۱۵ نتیجه برای معتمدی
دوره ۰، شماره ۰ - ( مقالات پذیرفته شده در نوبت انتشار ۱۴۰۳ )
چکیده
حساسیت رطوبتی در مخلوطهای آسفالتی چالشی عمده در دوام زیرساختهای راهسازی محسوب میشود. پیچیدگی این پدیده، مدلسازی دقیق را برای ارائه راهکارهای مؤثر ضروری میسازد. روشهای آزمایشگاهی موجود، از جمله آزمونهای مبتنی بر شاخصهای عمومی مانند نسبت مقاومت کششی غیرمستقیم، اگرچه در ارزیابی حساسیت رطوبت کارآمد هستند، اما با محدودیتهای قابل توجهی از نظر هزینه و زمان مواجهاند. در این پژوهش، با استفاده از چهار نوع سنگدانه (دو نوع آهکی و دو نوع گرانیتی) و هشت نوع قیر با درجه عملکردی مختلف، آزمایشهایی شامل روش اصلاحشده لاتمن و آزمایش کششی غیرمستقیم انجام شد. مجموعه دادهای متشکل از ۳۴ نمونه و ۱۱ متغیر برای پیشبینی دو شاخص کلیدی عملکرد حساسیت رطوبتی، نقطه عطف عریانشدگی (ISP) و شیب عریانشدگی (SS)، با استفاده از روش برنامهریزی ژنتیک چندژنی (MGGP) مورد استفاده قرار گرفت. برخی از پارامترهای مهم مورد بررسی شامل ضخامت ظاهری لایه قیر، نفوذپذیری، انرژی جداشدگی، انرژی آزاد پیوستگی و چسبندگی بود. نتایج حاصل از مدلسازی نشان میدهد که برای پیشبینی ISP، مدل MGGP ضریب تعیین (R۲) ۰,۹۸۱ را ارائه میدهد و در مورد SS، این مقدار ۰,۹۷۴ میباشد. مدل مورد استفاده در این تحقیق میتواند فرمولهای ریاضی ارائه دهد که شامل پارامترهای ورودی مؤثر بر ISP و SS هستند.
دوره ۲، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۹۲ )
چکیده
اثر ناپلیوس آرتمیا ارومیانا غنی شده با روغن بزرک در قالب طرح کاملاً تصادفی با دوتیمار غذایی (۱) ناپلیوس آرتمیا و (۲) ناپلیوس آرتمیای غنی شده با روغن بزرک در ۳ تکرار (هر تکرار ۸۰ قطعه لارو با میانگین وزنی ۳ میلی گرم) بر رشد، بازماندگی و ترکیب اسید های چرب لاشه لارو ماهی سورم (Cichlasoma severum) ارزیابی شد. نتایج اولین زیست سنجی (۱۸ روز پس از شروع آزمایش) نشان دهنده تفاوت معنادار (۰۵/۰>p) در بازماندگی بچه ماهیان تغذیه شده با تیمار یک (۲۹/۰±۸۷/۸۱%) نسبت به تیمار دو (۶۲/۱±۸۳/۶۸%) بود، ولی تفاوت معناداری در شاخصه های رشد مشاهده نشد (۰۵/۰p>). نتایج حاصل در پایان ۱۸ روز دوم آزمایش تفاوت آماری معناداری را در شاخصه های رشد و میزان بازماندگی بین تیمار یک (۰۹/۱±۸۲/۹۷) و تیمار دو (۳۴/۱±۱۶/۹۱) نشان داد (۰۵/۰>p). نتایح همچنین نشان داد که این ماهی می تواند اسیدهای چرب خانواده ۳n- را به EPA و DHA تبدیل کند.
دوره ۳، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۳ )
چکیده
تأثیر پوسته پسته سبز در سطوح صفر، ۵/۱، ۵/۴، ۵/۱۳ و ۲۷ درصد از وزن جیره بر عوامل رشد و خصوصیات بیوشیمیایی و خون شناسی ماهی قزل آلای رنگین کمان با میانگین وزنی ۵۸/۰± ۰۳/۲۷ گرم در قالب یک طرح کاملاً تصادفی با پنج تیمار و ۳ تکرار و در هر تکرار ۱۴ قطعه ماهی انجام شد. در پایان هشت هفته تغذیه، از هر تکرار ۴ قطعه ماهی به صورت تصادفی خونگیری شد. نتایج حاصل تفاوت معناداری (۰۵/۰>p) را در نرخ رشد ویژه و ضریب تبدیل غذایی تیمار۲۷ درصد پوسته نسبت به دیگر تیمارها نشان داد. هیچگونه اختلاف معناداری در خصوص مقدار آلبومین، گلوبولین، تریگلیسیرید و گلوتامیک اگزالواستیک ترنس آمیناز بین تیمارها مشاهده نشد. مقادیر پروتئین کل (۱۵/۰±۷۶/۲ گرم در دسیلیتر)، آنزیم لاکتات دهیدروژناز (۲۶/۴۴±۲۱۳۹ واحد بینالمللی در لیتر)، آلکالین فسفاتاز (۴/۲۱±۹/۳۳۱ واحد بینالمللی در لیتر)، گلوتامیک پیرویک ترنس آمیناز (۸۲/۱۷±۴۰۷ واحد بینالمللی در لیتر)، هموگلوبین (۷/۰±۷۳/۸ گرم در دسیلیتر) و درصد هماتوکریت (۲۸/۲±۳۳/۳۳) در ماهی تغذیه شده با جیره ۲۷درصد در مقایسه با تیمار شاهد اختلاف معناداری از خود نشان دادند (۰۵/۰>p). بهطور کلی، استفاده از سطوح بالای پوسته پسته در جیره غذایی اثر نامطلوبی بر رشد و عوامل سلامتی ماهی قزلآلای رنگینکمان داشت.
دوره ۳، شماره ۲ - ( تابستان ۱۳۹۸ )
چکیده
استفاده از ابزارهای مهندسی ژنتیک برای تولید سویه صنعتی خصوصا از میکروارگانیسمهای کمتر شناخته شده همچون سیانوباکترها همواره با محدودیتهایی مواجه است. در این تحقیق، از یک روش سیستمی به کمک دانش بین رشتهای زیستشناسی سامانهها برای طراحی محیط کشت بجای طراحی سویه استفاده شد و توانمندی آن در افزایش تولید اتانول توسط سیانوباکتر سینکوسیستیس sp. PCC ۶۸۰۳ مورد ارزیابی آزمایشگاهی قرار گرفت. در این روش، مواد با هدف تنظیم فعالیت آنزیمهای هدف نه با هدف مصرف توسط سلول به محیط کشت افزوده میشوند و بنابراین محیط کشت طراحی شده، محدودیتهای درون سلولی برای تولید محصول زیستی را برطرف میکند. یک مدل متابولیکی برای تعیین حداقل میزان ترشح اتانول و شناسایی ژنهایی که کاهش یا افزایش بیان آنها این حداقل میزان را افزایش میدهند، بکار رفت. سپس، تنظیم کنندههای آنزیمهای بیان شده توسط ژنهای هدف از پایگاه داده Brenda استخراج شد و اثر آنها بر تولید به طور تجربی ارزیابی شد و طراحی آزمایش برای بهینهسازی غلظت ترکیبات انتخاب شده انجام شد. در میان ترکیبات شناسایی شده، دو مهار کننده (اسید سالیسیک و کلرید جیوه) و یک فعال کننده (پیروات) برای افزودن به محیط انتخاب شدند و غلظت آنها با استفاده از روش طرح مرکب مرکزی بهینهسازی شد. محیط کشت تنظیمی پیشنهادی تولید اتانول توسط سینکوسیستیس را از ۳۵۲ به ۱۱۱۶ میلیگرم بر لیتر افزایش داد که نشان دهنده اثربخشی ترکیبات تنظیمی اضافه شده بر متابولیسم است. روش سیستمی پیشنهاد شده میتواند در طراحی محیط کشت دیگر محصولات مهم صنعت زیستفناوری کشور همچون پروتئینهای نوترکیب کاربرد داشته باشد.
دوره ۳، شماره ۴ - ( زمستان ۱۳۹۸ )
چکیده
بیماری پارکینسون نوعی بیماری تحلیل برنده عصبی است که بدلیل وجود سد- خونی مغز درمان پذیر نمی باشد.عامل درمان این بیماری ملکول دوپامین است که با وجود در دسترس بودن برای پارکینسون قابل استفاده نمی باشد. هدف از این پژوهش تهیه نانوسامانه ی زیست تخریب پذیر حاوی دوپامین برای عبور از سد- خونی مغز است. از روش پلیمریزاسیون یونی و حلال برای ساخت نانوسامانه و بارگذاری دارو در آن استفاده شد. اندازه ، بار سطحی و پراکنش نانوسامانه حاوی دارو همچنین بارگذاری و رهایش دارو از سامانه در pH هفت، بدست آمد. نانوذرات کروی و سطح ناصاف داشتند. پیک ها و ترموگرام های تهیه شده از طیفسنجی زیرقرمز تبدیل فوریه تایید کرد که پلیمریزاسیون رخ داده و دارو در پلیمر به صورت فیزیکی کپسوله شده است. نتایج حاصل از کروماتوگرافی کارکرد بالا برای ، درصد بارگذاری و کپسوله شدن دارو در نانوسامانهی پلیمری به ترتیب ۳۵ و ۵۲ درصد وزنی حجمی گزارش شد. همچنین بررسی رهایش دارو از نانوسامانه نیز نشان داد که پس از ۵۱ ساعت بیش از بیست درصد دارو بارگذاری شده از نانوسامانه رهایش داشت. نتایج ارزیابی اندازهی نانو سامانهی پلیمری حاوی و فاقد دارو با دستگاه های اندازهگیری اندازه و بار ذرات و میکروسکوپ الکترونی پویشی نشان داد که میانگین اندازه ی نانوسامانه فاقد دارو ۹۰ نانومتر و حاوی دارو ۱۲۰ نانومتر است. همچنین بار سطحی نانوسامانه با دستگاه اندازه گیری بار ذرات ۶۱/۷- بهدست آمد که برای عبور نانوسامانه حاوی دارو از مغز مناسب بود. بهطور کلی تمامی ویژگی های ثبت شده برای انتقال دوپامین به عنوان بهترین روش درمانی پارکینسون با نانوسامانه ی پلی مری پلی بوتیل سیانواکریلات مناسب گزارش شد.
دوره ۱۰، شماره ۱ - ( زمستان ۱۳۹۷ )
چکیده
ویروس بیماری نیوکاسل (NDV) عامل عفونی طیف وسیعی از پرندگان بهویژه جوجهها است که همواره یک خطر جدی برای صنعت مرغداری است. این ویروس جزء خانواده پارامیکسوویریده بوده و بر سطح غشای ویروس گلیکوپروتئینهای فیوژن (F) و هماگلوتینین نورآمینیداز (HN) ساختارهای زائدهمانندی را تشکیل میدهد. از آنجا که در حالتهای حاد بیماری، زمان مرگ پس از ابتلا تنها حدود ۶-۲ روز است بنابراین ایجاد حفاظت و حضور آنتیبادیهای محافطتکننده در بدن پرنده بهمنظور پیشگیری از بیماری بسیار حائز اهمیت است. مشخص شده است که آنتیبادیهای تولیدشده علیه گلیکوپروتئینهای سطحی هماگلوتینین و پروتئین فیوژن، قادر به خنثیسازی NDV و جلوگیری از گسترش و فعالیت آن میشوند. در این پژوهش تجربی، اپیتوپهای ایمونوژن پروتئین F ویروس نیوکاسل بهطور مصنوعی ساخته شده و در میزبان پروکاریوتی اشریشیا کلی با استفاده از ناقل مناسب (pET۳۲a) بیان و بهمنظور بررسی ایمنیزایی در حیوان مدل (موش) از طریق تزریق، استفاده شدند. ایجاد ایمنی و افزایش تیتر آنتیبادیهای ویژه پروتئین F در سرم موشهای ایمنشده اندازهگیری شد. نتایج نشان داد که ایمنیزایی موشها با این پروتئین نوترکیب منجر به افزایش تیتر آنتیبادی از کلاس IgG شده و آنتیبادیهای سرمی تا رقت ۲۰۴۸۰۰/۱ نیز قادر به شناسایی پروتئین نوترکیب بودند. علاوه بر این تشخیص پروتئین نوترکیب F توسط سرم موش ایمنشده با واکسن تجاری و همچنین شناسایی ویروس سویه واکسن توسط سرم حیوان ایمنشده با پروتئین F نوترکیب توسط روش الایزا نشان داد که این پروتئین نوترکیب ضمن توانایی تحریک سیستم ایمنی حیوان مدل علیه ویروسهای عفونی محیطی، قادر است اپیتوپهای مشابه با سویه واکسن را نیز ارایه دهد.
دوره ۱۰، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۹ )
چکیده
چکیده- در چند دهه گذشته تحقیقات بسیاری در زمینه قطعات الحاقی مستهلک کننده انرژی به ویژه
میراگرهای فلزی پسماند انجام شده و نمونههای متنوعی از آن با قابلیتهای مختلف توسعه یافته است.
درسالیان اخیر استفاده از کمانش آکاردئونی سیستمهای جدار نازک لولهای نظر پژوهشگران را جلب
کرده و به توسعهی میراگر فلزی آکاردئونی منجر شده است.
در این مقاله پساز معرفی میراگر فلزی آکاردئونی پر شده، شاخصهای رفتار میراگر پر شده و توخالی
برای بارگذاری محوری چرخهای مطالعه و مقایسه شده است. بدین منظور ابتدا به روشی تحلیلی
اجزای محدود، مشخصات تقریبی پلیمر پرکننده مؤثر تعیین و سپس چهار نمونه آزمایشگاهی شامل دو
نمونه میراگر پر شده با نوع خاصی فوم پلیمریک و دو نمونهی میراگر توخالی متناظر با آنها، با استفاده
از جک هیدرولیکی کشش و فشار آزمایش شده است. سپس تأثیر پرشوندگی میراگر با فوم بر برخی از
مهمترین شاخصهای رفتار تعیین و سعی شده از این روش بهمنظور پایداری و بهبود رفتار میراگر
استفاده شود. این مطالعه نشان میدهد که استفاده از ماده پرکننده متناسب در داخل میراگر، روشی
مناسب بهمنظور افزایش برخی شاخصهای رفتاری میراگر مانند تعداد چرخهی قابل تحمل، میزان
جذب انرژی و همچنین ظرفیت خمیری کشش و فشار میراگر بوده و اثر اندرکنش بین فوم و جدار
آکاردئونی در افزایش جذب انرژی و افزایش ظرفیت خمیری سیستم بهویژه برای نمونههای جدار
نازک آکاردئونی با ظرفیت باربری پایین، چشمگیر است.
دوره ۱۱، شماره ۰ - ( Spring & Summer ۲۰۰۸- ۱۳۸۷ )
چکیده
هدف: سارکوسیستیس از شاخه اپیکمپلکسا است که زندگی دو میزبانه اجباری دارد. علفخواران (میزبان واسط) با خوردن آب و غذای آلوده به اسپروسیستها که توسط گوشتخواران (میزبان اصلی) دفع میشود، آلوده میشوند و متعاقب آن کیستهای نسجی در احشاء ایجاد میشود. هدف از مطالعه حاضر شناسایی گونههای مختلف سارکوسیستیس گوسفندان با استفاده از PCR-RFLP بوده است.
مواد و روشها: در مطالعه حاضر مجموعاً ۶۰ نمونه بافتی از عضلات قلب، مری و دیافراگم از گوسفندان ذبح شده در کشتارگاه زیاران قزوین جمعآوری شد که ۴۰ نمونه آن حاوی کیستهای ماکروسکوپی و ۲۰ نمونه آن حاوی کیستهای میکروسکوپی بود. تخلیص DNA نمونهها با استفاده از کیت صورت گرفت. شرایط PCR برای تکثیر قطعه rRNA s۱۸ بهینه شد. برای بررسی اختصاصی بودن، آغازگرهای نمونههای DNA نئوسپورا و توکسوپلاسما نیز در کنار نمونههای سارکوسیستیس تحت مطالعه قرار گرفت. برای تعیین گونه سارکوسیستهای تحت مطالعه، با توجه به موقعیت محل برش آنزیمهای برشدهنده، اقدام به انتخاب آنزیم شد.
نتایج: نتایج نشان داد که آغازگرها کاملاً اختصاصی بوده و جنس سارکوسیستیس را از سایرین متمایز میسازد. ارزیابی PCR-RFLP روی نمونهها نشان داد که کیستهای ماکروسکوپی متعلق به سارکوسیستیس ژیگانتهآ و کیستهای میکروسکوپی متعلق به سارکوسیستیس آریتیکنیس است.
نتیجهگیری: با استفاده از آغازگرهای طراحی شده و برمبنای روش PCR-RFLP گونههای سارکوسیستیس گوسفندی را میتوان از هم تفکیک داد. در این روش برای تفکیک گونههای متعلق به کیستهای میکروسکوپی گوسفندانTaqI و برای تفکیک گونههای متعلق به کیستهای ماکروسکوپیTaqI و HincII مؤثرتر از سایرین هستند.
دوره ۱۱، شماره ۰ - ( Autumn ۲۰۰۸ & Winter ۲۰۰۹- ۱۳۸۷ )
چکیده
هدف: سلول های دندریتیک نقش کلیدی در آغاز و جهت دهی پاسخ های ایمنی دارند. با مشاهده نقص این سلول ها در افراد مبتلا به تومور، توجه زیادی به اصلاح این سلول ها و استفاده از آن ها در ایمنی درمانی سرطان جلب شده است. در مطالعه قبلی محققان حاضر نشان دادند که لیزات لیستریا مونوسیتوژنز قادر به بالغ کردن سلول های دندریتیک، القای پاسخ لنفوسیتی نوع ۱ (TH۱) و افزایش بقاء در یک مدل تجربی می شود. در تحقیق حاضر هدف بررسی تأثیر اجزای مختلف لیستریا مونوسیتوژنز در افزایش کارایی سلول های دندریتیک برای ایجاد پاسخ TH۱ است.
مواد و روش ها: مراحل کار شامل تهیه اجزای مختلف لیستریا مونوسیتوژنز (لیزات لیستریا، اجزای پروتئینی و اسید نوکلئیک (DNA)، بالغ کردن سلول های دندریتیک مشتق شده از مغز استخوان با انواع اجزای لیستریا مونوسیتوژنز، ارزیابی سیتوکین های مترشحه از سلول های دندریتیک و سلول های بود.
نتایج: نتایج به دست آمده بیانگر آن است که کلیه اجزای لیستریا (لیزات، پروتئین و اسید نوکلئیک) قادر به بالغ کردن سلول های دندریتیک مجاور شده با آنتی ژن فیبروسارکومای موش بوده و موجب جهت دهی پاسخ به سمت TH۱ می شوند. با این وجود سلول های دندریتیک بالغ شده با اجزای پروتئینی لیستریا مونوسیتوژنز به طور مؤثرتری قادر به جهت دهی پاسخ به سمت TH۱ هستند.
نتیجه گیری: نتایج ما نشان داده که سلول های دندریتیک بالغ شده با اجزای لیستریا به طور مؤثرتری موجب القای پاسخ لنفوسیتی نوع ۱ می شود و ممکن است در ایمنی درمانی سرطان مؤثر باشد.
دوره ۱۲، شماره ۳ - ( ۱۱-۱۳۸۸ )
چکیده
هدف: بررسی تأثیر اجزای پروتئینی و اسید نوکلئیکی توکسوپلاسما گوندی بر بلوغ سلولهای دندریتیک و توانایی آنها در تولید IL-۱۲ و تکثیر لنفوسیتهای T اختصاصی آنتیژنهای توموری
مواد و روشها: سلولهای مغز استخوان موش بهمدت پنج روز در حضور GM-CSF و IL-۴ کشت داده شدند. روز پنجم سلولهای دندریتیک نابالغ بهدست آمده با لیزات تومور و اجزای پروتئینی و اسید نوکلئیکی توکسوپلاسما گوندی و لیپوپلی ساکارید بهمدت دو روز کشت داده شدند. برای بررسی عملکرد سلولهای دندریتیک در تحریک لنفوسیتهای T از آزمون MLR استفاده شد. از کیت الایزا برای اندازهگیری میزان IL-۱۲ استفاده و بلوغ سلولهای دندریتیک با فلوسیتومتری بررسی شد.
نتایج: سلولهای دندریتیک بالغ شده با اجزای پروتئینی توکسوپلاسما باعث تکثیر معنیداری در سلولهای طحالی در مقایسه با دیگر گروهها شد و میزان تولید IL-۱۲ در این گروه بالاتر بود (۰۰۱/۰>P).
نتیجهگیری: ترکیبات مختلف پیکره میکروبی مانند اجزای پروتئینی و اسید نوکلئیکی توکسوپلاسما گوندی میتوانند باعث افزایش قابلیت عرضه آنتیژن سلولهای دندریتیک به لنفوسیتها شوند که در این میان تأثیر اجزای پروتئینی از اجزای اسید نوکلئیکی بیشتر بوده است.
دوره ۱۴، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۰ )
چکیده
هدف: هدف ساخت ناقل بیانی حاوی ژن VP۱ ویروس تب برفکی سویه O جداسازی شده در ایران، بیان پروتئین و ارزیابی پاسخهای ایمنی در موش است.
مواد و روشها: سویه ویروس تب برفکی O از گوسالهای در شهر ری در سال ۱۳۸۶ جداسازی، سروتایپ و ژن VP۱ این ویروس در ناقل PTZ۵۷R/T و ناقل بیانی pcDNA۳,۱+ الحاق شد. برای بررسی بیان پروتئین، ژن VP۱ بدون کدون خاتمه در ناقل pEGFP-N۱ بالادست ژن GFP کلون شد. ناقلهای pEGFP-N۱-VP۱ و pcDNA۳.۱+-VP۱ در رده سلولی کلیه بچه هامستر ترانسفکت و بیان پروتئین الحاقی GFP-VP۱ با میکروسکوپ معکوس فلوئورسنت و بیان پروتئینVP۱ به روش الکتروفورز عمودی پروتئینها و لکهگذاری وسترن تأیید شد. ناقل بیانی pcDNA۳.۱+-VP۱ بهعنوان DNA واکسن به موشها تلقیح و پاسخ آنتیسرم خنثی کننده (SNT) و قدرت تکثیر لنفوسیتهای(T (SI در این حیوانات اندازهگیری شد.
نتایج: هضم آنزیمی ناقلهای کلون شده با ژن VP۱، ورود این ژن در سه ناقل را تأیید و بیان پروتئین VP۱ در ناقل بیانی pcDNA۳.۱+ به روش لکهگذاری وسترن با مشاهده باند اختصاصی پروتئین هدف کاملاً تأیید شد. وجود لکههای سبز نیز بیان پروتئین الحاقی VP۱-GFP را تأیید نمود. مقادیر SNT و SI در گروه موشهای تلقیح شده با DNA واکسن نسبت به گروههای کنترل دارای افزایش معنیداری بود.
نتیجهگیری: این ژن با موفقیت تکثیر، کلون و بیان شد. با توجه به تأیید بیان پروتئین VP۱ و افزایش معنیدار SNT و SI از ناقل pcDNA۳.۱+-VP۱ بهعنوان DNA واکسن استفاده شد و پاسخهای ایمنی در مدل موشی ارزیابی شد.
محمد معتمدی، مصطفی زین الدینی، جواد فاخری،
دوره ۱۶، شماره ۱۲ - ( ۱۲-۱۳۹۵ )
چکیده
در این تحقیق اطلاعات حاصل از بررسی نظری رفتار نرم شوندگی/ سختشوندگی و پدیده خرابی خمیری پیشرونده اعضای فولادی با مقطع لوله ای، تحت بارگذاری خمش خالص در محدوده غیر ارتجاعی ارائه می شود. در این مطالعه برای حل مسئله، از حل بسته ریاضی استفاده شده است. پدیده های فیزیکی مورد توجه در تحلیل شامل رفتار غیرارتجاعی مصالح، بیضی شدگی چرخه ای تجمعی سطح مقطع (مشابه رفتارخزش) و رفتار خمیری چرخهای شامل اثرات بوشینگر، رفتار نرمشوندگی/ سختشوندگی چرخهای مصالح و پدیده خرابی خمیری پیشرونده است. روابط لنگر- انحنا بر پایه مقطع بیضیشده استخراج شدهاند. رفتار مصالح در محدوده غیرخطی بر اساس معادله تنش- کرنش تورگارد لحاظ شده است که این امر موجب سادهسازی تحلیل شده است. یک مدل رفتاری ترکیبی شامل قانون سختشوندگی پویای غیرخطی بعلاوه سختشوندگی همسانگرد به منظور مدلسازی رفتار تنش- کرنش محوری چرخهای در نظر گرفته شده است. تحلیلها تحت بارگذاری خمش خالص تکرارشونده کمچرخه به صورت انحنا- کنترل انجام شده است. رشد چرخه به چرخه بیضیشدگی مقطع با استفاده از قانون اصلاح شده خزش بایلی- نیوتن در محاسبات لنگر خمشی آورده شده است پیشبینیهای مدل با تعدادی از دادههای تجربی در دسترس که به صورت آزمایش یکسویه و چرخهای در محدوده خمیری بر روی لولههای فولادی انجام شده مقایسه شده است و نتایج محاسبات همخوانی قابل قبولی با دادههای آزمایشگاهی دارند.
محسن معتمدی، سعید شیخی،
دوره ۱۷، شماره ۹ - ( ۹-۱۳۹۶ )
چکیده
سیستم معادلات تراکمپذیر با استفاده از روشهای عددی بالادست برای تحلیل جریانها با سرعت کم، همگرایی بسیار پایینی دارند. در این نوشتار روش پیششرطی به عنوان روشی که میتواند مشکلهای عددی سیستم معادلات اویلر تراکمپذیر را در سرعتهای پایین برطرف کند به معادلات اویلر اعمال گردیده و برای تحلیل جریان حول هندسههای دو بعدی استفاده شده است. روش پیششرطی با تصحیح قسمت گذرای معادلات، مقادیر ویژه را به یکدیگر نزدیک میکند و باعث افزایش سرعت رسیدن به حل پایا میشود. در نتیجه در اینجا ماتریس پیششرط ترکل که یکی از پرکاربردترین ماتریسهای پیششرطی است، در سیستم معادلات اویلر استاندارد ضرب میشود. با توجه اینکه در بیشتر حلکنندهها از متغیرهای بقایی استفاده میشود، ماتریس پیششرط ترکل برحسب متغیرهای بقایی ایجاد شده و مورد استفاده قرار گرفته است. برای گسستهسازی قسمت مکانی معادلات از روش حجم محدود بالادست "رو" در یک شبکه بیسازمان استفاده میشود. بخش زمانی معادلات نیز به کمک روش صریح رانگ کوتا مرتبه چهار گسسته میگردد. جهت بررسی دقت و کارایی روش پیششرطی ترکل جریان غیرلزج دوبعدی حول ایرفویل NACA۰۰۱۲ با اعداد ماخ مختلف شبیهسازی شده و حل پایا بدست آمده است. نتایج نشان میدهد که با بکار بردن روش پیششرطی ترکل در ماخهای پایین سرعت همگرایی را میتوان تا دو برابر افزایش داد.
دوره ۲۰، شماره ۴ - ( ۹-۱۳۹۹ )
چکیده
به دلیل در دسترس نبودن دادههای سه مولفه دورانی زلزلهها، تحلیل لرزهای ساختمانها معمولا تنها با اعمال مولفههای انتقالی انجام میشود. استاندارد ۲۸۰۰ برای در نظر گرفتن اثر مولفه پیچشی زلزله در تحلیل لرزهای این سازهها برون مرکزی اتفاقی را پیشنهاد نموده است. مقاله حاضر بر روی بررسی اثرات مولفه پیچشی بر پاسخ لرزهای سازههای ساختمانی با مشخصات دینامیکی متفاوت متمرکز شده است. علاوه بر این کفایت ۵ درصد برون مرکزی اتفاقی برای گنجاندن اثر مولفه پیچشی در تحلیل تاریخچه زمانی غیرخطی نیز مطالعه گردیده است. برای این منظور تعداد زیادی مدل یک طبقه سخت و نرم پیچشی با دوره تناوبهای انتقالی بین ۰۵/۰ تا ۲ ثانیه و سه مقدار خروج از مرکزیت ۰، ۱۵ و ۲۵% با استفاده از نرم افزار OpenSees مدلسازی شده و یکبار تحت تحریکات انتقالی و بار دیگر تحت تحریک انتقالی-دورانی قرار گرفتهاند. این مدلها مجددا طبق توصیه استاندارد ۲۸۰۰ با جابجایی مرکز جرم به میزان ۰۵/۰ بعد ساختمان در جهات مثبت و منفی بوسیله مولفههای انتقالی تحلیل شدهاند. در این تحقیق ۱۴ زلزله حوزه دور انتخاب شده و مولفه دورانی آنها بوسیله روشی غیر مستقیم بر پایه تئوری انتشار امواج لرزهای استخراج گردیده است. در مجموع بیش از ۲۶۰۰ تحلیل دینامیکی غیرخطی در این مطالعه پارامتریک انجام شده است. مقایسه پاسخهای حاصل از تحلیلها نشان میدهد که مولفه پیچشی زلزله اثر قابل ملاحظهای بر ساختمانها دارد و این اثر تابعی از مشخصات دینامیکی و پیچشی سازهها است. تغییرمکان سازه در اثر گنجاندن مولفه پیچشی در ترکیب بار لرزهای میتواند تا ۵۰% افزایش یابد. در ضمن نتایج بیان میدارد که ۰۵/۰ برون مرکزی اتفاقی برای شبیهسازی آثار مولفه پیچشی در تحلیل غیرخطی برای اکثر موارد جایگزین مناسبی نیست و منجر به نتایج غیرواقعی و دست پایین میشود.
دوره ۲۵، شماره ۱ - ( بهار ۱۴۰۴ )
چکیده
سرمایه گذاری در همه جوامع بهعنوان یکی از محرک های رشد و توسعه اقتصادی مطرح میباشد و نه تنها در حوزه خود بلکه با اثرگذاری بر دیگر حوزه های اقتصادی و اجتماعی، توسعه چند جانبه را بههمراه خواهد داشت. با توجه به اینکه سرمایه گذاری ابعادی چندگانه و ماهیتی پویا و وابسته به زمان دارد، با ابهامات متعدد همراه است. از این رو، ارزیابی معمولی آن، نمی تواند جنبه های مختلف فضای سرمایه گذاری را در طول زمان نشان دهد و در شرایط عدم ثبات شاخص های اقتصادی، احتمالات مخاطرات مالی جبران ناپذیر در سرمایه گذاری از جمله در بخش ساختمان و مسکن نیز افزایش می یابد. هدف از این پژوهش، تحلیل حوزه سرمایه گذاری ساختمانی با استفاده از روش شبیه سازی پویایی سیستم است. بدین جهت، شاخص های اصلی مؤثر بر سرمایهگذاری ساختمان، از ادبیات پژوهش استخراج گردید؛ سپس با استفاده از نظرات افراد خبره، روابط و میزان تأثیرگذاری هر یک از این متغیرها تعیین گردید که از آنها به عنوان ورودی در ساخت مدل شبیه سازی استفاده شد. در مرحله شبیه سازی دیاگرام جریان با استفاده از نرم افزار ونسیم ترسیم، و آزمونهای اعتبارسنجی مدل نیز انجام شد. یافتهها نشان داد، مدل ارائه شده بهمنظور ارزیابی پروژههای سرمایهگذاری در حوزه ساختمانی، کاربرد داشته و دامنه وسیعی از متغیرها را دربر گرفته است. نتایج، به عنوان یک سیستم پشتیبان از تصمیم، روند دستیابی به تصمیم برتر برای انتخاب پروژه سرمایه گذاری مناسب را مورد حمایت قرار می دهد