جستجو در مقالات منتشر شده


۸۹ نتیجه برای رنجبر


دوره ۰، شماره ۰ - ( مقالات پذیرفته شده در نوبت انتشار ۱۴۰۲ )
چکیده

در نشانه معناشناسی  گفتمانی که کارکردی فرآیندی دارد، بر خلاف نشانه‌شناسی ساخت‌گرا که درآن معنای پیش‌ساخته و غیر سیّال مورد توجّه است، معنا مولود تنشی پویایی‌زا و ایستایی‌زدا میان  سطوح زبانی صورت و محتوا است؛ سیّالیت و تکثر معنا در این نگرش  مرهون تعامل تطبیقی احساس، ادراک و شناخت  نشانه معناها است. گفتمان مسلّط بر دو شعر «إلی.. غسّان کنفانی» الفیتوری و «مرگ نازلی» شاملو، متّکی بر ارتباط گستره‌ای و فشاره‌ای است؛ از آن‌جا که این گفتمان در بستر هم‌خوابگی کارکرد حسّی- ادراکی و زیبایی‌شناختی زاده می‌شود، وارث ویژگی‌های تنشی- عاطفی است. هدف این  پژوهش، واکاوی این کارکردها و توضیح ویژگی‌های نشانه - معناشناختی مسلّط بر آن‌ها جهت توضیح شرایط تولید معنااست. پژوهش حاضر بر آن است تا با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی و به شیوۀ تطبیقی، کیفیّت تبانی نشانه معناها را در تولید معنا مورد بررسی قرار داده و نشان دهد که چگونه شَوِشگران این دو شعر، به واسطۀ عملکرد خاصّ خویش، در گسست از منِ محدود شخصی و پیوست به منِ جمعی و استعلایی قرار گرفته‌اند و با ساز و کاری که گفته‌پرداز اتّخاذ کرده است، من شخصی و خصوصی شَوِشگر در برّش از خویشتن خویش و در پیوست با من استعلایی قرار گرفته است؛ امری که با فرا بردن دامنۀ حضور قهرمانان اساطیری از زمان و مکان محدود و تاریخی، باعث تثبیت و گستردگی «حضور» و «تاثیر دامنه‌دار و قاطع» آنان در جهان متن شده است؛ همچنان که ابژه با ارجاع به منظومه‌ای نشانه‌شناسانه، منشوروارگی و چند صدایی متن را تضمین کرده است.


دوره ۱، شماره ۴ - ( پاییز ۱۳۹۸ )
چکیده

تمرکززدایی سیاسی- اداری، حرکت به سمت توسعه سیاسی و اداره بهینه فضای جغرافیایی از مهم‌ترین دغدغه‌های سیستم‌های حکومتی، در کشورهای در حال ‌توسعه به‌صورت کلی و ایران به‌طور خاص برای رسیدن به دموکراسی است. چنین تمرکززدایی با توجه به خصیصه‌های جغرافیایی (طبیعی- انسانی) هر کشور و همچنین نوع سیستم سیاسی- اداری حاکم بر آن، از رویکرد ویژه‌ای پیروی می‌کند. مهم‌ترین بارزه جغرافیایی- سیاسی تمرکززدایی در هر واحد سیاسی مستقل، دولت محلی است. دولت‌های محلی با آگاهی از فضاهای جغرافیایی و حقوق انسان‌ها، نقش موثری را در اداره بهینه زیستگاه‌های انسانی بازی می‌کنند. پژوهش حاضر به‌دنبال پاسخ‌گویی به این پرسش است که عناصر موثر در شکل‌گیری دولت محلی کارآمد در ایران کدام‌اند؟ روش پژوهش حاضر به‌‌صورت توصیفی- تحلیلی بود که با بررسی اسناد و قوانین بالادستی در ایران و همچنین بررسی ویژگی‌های انسانی- طبیعی ایران برای شناسایی شاخص‌ها و عناصر موثر در شکل‌گیری دولت محلی کارآمد صورت‌ گرفت. یافته‌ها نشان دادند دغدغه تمرکززدایی و تفویض اختیار به مکان‌های غیرمرکزی و پراکنش قدرت در سطح فضاهای جغرافیایی به‌صورت پراکنده در برخی قوانین و اسناد بالادستی جمهوری اسلامی ایران اشاره شده است؛ بنابراین عناصر موثری که بایستی مورد توجه قرار گیرد شامل سیستم حکومتی، قوانین بالاسری، اراده سیاسی حکومت و غیره بایستی در چرخه اقداماتی چون رهاکردن سیستم متمرکز و پایه‌گذاری سیستم نیمه‌متمرکز؛ تدوین و اصلاح قوانین در چارچوب نظام شکل‌گرفته جدید؛ درگیرکردن مردم در اداره زیستگاه‌های خود؛ ایجاد رقابت در میان مکان‌ها؛ قدرت‌سپاری به ارگان‌های محلی؛ انتخابی‌کردن مسئولین اداره‌کننده دولت محلی؛ سهیم‌کردن مردم در سرنوشت خود؛ توجه به توانش‌های انسانی و محیطی؛ توجه به فرهنگ سیاسی و عوامل جغرافیایی ـ انسانی دیگر هستند.

دوره ۲، شماره ۳ - ( پاییز ۱۴۰۰ )
چکیده

اهداف: در قرن بیست­ و­یکم، با توجه به تغییر پارادایم آموزش عالی در حرکت به سمت رویکرد مسئولیت اجتماعی دانشگاه­ از طرفی، و ماهیت پویا رشته طراحی شهری و هم­چنین چالش­های شهرسازی از طرف دیگر، اهمیت مطالعات آموزشی در این زمینه بسیار ضروری به نظر می­رسد. لذا هدف نوشتار حاضر، ضمن شناسایی شیوه ­های آموزشی رایج در طراحی شهری، فراهم کردن زمینه­ برای بازطراحی برنامه آموزشی طراحی شهری منطبق بر رویکرد مسئولیت اجتماعی است.
روش: برای این منظور، مطالعات مربوط به مسئولیت اجتماعی دانشگاه و هم­چنین مطالعات آموزش طراحی شهری مرور گردید و از طریق گفت ­وگو با برخی متخصصین طراحی شهری، الگوی مسئولیت اجتماعی برای آموزش طراحی شهری پیشنهاد داده شد.
یافته­ ها: یافته­ های پژوهش نشان­ دهنده توجه به چهار شیوه یادگیری- یاددهی شامل آموزش سنتی، پروژه ­محور، خدمات­ محور، و آموزش پایدار در برنامه ­های آموزشی طراحی شهری در مقطع کارشناسی ارشد است. هم­چنین الگوی مسئولیت اجتماعی برای رشته طراحی شهری در چهار بخش ارزش­ها، مدیریت، اعمال، و اثرات تدوین گردید.
نتیجه­ گیری: نگاه مسئولیت اجتماعی می­تواند فرآیندهای دستیابی به توسعه پایدار را تسهیل نماید و با تاکید بر اهمیت اخلاق به تربیت متفکرین دغدغه ­مند و مسئول در این جهت گام بردارد

دوره ۳، شماره ۲ - ( ۹-۱۳۹۱ )
چکیده

ا امروزه یکیاز اهداف اصلی صنایع تولیدکننده‌‌ آنزیم‌‌ها،پایدارسازی این ملکول‌‌ها بدون کاهشفعالیتآن‌هااست. اسمولیت‌‌های پایدارکننده نوعی افزودنی است که کاربرد گسترده درافزایش پایداری آنزیم‌‌هادارد وبدونایجاد تغییرات مخرب در ساختمان آنزیم،‌‌سبب افزایش پایداری آن می‌‌شود. تاکنون پژوهشات زیادی برای بررسی سازوکار اسمولیت‌‌ها انجام شده است ولی جزئیات سازوکار آن‌ها هنوز مشخص نشده است.در این پژوهش اثرهم‌زمان دو اسمولیت پایدارکننده سوربیتول و ترهالوزبر فعالیت و پایداری ساختار آنزیم لیپاز سودوموناس سپاسیابا روش‌های طیف‌‌سنجی فرابنفش-مرئی، فلورسانس و دورنگ‌‌نمایی دورانی بررسی شده است. برای بررسی دقیق‌‌تر سازوکار اثر هم‌زماناین دو اسمولیت برساختارآنزیم و حلال مجاور آن، برای اولین بار تغییرات ضریب شکست و ضریب دی‌‌الکتریک حلال با روشتشدید پلاسمون‌‌های سطحی(SPR) نانو ذرات طلا مطالعه شده و سپس این نتایج با اثر جداگانه هر کدام از اسمولیت‌‌ها مقایسه شده است. نتایج به‌دست‌آمده نشان داد که اسمولیت‌‌های ترهالوز و سوربیتول،فعالیت آنزیم را افزایش می‌‌دهند؛ در حالی که تأثیر هم‌زمان دو اسمولیت بر فعالیت آنزیم، بیشتر از اثرجداگانه هر یک از آن‌هااست. اسمولیت‌‌ها همچنین سبب افزایش محتوای ساختار دوم آنزیم می‌‌شوند. از طرفی نتایج بررسی طیف SPR نانوذرات طلا در حضور این دو اسمولیت نشان داد که ضریب دی‌‌الکتریک محیط اطراف نانو ذرات طلا،با این دواسمولیت دچار تغییرات محسوسی نمی‌‌شود. این نتایج بیانگر اثر تعاونی هر دو اسمولیت در حضور یک‌دیگر برای افزایش فعالیت و پایداری ساختاری آنزیم است.

دوره ۳، شماره ۲ - ( تابستان ۱۴۰۱ )
چکیده

بیان مسئله: بخشی از مسائل کنونی مرتبط با جابه‌­جایی در فضاهای شهری به نوع تعریف و سنجش مفهوم جابه­‌جایی برمی‌گردد. جابه­‌جایی ظرفیت متمایز متحرک بودن است و برحسب اینکه این ظرفیت با ذهن افراد یا محیط ساخته­شده مرتبط شود؛ به شیوه­های متفاوتی تعریف می­شود.
هدف: هدف از انجام این پژوهش، مرور نظریات مرتبط با جابه‌جایی و درنتیجه ارائه چارچوبی نظری و عملیاتی برای سنجش جابه‌جایی در فضاهای شهری است. 
روش: در این راستا به تحلیل محتوی نظریات مرتبط با جابه‌جایی در سه مرحله آماده ­سازی، سازمان­دهی و طبقه­ بندی و خلاصه ­سازی پرداخته شده است.
یافته‌ها: تحلیل محتوی نظریات نشان­ دهنده این است که این نظریات در مجموع به سه دسته نظریات ذهن­گرا، محیط­گرا و تکثرگرا قابل تقسیم هستند؛ نظریات ذهن­گرا بر ماهیت ذهنی جابه‌جایی توجه دارند و جابه‌جایی را تابعی از عادات، نگرش­ها، انگیزه ­ها و هنجارهای افراد می­دانند؛ در مقابل، نظریات محیط­گرا به تأثیر عوامل محیطی نظیر تراکم، اختلاط کاربری و دسترسی بر جابه‌جایی افراد توجه ویژه ­ای دارند. نظریات تکثرگرا نیز تفاوت­های شهروندان را با توجه به ویژگی­های فردی و موقعیتی آنها مدنظر قرار می­دهند و از این‌رو تنوع و تفاوت را در جابه‌جایی مؤثر می­دانند و آن را در ارزیابی و سنجش دخالت می­دهند.
نتیجه­ گیری: بررسی عوامل تأثیرگذار بر جابه­‌جایی نشان­ دهنده این است که جابه­‌جایی مفهومی پیچیده و چند سطحی است که تحت تأثیر عوامل بسیاری قرار دارد؛ بنابراین چنانچه برنامه ­ریزان شهری درصدد بهبود سیستم جابه­‌جایی درون‌شهری باشند، باید به نقش مجموع این عوامل و ارتباطات بین آنها توجه ویژه ­ای داشته باشند.


 

دوره ۴، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۲ )
چکیده

مولکول‌‌های DNA بازهای نیتروژنی دارند که ویژگی‌‌هایی شبیه فلورفورها نشان می‌‌دهند. با این حال اسیدهای‌هسته‌ای از نوع DNA، ویژگی فلورسانسی بسیار ضعیفی دارند. از این رو شناسایی لیگاندهای متصل‌‌شونده به DNA که در حالت؛ نشر فلورسانس هستند و تنها بر اثر اتصال به مولکول‌‌های DNA نشر فلورسانس می‌‌یابد، بسیار کاربردی است. در این مقاله اثر یون‌های فلزی سدیم و پتاسیم بر القای ساختار چهاررشته‌ای) در الیگومری با نام PS۲.M (GTG۳TAG۳CG۳T۲G۲)  بررسی شده است. با تشکیل پیچیده میان این ساختار DNA و مولکول Hemin، یک دزوکسی‌ریبوزایم یا DNAzym ایجاد می‌شود که فعالیت پراکسیدازی دارد. با طیف‌‌سنجی نور مرئی-فرابنفش، فعالیت الیگومرPS۲.M  به‌عنوان یک DNAzyme آشکار شد و طیف‌‌سنجی دورنگ‌‌نمایی دورانی، تشکیل ساختار چهاررشته‌ای DNA به‌وجودآمده از این الیگومر را نشان داد. فلورسانس ذاتی چهاررشته‌ای تشکیل‌‌دهنده دزوکسی‌‌ریبوزایم شبه-پراکسیدازی نیز بررسی شد و نتایج، افزایش شدت فلورسانس DNA در حالت چهاررشته‌‌ای را در مقایسه با حالت تک‌‌رشته‌‌ای نشان داد. افزون بر این، رنگ نامتقارن سیانینی (سایبرگُلد) به‌عنوان کاوشگر برای بررسی فلورسانس خارجی DNA چهاررشته‌‌ای مورد استفاده شد. این کاوشگر تمایز بالایی بین DNA تک‌‌رشته و چهاررشته‌‌ای نشان داد. سرانجام برهم‌کنش این رنگ با DNA با روش‌‌های دورنگ‌‌نمایی‌‌ دورانی و فلورسانس بررسی شد.

دوره ۴، شماره ۱ - ( بهار ۱۴۰۲ )
چکیده

اهداف: نگاه به مطالعات سنجش کیفیت فضای عمومی در ایران و ادبیات جهانی نشان از گونه ای یکسان سازی در استفاده از معیارهای سنجش کیفیت دارد. در حالیکه مفهوم کیفیت فضای عمومی متناسب با گونه فضا و همچنین بستر سیاسی-اقتصادی-اجتماعی شکل گیری و تحول فضای عمومی می تواند فهم و درکی متفاوت فراهم آورد. به نظر می آید در سنجش کیفیت فضای عمومی بیشتر تمرکز بر روشهای کمی و آماری بوده و فهم ماهیت فضا در سنجش کیفیت نقش پر رنگی نداشته است. این پژوهش مسیری جدید در روش سنجش کیفیت فضای عمومی مبتنی بر ترکیب روش های کیفی و کمی ارائه می دهد.
روش‌ها: جهت اعتبارسنجی فرایند پیشنهادی، میدان هفت حوض به عنوان مورد مطالعه پژوهش انتخاب شده است. از ترکیب روش های تحلیل محتوا، تفسیری-تاریخی، مصاحبه عمیق و تدوین خاطرات شفاهی، رفتارشناسی و تحلیل همبستگی در این پژوهش استفاده شده است.
یافته ها: این پژوهش روش شناسی جدیدی مبتنی بر هفت گام شناسایی معیارهای ارزیابی کیفیت فضای عمومی مبتنی بر ادبیات جهانی، شناسایی معیارهای ارزیابی کیفیت آزمون شده در مطالعات مبتنی بر تجربه ایرانی فضاهای عمومی، تجمیع معیارهای گام اول و دوم و اعتبارسنجی امکان ارزیابی معیارهای انتخاب شده در فضای عمومی مورد مطالعه مبتنی بر بازدید میدانی، مطالعه تفسیری-تاریخی تحول فرم فضای عمومی در دوره های مختلف تاریخی، انجام مطالعات رفتاری مبتنی بر روش یان گل، انجام مصاحبه عمیق با کاربران دارای سابقه استفاده طولانی از فضا جهت استخراج خاطرات شفاهی و شناسایی مهمترین معیارهای کیفیت فضا در طول زمان و تحلیل کمی همبستگی های معیارهای کیفیت را ارائه می دهد.
نتیجه‌گیری: ارائه یک روش شناسی جامع در ارزیابی کیفیت فضاهای عمومی شهری مهم ترین نتیجه این پژوهش است.

دوره ۴، شماره ۴ - ( زمستان ۱۴۰۲ )
چکیده

بیان مساله: دانش بیشتر در زمینه ابعاد موثر بر آسایش حرارتی در فضای باز، می‌تواند به طراحان شهری در اثرگذاری جهت تقویت تجربه مکان های شهری کمک کند. درک چرایی پاسخ های انسانی به محرّک حرارتی نیازمند شناخت دقیق تر عوامل و فرآیند های مؤثر بر آسایش حرارتی است. در این زمینه، علاوه بر تاثیر عوامل عینی، لازم است نسبت به فرایند های ذهنی شناخت صورت گیرد. در دو دهه اخیر پژوهش های متعددی مبتنی بر چارچوب سازگاری حرارتی به ابعاد روانشناختی آسایش حرارتی در فضای باز پرداخته اند. تنوع عوامل روانشناختی مؤثر و گستردگی اطلاعات پژوهش های نمونه موردی نیازمند مرور جامع در جهت استنباط نظری و تبدیل آنها به مفهوم سازی هایی ساختار‌یافته تر است. از طرفی، مرور پژوهش ها در زمینه ابعاد روانشناختی تجربه حرارتی در فضای باز نشان دهنده ارتباط ضعیف با نظریه های پایه روانشناسی محیطی در زمینه مربوطه است.
هدف: هدف این مطالعه مرور جامع یافته های پژوهشی در زمینه ابعاد روانشناختی مؤثر بر آسایش حرارتی متأثر از تجربه مکان های شهری و ایجاد پیوند میان شواهد در حوزه تأثیرات روانشناختی آسایش حرارتی در فضای باز و مفاهیم نظری روانشناسی محیطی بوده است.
روش:  چارچوب مفهومی پیشنهادی ساختاری متشکل از پارامتر های تجربه حرارتی لحظه ای و عوامل موثر بر آن ارائه می دهد و هدایت کننده و سازمان دهنده این مطالعه مروری است. جستجوی مقالات بر اساس کلمات کلیدی مستخرج از مبانی نظری انجام شد. و نهایتاً ۲۸ مقاله به صورت تفصیلی مرور گردید و یافته های پژوهشی استخراج شده در قالب بخش بندی موضوعی مدل مفهومی شامل تجربه بلند مدت، تجربه کوتاه مدت، محیط های ترمیم کننده و تعامل فرد- محیط حرارتی تقسیم بندی شد.
یافته ها و نتیجه گیری: یافته های پژوهشی در قالب جداول، به تفکیک زیر بخش های مفهومی، در تطبیق با مفاهیم نظری قرار گرفته و بر اساس مقایسه با مفاهیم نظری مرتبط مورد بحث قرار گرفتند.
مرور پژوهش ها نشان دهنده تأثیر عوامل شناختی حاصل از تجربه بلند مدت (پیوند میان شرایط حرارتی و مشخصات فضایی-مکانی در حافظه، ترجیحات و نگرش ها در ارتباط با تجربه حرارتی در فضا های شهری، و حسّ مکان، به عنوان نگرش فرد معطوف به مکان)، تجربه کوتاه مدت (تأثیر محیط حرارتی تجربه شده در کوتاه مدت و مدت زمان حضور در معرض محیط باز، تأثیرپذیری های احساسی کوتاه مدت و خستگی ذهنی)، محیط های ترمیم کننده (ویژگی‌های ترمیم‌کننده فیزیکی و عملکردی و محبوبیت مکان نزد فرد) و تعامل موقعیتی فرد-محیط حرارتی (تناسب با نیاز ها/اهداف و انتظارات و امکان کنترل) بر آسایش حرارتی در فضای باز  است. همچنین، حاصل پژوهش نشان می دهد مفاهیم نظری روانشناسی محیطی در حوزه شناختی می توانند به انسجام بخشی مفاهیم، توضیح مشاهدات و هدایت مطالعات پژوهشی پیش‌رو در زمینه تأثیرات روانشناختی بر آسایش حرارتی کمک کنند.  

دوره ۵، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۳ )
چکیده

چکیده: لاکازها ازجمله پلی فنل اکسیداز ها هستند که توانایی اکسید نمودن تعداد زیادی از ترکیبات فنلیک شامل فنل ها ، پلی فنل ها، ترکیبات آروماتیک آمین دار و نیز استخلاف های غیر فنلی با استفاده از اکسیژن مولکولی به عنوان پذیرنده نهایی الکترون را دارند. بنابر این، این آنزیم ها در فرآیند های بیوتکنولوژی نظیر سیستم های تصفیه فاضلاب، زیست سالم سازی خاک آلوده و غیره کاربرد فراوان دارند. نتایج تحقیقات قبلی نشان از افزایش پایداری دمایی آنزیم لاکاز باکتری بومی Bacillus sp. HR۰۳ با استفاده از تکنیک جهش زایی هدفمند (SDM) و نقش اسید آمینهE۱۸۸ در ناحیه لوپ سطحی بین دومین ۱ و۲ در مقاومت دمایی آنزیم دارد. هدف از انجام این پژوهش بررسی مقاومت حلالی جهش یافته های اسید آمینه مذکور در حضور حلالهای دی متیل سولفوکساید (DMS) و دی متیل فرمامید (DMF) می باشد. مقایسه پارامتر های سنتیکی از جمله Kcat / Km ، ∆∆G‡و C۵۰ نشان از افزایش پایداری آنزیم های جهش یافته نسبت به آنزیم وحشی داشته که کاربرد صنعتی چنین آنزیم هایی را سهل تر می نماید. کلید واژگان: آنزیم لاکاز، جهش زایی هدفمند، پایداری حلالی.

دوره ۵، شماره ۴ - ( زمستان ۱۴۰۳ )
چکیده

مترو علاوه بر تأمین حمل‌ونقل عمومی، زمینۀ ارتباط شهروندان را با یکدیگر و محیط شهری برقرار می‌کند. ازاین‌رو توجه به مسئلۀ تعاملات اجتماعی و تمهیدات فضا برای تبدیل به مکان‌های شهری حائز اهمیت است.
هدف از انجام این پژوهش، دستیابی به ساختاری در برقراری کیفیت زیست در فضاهای زیرزمینی است که دارای بیانی جامع از مکان‌سازی باشد.
روش‌شناسی پژوهش در این تحقیق، مبتنی بر جمع‌آوری و تحلیل داده‌های متنی و اسنادی و به عبارتی مبتنی بر روش تحقیق کیفی است؛ این جستار نظری متأثر از پارادایم‌های تفسیری، به دنبال تقویت فهم انتقادی از فرایندهای تولید و مصرف در قالب فضای عمومی شهری است.
یافته‌ها نشانگر آن است که فضاهای زیرزمینی شهری برای ایفای نقش به‌عنوان فضاهای شهری بایستی مجموعه کیفیت‌های منحصربه‌فردی را در ساختاری متناسب با نیاز شهروندان ارائه کنند؛ چراکه کیفیت‌های فضای شهری زیرزمینی علاوه بر محدودۀ مشخص فضای شهری، حدودی فراتر را در برمی‌گیرد. این فضاهای شهری را می‌توان در گونه‌های فضای زیست‌شده، فضای ادراک‌شده و فضای پنداشته‌شدۀ شهروندان موردبررسی قرار داد.
در نتیجه‌گیری باید گفت در جهت نیل به نوعی مکان‌سازی، مؤلفه‌های زندگی روزمره شامل کردار فضایی، بازنمایی فضا و فضای بازنمایی در تطابق با کیفیت‌های فضاهای شهری زیرزمینی همچون کیفیت‌های درون فضا، کیفیت‌های میان فضا و کیفیت‌های برون فضایی (خوانایی، همه‌شمولی، سرزندگی، دسترسی‌پذیری، اعتدال، ارائۀ تنوعی از خدمات و امکانات)، بر شکل‌دهی به منظر زندگی روزمرۀ شهروندان اثرگذار هستند و شناسایی این کیفیت‌ها و کنش متقابل زندگی روزمرۀ شهروندان و فضای شهری، می‌تواند منجر به آفرینش مکان و فرایند مکان‌سازی شود
.


دوره ۵، شماره ۲۱ - ( پاییز ۱۳۸۷ )
چکیده

شاهنامه، اثری حماسی و حکمی، و متعلق به زمانی است که در کانون پربارترین زمانهای تلاقی فرهنگهای شرق و غرب در ایران قرار دارد. در این کتاب، حکمت و اساطیر و حماسه و تاریخ چنان در هم تنیده شده‌ که اثری جاودانی و تحسین‌برانگیز به وجود آمده است. حکمت فردوسی را هم از مضمونهای داستانهای شاهنامه می‌توان استنباط کرد و هم از آنجا که به صورت پند‌های حکیمانه آشکار در پایان داستانها تجلی می‌کند. برخی از این داستانها به جنگهای افراسیاب مربوط است. افراسیاب در شاهنامه از دیدگاه حکمت، نماینده دو نیروی بالقوه شرانگیز مفطور در سرشت انسان، خشم و شهوت است.
 سیمای افراسیاب در آثار اساطیری و تاریخی مقرون به شر‍ّ و بدی است. خواه به همین دلیل و خواه به دلیل اینکه فردوسی در گزارش شخصیت او در نمایش بدیها و شرانگیزیها مبالغه کرده باشد، نتیجه این است که او در شاهنامه شرانگیزترین شخصیت انیرانی است که گسترده‌ترین جنگ را علیه ایران به راه می‌اندازد. در این نوشته برای نشان دادن اینکه او نماینده دو نیروی خشم و شهوت است، سیمای او چنانکه در متون تاریخی و اساطیری انعکاس یافته با آنچه در شاهنامه آمده، مقایسه، و پندارها و گفتارها و کردارهای او، که همه در دشمنی با ایران و آمیخته با شر و فساد است در شاهنامه بررسی شده است.
 

دوره ۶، شماره ۲ - ( ۷-۱۳۹۳ )
چکیده

آثار ادبی نهضت مشروطه در دهه‌‌های اخیر به‌عنوان بخشی از مهم‌ترین اسناد جامعه‌شناسان برای تحلیل مناسبات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی دوران معاصر مورد توجه قرار گرفته است. سیداشرف‌‌‌‌الدین گیلانی ملقب به نسیم شمال، نقش بارزی در روشن‌گری عصر مشروطه داشته است. کمتر تحولی در عصر مشروطه صورت گرفته است که سیداشرف‌‌ دربارۀ آن شعر نسروده باشد. در این پژوهش با روش بینارشته‌‌ای کوشیده‌ایم تا در دو بخش، به بازخوانی نظریه جامعه‌شناسی تبادلی تلفیقی پیتر بلاو در فضای کلی شعر عصر مشروطه و سپس در شعر سیداشرف‌‌ بپردازیم. در بخش نخست با نگاهی اجمالی، محورهای کلان نظریۀ بلاو را در شعر عصر مشروطیت نشان داده‌ایم. در بخش دوم، گام‌‌های چهارگانۀ نظریۀ تبادلی را در سه بخش به‌صورت موردی در شعر سیداشرف‌‌ واکاوی کرده‌ایم. برای کاربست این نظریه که تلفیقی از رفتارگرایی اجتماعی و واقعیت‌گرایی اجتماعی است، اشعار سیداشرف‌‌ از آغاز جنبش مشروطه تا شکست آن و ایجاد حکومت پهلوی اول، در سه گروه اشعار تبادلی انتقادی، اشعار تمجیدی سازمان‌بخش و اشعار خطابی تنذیری قرار گرفته است. هدف نهایی این پژوهش بررسی میزان اثرگذاری سیداشرف‌‌ در جنبش مشروطه برپایۀ نظریه‌‌ای اجتماعی، برای نشان دادن ساختارهای پیچیده هم‌گروهی میان انقلابیون و مردم در دورۀ مشروطه است.

دوره ۷، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۵ )
چکیده

لیپازها به عنوان یک گروه آنزیمی مهم باعث هیدورلیز و سنتز استرها می‌شوند. لیپاز سودوموناس فلوئورسانس یک نوع گرمادوست از لیپازها است که وزن مولکولی آن در حدود ۳۳ کیلودالتون می‌باشد. در این تحقیق اثر غلظت‌های مختلف سوربیتول بر روی فعالیت و پایداری کنفورماسیونی سودوموناس فلوئورسانس لیپاز با استفاده از تکنیک‌های جذب و دورنگ‌نمایی دورانی مورد ارزیابی قرار گرفت. بر اساس نتایج مطالعات ترمودینامیکی غلظت ۶/. مولار سوربیتول برای اندازه‌گیری‌های سینتیکی بازتاخوردگی و واسرشتگی با استفاده از دستگاه فلوئورسانس جریان متوقف انتخاب شد. نتایج مطالعات سینتیکی نشان داد که واسرشتگی لیپاز از طریق دو مسیر متفاوت صورت می‌گیرد، یکی از آن‌ها مستلزم واسرشتگی و جدا شدن همزمان زیرواحدها بوده و دیگری دربرگیرنده یک فرآیند دو مرحله‌ای شامل جدا شدن زیرواحدها و به دنبال آن واسرشتگی کامل زیرواحدها می‌باشد. یافته‌های بدست آمده حاکی از آن بود که در حضور سوربیتول بیشتر جمعیت ملکول‌ها از طریق مسیر آهسته دچار واسرشتگی می‌شوند. نتایج سینتیکی بازتاخوردگی نیز نشان داد که در حضور سوربیتول سد انرژی واکنش بازتاخوردگی کاهش پیدا می‌کند.

دوره ۷، شماره ۳ - ( ویژه‌نامه ۱۳۹۵ )
چکیده

دئوکسی ریبوزیم محدود کننده وابسته به کوفاکتور مس از منحصر به فرد ترین دئوکسی ریبوزیمهای شناخته شده میباشد. ویژگی این آنزیم برش اختصاصی تک رشته DNA و تشکیل ساختار DNA سه رشته است که برای شناسایی سوبسترا ضروری میباشد. روش معمول برای سنجش فعالیت دئوکسی ریبوزیمها (با سوبسترای اسیدنوکلئیکی) بر پایه استفاده از سوبستراهای نشاندار رادیواکتیو میباشد که دارای پیچیدگیها و مشکلاتی است. در مطالعه حاضر، با استفاده از طیف سنجی فلورسانس خارجی و جذب فرابنفش، روشهایی دقیق، سریع و ارزان برای مطالعه فعالیت آنزیم ارائه شده است. با توجه به اهمیت کلیدی ساختار این آنزیم در شناسایی و اتصال به سوبسترا با تشکیل ساختار سه رشته ای DNA، برای مطالعه ساختاری آنزیم از روش طیف سنجی دو رنگ نمایی دورانی استفاده شد. طیفهای به دست آمده از این روش نشان دهنده تغییرات ساختاری و شاهدی بر تشکیل DNA سه رشته در کمپلکس آنزیم-سوبسترا است. نشانگر سایبرگولد دارای تمایل بالای اتصال به DNA دو رشته در مقایسه با DNA تک رشته است. از تغییرات نشر فلورسانس سایبرگولد بعد از افزودن کوفاکتور به کمپلکس آنزیم-سوبسترا میتوان میزان فعالیت آنزیم را سنجید. در روش سنجش پررنگ شدگی پیوسته که بر پایه طیف سنجی فرابنفش است از پررنگ شدگی ایجاد شده پس از افزودن کوفاکتور به کمپلکس آنزیم-سوبسترا برای اندازه گیری فعالیت آنزیم استفاده شده است. نتایج نشان دهنده دقت بالای روش سنجش پررنگ شدگی نسبت به طیف سنجی فلورسانس خارجی است، به این دلیل که روش سنجش پررنگ شدگی بر پایه استفاده از ویژگیهای فیزیکوشیمیایی DNA و بدون دخالت عوامل خارجی می‌باشد.

دوره ۷، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۶ )
چکیده

بهره گیری از فضاهای زیرزمینی به عنوان فضاهای شهری به دلیل کمبود زمین شهری در کلان شهرها، در ادبیات «طراحی شهری» دهه های اخیر مطرح شده است. چالش اصلی طراحی و توسعه فضاهای شهری زیرزمینی، برخی خصیصه های این گونه فضاها، در مقایسه با سایر فضاهای شهری روی سطح زمین می باشد، که تا کنون مورد پژوهش کافی قرار نگرفته است. بعلاوه، عدم انجام پژوهش پیرامون کیفیت های طراحی شهری منحصر به فضاهای شهری زیرزمینی عامل دیگری است که امکان بهره برداری از پتانسیل های این گونه فضاها را تضعیف نموده است. به نظر می رسد فضاهای شهری زیرزمینی عصر ارتباطات می بایست بر اساس نیازها و فرهنگ شهروندان طراحی شوند. این گونه فضاها لازم است به دور از آلودگی های گوناگون، بستری آرام و امن را برای تعاملات اجتماعی شهروندان فراهم کند. از این رو تلاش شده تا با پژوهشی توصیفی، ضمن بهره گیری از اسناد و منابع کتابخانه ای در حوزه طراحی شهری، به منظور تبیین کیفیت های خاص یک فضای شهری زیرزمینی، با روش های برآوردی و ارزشیابی به بررسی منابع گردآوری شده پرداخته شود.
یافته های این پژوهش توسعه ای مبین برخی کیفیت های فضای شهری مورد تاکید اکثر پژوهشگران ایرانی و غیرایرانی حوزه طراحی شهری و همچنین کیفیت های مستخرج از تجارب پروژه های مجموعه های زیرزمینی بوده که با توجه به برخی خصایص «فضاهای زیرزمینی» قابلیت تعمیم به «فضاهای شهری زیرزمینی» را داراست. نتیجه پژوهش معرف گونه ای از فضاهای شهری در ادبیات طراحی شهری، با ساختار نوینی از طبقه بندی کیفیت ها است. کیفیت های خاص فضاهای شهری زیرزمینی بر اساس حوزه تاثیر، سه گونه کلی «درون فضایی»، «میان فضایی» و «برون فضایی» است. ابعاد کیفیت های زیرمجموعه هر یک از گونه های مذکور به تفکیک در نتیجه گیری توصیف شده است.

دوره ۷، شماره ۴ - ( ۱۱-۱۳۹۶ )
چکیده

تغییرات سریع فناوری، رقابت شدید بنگاه‌های اقتصادی و جهانی‌شدن، پدیده درماندگی مالی و ورشکستگی شرکت‌ها را به موضوعی مهم در ادبیات مالی و سرمایه‌گذاری تبدیل کرده است و توجه فعالان حوزه مالی اعم از سرمایه‌گذاران، تسهیلات‌دهندگان، تأمین‌کنندگان، شرکای تجاری و دولت‌‌ها را به خود جلب کرده است. با توجه به نقش سرمایه‌‌های فکری در سازمان‌ها می‌توان انتظار داشت که شرکت‌های برخوردار از سرمایه فکری غنی‌تر، راهبردهای هوشمنداته‌تری برای اجتناب از ورشکستگی داشته باشند. هدف این پژوهش بررسی نقش سرمایه فکری و اجزای آن بر احتمال ورشکستگی شرکت‌های بورس اوراق بهادار تهران است. به این منظور داده‌های ۱۴۷ شرکت از شرکت‌های تولیدی بورس اوراق بهادار تهران که به روش حذف سیستماتیک انتخاب شده‌اند، طی دروه ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۳

 

مورد مطالعه قرار گرفت. برای اندازه‌گیری سرمایه فکری از مدل پالیک و برای سنجش احتمال ورشکستگی از تبدیل خروجی‌های مدل آلتمن به احتمال ورشکستگی استفاده شد. همچنین برای آزمون فرضیه‌ها نیز از مد‌ل‌های رگرسیون چند متغیره با داده‌های ترکیبی استفاده شد. نتایج آزمون فرضیه‌ها نشان داد که سرمایه فکری و اجزای آن تأثیر معکوس و معنا‌داری بر احتمال ورشکستگی شرکت‌های بورس اوراق بهادار تهران دارند.



دوره ۸، شماره ۲ - ( ۲ (پاییز و زمستان)- ۱۳۹۵ )
چکیده

کنش متقابل نمادین نظریه‌ای اجتماعی است که با تأکید بر کنش‌های متقابل انسانی به بررسی رفتار افراد اجتماع می‌پردازد. در این نظریه فعالیت‌های قابل مشاهده و غیرقابل مشاهده (مانند افکار) جامعه بررسی می‌شود. در این پژوهش به روشی توصیفی تحلیلی، الگوهای رفتاری نویسنده کتاب نفثه‌المصدور یکی از برجسته‌ترین آثار تاریخی و ادبی نیمه اول قرن هفتم هجری نوشته شهاب‌الدین محمد خرندزی زیدری نسوی و تفاوت آن با الگوهای پیدا و پنهان سایر افراد همان جامعه تحلیل شده است. این پژوهش نخستین گام در بازتاباندن نظریه کنش متقابل نمادین بر اثری کلاسیک در ایران است. چارچوب نظری پژوهش مفروض بر بازخوانی نظریه‌ای جامعه‌شناختی در متنی کهن است که در آن رابطه اجتماعی جامعه ایرانی در دوره‌ پایانی حکومت خوارزمشاهیان نشان داده شده است. با انعکاس نظریه کنش متقابل نمادین در این اثر نشان داده می‌شود که رفتارهای اجتماعی نویسنده، مردم، سلطان خوارزمشاهی و مغولان از طریق نمادهای معنی‌دار واجد الگوهای درهم‌تنیده است که کنش متقابل و متمایز گروه‌ها و جامعه را بنیان می‌نهد.

دوره ۸، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۷ )
چکیده

ﻣﻘﺪﻣﻪ: ﺑﻮﺷﻬﺮ ﺑﺎﻓﺖ ﺗﺎریخی ارزﺷﻤﻨﺪی دارد ﮐﻪ ﻧﻤﻮﻧﻪای ﺑﺴﯿﺎر ﻏﻨﯽ از ﻃﺮاﺣﯽ ﻫﻤﺴﺎز ﺑﺎ اﻗﻠﯿﻢ از ﺳﻄﺢ ﮐﻼن ﻣﮑﺎن‌یابی ﺗﺎ ﻋﻨﺎﺻﺮ و ﺟﺰییات ﻣﻌﻤﺎری اﺳﺖ. ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﭼﺎﻟﺶﻫﺎی اﻗﻠﯿﻤﯽ در ﺟﻬﺎن ﻣﻌﺎﺻﺮ ﺑﺎزﮐﺎوی ﻧﻤﻮﻧﻪﻫﺎیی ﻫﻤﭽﻮن ﺑﻮﺷﻬﺮ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ زﻣﯿﻨﻪﻫﺎیی ﺑﺮای ﺧﻼﻗﯿﺖ در ﻃﺮاﺣﯽ ﺷﻬﺮی و ﻣﻌﻤﺎری ﻣﻌﺎﺻﺮ را ﻓﺮاﻫﻢ آورد. ﺑﺎ در ﻧﻈﺮداﺷﺘﻦ ﭘﯿﺸﺮﻓﺖ روزاﻓﺰون ﺗﺤﻠﯿﻞﻫﺎی اﻗﻠﯿﻤﯽ، ﺑﻪ ﺑﯿﻨﺸﯽ ﻧﻮ در ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻓﻀﺎﻫﺎی ﺷﻬﺮی و ﻣﻌﻤﺎری در ﺑﺎﻓﺖ ﺗﺎریخی ﺑﻮﺷﻬﺮ ﻧﯿﺎز اﺳﺖ. ﺷﻨﺎﺷﯿﺮ یکی از ﻋﻨﺎﺻﺮ ﻣﻬﻢ در ﮐﺎرﮐﺮد اﻗﻠﯿﻤﯽ، ﻣﻨﻈﺮ و ﻫﻮیت ﺑﺎﻓﺖ ﺗﺎریخی ﺑﻮﺷﻬﺮ اﺳﺖ ﮐﻪ ﻋﻤﺪه ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﭘﯿﺸﯿﻦ، این ﻋﻨﺼﺮ ﻣﻬﻢ ﻣﻌﻤﺎری ﺷﻬﺮی ﺑﻮﺷﻬﺮ را ﺑﯿﺸﺘﺮ از دریچه ﭘﮋوﻫﺶﻫﺎی ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮار داده‌اﻧﺪ. ﻫﺪف این ﻧﻮﺷﺘﺎر ﺑﺎزﺷﻨﺎﺳﯽ و ﺗﺤﻠﯿﻞ ﭘﺎراﻣﺘﺮیک ﺷﻨﺎﺷﯿﺮ ﺑﺮای روﺷﻦﺷﺪن ﻋﻠﺖ وﺟﻮدی آن از ﻣﻨﻈﺮ ﺗﺤﻠﯿﻞﻫﺎی ﮐﻤﯽ اﺳﺖ. در این ﭘﮋوﻫﺶ، ﭘﺲ از ﺑﺮرﺳﯽ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﭘﯿﺸﯿﻦ ﺑﺮاﺳﺎس روش ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻣﺤﺘﻮا، ﺗﺎﺛﯿﺮ ﺷﻨﺎﺷﯿﺮ ﺑﺮ ﺟﺮیان ﺑﺎد ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ دیناﻣﯿﮏ ﺳﯿﺎﻻت ﻣﺤﺎﺳﺒﺎﺗﯽ (CFD) در ﻧﺮم اﻓﺰارﻫﺎی ﻓﻠﻮﺋﻨﺖ و ﮔﻤﺒﯿﺖ ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳﯽ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺖ.
ﻧﺘﯿﺠﻪﮔﯿﺮی: ﺷﻨﺎﺷﯿﺮﻫﺎ ﺗﺎﺛﯿﺮ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﺑﺮ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺳﺮﻋﺖ ﺑﺎد و ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺟﻬﺖ ﺣﺮﮐﺖ ﺑﺎد دارﻧﺪ. این ﺗﺎﺛﯿﺮ ﺷﻨﺎﺷﯿﺮ را ﺑﻪﻋﻨﻮان ﻓﻀﺎی ﻓﺮاﻫﻢﮐﻨﻨﺪه آﺳﺎیش ﺣﺮارﺗﯽ در ﺑﺎﻓﺖ ﺗﺎریخی ﺑﻮﺷﻬﺮ و ﺷﺮایط اﻗﻠﯿﻤﯽ ﺧﺎص آن ﺑﻪویژه در ﻓﺼﻞﻫﺎی ﮔﺮم ﻣﻌﺮﻓﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﻧﺘﯿﺠﻪ این ﭘﮋوﻫﺶ در ﺷﻨﺎﺳﺎیی دﻗﯿﻖ ﮐﺎرﮐﺮد ﺷﻨﺎﺷﯿﺮ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺴﺘﺮی ﺑﺮای ﺧﻼﻗﯿﺖﻫﺎی ﻃﺮاﺣﯽ ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ ﺟﺮیان ﺑﺎد در ﺷﻬﺮﻫﺎی ایران ﺑﺎﺷﺪ.


دوره ۹، شماره ۳ - ( تابستان ۱۳۹۷ )
چکیده

اهداف: مطالعات مبتنی بر پایداری گرمایی به‌عنوان یکی از روش‌های بررسی خواص فیزیکوشیمیایی پروتئین‌ها در زیست‌فناوری مطرح هستند. هدف تحقیق حاضر بررسی اثر جایگزینی اسیدآمینه آرژینین (Arg) شماره ۳۹ با لیزین (Lys) روی واسرشتگی گرمایی فتوپروتئین نمیوپسین بود.
مواد و روش‌ها: در تحقیق تجربی حاضر، جهش‌یافته R۳۹K با پروتئین وحشی مقایسه شد (در آن اسیدآمینه آرژینین ۳۹ به اسیدآمینه‌ لیزین تبدیل شده است). برای بررسی اثر جهش روی محتوای ساختار دوم، تکنیک دورنگ‌نمایی دورانی به کار رفت. به‌منظور بررسی تغییرات احتمالی در میزان پایداری حرارتی پروتئین جهش‌یافته و وحشی، اندازه‌گیری‌های واسرشتگی دمایی توسط دستگاه کالری‌متری روبشی تفاضلی صورت گرفت. از نرم‌افزارهای بیوانفورماتیک برای مقایسه ساختاری دو نوع پروتئین استفاده شد.
یافته‌ها: فشردگی جهش‌یافته‌ R۳۹K نسبت به پروتئین وحشی کاهش یافت. تغییر قابل ملاحظه‌ای در مقادیر پارامترهای ترمودینامیک به‌ویژه Tm مشاهده نشد. بالاتربودن جنبش‌های مولکولی اسیدآمینه‌ آرژینین شماره ۱۸۷ در پروتئین جهش‌یافته نسبت به پروتئین وحشی پایداری این پروتئین را کاهش داد. افزایش سطح در دسترس لیزین شماره ۱۸۸ در پروتئین جهش‌یافته موجب افزایش پایداری آن شد.
نتیجه‌گیری: در پایداری حرارتی پروتئین جهش‌یافته R۳۹K عوامل مختلفی شامل جنبش‌های مولکولی اسیدآمینه‌ها، سطح در دسترس آنها و محتوای ساختارهای دوم پایدارکننده پروتئین تاثیرگذار هستند. این جهش فشردگی جهش‌یافته‌ R۳۹K را نسبت به پروتئین وحشی کاهش می‌دهد، افزایش ASA مربوط به اسیدآمینه Lys۱۸۸ در جهش‌یافته R۳۹K نسبت به پروتئین وحشی موجب افزایش پایداری پروتئین می‌شود ولی کاهش میزان ساختار دوم در این جهش‌یافته همراه با بالاتربودن جنبش‌های مولکولی در اسیدآمینه Arg۱۸۷ در جهت کاهش پایداری این جهش‌یافته عمل می‌کند.


دوره ۹، شماره ۳ - ( تابستان ۱۳۹۷ )
چکیده

اهداف: احتمال برقراری میان‌کنش‌های الکتروستاتیک به‌علت فراوانی رزیدوهای باردار آب‌دوست به‌ویژه آرژنین به‌عنوان مهم‌ترین فاکتور  پایدارکننده دمایی آنزیم‌های گرمادوست مطرح شده است. هدف این مطالعه، مقایسه پایداری ترمودینامیک و بازتاخوردگی سینتیک آنزیم لوسیفراز گونه ایرانی و برخی جهش‌یافته‌های آن بود.
مواد و روش‌ها: در مطالعه تجربی حاضر،  پایداری گرمایی و نحوه بازتاخوردگی آنزیم لوسیفراز گونه ایرانی لامفیریس ترکستانیکوس و ۳ جهش‌یافته ERR, ERR/I۲۳۲R, ERR/Q۳۵R/I۱۸۲R/I۲۳۲R توسط تکنیک‌های مختلف اسپکتروسکوپی بررسی شد. ‌به‌منظور بیان بالای پروتئین‌ها یک تک‌‌کلونی ‌از هر یک از نمونه‌ها انتخاب و ‌به ۱۰میلی‌لیتر محیط ‌کشت LB دارای کانامایسین با غلظت ۵۰میکروگرم بر میلی‌گرم تلقیح و در دمای C°‌۳۷ و با هوادهی مطلوب به‌مدت ۱۵-۱۲ ساعت انکوبه شد. ‌به‌منظور تهیه محتوای سلولی از باکتری‌ها، محیط کشت القاشده به‌مدت ۵ دقیقه‌ در ۵۰۰۰گرم و دمای C°‌۴ سانتریفوژ شد. نتایج از طریق مطالعات با روش‌های طیف‌سنجی دورنگ‌نمایی دورانی در ناحیه دور، نزدیک و فلورسانس ذاتی، مطالعات کالریمتری روبشی تفاضلی (DSC) و آزمایش‌های سینتیکی با استفاده از تکنیک جریان متوقف مبتنی بر فلوئورسانس به دست آمد.
یافته‌ها: همراه با افزایش تعداد رزیدوی آرژنین در سطح پروتئین، پایداری و فشردگی ساختاری آنزیم‌های جهش‌یافته در مقایسه با آنزیم وحشی افزایش یافته و ترموگرام‌های حاصل از مطالعات کالریمتری روبشی تفاضلی نیز بیانگر افزایش اندکی در Tm و آنتالپی کالریمتری پروتئین‌های جهش یافته نسبت به پروتئین وحشی بودند.
نتیجه‌گیری: ثابت سرعت بازتاخوردگی آنزیم‌های جهش‌یافته نسبت به نوع وحشی افزایش پیدا کرده است. بهبود پارامترهای ترمودینامیک و سینتیک ناشی از بهبود میان‌کنش‌های الکترواستاتیک است که منجر به درجه بالاتری از فشردگی و تراکم ساختاری می‌شود.


صفحه ۱ از ۵    
اولین
قبلی
۱