحسین صادقی،
دوره ۱۵، شماره ۱۳ - ( ویژهنامه ۱۳۹۴ )
چکیده