جستجو در مقالات منتشر شده


۷ نتیجه برای قلیزاده


دوره ۵، شماره ۳ - ( پاییز ۱۴۰۰ )
چکیده

در این کار پژوهشی پلیمر با ساختار گروه­های دهنده-گیرنده حاصل از پلی­ آنیلین متصل به نانوذرات روی اکسید (ZnO) در یک انتها و گروه نفتالن در انتهای دیگر زنجیر سنتز، و ساختار و ترکیب شیمیایی، ریختار محصول و نیز خصوصیات نوری و الکتروشیمیایی آن مورد بررسی قرار گرفته است. ساختار شیمیایی ترکیبات سنتز شده به کمک روش­های طیف سنجی مادون قرمز تبدیل فوریه (Fourier Transform Infrared Spectroscopy, FT-IR)، رزونانس مغناطیسی هسته­ای (Nuclear Magntic Resonounce, ۱H NMR)، و ترکیب درصد اجزاء آلی و معدنی آن توسط روش­های تجزیه وزن سنجی گرمایی (Thermal Gravimetric Analysis, TGA) و طیف سنجی جذب اتمی (AAS)، بصورت ۱۰ درصد بخش معدنی و ۹۰ درصد بخش آلی تعیین شده است. ثبت تصاویر میکروسکوپ الکترونی پویشی (Scanning Electron Microscopy, SEM) نشان داده که نمونه دارای ذرات با ریختار کروی و اندازه حدود ۷۰ نانومتر می­باشد. طیف سنجی فرا بنفش-مرئی بازتابش نفوذی و بررسی رفتار الکتروشیمیایی نمونه­ها با استفاده از روش ولتامتری چرخه­ای (CV) نشان داده که با اتصال گروه­های نفتالن و نانوذرات ZnO به دو انتهای زنجیرهای پلی­آنیلین کافِ نوار انرژی نوری و الکتریکی نمونه­ها بترتیب به ۱۹/۱ و ۹۵/۰ الکترون ولت کاهش پیدا کرده است که به اثر این گروه­ها در افزایش طول سامانه مزدوج، کاهش سطح انرژی پایین­ترین اربیتال مولکولی اشغال نشده (LUMO) و افزایش سطح انرژی بالاترین اربیتال مولکولی اشغال شده (HOMO) نسبت داده می­شود. بررسی نمودارهای CV نشان داده که اثر این گروه­ها در کاهش سطح انرژی اربیتال LUMO کمی بیشتر از اثر آنها در افزایش سطح انرژی اربیتال HOMO می­باشد.

دوره ۵، شماره ۳ - ( پاییز ۱۴۰۳ )
چکیده

بیان مسئله: فضاهای باز مجتمع‌های مسکونی به ­عنوان بخش جدایی­ ناپذیر از این مجتمع‌ها، بخشی از زمان و محیط زندگی روزمره ساکنان را به­ خود اختصاص می­دهد و ارتقای کیفیت این فضاها می­تواند در سلامت­ روانی، تقویت تعاملات­ اجتماعی، سرزندگی، خلاقیت و... مؤثر باشد.
اهداف: هدف پژوهش حاضر، بررسی مؤلفه‌های موثر بر ارتقا کیفیت و اثربخشی فضاهای باز مجتمع‌مسکونی سپیدار ارومیه می­باشد.
روش تحقیق: با استفاده از روش تحقیق توصیفی- پیمایشی برخی از عوامل مؤثر و هم­چنین ترتیب اهمیت هرکدام از این مولفه­ ها که در ارتقای­ کیفیت این فضاها مدنظر باید باشند؛ ارائه شده است. جامعه آماری تحقیق شامل ساکنان مجتمع­ مسکونی سپیدار ارومیه و جهت تحلیل اطلاعات دریافتی از ۲۹۸ پرسشنامه، ابتدا از نرم ­افزار SPSS استفاده گردید و سپس معادلات ­ساختاری به ­روش تحلیل­ عاملی مرتبه ­دوم با نرم ­افزار  AMOS انجام گرفت.
یافته­ ها: براساس نتایج پژوهش می­توان گفت؛ طراحی این فضاها باید به­ گونه­ ای باشد که ضمن برقراری حس ­امنیت ساکنین، حس­ تعلق به­ مکان را برای سکنه به ­وجود آورد. ایجاد فضاهای خوانا، با پوشش گیاهی­ سبز که نورپردازی و مبلمان مناسب داشته باشد و امکان تغییرپذیری در فضا نیز وجود داشته باشد، نیز باید مدنظر قرار گیرد. هم­چنین این فضاها می­بایست زمینه ­ساز مشارکت و فعالیت گروهی و مکان تعاملات عمیق اجتماعی باشد.
نتایج: از میان مولفه ­های موثر در ارتقای کیفیت فضاهای مذکور؛ مؤلفه تعاملات­ اجتماعی با مجموع اثرات ۰,۹۲۴، بیشترین اثرگذاری در ارتقای کیفیت محیط دارد و سپس به ترتیب انعطاف­پذیری فضا با ۰.۹۰۳، حس ­تعلق به­ مکان ۰.۸۶۴، حس­ امنیت ۰.۸۱۲، نورپردازی و مبلمان ۰.۷۹۱، فضای ­سبز و پوشش ­گیاهی ۰.۷۰۶ و خوانایی­ فضا با ۰.۶۳۱، مؤثرترین مؤلفه‌ها در ارتقای کیفیت فضاهای باز مجتمع­ های مسکونی بوده است.    
 

دوره ۷، شماره ۲۸ - ( تابستان ۱۳۸۹ )
چکیده

شاید بتوان سیمرغ را از مهمترین جانورها در ادب فارسی برشمرد. دانشمندان زیادی از دیرباز به این پرنده در اساطیر ایرانی و شباهتهای آن با مرغان دیگری همچون çyena، گرودای هندی، وارغن، کرشیفت، امرو و کمروی اوستایی، چمروش و کَمَک در ادبیات پهلوی، عنقای عربی، هما و ققنوس در ادب فارسی، فونیکس یونانی، انزوی اکدی، و سیرنگ در ادبیات عامیانه پرداخته‌اند. بعدها سیمرغ از حوزه اسطوره به دیگر حوزه‌ها مانند ادب حماسی، عرفانی، هنر، نگارگری، میناکاری، فلزکاری و غیره نیز وارد شد. ریشه اوستایی (saēna) و سنسکریت (çyena) نام سیمرغ در اصل به معنی «عقاب، مرغ شکاری» بوده و با واژه‌ هند و اروپایی merәgh و به معنی «مرغابی» مرتبط است. علاوه بر شباهتهای زبانشناسی، مشابه‌های زیادی نیز در بنمایه‌های اساطیری و داستانی مربوط به این مرغان اساطیری وجود دارد. مانند خاصیت جادویی پر، پرورش و دایگی قهرمانان، ارتباط با عالم ایزدان، درمانگری و حیاتبخشی، ارتباط با گیاه بیمرگی، دشمنی عقاب با مار و غیره ( که همگی از بنمایه‌های بسیار کهن و هند و اروپایی هستند). شخصیت سیمرغ چنان تأثیرگذار بود که در پیدایش یا خویشکاری مرغان اساطیری ملل همجوار که نامشان رفت، تأثیر شگرفی گذاشت. در این مقاله پس از بررسی موارد مذکور، به ارتباط سیمرغ با مباحثی همچون نجوم، مقایسه‌ او با مرغان اساطیری ذکر شده در بالا و مؤلفه‌های ظاهری تشکیل دهنده‌ هیأت و شکل سیمرغ  اشاره شده است. برخلاف نظر عامه که سیمرغ را پرنده‌ای زیبا و دلربا تصور می‌کنند، ظاهر آن ترکیب هیأت چندین حیوان است یعنی سرخفاش، بدن ( و گاهاً سر) سگ، بال عقاب، و دم طاووس، این هیأت از همان دوره ساسانی شناخته شده بود و سیمرغ با این ترکیب بر روی پارچه‌ها، نقوش، ظروف سیمین و زرین، سنگ­نگاره‌ها و سکه‌ها نقش بسته شد. این امر باعث شد تا بعدها سیمرغ به صورت موجودی ترکیبی به نام بشکوج (baškuj) در روایات همسایگانی ایرانی مانند ارامنه، و بخصوص قفقازها و اوستی‌ها ظاهر شود. در این کارکرد جدید، بشکوج بیشتر شبیه به سیمرغ هماورد اسفندیار است تا سیمرغ حامل زال و رستم.
 

دوره ۱۰، شماره ۴ - ( ۹-۱۴۰۰ )
چکیده

با هدف ارزیابی خطر سلامت و تعیین حدود مجاز مصرف ماهیان کوپر (Argyrops spinifer)، کوترساده (Sphyraena jelloo) و گوارزیم دم رشته ای (Nemipteru japonicus) تعداد ۳۳ قطعه ماهی از اسکله صیادی جفره بوشهر صید شد. ماهیان پس از انتقال به آزمایشگاه، آماده سازی شدند و غلظت فلزات سنگین آهن، منگنز، و کبالت در عضله ماهیان توسط دستگاه طیف­سنج جرمی پلاسمای جفت شده القائی  سنجش شد. غلظت فلزات در عضله ماهیان با استانداردهای بین المللی مقایسه شدند. به منطور ارزیابی خطر سلامت شاخص خطر و شاخص مجموع خطرات فلزات سنگین، و جهت تعیین حدود مجاز مصرف میزان جذب روزانه و هفتگی، حد مجاز مصرف روزانه و نرخ مجاز مصرف در دو گروه سنی بزرگسالان و کودکان برآورد شدند. بر اساس نتایج میزان منگنز در هر سه گونه (۵۹/۳۶ تا ۴۸/۵۵ میکروگرم در گرم) از استاندارد سازمان جهانی بهداشت و آژانس حفاظت محیط زیست آمریکا بیشتر بود. همچنین میزان کبالت در ماهیان کوپر و کوتر ساده (۶۲/۶۶ و ۳۸/۰ میکروگرم در گرم) از استاندارد سازمان جهانی بهداشت بیشتر بود. بر اساس شاخص خطر،  مجموع خطرات فلزات سنگین، میزان جذب روزانه و هفتگی مصرف هیچ کدام از ماهیان از نظر هر سه فلز سنگین خطری برای سلامت مصرف کننده به همراه نداشت. افزون بر این بالاترین حدمجاز مصرف در بزرگسالان و کودکان در ماهی کوپر (۱۲/۱۰ و ۱۷/۲ کیلوگرم در روز، )، و کوتر ساده (۳۶/۲۹ و ۲۹/۶ کیلوگرم در روز) منگنز در و گوارزیم دم رشته ای (۲۵/۱۸۴ و ۴۸/۳۹ کیلوگرم در روز)  کبالت تعیین گردید.
سید محسن حسینی، رضا علیزاده، حسین تارقلیزاده،
دوره ۱۵، شماره ۱۱ - ( ۱۱-۱۳۹۴ )
چکیده

یکی از روش‌های ذخیره سازی هیدروژن استفاده از هیدریدهای فلزی است. در این تحقیق با استفاده از شبیه‌سازی عددی فرآیند واجذب هیدروژن از مخازن هیدرید فلزی دارای قطر بزرگ و با شدت جریان ثابت مورد بررسی قرار گرفته است. برای شبیه‌سازی واجذب هیدروژن از یک مدل دو بعدی همراه با روش حجم محدود استفاده شده است. نتایج شبیه سازی با نتایج آزمایشگاهی در دسترس مقایسه شده و توافق خوبی بین آن‌ها مشاهده شده است. در این مطالعه طرحی خاص از یک مخزن هیدرید فلزی مورد بررسی قرار گرفته است که با استفاده از تعدادی پره آلومینیومی و برای یک شدت جریان مشخص در خروجی مخزن، انتخاب قطر بزرگ برای بسترهای هیدرید فلزی را مقدور ساخته است. نتایج شبیه‌سازی تأثیر پره‌های آلومینیومی در تقویت انتقال حرارت را تأیید کرده و نشان داده است که برای شدت جریان خروجی ۲۳۰ (Nlit/min) می‌توان قطر مخزن را حتی تا ۶۰ سانتی‌متر افزایش داد. مقایسه نتایج برای دو نوع آلیاژ LaNi۵ و C۵ نشان داد که در صورت استفاده از آلیاژ C۵، بازده انرژی به دلیل نیاز به سیال گرم کننده با دمای پایین‌تر، افزایش می‌یابد. همچنین بررسی تأثیر افزایش شدت جریان خروجی نشان داد که با افزایش شدت جریان خروجی از ۲۳۰ به ۴۶۰ (Nlit/min)، افزایش قطر مخزن با محدودیت همراه بوده و باید مخزن کوچک‌تری انتخاب شود.
محمد قلیزاده، محسن قاضی خانی، ایمان خزایی،
دوره ۱۶، شماره ۳ - ( ۳-۱۳۹۵ )
چکیده

در پژوهش حاضر، رطوبت نسبی گازها در یک پیل سوختی با غشاء مبادله‌کننده پروتون تغییر داده شد و اثر آن بر جریان الکترو-اسمز بررسی گردید. با تغییر رطوبت در دو ‏طرف پیل سوختی و استفاده از معادلات تعادل آب، مقادیر جریان الکترو-اسمز، ضریب الکترو-اسمز و درگ خالص در رطوبت‌های مختلف به دست آمد. نتایج نشان ‌داد که ‏تغییرات الکترو-اسمز بر حسب رطوبت آند و کاتد تا یک رطوبت خاص به صورت خطی تغییر می‌کرد و بعد از آن تغییر زیادی مشاهده نگردید. همچنین نتایج نشان داد که ‏تغییر رطوبت آند اثر مطلوب‌تری نسبت به تغییر رطوبت کاتد داشت. برای مثال، در رطوبت ۷۰ درصد آند و ۳۵ درصد کاتد با جریان ۵ آمپر مقدار جریان الکترو-اسمز برابر ‏با ۶-۱۰×۶۶۶۳۹/۲ مول بر سانتی‌متر مربع بر ثانیه به دست آمد، درحالی‌که در رطوبت ۷۰ درصد کاتد و ۳۵ درصد آند با همان جریان برابر با ۶-۱۰×۵۶۴۱۸/۲ مول بر ‏سانتی‌متر مربع بر ثانیه ثبت شد. نتایج نشان ‌داد که تغییرات ضریب الکترو-اسمز بر حسب رطوبت نیز به صورت خطی تغییر می‌کرد. همچنین معلوم شد که تغییر جریان ‏پیل سوختی اثر چندانی بر نمودارهای ضریب الکترو-اسمز ندارد‎.‎‏ محدوده تغییرات ضریب الکترو-اسمز بین ۶۳۶۰۰۱/۰ تا ۶۳۲۴۷۶/۱ به دست آمد که با اعداد موجود در ‏مقالاتی که در این زمینه ارائه شده است، مطابقت خوبی داشت. همچنین، تغییرات درگ خالص برحسب رطوبت‌ بررسی شد و مشخص گردید که درگ خالص برحسب ‏رطوبت کاتد به صورت خطی با شیب مثبت تغییر می‌کرد اما تغییرات برحسب رطوبت کاتد به صورت خطی با شیب منفی بود.‏

دوره ۱۶، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۹۵ )
چکیده

سرریزها نقش تعیین کننده ای در ایمنی سدها داشته و بخش قابل توجهی از هزینه‌های مربوط به ساخت سد را به خود اختصاص می‌دهند. کارشناسان برای اطمینان از ایمنی سدها مجبور به انتخاب سیلاب های با دوره بازگشت بالا، بعنوان سیلاب طراحی سرریزها هستند. افزایش ظرفیت سرریز از طریق افزایش عرض آن، همواره میسر نمی باشد، چراکه شرایط توپوگرافی محل احداث سرریز می تواند عاملی محدودکننده در انتخاب طول تاج آن باشد. در این میان یکی از راه های افزایش ظرفیت آبگذری سرریزها، استفاده از سرریزهای کنگره ای است که از طریق افزایش طول مؤثر تاج در یک عرض مشخص، دبی بیشتری را به ازای یک بار هیدرولیکی یکسان از خود عبور می دهند. ظرفیت آبگذری سرریزهای کنگره ای تابعی از ارتفاع کل جریان، طول مؤثر تاج، ارتفاع سرریز و شکل تاج می باشد. ضریب آبگذری نیز تابعی از ارتفاع کل جریان، ارتفاع سرریز، ضخامت سرریز و شکل پروفیل تاج است. در این مقاله، با استفاده از نرم‌افزار Flow-۳D، روند تغییرات ضریب آبگذری برای اشکال تاج نیم دایره، ربع دایره، مسطح و لبه تیز با توجه به طول های مختلف سرریز کنگره ای قوسی، مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان می‌دهد که عواملی همچون استغراق موضعی، تأثیر منفی روی عملکرد سرریزهای کنگره ای قوسی دارد. همچنین، بررسی اشکال مختلف تاج سرریز نشان داد که شکل تاج نیم دایره می‌تواند ظرفیت آبگذری سرریز را تا حدود ۲۲% نسبت به شکل های دیگر افزایش دهد.

صفحه ۱ از ۱