۴۴ نتیجه برای صداقت
دوره ۳، شماره ۱ - ( بهار ۱۴۰۱ )
چکیده
بیان مساله: حس مکان به معنای ادراک ذهنی مردم از محیط و احساسات کم و بیش آگاهانه آن ها از محیط خود است که شخص را در ارتباطی درونی با محیط قرار می دهد، به طوری که فهم و احساس فرد با زمینه معنایی محیط پیوند خورده و یکپارچه می شود. این حس عاملی است که موجب تبدیل یک فضا به مکانی با خصوصیات حسی و رفتاری ویژه برای افراد خاص می گردد. محیط از جنبه های کالبدی و اجتماعی به صورت توامان ساخته شده است. انسان ها مکان های اطراف خود را خلق می کنند و مکان مستقل از انسان معنا ندارد.
هدف: تحلیل تعامل انسان با محیط پیرامون از بعد تاثیرات ادراک و رفتار در حس تعلق به مکان در مجتمع های مسکونی مسکن مهر می باشد.
روشها: تحقیق حاضر به لحاظ ماهیت توصیفی تحلیلی بوده، جامعه آماری تحقیق ساکنین مجتمع مسکن مهر مکریان مهاباد است. برای تحلیل داده از معادلات ساختای به روش تحلیل عاملی مرتبه دوم با نرم افزار Amosاستفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که نیازهای انسانی بیشترین تاثیرات را در ایجاد حس تعلق به مکان با ۹۴۶/۰ با تاثیر از ادراک و رفتار در تعامل انسان با محیط دارد و کمترین اثر گذاری هم مربوط به بعد تفسیری با اثرگذاری جمعی ۵۳۱/۰ می باشد.
نتیجه گیری: همه ابعاد مورد بررسی شده در تحقیق حاضر دارای تاثیرگذاری در ایجاد حس تعلق به مکان در تعامل انسان با محیط خویش است.
دوره ۴، شماره ۴ - ( زمستان ۱۴۰۲ )
چکیده
بیان مساله: هنر شهری، به عنوان رویدادی سیال درصدد کاهش تبعات ناشی از زندگی صنعتی و ایجاد رفتارهای مناسب اجتماعی و فرهنگی است. در فضای شهری انواع مختلف هنرها دیده میشوند؛ که از این بین موسیقی کمتر مورد توجه واقع شده است؛ به گونه ای که صحنه ی کالبدی- فضایی شهر اصولا" جایگاهی مناسب برای اجرای موسیقی خیابانی ندارد. در این تحقیق بررسی خواهیم کرد که آیا علت کم توجهی به این هنر ناشی از کم اثر بودن آن در ارتقا کیفیت فضای شهری است یا اینکه علت را باید در عدم وجود زمینه مناسب جهت قدرت نمایی و نمایش آن جستجو کنیم؟
هدف: هدف پژوهش حاضر، توجه بر ایجاد حس تعلق مکان و سرزندگی به فضای شهری و تاثیر موسیقی خیابانی بر حضار در فضای شهری میباشد.
روش: روش تحقیق در این مقاله به صورت پیمایشی بوده و با تهیه پرسشنامه و انتخاب سه جامعه آماری متفاوت، تاثیر موسیقی خیابانی بر سرزندگی فضای شهری با انتخاب نمونه موردی (خیابان خیام ارومیه) بررسی میگردد.
یافته ها و نتیجه گیری: با بررسی دیدگاه ها، مهمترین انتظار رهگذران و مشتریان از اجرای موسیقی خیابانی ایجاد سرزندگی و نشاط عنوان شده در حالیکه کسبه خیابان بیشتر از آنکه به شاد بودن فضای کسب و کار خود بیندیشند، به افزایش فروش خود اهمیت داده اند و این انتظار در نظر اساتید حفظ شان و جایگاه هنر موسیقی خیابانی، اصلاح دیدگاه از تکدی بینی به امری هنری، در کنار ایجاد راهی برای بهبود شرایط معیشت هنرمندان بوده است. لیکن با وجود این تفاوت انتظار، نظر هر سه گروه بر ارتباط و تاثیر موسیقی خیابانی بر سرزندگی فضای شهری بوده و لزوم تامین فضای مناسب به عنوان جزئی از فضای شهری جهت اجرای آن مورد انتظار همگان ذکر شده است. از طرف دیگر با توجه به عدم دسترسی افراد به اجرای زنده موسیقی در سایر نقاط شهری، تامین و مهیا نمودن امکان اجرای آن در سایر نقاط پرتراکم جهت سرزندگی آن فضا مورد انتظار رهگذران بوده است. نتایج حاصل از پژوهش بیانگر آن است که، از نظر کسبه، رهگذران و اساتید موسیقی؛ بین موسیقی خیابانی و نقش آن بر فضای شهری رابطه معناداری وجود دارد و موسیقی به عنوان هنری خیابانی میتواند تاثیر مناسبی در سرزندگی فضای شهری و ارتقا حس تعلق مکان بر رهگذران و از طرفی ایجاد فضای شورانگیز و رونق کسب و کار و افزایش میل پیاده روی در افراد داشته باشد؛ به طوریکه در بسیاری مواقع، انگیزه حضور مجدد رهگذران در آن مکان، از طریق خاطره انگیزی و درک غنای حسی مکان میباشد.
دوره ۵، شماره ۳ - ( پاییز ۱۴۰۳ )
چکیده
بیان مسئله: فضاهای باز مجتمعهای مسکونی به عنوان بخش جدایی ناپذیر از این مجتمعها، بخشی از زمان و محیط زندگی روزمره ساکنان را به خود اختصاص میدهد و ارتقای کیفیت این فضاها میتواند در سلامت روانی، تقویت تعاملات اجتماعی، سرزندگی، خلاقیت و... مؤثر باشد.
اهداف: هدف پژوهش حاضر، بررسی مؤلفههای موثر بر ارتقا کیفیت و اثربخشی فضاهای باز مجتمعمسکونی سپیدار ارومیه میباشد.
روش تحقیق: با استفاده از روش تحقیق توصیفی- پیمایشی برخی از عوامل مؤثر و همچنین ترتیب اهمیت هرکدام از این مولفه ها که در ارتقای کیفیت این فضاها مدنظر باید باشند؛ ارائه شده است. جامعه آماری تحقیق شامل ساکنان مجتمع مسکونی سپیدار ارومیه و جهت تحلیل اطلاعات دریافتی از ۲۹۸ پرسشنامه، ابتدا از نرم افزار SPSS استفاده گردید و سپس معادلات ساختاری به روش تحلیل عاملی مرتبه دوم با نرم افزار AMOS انجام گرفت.
یافته ها: براساس نتایج پژوهش میتوان گفت؛ طراحی این فضاها باید به گونه ای باشد که ضمن برقراری حس امنیت ساکنین، حس تعلق به مکان را برای سکنه به وجود آورد. ایجاد فضاهای خوانا، با پوشش گیاهی سبز که نورپردازی و مبلمان مناسب داشته باشد و امکان تغییرپذیری در فضا نیز وجود داشته باشد، نیز باید مدنظر قرار گیرد. همچنین این فضاها میبایست زمینه ساز مشارکت و فعالیت گروهی و مکان تعاملات عمیق اجتماعی باشد.
نتایج: از میان مولفه های موثر در ارتقای کیفیت فضاهای مذکور؛ مؤلفه تعاملات اجتماعی با مجموع اثرات ۰,۹۲۴، بیشترین اثرگذاری در ارتقای کیفیت محیط دارد و سپس به ترتیب انعطافپذیری فضا با ۰.۹۰۳، حس تعلق به مکان ۰.۸۶۴، حس امنیت ۰.۸۱۲، نورپردازی و مبلمان ۰.۷۹۱، فضای سبز و پوشش گیاهی ۰.۷۰۶ و خوانایی فضا با ۰.۶۳۱، مؤثرترین مؤلفهها در ارتقای کیفیت فضاهای باز مجتمع های مسکونی بوده است.
دوره ۷، شماره ۳ - ( ویژهنامه ۱۳۹۵ )
چکیده
کیتین، یکی از فراوانترین پلیساکاریدهای تجدیدپذیر در طبیعت است که به طور گسترده در پوستهی سختپوستان، کوتیکول حشرات و دیوارهی سلولی قارچها یافت میشود. این پلیمر به دلیل خواص منحصر به فردی چون زیستسازگاری، زیستتجزیهپذیری و غیر سمی بودن دارای کاربردهای گستردهای در صنایع مختلف میباشد. در مطالعهی حاضر، ضایعات میگوی موزی، Penaeus merguiensis (ضایعات خرد شده در اندازه ۱۰-۸ میلیمتر)، جهت استخراج کیتین به روش تخمیر میکروبی با استفاده از باکتری Pseudomonas aeruginosa، مورد استفاده قرار گرفت. به منظور پروتئینزدایی و معدنیزدایی ضایعات تحت تیمار باکتری، در غلظتهای مختلف گلوکز (۰، ۱۰، ۱۵ و ۲۰% وزنی- حجمی) و مایع تلقیح (۱۰، ۱۵ و ۲۰% حجمی- حجمی)، شرایط گرماگذاری به مدت ۴ روز در دمای۳۰ درجهی سانتیگراد و در انکوباتور شیکردار (۱۰۰ دور در دقیقه) انجام پذیرفت. نتایج حاصل ارتباط مستقیمی بین غلظت این پارامترها با میزان پروتئینزدایی و معدنیزدایی نشان داد. در بررسی اثر این پارامترها، غلظت گلوکز ۲۰% و مایع تلقیح ۲۰% به عنوان مقدار بهینه تعیین شد که منجر به تولید کیتینی با ۸۶% حذف مواد پروتئینی و ۷۶% حذف مواد معدنی گشت. بنابراین، تخمیر میکروبی، به عنوان یک روش مثبت و سازگار با محیط زیست، می تواند جهت استخراج کیتین با کیفیت بالا مورد استفاده قرار گیرد.
دوره ۹، شماره ۱ - ( زمستان ۱۳۹۶ )
چکیده
اهداف: ماکروجلبکهای دریایی، ارگانیزمهای متنوع با سازگاری زیست در محیطهای پراسترس هستند. هدف مطالعه حاضر ارزیابی فعالیت ضداکسیدانی و سمیت سلولی عصارههای حاصل از سه گونه ماکروجلبک سبز اولواسه شامل اولوا اینتستینالیس، اولوا کلاتراتا و اولوا لینزا از سواحل بندرعباس بود.
مواد و روشها: در مطالعه تجربی حاضر، بهمنظور ارزیابی خواص زیستی، از یک گرادیان غلظتی با روشهای سنجش قدرت احیاکنندگی آهن، ظرفیت ضداکسیدانی کل، تعیین ترکیبات فنلی و نیز سنجش سمیت سلولی این عصارهها بر مدل ارگانیزمی، میگوی آب شور آرتمیا سالینا استفاده شد، تحلیل دادهها بهوسیله آزمون تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون چنددامنهای دانکن در سطح احتمال ۵% توسط نرمافزار آماری ۲۱ SPSS و رسم نمودار با نرمافزارExcel ۲۰۱۳ انجام شد.
یافتهها: افزایش قدرت احیاکنندگی عصارهها از روندی وابسته به افزایش غلظت عصاره ماکروجلبکی تبعیت کرد. عصاره متانولی گونه اولوا اینتستینالیس و اتیلاستاتی و متانولی گونه اولوا لینزا و گونه اولوا کلاتراتا دارای بیشترین فعالیت احیاکنندگی آهن و ظرفیت ضداکسیدانی کل، که در مقایسه با آسکوربیکاسید (استاندارد)، فعالیت بالاتری داشتند، بین غلظتهای مختلف عصارهها نیز اختلاف معنیدار بود (۰/۰۵p≤). بیشترین محتوای ترکیبات فنلی در عصارههای متانولی ماکروجلبکهای گونه اولوا کلاتراتا و اولوا لینزا مشاهده شد. عصاره اِنهگزانی گونه اولوا لینزا بیشترین تاثیر را بر ناپلیوس میگوی آب شور نشان داد.
نتیجهگیری: سه گونه ماکروجلبک سبز شامل اولوا اینتستینالیس، اولوا کلاتراتا و اولوا لینزا خواص ضداکسیدانی و سمیت سلولی دارند، ماکروجلبک گونه اولوا لینزا بهدلیل دارابودن مقادیر زیادی فنل و قدرت آنتیاکسیدانی بالا، میتواند بهعنوان گونهای با ارجحیت خواص زیستی معرفی شود.
دوره ۱۰، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۸۹ )
چکیده
طی سال های اخیر در میان مباحث مربوط به اقتصاد محیط زیست، فرضیه منحنی زیست محیطی کوزنتس که رابطه U وارونی را بین شاخص های توسعه اقتصادی و آلودگی برقرار می سازد، اهمیت فراوانی یافته است. در این کار، مطالعه منحنی فوق به صورت منطقه ای در سطح شهر تهران برای پسماندهای جامد این شهر صورت گرفته است. طی دوره مورد بررسی که سال های ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۵ را در بر می گیرد، گرچه فرضیه منحنی مزبور به اثبات نمی رسد ولی اثر سیاست تفکیک از مبدأ پسماندهای خشک که از سال ۱۳۸۳ به اجرا درآمده بر روی شیب منحنی معنی دار ظاهر شده است.
قاسم حیدری نژاد، توحید صداقت،
دوره ۱۰، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۸۹ )
چکیده
در این تحقیق کاربرد مدلهای زیرشبکه اسماگورینسکی و دینامیکی موضعی در روش شبیهسازی گردابههای بزرگ مطالعه میشود. در مدلسازی مقیاس کوچک، به تعیین ضریب اسماگورینسکی نیاز است که در مدل اسماگورینسکی مقدار ثابتی بوده و بهصورت تجربی انتخاب میشود. برخی مدلهای دینامیکی در راستای تخمین بهتر این ضریب توسعه یافتهاند که مستلزم اعمال فیلتر عددی هستند. فیلتر مورد استفاده در متوسطگیری مکانی در این تحقیق، فیلتر گاوسی است. روش عددی، حجم محدود است و از الگوریتم سیمپل برای برآورد جمله فشار استفاده شده. برای کاهش بار محاسباتی با هدف انجام در کامپیوترهای شخصی، عدد رینولدز طوری انتخاب شده که جریان سیال را بتوان دوبعدی فرض کرد. مقایسه با نتایج آزمایشگاهی که عدد رینولدز آن در همین محدوده قرار دارد، بیانگر دقت بالای روش و مدل مورد استفاده است. بررسیهای انجام شده نشان میدهد که گرچه مدل دینامیکی موضعی بهدلیل محاسبه ضریب اسماگورینسکی برای هر نقطه، هزینه محاسباتی بیشتری دارد، اما بهدلیل دقت بالاتر و استفاده از شبکهبندی بزرگتر، هزینه محاسبات اضافی را میتوان جبران کرد.
دوره ۱۱، شماره ۳ - ( ۵-۱۴۰۱ )
چکیده
فناوری بایوفلاک بهعنوان یک سیستم پرورش برای کاهش اثرات زیست محیطی تولید ماهی در نظر گرفته میشود. در مطالعه حاضر تاثیر نانوذرات زئولیت بر کیفیت آب، عملکرد رشد، آنزیمهای گوارشی و پاسخ ایمنی ماهی کپور معمولی (Cyprinus carpio) پرورش یافته در شرایط بایوفلاک مورد بررسی قرار گرفت. بچه ماهیان (وزن اولیه ۳۶/۰± ۹۹/۷ گرم) در ۴ تیمار تقسیم شدند و با ۴ سطح از نانوذره زئولیت بهمیزان ۰ (شاهد)، ۵۰، ۱۰۰ و ۲۰۰ میلیگرم در کیلوگرم جیره غذایی در سیستم بایوفلاک (NZ۱، NZ۲ و NZ۳) بهمدت ۶۰ روز تغذیه شدند. نسبت کربن به ازت (۱:۱۵) با استفاده از ساکارز تامین گردید. پارامترهای کیفیت آب مانند ترکیبات نیتروژنی در طول دوره آزمایش اندازهگیری شد. پایان دوره آزمایش، بالاترین شاخصهای رشد و کمترین ضریب تبدیل غذایی در جیره ۵۰ میلی گرم در کیلوگرم (NZ۱) به دست آمد. فعالیت پروتئاز روده در تیمارهای NZ۱ و NZ۲ بهطور معنی داری بیشتر از سایر تیمارها بود، و بیشترین فعالیت لیپاز و آمیلاز مربوط به تیمار NZ۱ بود. جیرههای ۵۰ و ۱۰۰ نانوزئولیت در شرایط بایوفلاک بهطور قابل توجهی فعالیت سیستم ایمنی ماهی را افزایش دادند. مطالعه حاضر نشان میدهد که مکمل غذایی با ۵۰ و ۱۰۰ میلیگرم نانوذرات زئولیت در سیستم بایوفلاک بهطور قابل توجهی باعث افزایش عملکرد رشد، آنزیمهای گوارشی و پاسخ ایمنی در ماهی کپور معمولی در مخازن پرورش ماهی می شود.
دوره ۱۲، شماره ۴۸ - ( ۹-۱۳۹۴ )
چکیده
چکیده
کشمش از جمله مهمترین محصولات صادراتی کشور بوده و جایگاه خاصی را در تجارت خارجی کشور دارا میباشد. در طی دوره نگهداری، کشمش به علت تراوش شربت و از دست دادن رطوبت چسبنده و سخت میشود. پیشنهاد میشود که استفاده از پوشش خوراکی میتواند کمک خوبی به رفع این مشکل بنماید. پوششهای خوراکی میتوانند با افزایش مقاومت لایه مرزی، زمان ماندگاری محصول را افزایش دهند. در این بررسی، برای ارزیابی ماندگاری و ویژگیهای حسی (بافت، رنگ، طعم و پذیرش کلی) کشمش از روش تسریع شده استفاده شد. کشمش با پوششهای خوراکی لییپیدی (گلیسریل منواستئارات و موم کارنوبا) همراه با ppm ۱۵۰ اسانس آویشن تیمار شد و در دماهای ۲۰، ۳۵ و ۵۰ درجه سانتیگراد برای مدت ۱۲ هفته نگهداری شد. در طی مدت نگهداری، ویژگیهای حسی ارزیابی شد و زمان ماندگاری کشمش تخمین زده شد. نتایج نشان داد که پوششدهی به طور معنیداری بر بافت و رنگ تاثیر گذاشت و سبب افزایش زمان ماندگاری کشمش شد. دما و زمان نگهداری نیز اثرات معنیداری را بر تمامی صفات حسی نشان دادند. حداکثر زمان ماندگاری (۳۹۴ روز) بر اساس پذیرش کلی برای پوشش خوراکی موم کارنوبا و اسانس آویشن در دمای ۲۰ درجه سانتیگراد به دست آمد و رگرسیون خطی و تابع درجه دوم با ۹۴/۰≤ R۲ بهترین برازش را برای تمامی تیمارها داشتند.
دوره ۱۲، شماره ۴۹ - ( ۱۱-۱۳۹۴ )
چکیده
چکیده شناساگرهای زمان-دما (TTI) به عنوان ابزاری برای کنترل ایمنی موادغذایی تازهی بستهبندی شده در محیطهای کم اکسیژن استفاده میشوند. معادلات TTIهای با کینتیک درجهی صفر قبلا براساس مدل اسکینر-لارکین بررسی و شبیهسازی شده است. بر این اساس، برای آنکه TTI قبل از تولید توکسین منقضی گردد، باید منحنی آرنیوس TTI (در دستگاه مختصات lnk برحسب ۱/T) در همهی دماها بالاتر از منحنی اسکینر-لارکین- آرنیوس درجهی صفر (SLA۰) قرار گیرد. اما با توجه به اینکه اکثر TTIها (همانند دیگر فرآیندهای طبیعی) دارای رفتار درجهی یک میباشند، مدل SLA۰ نمیتواند توصیف دقیقی از عملکرد آنها ارائه دهد. هدف این تحقیق توسعه مدلی به منظور تعیین کارایی همهی انواع TTIها برای موادغذایی مستعد رشد کلستریدیوم بوتولینوم، بخصوص غذاهای دریایی بستهبندی شده با اکسیژن کاهش یافته میباشد. در این مقاله، با معرفی دسته منحنیهای اسکینر-لارکین-آرنیوس درجهی یک (SLA۱)، مدل اسکینر-لارکین برای TTIهای با کینتیک درجهی یک توسعه داده شده و با مدل درجهی صفر مقایسه گردیده است. در ادامه، نشان میدهیم که دسته منحنیهای SLA۱ شامل منحنی SLA۰ نیز بوده و قادر به توصیف رفتار TTIهای درجهی صفر و یک به صورت همزمان میباشد. بررسی عملکرد TTIهای با رفتار درجهی صفر و درجهی یک و مقایسه آنها بیانگر این حقیقت است که مدل SLA۰ قادر به توصیف رفتار TTIهای درجهی یک نبوده و نتایج حاصل از آن در مواقعی سختگیرانه و گاهی خوشبینانه میباشد. مدل پیشنهادی امکان استفاده از همهی انواع برچسبهای TTI را برای بستهبندی غذاهای دریایی فرآهم میآورد.
دوره ۱۳، شماره ۲ - ( بهار ۱۴۰۱ )
چکیده
در محیط دریا، بیوفیلم تشکیل شده روی سطوح غوطهور، منجر به فولینگ ارگانیسمهای بزرگتر میشود؛ که این امر مشکلات اقتصادی و زیستمحیطی فراوانی برای صنایع دریایی به همراه دارد. با توجه به اثرات زیانآور آنتیفولینگهای شیمیایی، توسعهی راهکارهای ضد بیوفیلم سازگار با محیط زیست میتواند گامی مهم جهت کنترل فولینگ باشد. از اینرو، مطالعهی حاضر با هدف جداسازی باکتریهای تشکیل دهندهی بیوفیلم از آبهای خلیج فارس و بررسی اثر ضد میکروبی تیمول بر باکتریهای منتخب انجام گرفت. ۸۲ ایزولهی باکتریایی جداسازی و توانایی تشکیل بیوفیلم توسط آنها سنجش شد. در این میان، پنج ایزوله انتخاب و شناسایی با استفاده از توالی
۱۶S rRNA انجام گرفت. نتایج نشان داد که پنج ایزولهی منتخب متعلق به شاخهی
proteobacteria (جنس
Vibrio،
Kangiella و
Psudoaltromonas) میباشند. در بررسی اثر ضد باکتری تیمول به روش انتشار دیسک، باکتری
(PH۱) K. spongicola (با قطر هاله ۵۷/۰ ±۱۸میلیمتر) ، بیشترین حساسیت را نشان داد. کمترین غلظت بازدارنده (
MIC) و کشندهی رشد (
MBC) (به ترتیب در غلظت ۵/۳۱ و ۵/۶۲ میکروگرم / میلیلیتر) نیز در مقابل همین باکتری بدست آمد. نتایج حاصل از بررسی قدرت مهاری تیمول بر پدیدهی تشکیل بیوفیلم و همچنین تخریب بیوفیلم تشکیل شدهی باکتری
Psudoaltromonas sp. (PH۱۸) نشان داد که تیمول در غلظتهای کمتر از
MIC قادر به مهار تشکیل بیوفیلم میباشد که این تاثیر بر تخریب بیوفیلم، در غلظتهای بالاتر از
MIC قابل توجه است. بر اساس نتایج بدست آمده، به دلیل فعالیت ضد بیوفیلمی تیمول در مقابل باکتریهای دریایی، استفاده از آن به عنوان یک ترکیب طبیعی در پوششهای آنتیفولینگی قابل پیشنهاد است.
مسعود میرزایی، مجید نیک بین صداقتی،
دوره ۱۳، شماره ۴ - ( ۴-۱۳۹۲ )
چکیده
تغییر مسیر یک پرتابه با استفاده از بر هم زدن توزیع فشار روی جسم و معمولاً توسط بالکهای کنترلی صورت می ¬پذیرد. از اشکالات این روش می¬توان به نیروی پسای بالا، نیروی زیاد برای تغییر وضعیت بالکها، گرمایش آیرودینامیکی بالکها، پاسخ زمانی بالا و ... اشاره نمود. اخیراً جهت غلبه بر این موانع، استفاده از سیستم محرک پلاسمایی به صورت تجربی و عددی مورد ارزیابی قرار گرفته است. یکی از پارامترهای تأثیر گذار بر دقت اصابت یک پرتابه، زمان پاسخ آن به فرمانهای کنترلی می ¬باشد. در مطالعه حاضر با استفاده از نرم افزار فلوئنت، جریان غیر دائم هوای اطراف یک پرتابه تحلیل شده و پاسخ زمانی آن بررسی شده است. در این تحقیق مشاهده گردید که با بکارگیری سیستم محرک پلاسمایی روی یک پرتابه در مقایسه با بکارگیری بالکهای آیرودینامیکی ، پاسخ زمانی آن در حدود یک مرتبه زمانی کاهش می ¬یابد. این میزان کاهش تأثیر قابل ملاحظه¬ ای در بهبود عملکرد یک پرتابه خواهد داشت.
مهدی مولوی، احمد صداقت، محمد رضا سلیم پور،
دوره ۱۴، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۳ )
چکیده
در سیستم¬های پرتابه به علت بالا بودن سرعت ورود به جو در اثر فشرده شدن مولکولهای هوا و امواج ضربه¬ای قوی در جلوی پرتابه گرمایش آیرودینامیکی شدیدی بوجود میآید. استفاده از پوشش مواد فداشونده روی سازه اصلی مستلزم مدلسازی مناسب جهت تعیین شار¬حرارتی در مرز است که اندازه¬گیری آن به صورت مستقیم امری غیر¬ممکن یا بسیار دشوار است. در کار حاضر تخمین شار¬حرارتی به روش فیلتر کالمن انجام می¬شود که به علت تخمین آنی شار حرارتی محل بهینه حسگرهای دمایی را در یک مرز متحرک در اختیار قرار می دهد. علاوه بر این از نتایج کار حاضر می توان در طراحی حسگرهای شارسنج استفاده نمود. نتایج روش کنونی برای تعیین موقعیت بهینه سه حسگر دمایی در مرز متحرک فدا شونده و از بین بردن اغتشاشات در لحظه سوختن حسگر برای تخمین دقیق تر شار حرارتی ارائه می شود.
دوره ۱۴، شماره ۲ - ( بهار ۱۴۰۲ )
چکیده
فراریت اسانسها و ناپایداری آنها در برابر عوامل محیطی، موجب محدودیت استفاده از آنها میگردد. با این وجود، کپسوله کردن در نانوذرات پلیمری میتواند به طور قابل توجهی نیمه عمر این ترکیبات را افزایش دهد و استفاده از آنها را به مدت طولانیتری، امکانپذیر نماید. در میان انواع پلیمرهای مورد استفاده در کپسولاسیون اسانسها، پلیمر زیستتخریبپذیرکیتوسان به دلیل سمیت پایین و رهایش کنترل شده بسیار مورد توجه است. از اینرو، پژوهش حاضربا هدف نانوکپسولاسیون کارواکرول و تیمول درکیتوسان با تکنیک ژلسازی یونی انجام گرفت؛ و با در نظر گرفتن سه متغیر غلظت کیتوسان (۱/۰- ۳/۰ درصد)، غلظت TPP (۱/۰- ۲/۰ درصد) و غلظت اسانس (۱/۰- ۲/۰ درصد)، متوسط اندازهی نانوذرات با استفاده از روش سطح پاسخ و طرح مرکب مرکزی بهینهسازی شد. توزیع اندازهی ذرات و شاخص پراکندگی (PDI) نانوفرمولاسیونهای آمادهسازی شده به کمک آنالیز DLS، تأیید بارگیری اسانس با آنالیز FTIR و بازدهی کپسولاسیون به روش اسپکتروفتومتری تعیین شد. در ادامه، نتایج حاصل از بهینهسازی سنتز نانوذرات مورد بررسی قرار گرفت که بر این اساس، شرایط بهینهی سنتز نانوذرات کیتوسان- تیمول و دستیابی به سایز ۱۰۱ نانومتر و بازدهی کپسولاسیون ۷۲ درصد، غلظت ۱۱/۰ درصد کیتوسان، ۱۹/۰ درصد TPP و ۱۴/۰ درصد تیمول تعیین شد. در مورد نانوذرات کیتوسان- کارواکرول، غلظت ۱۳/۰ درصد کیتوسان، ۱۹/۰ درصد TPP و ۱۵/۰ درصد کارواکرول منجر به تشکیل نانوذراتی با سایز ۹۵ نانومتر و بازدهی کپسولاسیون ۶۵ درصد گردید. به طورکلی، نتایج این مطالعه توانایی روش سطح پاسخ جهت پیشبینی اندازه و پراکندگی ذرات نانوفرمولاسیونهای کیتوسان حاوی کارواکرول و تیمول را نشان داد.
محمدهادی صداقت، محمدمحسن شاه مردان، محسن نظری، محمود نوروزی،
دوره ۱۴، شماره ۸ - ( ۸-۱۳۹۳ )
چکیده
در این مطالعه با استفاده از روش مرز غوطه¬ور شبکه بولتزمن به مدلسازی جریان سیال غیرنیوتنی با مدل توانی بر روی سطوح منحنی پرداخته شده¬است. از جمله ویژگی¬های این روش در مطالعه حاضر، می¬توان به صورت فشاری معادلات شبکه بولتزمن جهت مدلسازی مناسب گرادیان فشار در سیستم مورد مطالعه اشاره کرد. بعلاوه جهت اعمال شرط مرزی عدم لغزش در اطراف مرز جسم، روش مرز غوطه¬ور به صورت ضمنی به کار گرفته شده است. همچنین جهت مدلسازی مناسب فیزیکی هندسه مورد مطالعه و همچنین اعمال خواص غیر نیوتنی سیال، پارامتر¬های تبدیل متغیر¬های فیزیکی به متغیر¬های روش شبکه بولتزمن معرفی شده¬است. در ابتدا توانایی این روش در مدلسازی سیال غیرنیوتنی با مدل توانی در اطراف استوانه دایروی در داخل کانال در محدوده بررسی شده است. در این راستا، میدان سرعت در کانال بررسی شده و ضریب درگ بدست آمده از حل عددی حاضر تطابق خوبی با نتایج تحقیقات پیشین از خود نشان می¬دهد. در ادامه به بررسی میدان جریان و ضریب درگ جریان سیال غیر نیوتنی با مدل توانی بر روی استوانه بیضوی در سه نسبت ابعادی پرداخته شده است. نتایج نشان می¬دهند که در مقایسه با نسبت ابعادی، عدد رینولدز تأثیر بیشتری بر کاهش میزان ضریب درگ بر روی سیلندر بیضوی داشته و تغییرات شاخص مدل توانی کمترین تآثیر را بر کاهش میزان ضریب درگ دارد.
فرزاد بازدیدی تهرانی، محمد صداقت نژاد، نعیم اکرامی، ایمان واصفی،
دوره ۱۴، شماره ۱۳ - ( ويژهنامه اول ۱۳۹۳ )
چکیده
در مقاله حاضر به مدلسازی عددی جریان آرام توأم با جابجایی مختلط نانو سیال آب-اکسید تیتانیوم در کانال قائم مستطیلی پرداخته شده است. بدین منظور از دو دیدگاه تک فاز و دو فاز استفاده شده است. در بخش دو فاز روش اویلر-لاگرانژ برای شبیهسازی پخش ذرات در سیال پایه به کار رفته است. این روش به گونه ایست که در آن سیال پایه به صورت فاز پیوسته و نانو ذرات به صورت فاز گسسته معلق در آن مدل میشوند، به طوری که اثر ذرات بر سیال پایه به صورت ترم چشمه در معادلات مومنتوم و انرژی لحاظ میشود. معادلات حاکم به روش حجم کنترل بر پایه المان محدود (CVFEM) گسسته سازی شدهاند. اثر درصد حجمی و اندازه نانو ذرات، نسبت منظری سطح مقطع کانال، شرایط مرزی نامتقارن و اثر نیروی شناوری بر پارامترهای هیدرودینامیکی و حرارتی ارائه و مورد بحث قرار گرفت. در مقایسه بین مدل تک فاز و دو فاز مشخص شده است که مدل دوفاز نتایج دقیقتری را نسبت به مدل تک فاز در اختیار میگذارد. مشاهده میشود که افزایش درصد حجمی نانو ذرات، باعث بهبود ضریب انتقال حرارت میشود و این اثر در نسبتهای منظری بالاتر، پررنگتر است. همچنین در عدد ریچاردسون پایین تر که اثر جابجایی اجباری بیشتر از جابجایی آزاد است، پخش نانو ذرات آب-اکسید تیتانیوم در سیال پایه به نحوی است که بهبود انتقال حرارت بیشتر خواهد بود. در حالی که بهبود انتقال حرارت جابجایی برای %۱ درصد حجمی نانو ذرات و Ri=۰,۵ در حدود %۶.۵ می باشد، برای Ri=۵ به %۴ هم نمیرسد.
دوره ۱۴، شماره ۶۳ - ( ۲-۱۳۹۶ )
چکیده
چکیده
یکی از مشکلات شایع در جوامع امروزی، میزان کالری دریافتی و افزایش وزن به علت مصرف طولانی محصولات پرکالری است. از این رو هدف از این تحقیق تولید کیک کم کالری پخته شده با روش مایکروویو، با کاهش میزان چربی و بهینه سازی فرمولاسیون آن توسط جایگزینی بخشی از چربی با صمغ زانتان و نشاسته پری ژلاتینه به منظور کاهش کالری و به تأخیر انداختن بیاتی بود. در این پژوهش از متدولوژی سطح پاسخ و طرح مرکب مرکزی صاف به منظور بررسی و بهینه سازی متغیرهای مستقل شامل روغن (۱۳-۳ درصدx۱;)، صمغ زانتان (۳/۰-۰ درصدx۲;) و نشاسته پری ژلاتینه (۱-۰ درصدx۳;) بر ویژگی های مورد اندازه گیری استفاده شد. نتایج مرحله فرمولاسیون پخت کیک با مایکروویو نشان داد که با کاهش چربی فرمولاسیون و افزودن هیدروکلوئیدهای زانتان و نشاسته پری ژلاتینه میزان رطوبت و فعالیت آبی نمونه های کیک بهتر حفظ شده که منجر به کاهش سفتی و صمغی بودن و همچنین افزایش پیوستگی بافت نمونه های کیک تولید شده با مایکروویو شده و در نتیجه محصولی نرم تر با بیاتی کمتر و عمر ماندگاری طولانی تری تولید گردید. همچنین کاربرد این ترکیبات در فرمولاسیون کیک اثر منفی ناشی از حذف بخشی از چربی بر کاهش تخلخل و حجم کیک را تا حد زیادی جبران نمود. شرایط بهینه فرمولاسیون جهت به حداقل رساندن سفتی و صمغیت بافت و همچنین به حداکثر رساندن حجم و پیوستگی کیک که در آزمایش های عملی مورد تایید قرار گرفت، برای پارامترهای مستقل شامل میزان روغن، صمغ زانتان و نشاسته پری ژلاتینه به ترتیب ۲/۶ %، ۳/۰ % و ۱ % بدست آمد.
در این نقطه بهینه مقادیر پاسخ ها شامل رطوبت، aw، سفتی، صمغی بودن، پیوستگی بافت و حجم نمونه ها به ترتیب برابر ۳۴/۲۰ درصد، ۸۰/۰، ۱۹/۰ نیوتن، ۲۰۴/۰ نیوتن، ۰۸/۱ و ۹۸ سانتی متر مکعب بود. در نهایت با مقایسه دو روش پخت با مایکروویو و روش سنتی نیز مشخص شد که از نظر بسیاری از ویژگی های مورد بررسی اختلاف قابل توجهی بین دو روش پخت وجود ندارد، با این تفاوت که نمونه هایی که در مایکروویو تولید شدند به دلیل حفظ بیشتر رطوبت نرم تر بوده و در نتیجه دیرتر دچار بیاتی می شوند و عمر ماندگاری بالاتری را دارا می باشند.
دوره ۱۴، شماره ۶۴ - ( ۳-۱۳۹۶ )
چکیده
چکیده
بدون شک آلودگی های زیست محیطی یکی از مهم ترین دغدغه های جوامع امروزی در سراسر جهان است. هدف از انجام این پژوهش بررسی امکان تهیه ظروف خوراکی مناسب برای بسته بندی موادغذایی و بررسی اثر غلظت ایزوله پروتئین سویا، نشاسته ذرت و موم عسل بر برخی ویژگی های شیمیایی و مکانیکی آنها شامل حلالیت در آب، حلالیت در اسید، نفوذپذیری به روغن، سفتی بافت و ارزیابی حسی بود که به کمک طرح مرکب مرکزی، بهینه یابی فرمولاسیون انجام شد. بدین منظور سطوح ایزوله پروتئین سویا ( ۹-۳ گرم )، نشاسته ذرت ( ۶-۲ گرم ) و موم عسل ( ۱۰-۳ گرم ) مورد بررسی قرار گرفتند. طبق نتایج بدست آمده افزایش در مقدار ایزوله پروتئین سویا سبب کاهش حلالیت در آب، نفوذپذیری به روغن، پذیرش کلی و افزایش سفتی بافت شد ( p< ۰/۰۱ ). افزایش مقدار موم عسل حلالیت در آب، نفوذپذیری به روغن، سفتی بافت و پذیرش کلی را کاهش و حلالیت در اسید را افزایش داد ( p<۰/۰۱ ) و در مورد نشاسته ذرت با افزایش مقدار آن حلالیت در آب، حلالیت در اسید و نفوذپذیری به روغن کاهش و پذیرش کلی افزایش یافتند ( p<۰/۰۱ ). نتایج حاصل از بهینه یابی فرمولاسیون نشان داد که مطلوبیت در مقادیر بالای ایزوله پروتئین سویا ، نشاسته ذرت و موم عسل بیشتر بوده و بهترین فرمولاسیون حاوی ۲۸/۷ گرم ایزوله پروتئین سویا ، ۶ گرم نشاسته ذرت و ۸۵/۶ گرم موم عسل بود.
دوره ۱۴، شماره ۶۶ - ( ۵-۱۳۹۶ )
چکیده
چکیده
تولید دانه های انار آماده مصرف علاوه بر خواص حسی و تغذیه ای ویژه، امکان افزایش مصرف انار را فراهم می نماید. رنگ و بافت دو ویژگی مهم در مقبولیت مصرف کننده می باشند. هدف از این پژوهش، بررسی تاثیر نوع بسته بندی شامل بسته بندی وکیوم (۰%)، اتمسفر اصلاح شده (۱۰%) و اتمسفر معمولی(۲۱%)، دمای نگهداری (۴، ۱۲ و ۲۰ درجه سانتیگراد) و زمان انبار داری (۴،۱۰و۱۶ روز) بر پارمترهای افت وزنی، pH، آنتوسیانین کل، ویژگی های رنگی (پردازش تصویر) و سفتی بافت دانه های انار بود. برای این منظور دانه های انار جداسازی شده را تحت سه غلظت گاز اکسیژن (۰،۱۰،۲۱%) بسته بندی نموده و سپس نمونه ها در دماهای مختلف به مدت ۱۶روز نگهداری شدند. بر اساس نتایج بدست آمده، کمترین افت وزنی در نمونه های بسته بندی وکیوم و بالاترین محتوای آنتوسیانین کل و سفتی مطلوب در بسته بندی اتمسفر اصلاح شده بود. پایداری آنتوسیانین در بسته بندی وکیوم با افزایش pH کاهش یافت. نتایج همچنین نشان داد که تاثیر نوع بسته بندی بر مولفه های رنگیL* وa* معنی دار نبود (۰۵/۰p>)، با این حال مولفه قرمزیa* با گذشت زمان نگهداری کاهش یافت که همبستگی بالایی با کاهش آنتوسیانین کل داشته است. در واقع رنگدانه آنتوسیانین مسئول رنگ قرمز دانه های انار می باشد. نتایج نشان داد که با افزایش زمان و دمای نگهداری میزان افت وزنی افزایش و سایر ویژگی های کیفی مانند pH، سفتی بافت، محتوای آنتوسیانین کل کاهش یافت. به طور کلی بسته بندی اتمسفر اصلاح شده بهترین نوع بسته بندی تشخیص داده شد و بر اساس نتایج بهینه یابی نیز بهترین غلظت گاز اکسیژن، دما و زمان جهت نگهداری دانه های انار به ترتیب ۷%،˚c ۵ و۱۱روز می باشد.
دوره ۱۴، شماره ۶۷ - ( ۶-۱۳۹۶ )
چکیده
چکیده
رطب مضافتی یکی از ارقام شناخته شده و خوشمزه بوده که معمولا جزو خرماهای مرطوب طبقهبندی شده و به رنگ قرمز تیره متمایل به سیاه و دارای بافت نرم میباشد. این خرما سومین رقم اقتصادی کشور بعد از سعمران و شاهانی بوده و با توجه به اهمیت تغییرات میزان اسیدیته در کیفیت آن، در این پژوهش تغییرات اسیدیته در طول دوره نگهداری توسط شبکه عصبی مصنوعی پیشبینی گردید. به همین منظور از گاز ازن، پوشش خوراکی کیتوزان و دماهای مختلف (۵، ۱۵ و۲۵ درجه سانتیگراد) بعنوان راهکارهایی جهت افزایش ماندگاری رطب مضافتی در طی نگهداری (به مدت ۶۰ روز) استفاده شد و هر ۳ روز اسیدیته خرماها اندازه گیری شد. ازن، پوشش خوراکی کیتوزان و دماهای مختلف به عنوان ورودی شبکه عصبی مصنوعی مورد استفاده قرار گرفتند. نتایج این تحقیق نشان داد، شبکه عصبی مصنوعی newff با توپولوژی ۱-۱۷-۴ ضریب همبستگی ۹۹۲۶۴/۰ و میانگین مربعات خطای ۰۰۱۳/۰ با بکارگیری تابع فعالسازی تانژانت سیگموئید هایپربولیکی و الگوی یادگیری لونبرگ – مارکوات[۱] به عنوان بهترین مدل عصبی در پیشبینی تغییرات میزان اسیدیته میباشد. در مجموع میتوان گفت شبکه عصبی مصنوعی روشی قابل اطمینان برای مدلسازی و پیشبینی تغییرات اسیدیته خرما و محصولات مشابه میباشد.
[۱]. Levenberg Marquardt