۷۱ نتیجه برای عبدی
دوره ۱، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۹ )
چکیده
کارآفرینی فرآیندی است که منجر به ایجاد رضایتمندی با ایجاد تقاضای جدید میشود و میتوان آن را فرآیند ایجاد ثروت دانست. به عقیده چادویک (۲۰۱۲) کارآفرین کسی است که آماده پذیرش ریسک در کسبوکار است؛ کسبوکاری که به آن ایمان دارد اگر این خطرپذیری با موفقیت رو به رو شود، منافع آن را در سرمایهگذاریهای مخاطرهآمیز بعدی استفاده خواهد کرد و اگر شکست بخورد تجربهای به عنوان بخشی از یادگیری و برای توسعه چشمانداز کارآفرین، قرارخواهد گرفت. یکی از حوزههایی که زمینه ظهور کارآفرینی در آن احساس میشود، کارآفرینی در ورزش است.
دوره ۱، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۸۹ )
چکیده
طنز یکی از انواع ادبی است که در آن طنزپرداز، به قصد اصلاح، با سلاح قلم و چاشنی خنده، زبان به انتقاد از معایب و مفاسد موجود در جامعه باز میکند. عبدالله ندیم و دهخدا هر دو از طنزپردازان زبان فارسی و عربی و زبانزد عالمان اهل قلم هستند. هردو با قلم خود به شیوهای که خواننده را به تفکر وادارد، از معایب جامعه زمان خود انتقاد کرده و آن را مورد تمسخر قرار دادند؛ یکی از آنها در انقلاب عرابی پاشا شرکت کرده و دیگری در نهضت مشروطه نقش بارزی داشت.
در مقالات آنها ویژگیهای مشترک فراوانی، باوجود اختلافهای اندکی که از نظر محتوایی و ساختارهای زبانی با هم دارند، وجود دارد و درواقع میتوان گفت مقالات این دو، زبان حال مردمان آن روزگاران و استعمارستیزی آنها است. هر دو از دخالت بیگانگان در امور داخلی کشورشان شکوه و شکایت کردهاند و این مفاهیم را در قالبهای مختص خو، بیان میکنند. محدودبودن دوره انتشار این مقالات، خود مؤید جو خفقان و اختناقآور آن دوره است. از دیگر ویژگیهای مشترک آنها متأثر بود آنها بهصورت مستقیم و غیرمستقیم از آموزههای سید جمالالدین اسدآبادی است که اعتقاد داشت نشریه باید میدانی برای افکار متعالی و دفاع از وطن باشد. هدف از این پژوهش بررسی بیان طنزهای ندیم و دهخدا در زمینه استبدادستیزی و تأثیر آموزههای سید جمالالدین اسدآبادی بر این دو ادیب، با وجود اختلاف محیطی است.
دوره ۱، شماره ۴ - ( پاییز ۱۴۰۰ )
چکیده
از جمله مسائل مابعدالطبیعه، مسأله جواهر مفارق و نحوه شناخت مفارقات است. پیچیدگی بحث شناخت جواهر مفارق تا حدّی است که فیلسوفان هنگام بررسی و تأمّل در باب آن، آراء متفاوت و گاه متعارضی را ارائه میدهند. از جمله اندیشمندان دوره میانه، میتوان به ابن سینا و توماس آکوئینی اشاره کرد که هر یک از ایشان با ذکر دلایلی و شواهدی چند دو نظر مقابل در خصوص شناخت جواهر مفارق اعلام میدارند، چنانکه در برخی موارد شناخت جواهر مفارق را برای نفس انسانی ممکن میدانند و در مواردی نفس انسانی را قادر به شناخت نمیدانند. با این وصف اگرچه آراء دو اندیشمند مردّد و ناسازگار مینماید اما با تحلیل آراء ایشان و به دنبال ارائه تقسیم ثُنائی برای شناخت، یعنی شناخت حقیقت و شناخت حقیقی، میتوان تعارض ظاهری را مرتفع ساخت و در نهایت اعلام داشت که به اعتقاد هر دو اندیشمند، نفس انسانی قادر به شناخت حقیقت جواهر مفارق است؛ با این تفاوت که از نظر ابن سینا شناخت حقیقت منوط به افاضه عقل فعال بیرونی است، حال آنکه از نظر آکوئینی، شناخت حقیقت مستلزم اِعداد عقل فعال درونی است و از سوی دیگر هر دو اندیشمند، اتفاق نظر دارند بر اینکه شناخت حقیقی جواهر مفارق برای نفس انسانی امکانپذیر نیست، بلکه شناخت حقیقی مختص جواهر مفارق و خداوند است و در نهایت اینکه از طریق علم حصولی نمیتوان به شناخت حقیقی مفارقات نائل شد.
دوره ۲، شماره ۱ - ( ۱- )
چکیده
در مقاله حاضر روشی گرافیکی برای بهینه سازی مدارات غیرخطی جهت نیل به حداکثر توان خروجی، حداکثر راندمان و یا حداقل انترمدولاسیون ارایه می گردد. بعد از آن بر اساس مدل غیرخطی ترانزیستور و شیب خط ـ بار برای رسیدن به حداکثر توان خروجی، یک نمونه تقویت کننده توان در فرکانس مرکزی ۲۸ گیگا هرتز طراحی و بر مبنای ادمیتانس بهینه بار تعیین شده شبکه تطبیق خروجی آن سنتز می گردد. سپس با بکارگیری روش "توازن هارمونیکی" شبکه غیرخطی تقویت کننده توان تحلیل و با تغییر نقطه بایاس ترانزیستور و شبکه تطبیق خروجی که منجر به تغییر ادمیتانس بار دیده شده توسط ترانزیستور می گردد، سیکل بار داخلی طوری تصحیح می گردد که به سیکل بهینه یا به عبارتی به خط ـ بار بهینه نزدیک و منطبق شود.
دوره ۲، شماره ۳ - ( بهار و تابستان ۱۳۹۴ )
چکیده
ترجمه قرآن کریم و انتقال و شفافسازی معانی والای آن، برای مخاطبان فارسیزبان از دیرباز موضع اهتمام محققان و اندیشمندان این کتاب الهی بوده است. یکی از مترجمانی که شمار کثیری از پژوهشگران،ترجمه او را در زمره بهترین ترجمههای معاصر قرآن بشمار آورده و آن را به لحاظ مطابقت با متن آیات و بکارگیری واژگان مأنوس زبان فارسی و مراعات قواعد زبانی و بیانی و نیز بهلحاظ نگرش نوین به ترجمه و روزآمدسازی بسیاری از مفاهیم پرچالش قرآن کریم، مُتقن و قابل استناد میدانند، ترجمه فولادوند است. اما با وجود همه این محاسن، با اعمال نظری ژرف در فحوای ترجمه– دستکم در حوزه آیات مورد بحث- به نظر میآید که مخاطب با مواردی از لغزش یا سهو مواجه میشود که نشان از تسامُح یا احیاناً برداشتی ناهمگون از پارهای ظرایف بدیع دستوری، واژگانی و ادبی قرآن دارد که در برخی موارد عدم رویکرد متناسب به این ظرافتهای قرآنی، خواننده را در معرض برداشتی غیرهمسو با آیات شریفه قرار داده و علاوه بر مستور ماندن بخشهایی از وجوه اعجازی و تصاویر مبتکرانه آیات، جلوه ضعیفتری از بلاغت قرآنی در ترجمه فارسی نمود مییابد. این پژوهش درصدد است که با توجه به امکانسنجیِ میزان خطاپذیری، در ترجمه آیات مورد بحث، این موارد را با استناد به مبانی علمی دقیقِ حوزههای صرفی، نحوی، بلاغی، لغوی و واژگانی، به بوته نقد و بررسی گذاشته و راههای اصلاحی جایگزین نیز پیشنهاد شود تا بدینواسطه نمایههایی از رویکردهای تحلیلی معنامحوردر چارچوبهای مذکور فراروی محققان قرار گرفته و راه برای پژوهشهای غنیتر و کاربردیتر در این حوزهها گشوده بماند.
دوره ۴، شماره ۳ - ( شماره ۳ (پیاپی ۱۵)- ۱۳۹۲ )
چکیده
زکریا تامر یکی از نویسندگان سوریه است که در قالب داستان کوتاه دستی توانا داشته است. او داستان هایش را در ساختاری منظم و ترکیبی به همپیوسته به نگارش درمیآورد و تمام عناصر و واحدهای تشکیل دهنده آن را به حرکت و تکاپو وامی داشت تا پیام مشخصی را انتقال دهد. نام یکی از داستان هایش، «وجه القمر» است که در آن همه عناصر را در کنار هم در یک رشته خطی قرار داده تا پیام دفاع از زن شرقی را که تا قبل از این خوار و ذلیل شده است، به همگان برساند. برای درک پیام اصلی داستان، تحلیل آن براساس دو محور همنشینی و جانشینی کمک شایانی میکند. محور جانشینی به نویسنده امکان میدهد که از بین مجموعه واژگان، واژه متناسب با ساختار را برگزیند. واژگان گزینش شده در یک مسیر خطی عمودی کنار هم قرار میگیرند و ترکیب نوشتاری جدیدی را به وجود می آورند و ارزش جانشینی آن به جای واحدهای دیگر، از اینجا فهمیده میشود که سمیحه، شخصیت زن داشتان به معنای بخشنده است و زنان شرقی تمام وجود خود را به مردان بخشیدهاند. در محور همنشینی، ارتباط عبارت ها و ترکیب آن ها در یک خط افقی بررسی می شود و وقتی در کنار هم قرار می گیرند، مسیر داستان به جلو حرکت می کند. همچنین، توصیف هایی بررسی شده اند که به تنهایی معنای صریح دارند؛ ولی با هم معنای نشانه ای مییابند؛ مثل هم نشین شدن درخت لیمو و صدای ناله مرد دیوانه که دال بر ایجاد حد فاصل بین دوران کودکی سمیحه و پس از آن است.
دوره ۴، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۳ )
چکیده
نوآوری در کشورهای در حال توسعه کمتر از حد انتظار است، بنابراین این کشورها نیازمند توجه به پارادایمی متفاوت برای توسعه - مانند اقتصاد یادگیرنده - هستند که با تمرکز بر یادگیری مولد و رویکرد عمل، استفاده و تعامل به نوآوری، بستر مورد نیاز برای ایجاد و اشاعه تعاملات غیر رسمی به منظور اکتساب دانش فنی مورد نیاز را فراهم آورد. در این مقاله، عوامل مؤثر بر گذار به اقتصاد یادگیرنده در ایران مورد بررسی قرار گرفته است. رویکرد پژوهش، استقرایی و نحوه انجام آن، کیفی بوده و براساس تئوری دادهبنیاد، مضامین یازدهگانه و ابعاد قابل توجه در این رابطه استخراج شدهاند. با توجه به نقش و اهمیت سازمان در رابطه با مضامین و ابعاد مشخص شده، ملاحظات سازمانی گذار به اقتصاد یادگیرنده در ایران شامل سازمان یادگیرنده، نایادگیری سازمانی، یادگیری سیاستی و ظرفیت سازمانی و ظرفیت جذب و قابلیت سازمانی مورد بررسی قرار گرفتهاند.
دوره ۵، شماره ۱ - ( شماره ۱ پیاپی ۱۸- ۱۳۸۰ )
چکیده
-
دوره ۵، شماره ۴ - ( پاییز ۱۴۰۲ )
چکیده
فضا زیربنای تولیدهای اجتماعی– اقتصادی براساس پراگماتیسم سیاسی است که بازتابهای اقتصاد سیاسی را بروز و نمایش میدهد. فضاهای جغرافیایی زیربنای فعالیتهای انسانی محسوب میشوند و این فعالیتها بازتابهای روبنایی به فضا میبخشند. در همین راستا شهرها مصادیقی از بازتابهای اقتصاد سیاسی بر فضاهای جغرافیایی قلمداد میشوند که بهطور پیوسته از الگوهای نظامهای سیاسی و اقتصادی کشورها در سطوح مختلف (محلی– ملی– منطقهای و بینالمللی) تاثیر میپذیرند. این پژوهش سعی دارد که بازتابهای اقتصاد سیاسی در دوره معاصر بر فضای جغرافیایی شهر ارومیه را بررسی کند. روش پژوهش توصیفی– تحلیلی است. بازتابهای فضای جغرافیایی شهر ارومیه تحت تاثیر مولفههای اقتصاد سیاسی بر مبنای یافتههای اسنادی، سنجش از دوری (GHSL & ESA) و ارزیابی نخبگان در قالب یافتههای میدانی پرسشنامه مورد سنجش قرار گرفتند و یافتههای پرسشنامهای به وسیله نرمافزار Amos تجزیه و تحلیل شدند. بر پایه ارزیابی فرضیات از طریق آزمونهای نرمافزار مورد نظر مشخص شد که بازتابهای اقتصاد سیاسی بر فضای جغرافیایی شهر ارومیه عبارتاند از: الف) تمرکز قدرت و ثروت در فضاهای خاص؛ ب) گردش مازاد سرمایه و ثروت در تولید فضاهای جدید؛ ج) شکل گیری فضاهای فقر؛ د) کالایی سازی فضای شهر ارومیه در چرخه دوم سرمایهداری؛ و ه) گسترش و انبساط فضایی.
دوره ۶، شماره ۱ - ( زمستان ۱۴۰۲ )
چکیده
جغرافیا یکی از مهمترین شاخصهای تعیین کننده ثبات یا بی ثباتی در کشورها است. در حقیقت جغرافیا بستر بسیاری از تحولات اجتماعی و سیاسی کشورها و حتی روابط میان آنها با همسایگانشان میباشد. افغانستان از نمونههای بارز اینگونه کشورها است. جغرافیای این کشور به لحاظ تاریخی بحران خیز است. در طول تاریخ همواره جنگ، ناامنی، بیثباتی سیاسی، فقر و اختلافات داخلی دامنگیر این کشور بوده است. لذا نظر به اهمیت و جایگاه بحران ساز افغانستان، هدف پژوهش حاضر تبیین بنیادهای جغرافیای انسانی در بحرانهای این کشور است. این پژوهش تحلیلی- توصیفی، ترکیبی از نظریه هاگت و تئوری کوهن است. در این روش به تبیین بسترها و زمینههای بحران ساز در افغانستان از منظر جغرافیای انسانی پرداخته شده است. روش جمع آوری دادههای مورد نیاز این پژوهش، روش کتابخانه ای است. براساس یافتههای پژوهش، تمام بحرانهای افغانستان از منظر جغرافیایی انسانی، ناشی از ناهمگونیهای انسانی و مداخلات ابرقدرتها بوده که باعث شکننده گی، نا آرامی و بحران خیز ماندن این کشور شده است. اختلافات مرزی و رودخانه ای، حائل بودن بین قدرتها، محصور بودن در خشکی، قرار گرفتن در منطقه شکننده و تحت فشار، تعدد همسایگان، تغییر مسیر رودهای مرزی، قومیت گرایی، بنیاد گرایی افراطی و تروریسم، تعصبات زبانی و فرهنگی، مهاجرت و محرومیت، کم سوادی، جدایی طلبان دو طرف مرز و کشت و قاچاق مواد مخدر از مهم ترین عوامل بحران زا و اختلاف برانگیز جغرافیایی و جغرافیای انسانی افغانستان هستند که منشأ اختلافات با همسایگان را نیز تشکیل میدهد. عوامل مذکور از جمله علل پایدار جغرافیاییاند که نقش جبری در خلق بحرانها و اختلافات دارند. این عوامل مانع همبستگی، تشکیل یک دولت ملی و شکل گیری هویت ملی در افغانستان شده اند.
دوره ۶، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۷ )
چکیده
با توجه به نقد جامعهشناختی ادبیات که به بررسی محیط جامعه و اثر پرداخته و مهارت ادیب را در انعکاس حوادث جامعه و محیط نشان میدهد، پژوهش مذکور تلاش کرده تا با روش توصیفی- تحلیلی و براساس مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی داستانهای کوتاه غسّان کنفانی نویسندهی برجستهی فلسطینی و قاسمعلی فراست نویسندهی شهیر ایرانی را از منظر نقد جامعهشناختی مورد بررسی قرار دهد تا تصویری از سالهای(۱۹۴۸- ۱۹۶۷م.) از جامعهی فلسطین و حوادث جنگ تحمیلی در ایران(۱۳۵۹- ۱۳۶۷ هـ.ش) و سالهای بعد از آن را در حوزهی ادبیات جنگ و دفاع از لابهلای سطور به نمایش بگذارد. هدف آن است که رویکردِ دوگانه یا همسویِ دو مؤلف به مقولات آسیبزای اجتماعی واقتصادی از منظر نقد جامعهشناختی تبیین گردد. همچنین این پژوهش، نحوهی کاربستِ عناصر فرهنگی ومؤلفههای معرفتی در نزد دو نویسنده، با تکیه بر نگاه نقّادانهی آن دو مورد واکاوی قرار میگیرد. نتایج میگوید هردو نویسنده باسبکی رئالیستی وانتقادی حوادث و اوضاع سیاسی، تاریخی و اجتماعی جامعهی خود را به نمایش گذاشته و به نیروهای مسلح و نظامی، شخصیت زنان توجه داشتهاند. غسّان از اوضاع وخیم اقتصادی، دخالت عوامل بیگانه در جامعه و جهل و بیسوادی انتقاد میکند و فراست نیز از نتایج منفی دنیای مدرن، فاصلهی طبقاتی سخن گفته و در باب جنگ، حال و احوال رزمندگان و جانبازان را توصیف میکند. در زمینهی فرهنگی هر دو نویسنده مقام شهادت را میستایند و جلوههای عالم معنویت و آلام درونی انسان را گوشزد میکنند. درونمایهی هر دو داستانها استبدادستیزی و معضلات اجتماعی جامعه و رنجها و ناکامیهای انسان معاصر است.
دوره ۶، شماره ۳ - ( تابستان ۱۴۰۳ )
چکیده
از اهداف اساسی در برنامهریزی منطقهای و توسعه پایدار تاثیر آن بر جامعه محلی و گروههای قومی است، به گونهای که اگر برنامههای توسعه در راستای پاسخگویی به مطالبات (اقتصادی، سیاسی و اجتماعی) جامعه محلی باشد این راهبرد میتواند نقش بسزایی در تقویت همگرایی، امنیت و توسعه پایدار در سطح محلی و ملی داشته باشد.
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی مهمترین الزامات ناحیهای در توسعه منطقهای با تمرکز بر توسعه بندر چابهار بوده است. مبنای گردآوری اطلاعات برای پاسخگویی به پرسش (مهمترین الزامات ناحیهای در توسعه چابهار کدامند؟) به روش میدانی( مصاحبه ) و کتابخانهای بوده و در نهایت تجزیه و تحلیل اطلاعات گردآوری شده به روش کیفی و با استفاده از تئوری زمینهای یا گراندد تئوری صورت پذیرفت. نتایج پژوهش که بر پایه مطالبات (قوم بلوچ) و عوامل ناحیهگرایی در جنوب شرق در ارتباط با فرایند توسعه چابهار صورت گرفته نشان داد مقوله توسعه منطقهای در نواحی راهبردی بدون توجه به الزامات ناحیهای و فضای درونی آن نمیتواند به تحقق اهداف توسعه یعنی ارتقای امنیت، توسعه و همگرایی در سطح محلی و ملی منجر گردد. بر این اساس، ۸ گزاره نهایی (امنیت ناحیهای، مشارکت، عدالت فضایی، انسجام ناحیهای، ثبات تقسیماتی، توسعه زیرساختی، اعتماد سیاسی) بهعنوان الزامات اساسی ناحیهای در فرایند توسعه چابهار بهدست آمد که در صورت توجه حاکمیت و برنامههای توسعه به آنها میتواند منجر به تسریع در فرآیند توسعه چابهار، همگرایی، امنیت و توسعه پایدار در سطح محلی و ملی گردد.
دوره ۷، شماره ۱ - ( زمستان ۱۴۰۳ )
چکیده
هر کشوری برای حفظ بقای خود و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان نیازمند داشتن یک استراتژی مدون مبتنی بر واقعیات است. تحققپذیری هر سند سیاستی متضمن فهم محیط استراتژیک تدوین سند است. به گونهای که با فهم محیط استراتژیک سند موقعیت اقدام راهبردی بهعنوان عرصۀ اجرای سند بایستی متناسب با شرایط مورد امعان نظر قرار گیرد. این مقاله با نظرداشت اهمیت تطابق گزارههای ژئوپلیتیکی سند الگو با محیط استراتژیک آن با روشی توصیفی ـ تحلیلی و بهرهگیری از منابع کتابخانهای و میدانی درپی بررسی میزان تطابق گزارههای ژئوپلیتیکی سند الگو با واقعیتهای استراتژیک کشور در اوایل سدۀ پانزدهم شمسی است. در گام نخست وضعیت ژئوپلیتیکی کشور ایران در چهارچوب مهمترین عوامل داخلی و خارجی در قالب چهار دسته نقاط قوت و ضعف و فرصتها و تهدیدات شامل ده گزارۀ ژئوپلیتیکی احصا شده است. پس از اولویتبندی وضعیت ژئوپلیتیکی ایران بهوسیلۀ فرایند برنامهریزی استراتژیک در روش SWOT با توجه به امتیاز کسبشدۀ استراتژی تدافعی برای ایران تعیین شد. از این رو جهت تدوین اقدامات راهبردی در وضعیت تدافعی سعی شده است با درنظرداشت پرهیز از تهدیدات و رفع ضعفهای موجود کشور راهکارهای متناسب اولویتبندی شوند. در گام بعدی تحقیق، مهمترین گزارههای ژئوپلیتیکی سند الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت احصا و با راهبردهای برگرفته از موقعیت ژئوپلیتیکی اقدام راهبردی به صورت تطبیقی مقایسه شدهاند. یافتهها نشان میدهد میزان انطباق اقدامات اساسی بلندمدت برای دستیابی به اهداف مندرج در الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت با راهبردهایهای ارائهشده سه مورد انطباق زیاد، سه مورد انطباق متوسط، یک مورد انطباق کم و سه مورد عدم انطباق است.
دوره ۷، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۸ )
چکیده
ادبیات تطبیقی همواره فضایی فراهم کرده تا ادبیات ملل مختلف با همدیگر به گفتگو بنشینند و به تعامل و زایندگی بپردازند. بینامتنیت یا حضور قابل توجه عناصری از متون مشخص در اثری دیگر، از مواردیست که در گسترۀ ادبیات تطبیقی جای می گیرد. صادق هدایت از پیشگامان ادبیات مدرن در ایران و از جمله نویسندگانی که آشنایی عمیق با ادبیات غرب و به ویژه ادبیات فرانسه داشته، در بسیاری از آثار خود متأثر از نویسندگان صاحبسبک خارجی بوده است. داستان کوتاه گرداب که در فضایی تلخ و ناتورالیستی رخ می دهد، یکی از آثار هدایت است که به شدت تحت تأثیر مکتب ناتورالیسم و به ویژه رمان ناتورالیستی پیر و ژان گی دو موپاسان به نظر می رسد. مضمون خیانت که به فروپاشی خانواده ای به ظاهر خوشبخت منتهی می شود و ساختاری که این مضمون در قالب آن روایت می شود، حلقۀ اتصال این دو اثر هستند. این مضمون در دو اثر، با استفاده از قوانین مکتب ناتورالیسم که به ترسیم بی پروای هر آن چه که در جامعه و در میان بشریت به انحطاط می انجامد، پرورانده می شود. مسئلۀ اصلی در مقالۀ حاضر یافتن ریشه ها و مصادیق خیانت در دو اثر با تکیه بر ساختار روایی و تحلیل رفتار شخصیت ها در مواجهه با این بحران خانوادگی خواهد بود. در نهایت سعی بر این خواهد بود تا از این رهگذر به هدف اصلی این مطالعۀ تطبیقی که توضیح عناصر ناتورالیسم در داستان گرداب و هم ارزی آن با عناصر ناتورالیستی رمان موپاسان می باشد، دست یابیم.
دوره ۸، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۷ )
چکیده
از آن جایی که فناوری اطلاعات میتواند تأثیر مخربی روی محیطزیست بگذارد، حفاظت از محیطزیست در مقابل این تهدیدها به نگرانیهای سازمانها افزوده شده و به همین دلیل بحث فناوری اطلاعات سبز به مبحث روز دنیا تبدیل شده است. مدلها و روشهای مختلفی به تبیین ابعاد مختلف بلوغ فناوری اطلاعات سبز پرداختهاند که در این پژوهش یک مدل سیستم داینامیک برای بررسی روابط مؤلفهها و تعیین استراتژی مناسب جهت کاهش مصرف انرژی و در نتیجه افزایش سطح بلوغ فناوری اطلاعات سبز در سازمان ارائه شده است. از آن جایی که صنعت بانکداری با فناوری اطلاعات رابطه تنگاتنگی دارد، از این رو بانکهای ایران در این پژوهش مورد توجه قرار گرفتهاند. مؤلفههای مختلف مؤثر بر بلوغ فناوری اطلاعات سبز شناسایی شده و فرضیه دینامیکی اولیه شکل گرفته سپس نمودارهای علت و معلولی و نرخ و حالت برای تبیین روابط آنها ترسیم شده است. در پایان پس از آزمون و شبیهسازی مدل دینامیکی، سناریوهای مختلفی برای بهبود وضعیت در صنعت بانکداری و رسیدن به بالاترین سطح بلوغ فناوری اطلاعات سبز پیشنهاد شده است.
دوره ۸، شماره ۳ - ( پاییز ۱۳۹۹ )
چکیده
ادبیات نمایشی و داستانی از دیرباز با یکدیگر پیوند داشتهاند؛ داستان به عنوان وسیله بیان رویدادهای زندگی و نمایش ابزار ارتباط با جهان پیرامون، همواره در ارتباط با یکدیگر، ضمن برآورده کردن برخی از مهمترین نیازهای انسان، امکانات خود را با یکدیگر به اشتراک گذاشته اند و روند رو به گسترش آن همچنان هم ادامه دارد. امروزه نمایش از ظرفیتهای ادبیات داستانی و داستان از برخی ویژگیهای درام استفاده میکند. با این وصف در این پژوهش سعی می شود با تمرکز بر سی و شش وضعیت نمایشی ژرژ پولتی، دو اثر «پیچک» از گراتزیا دلددا و« کریستین و کید» از هوشنگ گلشیری بررسی شده و به روش توصیفی ـ تحلیلی چگونگی خلق ظرفیتهای نمایشی دو اثر از طریق وجوه اشتراک محتوا نشان داده شود. یافته های پژوهش نشان می دهد هرچند این دو اثر در دو مکتب با مختصات متفاوت شکل گرفته اند؛ اما با درونمایه مشترک عشق و روابط انسانی و عاطفی، از وضعیت های نمایشی مرتبط با این درونمایه برخوردارند؛ چنانکه گلشیری با توجه به بعد فردی روابط و دلددا با تمرکز بر بستر اجتماعی شکلگیری و رشد شخصیت ها، موفق به خلق موقعیتهای نمایشی در آثار خود شدهاند.
دوره ۹، شماره ۱ - ( زمستان ۱۳۹۶ )
چکیده
اهداف: شناخت ساختار و عملکرد پروتئین آلفا- سینوکلئین میتواند زمینهساز توسعه روشهای درمانی مناسب علیه بیماری پارکینسون باشد. هدف پژوهش حاضر، کلونکردن DNA و بیان پروتئین آلفا- سینوکلئین در باکتری اشریشیاکلی بود.
مواد و روشها: در پژوهش تجربی حاضر، توالی کدکننده آلفا- سینوکلئین موجود در پلازمید نوترکیب pRK۱۷۲، به کمک روش PCR و با استفاده از پرایمرهای مناسب تکثیر شد. DNA سنتزشده توسط آنزیمهای محدودگر SalI وHindIII بریده و در حامل pET۲۸a کلون و پلازمید نوترکیب به روش کلسیم کلراید به سویه بیانی باکتری اشریشیاکلی (BL۲۱) منتقل شد. بیان آلفا-سینوکلئین توسط محلول IPTG القا و بیان پروتئین نوترکیب با روش الکتروفورز SDS-PAGE ارزیابی شد. ردیفسازی توالیها به کمک الگوریتم ClustalW با برنامه BioEdit ۵.۰.۹ صورت پذیرفت.
یافتهها: در محصولات واکنشهای برش آنزیمی DNA و پلازمید pET۲۸a با آنزیمهای محدودگر، اندازه قطعات، نشاندهنده صحت واکنشهای آنزیمی بود. DNA تکثیرشده و پلازمید pET۲۸a مورد استفاده بهترتیب با طولهای ۴۰۷ و ۵۳۶۹ نوکلئوتید بودند. ترجمه حاصل از توالی قطعه کلونشده، تشابه ۱۰۰% با پروتئین آلفا- سینوکلئین انسانی را نشان داد. در بیان پروتئین نوترکیب در قیاس با نمونههای شاهد منفی، افزودن IPTG موجب افزایش بیان پروتئین آلفا- سینوکلئین در تمامی نمونهها بهویژه ۲ ساعت پس از القا شد. بیشتر آلفا- سینوکلئین بیانشده از پلازمید pET۲۸a-alpha-Synuclein بهصورت اجسام گنجانده در باکتری تجمع یافتند.
نتیجهگیری: پروتئین آلفا- سینوکلئین در پلازمید pET۲۸a کلون و تشکیل اجسام گنجانده توسط آلفا- سینوکلئین بههنگام بیان از سامانه pET۲۸a-alpha-Synuclein تایید میشود و راه را بر تولید این پروتئین در مقیاس بالا هموار میسازد.
دوره ۹، شماره ۲ - ( خرداد و تیر ۱۳۹۷ )
چکیده
یکی از خصوصیات بوف کور صادق هدایت که قابلیت تحلیل آن را از جنبهای غیر از گفتمان نوشتاری فراهم میآورد، استفادۀ نویسنده از تصاویر در لایههای مختلف داستان است. تصاویری که با ویژگیهای خاص خود در خدمت گسترش داستان هستند و بر ابهام آن میافزایند. واکاوی این تصاویر برای دستیابی به معنای نهفتۀ آنها، تحلیلی روشمند ایجاب میکند که قابلیت درک بار معنایی ضمنی تصاویر و رمزگان آنها را داشته باشد. نشانهشناسی دیداری روشی کارآمد در رمزگشایی تصاویر بوف کور بهنظر میآید. روشی که با تکیه بر رابطۀ میان دال و مدلول و بهرهگیری از سازوکارهایی تخصصیتر در نشانهشناسی تصاویر که تصویر را بهمثابۀ یک گفتمان در نظر میگیرد، تصاویر موجود در اثر هدایت را دستمایۀ مطالعۀ خود قرار میدهد. تجزیۀ دالهای تصویری در بوف کور در مرحلۀ نخست به بیان ویژگیهای نظامهای دیداری موجود در اثر میپردازد و در مرحلۀ بعدی دلالتهای ضمنی و رمزگانی آنها را از خلال مطالعۀ موازی گفتمان دیداری و نوشتاری مورد واکاوی قرار میدهد. در نهایت، نیز نقش انعکاسی گفتمان دیداری جهت توضیح در تبانی یا رقابت بودن آن با گفتمان نوشتاری مورد بررسی قرار میگیرد.
دوره ۹، شماره ۲ - ( پائیز و زمستان ۱۳۹۶ )
چکیده
بررسی ساختار سیاسی- اجتماعی جوامع در دوره آغاز شهرنشینی یکی از موضوعاتی است که در دهههای اخیر ذهن باستانشناسان را به خود مشغول کرده است. بررسی این موضوع با رویکردهای گوناگون منجر به استفاده از روشها، تقسیمبندیها و اصطلاحات متفاوت شده که در دهها مقاله و کتاب مطرح و به بحث گذاشته شدهاند. توجه به سازوکارهای حکومتی، اقتصاد سیاسی و رابطه قدرت در چنین جوامعی مباحثی چون وظایف شخص/ اشخاص برتر، فرمانروا، گروههای اشرافی و رابطهشان با یکدیگر را پیش میکشد. از بطن چنین مباحثی است که موضوعاتی چون ماهیت و کارکرد سلسله مراتب عمودی و سلسله مراتب افقی در جامعه مطرح میشود. استفاده از رویکردهایی ایستا و تکراستا در بررسی جوامع پیچیده باعث شده برخی از پژوهشگران برای شناخت و معرفی ساختار سیاسی- اجتماعی این جوامع از الگوهای مشخص و از پیش تعریف شده استفاده کنند و تفاوتهایی را که میتواند بین آنها وجود داشته باشد نادیده بگیرند. شهر سوخته در هزاره سوم پ.م. یکی از جوامعی است که ساختار سیاسی- اجتماعی آن با ساختارهای از پیش تعریف شده برای جوامع پیچیده همزمان همخوانی ندارد. بر همین اساس در این مقاله سعی نمودهایم با بررسی متغیرهایی چون معماری، تدفین، آلات و ادوات اداری و الگوی پراکندگی محوطهها، با شناخت بخشهای اثرپذیرتر از ساختار سیاسی- اجتماعی، تصویری را از رابطه قدرت و نحوه اداره این جوامع بازسازی کنیم.
دوره ۹، شماره ۶ - ( بهمن و اسفند ۱۳۹۷ )
چکیده
پژوهش حاضر به بررسی تأثیر بازخورد فرازبانی و بازنویسی بر صحت نوشتاری زمان گذشته باقاعده وبیقاعده انگلیسی دانشآموزان ایرانی پرداخت. در این پژوهش شبهتجربی، ۵۶ دانشآموز آذریزبان شرکت کردند. این تحقیق ۷ جلسه طول کشید. در جلسۀ اول از تمامی دانشآموزان آزمون تعیینسطح (KET) گرفته شد. سپس هر کلاس بهصورت تصادفی به گروههای بازخورد اصلاحی فرازبانی (۱۳ نفر)، بازخورد اصلاحی فرازبانی به همراه بازنویسی (۱۷ نفر)، بازنویسی (۱۴ نفر) و گروه گواه (۱۲ نفر) تقسیم شدند. درجلسۀ دوم، برای ارزیابی عملکرد زمان گذشته دانشآموزان، یک پیشآزمون برگزار شد. از جلسۀ سوم تا ششم از دانشآموزان خواسته شد تا هر جلسه در مدت زمان ۲۰ دقیقه در مورد موضوع تعیینشده، انشای ۱۵۰ کلمهای بنویسند. جلسۀ بعد نوشتههای
دانشآموزان با بازخوردهای مختلف به آنها بازگردانده شد. زیر خطاهای ساختاری گروه بازخورد اصلاحی فرازبانی خط کشیده شد و توضیح گرامری در بالای آن یادداشت گردید. زیر خطاهای ساختاری گروه بازخورد اصلاحی فرازبانی به همراه بازنویسی نیز خط کشیده شد؛ ولی از آنها خواسته شد نوشتههای خود را بازنویسی کنند. از گروه بازنویسی خواسته شد خودشان خطاهای ساختاری خود را پیدا و نوشتۀ خود را بارنویسی کنند و گروه گواه هیچ نوع بازخوردی دریافت نکردند و بازنویسی انجام ندادند. در جلسۀ هفتم تمامی دانشآموزان پسآزمون و پرسشنامه نظرسنجی را تکمیل کردند. نتایج نشان داد که گروه بازخورد اصلاحی فرازبانی به همراه بازنویسی نسبت به گروههای دیگر پیشرفت معنیداری در مهارت نوشتاری داشت. بر اساس یافتههای پژوهش حاضر به معلمان آموزش زبان توصیه میشود بازخورد اصلاحی مناسب با زبانآموزان مختلف را در کلاسهای خود بهکار گیرند.