جستجو در مقالات منتشر شده


۱۴ نتیجه برای میرنیا


دوره ۱۳، شماره ۲ - ( خرداد و تیر ۱۴۰۱ )
چکیده

واک‏داری یکی از مشخصه‏های صوت‏شناختی مهم در تمایز همخوان‏ها در بسیاری از زبان‏ها به‌شمار می‏آید. در این پژوهش به مطالعۀ صوت‏شناختی همخوان‏های سایشی و انسدادی زبان ترکی تبریزی پرداخته شد. بدین منظور پارامترهای زمان بنیان ازقبیل طول گیرش، طول واک در منطقۀ گرفتگی و طول واکه قبل از همخوان‏های انسدادی و سایشی زبان ترکی آذری در جایگاه بین دو واکه (VCV) سنجیده شد. در پژوهش حاضر تلاش شد تا به این پرسش پاسخ داده شود که چگونه تمایز واک‏داری همخوان‏های انسدادی و سایشی زبان ترکی بر پارامترهای زمانی تأثیر می‏گذارد. چهارده گویشور ترک‌زبان تبریزی دوازده کلمۀ منتخب از واژه‏های رایج در زبان ترکی آذری را به‌صورت تک‌کلمه سه بار تکرار کردند. نتایج تحقیق نشان می‏دهد که هر سه پارامتر زمانی به‌عنوان سرنخ‏های بالقوه در ایجاد تمایز همخوان‏های سایشی واک‏دار و بی‏واک این زبان محسوب می‏شوند. نتایج مرتبط با همخوان‏های انسدادی نیز حاکی از آن است که تنها دو پارامتر طول واکه و طول واک را می‏توان در تمایز واک‏داری همخوان‏های انسدادی زبان ترکی درنظر گرفت. نتایج حاصل برای طول بست این همخوان‏ها ثابت کرد که اختلاف معناداری بین طول بست انسدادی‏های واک‏دار و بی‏واک وجود ندارد و این پارامتر را نمی‏توان یک سرنخ تمایزدهندۀ واک‏داری در انسدادی‏های زبان ترکی آذری برشمرد.
 
محمد جواد میرنیا، بیژن ملائی داریانی،
دوره ۱۴، شماره ۱۴ - ( ويژه‌نامه دوم ۱۳۹۳ )
چکیده

شکل دهی تک نقطه ای یکی از ساده ترین انواع فرایندهای شکل دهی تدریجی ورق فلزی است که مناسب حجم تولید اندک می باشد. یکی از مسائل مهم مرتبط با شکل دهی تدریجی تک نقطه ای نازک شدگی بیش از حد ورق می باشد که علاوه بر تاثیر منفی بر استحکام قطعه نهایی، کاربرد آن را در تولید قطعاتی با زاویه دیوار زیاد محدود می کند بطوریکه تولید قطعاتی با دیواره قائم در یک مرحله امکان پذیر نمی باشد. در این تحقیق شکل دهی تدریجی تک نقطه ای چند مرحله ای یک مخروط ناقص با زاویه دیوار °۷۰ از جنس آلومینیوم با هدف بهبود نازک شدگی مورد مطالعه قرار می گیرد. با ارائه یک استراتژی تغییر شکل دو مرحله ای جدید و بدست آوردن پارامترهای تعریف کننده آن بر اساس یک الگوریتم مناسب، نشان داده می شود که می توان نازک شدگی و زمان انجام فرایند را با طراحی درست شکل دهی چند مرحله ای بهبود داد. با استفاده از شکل دهی دو مرحله ای طراحی شده، نازک شدگی قطعه نسبت به شکل دهی سه مرحله ای بر اساس یکی از متداول ترین استراتژی های بکارگرفته شده کمتر می شود. همچنین توسط استراتژی طراحی شده می توان برآمدگی کف ظرف را که یکی از محدودیت های شکل دهی چند مرحله ای است به حداقل رساند.
امیر حسین نیک دوز، محمد جواد میرنیا، حمید باصری،
دوره ۱۶، شماره ۵ - ( ۵-۱۳۹۵ )
چکیده

شکل دهی تدریجی برتری‌های متمایزی را نسبت به فرآیندهای متداول شکل‌دهی ورق فلزی، مانند هزینه پایین ابزار و سادگی فرآیند ارائه نموده است. با این حال این روش هنوز دارای محدودیت‌هایی می‌باشد. از جمله این محدودیت‌ها، نازک شدگی شدید می باشد که تاثیر بسزایی درکارکرد محصول نهایی دارد. همچنین برخی از قطعات بدلیل دارا بودن زاویه دیواره زیاد نمی‌توانند توسط شکل دهی تدریجی تک مرحله‌ای تولید شوند. در این میان می‌توان از استراتژی‌های تغییر شکل چند‌مرحله‌ای استفاده کرد تا به زاویه دلخواه و در عین حال به توزیع ضخامت بهتر و حداکثر ضخامت کمینه رسید. در این تحقیق شکل دهی تدریجی دو مرحله‌ای یک هرم ناقص مربع القاعده با زاویه دیواره °۷۰ از جنس آلومنیوم با هدف بهبود ضخامت کمینه بصورت تجربی و شبیه سازی اجزای محدود مورد مطالعه قرار گرفت. با ارائه استراتژی‌های تغییر شکل دو مرحله‌ای و بدست آوردن پارامترهای تعریف کننده آن توسط روش اجزای محدود، درصد نازک شدگی نسبت به شکل‌دهی تک مرحله‌ای مورد مقایسه قرار گرفت. در این تحقیق از آزمون تجربی برای اعتبار سنجی نتایج حاصل از تحلیل اجزای محدود استفاده شد. نتایج نشان داد که با استفاده از استراتژی تغییر شکل دو مرحله‌ای ارائه شده می‌توان ضخامت کمینه را به میزان دو برابر نسبت به حالت تک مرحله‌ای بهبود بخشید. با مقایسه توزیع ضخامت، توافق خوبی بین مدل سازی اجزای محدود و آزمون تجربی مشاهده شد. در انتها تاثیر استراتژی های تغییر شکل بر مسیر کرنش بدست آمده از مدل سازی عددی توسط نمودار حد شکل دهی شکست بررسی شده است.
مریم گران قراخیلی، حمید گرجی، محمد بخشی جویباری، محمد جواد میرنیا،
دوره ۱۷، شماره ۶ - ( ۶-۱۳۹۶ )
چکیده

هیدروفرمینگ لوله فرآیندی است که در سال‌های اخیر برای تولید قطعه‌های یکپارچه و بدون درز جوش مورد توجه قرار گرفته است. پیش‌بینی عددی پارگی در این فرآیند به منظور طراحی مناسب ابزارآلات امری مهم می‌باشد. در این پژوهش، شکل‌پذیری لوله فولادی زنگ نزن۳۰۴ توسط آزمون بالج آزاد بصورت تجربی و عددی به منظور تعیین منحنی حد شکل‌دهی مورد بررسی قرار گرفت. مدل گارسون- تیورگارد- نیدلمن(GTN) یک مدل میکرومکانیکی برای پیش‌بینی شکست نرم فلزات می‌باشد. به منظور تعیین پارامترهای تعریف کننده مدل آسیب GTN، ابتدا تست کشش تجربی از نمونه استاندارد و نیز شبیه سازی اجزای محدود با استفاده از نرم افزار آباکوس انجام شد. با بکارگیری این معیار در نرم‌افزار آباکوس و مقایسه نمودار نیرو – جابجایی تست کشش تجربی و حاصل از شبیه‌سازی اجزا محدود، پارامترهای مدل GTN توسط روش معکوس بدست آورده شد. سپس با استفاده از معیار شکست نرم GTN، پارامتر‌های هندسی قالب در هیدروفرمینگ بالج آزاد بررسی گردید و نمودار حد شکل‌دهی لوله فولادی ۳۰۴ بصورت عددی بدست آمد. برای صحت سنجی نتایج شبیه‌سازی‌ اجزا محدود، آزمایش‌های تجربی نیز انجام شد که تطابق قابل قبولی را نشان می‌دهد. در نهایت بکارگیری مدل مذکور در هیدروفرمینگ قطعه T شکل بصورت عددی و تجربی مورد بررسی قرار گرفت.
علی زاهدی دیزج یکان، بیژن ملائی داریانی، محمد جواد میرنیا،
دوره ۱۷، شماره ۹ - ( ۹-۱۳۹۶ )
چکیده

منحنی‌های حد شکل‌دهی ورق از ابزارهای مفید در بررسی شکل‌پذیری ورق به‌منظور طراحی محصولات صنعتی به شمار می‌رود. برای تعیین این منحنی‌ها روش‌ها و دستورالعمل‌هایی در قالب آزمایش‌های تجربی تدوین و ارائه شده است. هزینه‌بر و زمان‌بر بودن انجام این آزمایش‌های تجربی باعث شده است تا پژوهش‌های متعددی در استفاده از روش‌های تحلیلی و نرم‌افزارهای المان محدود در تعیین این منحنی‌ها صورت بگیرد. در تحقیق حاضر، منحنی‌های حد شکل‌دهی گلویی و حد شکست ورق‌های آلومینیوم آلیاژی ۲۰۲۴ با استفاده از روش اتساع نیم کروی به صورت تجربی و عددی به دست آمده است. برای این منظور هندسه‌های متفاوتی از ورق فلزی برای ایجاد مسیر کرنش‌های مختلف به کار گرفته شده است. برای شبیه‌سازی آزمایش‌های تجربی، از حل گر صریح نرم‌افزار تحلیلی آباکوس استفاده گردید. با استفاده از روابط تئوری و آزمایش‌های تجربی، خواص شکست ورق آلومینیومی برحسب کرنش شکست، تنش سه محوری و پارامتر زاویه لود تعیین و به نرم‌افزار معرفی شد. با استفاده از مدل آسیب نرم، کرنش‌های حد شکل‌دهی شکست توسط مدل عددی صحه‌گذاری شده، استخراج گردید. برای تعیین کرنش‌های حد شکل‌دهی گلویی از روشی بر اساس تغییرات کرنش بیشینه در ناحیه گلویی شدن، بهره گرفته شد. مقایسه نتایج به دست آمده نشان می‌دهد که مدل عددی به کار گرفته شده، می‌تواند با بیشترین خطایی حدود %۶ کرنش‌های حد شکل‌دهی گلویی و شکست ورق آلومینیومی ۲۰۲۴ را پیش‌بینی نماید.
روح اله پناهی لیاولی، محمد بخشی جویباری، حمید گرجی، محمد جواد میرنیا،
دوره ۱۹، شماره ۱۰ - ( مهر ۱۳۹۸ )
چکیده

شکل‌دهی تدریجی نوعی از روش‌های نمونه‌سازی سریع به شمار می­آید و از انعطاف پذیری و صرفه اقتصادی بالایی در حجم تولید کم برخوردار است. با این وجود، کمبود دانش فنی، استفاده از این روش را در صنعت دچار چالش نموده است. از جمله مواردی که می­تواند کمک شایانی در بکارگیری عملی این فرآیند بنماید، پنجره فرآیندی مناسب می­باشد؛  پنجره‌ای که به کمک آن بتوان حداکثر عمق پارگی ورق را با توجه به جنس، ضخامت و زاویه جداره شکل‌دهی، تعیین کرد. در این پژوهش، ابتدا شکل‌پذیری ورق فولادی کم کربن از جنس St۱۲ با ضخامت‌های۱.۲۵ و ۱.۵۰ میلیمتر در فرآیند شکل‌دهی تدریجی تک نقطه‌ای یک هرم ناقص با زوایای جداره ثابت مختلف به روش تجربی مورد بررسی قرار گرفته است. سپس، شکل­پذیری هرم ناقص با زاویه جداره متغیر، تحت دو هندسه جداره متفاوت مطالعه شده است. بر اساس نتایج تجربی، پنجره­های­ فرآیندی بر حسب بیشترین عمق قابل شکل­دهی و زاویه ­جداره ارائه می­شود و تحت شرایط متفاوت با یکدیگر مقایسه می­گردند. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داده است که زاویه جداره بحرانی برای ورق St۱۲ در شکل­دهی هرم با زاویه جداره ثابت، متفاوت از هرم با زاویه جداره متغیر می­باشد و به ابعاد قاعده هرم و ضخامت­های مورد بررسی بستگی ندارد. زاویه جداره بحرانی برای هرم با زاویه ثابت و متغیر به ترتیب برابر با  و  بدست آمد. به علاوه، برای هرم با زاویه جداره ثابت، توزیع ضخامت تقریبا ثابت، در حالی که برای هرم با زاویه جداره متغیر، توزیع ضخامت در طول مسیر تغییر می‌نماید.

علی زاهدی‌دیزج‌یکان، بیژن ملائی‌داریانی، سیدمحمدجواد میرنیا،
دوره ۲۰، شماره ۶ - ( خرداد ۱۳۹۹ )
چکیده

شکل‌دهی تدریجی ورق‌های فلزی یکی از روش‌های نوین شکل‌دهی با انعطاف‌پذیری بالا در تولید هندسه‌های پیچیده و در تیراژ متوسط است. با توجه به عدم حضور قالب مادگی در این فرآیند و اعمال تدریجی نیروهای شکل‌دهی، حد شکل‌پذیری ورق در این فرآیند نسبت به فرآیندهای شکل‌دهی سنتی افزایش می‌یابد. در این پژوهش شکل‌پذیری و شکل‌دهی و در نهایت شکست ورق‌های دولایه آلومینیوم/مس حاصل از روش جوشکاری انفجاری در فرآیند شکل‌دهی تدریجی تک‌نقطه‌ای ورق مطالعه شده است. در پیش‌بینی عددی رشد و شروع شکست ورق‌های دولایه در این فرآیند، از معیار آسیب ژو-ویرزبیکی در قالب زیربرنامه VUMAT نرم‌افزار آباکوس استفاده شد. با استفاده از مدل عددی تغییرات تنش سه‌محوری و کرنش پلاستیک معادل به‌عنوان متغیرهای موثر بر رشد آسیب در فرآیند شکل‌دهی تدریجی تحلیل و تبیین شد و نحوه بارگذاری سیکلی و غیرخطی در این فرآیند نشان داده شد. نتایج تجربی نشان‌دهنده متفاوت‌بودن ارتفاع شکست هندسه‌های مختلف به‌دلیل بروز شرایط بارگذاری متفاوت است. همچنین با استفاده از مدل عددی صحه‌گذاری‌شده، علاوه بر پیش‌بینی محل رشد ترک، ارتفاع شکست در هندسه‌های مختلف شکل‌دهی‌شده با اختلاف ۴/۰۶% نسبت به نتایج تجربی پیش‌بینی شد.

شایان درزی، محمدجواد میرنیا، مجید الیاسی،
دوره ۲۰، شماره ۸ - ( مرداد ۱۳۹۹ )
چکیده

شکل‌دهی تدریجی تک‌نقطه‌ای، فرآیندی مقرون‌به‌صرفه با انعطاف‌پذیری بالا است و در نتیجه انتخابی مناسب برای تولیدهای حجم پایین- سفارشی در مقایسه با روش‌های سنتی‌تر مانند پرسکاری است. مهم‌ترین صنایع هدف این فرآیند، صنعت‌های پزشکی، خودروسازی و هوافضا است، که در جمیع آنها گرایش به سمت استفاده از فلزاتی با نسبت استحکام به وزن بالا است. این دسته از فلزات شکل‌پذیری بسیار پایینی را در دمای اتاق از خود نشان می‌دهند و برای بهبود شکل‌پذیری آنها فرآیند شکل‌دهی تدریجی در دماهای بالا صورت می‌گیرد. در این پژوهش، گرمایش ورق آلیاژی ۶۰۶۱AA در محدوده دمایی ۲۵ تا ۴۰۰درجه سانتی‌گراد، به‌صورت یکنواخت انجام شد. نحوه تاثیرگذاری پارامتر‌های فرآیندی دما، گام عمودی و سرعت پیش‌روی به همراه سه نوع روانکار بر شکل‌پذیری قطعات شکل‌داده‌شده به‌صورت مخروط‌هایی ناقص در فرآیند شکل‌دهی تدریجی تک‌نقطه‌ای داغ مطالعه شد. نتایج نشان داد که علی‌رغم ناتوان‌بودن گرمایش نقطه‌ای ورق در افزایش شکل‌پذیری ورق آلومینیوم ۶۰۶۱AA (۳۷% بهبود شکل‌پذیری تحت شرایط بهینه) در ادبیات تحقیق، روش گرمایش متفاوت مورد استفاده در این مقاله منجربه افزایش ۵۲۸% شکل‌پذیری شد. از لحاظ میزان تاثیرگذاری پارامترها بر شکل‌پذیری، دما مهم‌ترین عامل است. روانکار و گام عمودی در رده‌های بعدی قرار می‌گیرند و اثر سرعت پیش‌روی قابل چشم‌پوشی است. با افزایش دما از ۲۵ به ۴۰۰درجه سانتی‌گراد، زاویه دیواره بحرانی از ۶۰ به ۶۵درجه تغییر می‌کند. در انتخاب شرایط مناسب فرآیندی کیفیت سطح قطعات نیز باید مورد توجه قرار گیرد. به‌گونه‌ای که کیفیت سطح قطعات شکل‌داده‌شده در بهترین و بدترین حالت، به ترتیب ۱/۱۸ و ۴میکرومتر به‌دست‌آمد. با استفاده از ترکیبی بهینه از پارامترهای فرآیندی، شکل‌دهی مخروطی با زاویه دیواره ۶۵ تا عمق ۴۴میلی‌متر در یک مرحله میسر شد که نشان‌دهنده افزایش شکل‌پذیری چشم‌گیری است.

علیرضا قلی‌زاده، مجید الیاسی، محمدجواد میرنیا، روح‌الله جماعتی،
دوره ۲۰، شماره ۹ - ( شهریور ۱۳۹۹ )
چکیده

قطعات دوفلزی، به‌علت خواص آنها به ویژه استحکام به وزن بالا، خواص مکانیکی بهتر و در عین‌حال کاهش هزینه و کاهش وزن نسبت به قطعات تک‌فلزی، کاربردهای زیادی در صنایع شیمیایی، نفتی، مبدل‌های حرارتی و مخازن تحت فشار دارند. از بین فرآیندهای مختلف که برای تولید این قطعات کاربرد دارند، اکستروژن به‌دلیل ایجاد تنش فشاری و امکان ایجاد پیوند متالورژیکی یک انتخاب مناسب برای شکل‌دهی قطعات دوفلزی است. در پژوهش حاضر، تاثیر دما بر تولید قطعات دوفلزی در حالت مس پوسته و آلومینیوم هسته به‌روش اکستروژن مورد بررسی قرار گرفته است. در این پژوهش، نحوه اتصال دولایه فلز برای نسبت کاهش ضخامت ۴۵% برای سه دمای ۲۰۰، ۳۰۰ و C˚۴۰۰ انجام شد. همچنین خواص مکانیکی با استفاده از آزمون کشش تک‌محوره و ریزساختار با عکس‌برداری از فصل مشترک با استفاده از میکروسکوپ‌های نوری و الکترونی روبشی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج به‌دست‌آمده نشان داد که در نسبت کاهش ضخامت ۴۵% در دمای C˚۲۰۰ اتصال قابل قبولی میان دو لایه به وجود نیامد و پس از فرآیند و برش قطعه، دو لایه از هم جدا نشدند ولی اتصال ضعیفی برقرار شد. تصاویر میکروسکوپی در دمای C˚۳۰۰ نشان داد که این دما، آستانه اتصال دو لایه بوده و در نهایت در دمای C˚۴۰۰ اتصال مناسب‌تری در فصل مشترک قطعه دوفلزی به‌دست‌آمد.

مجید شیخ پور، سید جمال حسینی پور، محمدجواد میرنیا،
دوره ۲۱، شماره ۳ - ( اسفند ۱۳۹۹ )
چکیده

هدف از این مقاله تعیین تحلیلی مولفه‌های کرنش در فرآیند اکستروژن مستقیم برای پیش‌بینی خمیدگی محصول خروجی می‌باشد. برای این منظور از نظریه نگاشت همدیس ریمان جهت مدل‌سازی ناحیه تغییر شکل و ایجاد تناظری یک به یک بین نقاط مقطع ورودی و خروجی قالب استفاده می‌شود. به کمک منحنی بزیر، خطوط جریان بین این نقاط ایجاد شده و سپس یک حل حدبالا برای میدان سرعت به دست می‌آید. با استفاده از روابط به‌دست آمده، فشار فرآیند و توزیع مولفه‌های کرنش برای مقاطع متقارن مربعی، شش ضلعی منتظم و مستطیلی تعیین می‌گردد. همچنین یک روش نظری مبتنی بر خمش الاستیک-پلاستیک تیرها جهت محاسبه خمیدگی محصول خروجی برای قالب‌های خارج از مرکز ارائه می‌شود. در این روش نظری با استفاده از مولفه‌های کرنش تعیین شده، توزیع مولفه‌های تنش و گشتاور خمشی محاسبه می‌شود. در واقع مقدار گشتاور خمشی بیانگر میزان خمیدگی محصول خروجی است. مدل نظری ارائه شده از طریق مقایسه با نتایج شبیه‌سازی اجزای محدود و پژوهش‌های پیشین صحت سنجی می‌گردد. نتایج حاصل نشان می‌دهد که با بکارگیری نگاشت همدیس ریمان و روش حد بالا علاوه بر تخمین فشار فرآیند، می‌توان برای تعیین توزیع مولفه‌های کرنش و پیش بینی خمیدگی محصول خروجی استفاده نمود.
مازیار خادمی، حسن مسلمی نایینی، محمدجواد میرنیا،
دوره ۲۲، شماره ۷ - ( تیر ۱۴۰۱ )
چکیده

در این مقاله، توسط معیار شکست GTN و تأثیر تکامل آن، دقت پیش‌بینی شکست مورد بررسی قرار گرفت. به‌منظور بررسی حالت‌های تنش، سه آزمون کالیبراسیون کشش تک‌محوری، کشش برشی و کشش کرنش صفحه‌ای برای کالیبراسیون معیار شکست و همچنین تعیین دقت معیار در پیش‌بینی شکست به کار گرفته شدند. برای مدل‌سازی رفتار شکست در آلومینیوم ۶T-۶۰۶۱، معیار شکست نرم GTN توسعه‌یافته، از طریق روش ترکیبی تجربی-شبیه‌سازی کالیبره شد. نرم‌افزار اجزای محدود آباکوس به‌منظور شبیه‌سازی فرایند استفاده شد و معیارهای شکست توسط زیر برنامه VUMAT به این نرم‌افزار اضافه شدند. مقادیر نیرو-جابجایی و طول کورس شکست در آزمون‌های تجربی، به‌منظور صحت‌سنجی نتایج عددی و بررسی دقت معیار مورد استفاده قرار گرفت. مطابق با نتایج، کالیبراسیون با استفاده از آزمون کشش تک‌محوری و کشش برشی، شکست را به‌طور میانگین با خطای ۶/۱۷ درصد پیش‌بینی می‌کند درحالی‌که معیار اصلی GTN قادر به پیش‌بینی شکست در آزمون کشش برشی نمی‌باشد و میزان خطا در رابطه با آزمون کشش کرنش صفحه‌ای به ۲۴ درصد می‌رسد. به‌منظور بررسی رفتار شکست آلومینیوم ۶T-۶۰۶۱ و صحت‌سنجی معیار کالیبره شده در فرایند پیچیده‌تر و غیر از آزمون‌های کشش، آزمون خم‌کاری U شکل انجام شد. مشخص شد که معیار GTN توسعه‌یافته می‌تواند شروع شکست را در فرآیند خم‌کاری U شکل با خطای ۳ درصد پیش‌بینی کند.
 

مهدی کریمی فیروزجائی، حسن مسلمی نائینی، محمدمهدی کسائی، محمدجواد میرنیا،
دوره ۲۲، شماره ۸ - ( مرداد ۱۴۰۱ )
چکیده

رفتار تغییرشکل ماده در فرایندهای میکرو شکل ­دهی به علت وجود اثر اندازه متفاوت با مقیاس ماکرو است. اثر اندازه در مقیاس میکرو به علت وجود دانه ­های محدود در ناحیه تغییرشکل اتفاق می ­افتد و موجب می­ شود تا رفتار ماده متاثر از ضخامت و اندازه دانه ورق شود. به همین علت، مدل­ های ساختاری متداول توانایی پیش ­بینی رفتار ماده در فرایندهای میکرو شکل­ دهی را ندارند. در این مقاله، مدل ساختاری جدید بر اساس معادله سوئیفت و با در نظر گرفتن اثر اندازه در مقیاس میکرو برای توصیف رفتار کرنش-سختی ورق فولاد زنگ ­نزن ۳۰۴ ارائه گردید. ارزیابی منحنی جریان نمونه­ های با اندازه دانه مختلف نشان داد که پیش ­بینی تنش جریان ماده با مدل ساختاری جدید به خصوص در کرنش ­های بالا نسبت به مدل موجود بهبود می‏ یابد، به ­طوری که میانگین و بیشینه خطای مدل جدید به ترتیب کم­تر از یک سوم و کم­تر از نصف خطای مدل متداول است. شبیه­ سازی اجزای محدود آزمون کشش میکرو با بکارگیری مدل ساختاری جدید برای بررسی اثر اندازه روی رفتار تغییرشکل نمونه ­ها انجام شد. صحت مدل ساختاری جدید با مقایسه نتایج آزمون­ های تجربی و شبیه ­سازی اجزای محدود ورق­ های با اندازه دانه مختلف مورد تایید قرار گرفت. هم­ چنین، نتایج آزمون کشش نشان داد که تخمین نیروی شکل ­دهی با استفاده از مدل جدید با دقت بالاتری نسبت به مدل­ های متداول و موجود برای ورق­ های با اندازه دانه مختلف و محدوده کرنش ­های بالا انجام می ­شود.

حسین روحی، حمید باصری، محمدجواد میرنیا،
دوره ۲۲، شماره ۱۰ - ( مهر ۱۴۰۱ )
چکیده

هزینه‌ها و مشکلات فراوان ماشینکاری پرداخت فلزات به‌خصوص آلیاژهای آلومینیوم، اهمیت فرآیندهای عملیات سطح بدون براده‌برداری مانند برنیشینگ را روزافزون نموده است. در این مقاله، اثر عمق‌بار عمودی و گام عرضی بر روی زبری سطح در فرآیند برنیشینگ صفحه آلومینیومی AA۷۰۷۵-T۶، با رویکرد نوینی از انتخاب گام عرضی، به صورت متغیر وابسته به شعاع نفوذ برنیشینگ بر سطح، مورد مطالعه تجربی قرار گرفت. نتایج به دست آمده از اثرات برهم‌کنشی پارامترها نشان داد که به‌طور کلی، با کاهش گام عرضی و عمق‌بار عمودی، کیفیت سطح افزایش می‌یابد. در مقادیر کمتر عمق‌بار، در اثر افزایش گام عرضی، افزایش زبری سطح با شیب آهسته‌تری رخ می‌دهد که نشان می‌دهد در عمق‌بارهای کم می‌توان از گام عرضی بزرگ‌تری استفاده نمود تا در عین رسیدن به کیفیت سطح مطلوب، زمان فرآیند نیز کوتاه‌تر شود. ببیشترین درصد بهبود زبری سطح  به ترتیب حدود ۹۶ درصد بوده است. بررسی همزمان نتایج زبری و زمان فرآیند نشان داد که برنیشینگ با مقادیر عمق‌بار و گام عرضی به ترتیب ۰۴/۰ و ۳۳/۰میلی‌متر که بهبود زبری سطح ۶۳/۸۶ درصدی را در زمان موثر ۸۶/۱ دقیقه‌ ایجاد می‌کند، بهترین  قابلیت عملکردی را داشته‌ است.
 
محمد جواد میرنیا، آتنا فلاح، مجید الیاسی،
دوره ۲۳، شماره ۲ - ( بهمن ۱۴۰۱ )
چکیده

در تولید قطعات دوفلزی با استفاده از فرایند آهنگری، می‌توان قطعات با نسبت استحکام به وزن بالاتر را به دست آورد. هدف از این پژوهش آهنگری قطعه دوفلزی است بطوریکه برای بخش داخلی از آلیاژ آلومینیوم و بخش بیرونی از آلیاژ برنج استفاده شده است. دمای آهنگری برای آلیاژهای برنج و آلومینیوم در محدوده کار داغ به ترتیب برابر ۷۰۰ و ۴۵۰ درجه سانتیگراد در نظر گرفته شده است. ابتدا آهنگری قطعه تک‌فلزی بصورت عددی و تجربی بررسی می­شود. پس از صحت‌سنجی مدل المان محدود، به آهنگری قطعات دوفلزی در یک مرحله پرداخته می‌شود. تاثیر ضخامت پوسته برنجی و نیز اختلاف ارتفاع هسته آلومینیومی و پوسته برنجی بر موفقیت‌آمیز بودن فرایند آهنگری داغ تک مرحله­ای مطالعه می­گردد. نتایج نشان می‌دهد که ضخامت و ارتفاع پوسته برنجی تاثیر چشمگیری بر موفقیت‌آمیز بودن فرایند بر پوشش‌دهی کامل هسته توسط پوسته ندارد. در ادامه برای حل این مشکل، هندسه‌های غیرساده برای هسته و پوسته به عنوان پیش­فرم، طراحی و آهنگری مرحله دوم بصورت عددی بررسی می­شود. نتایج نشان می­دهد که جهت تولید قطعه دوفلزی با پوشش کامل هسته آلومینیومی توسط پوسته برنجی به دو مرحله آهنگری توسط یک پیش­فرم­ مناسب غیرساده نیاز است. در نهایت پیش­فرم تاییدشده توسط مدل المان محدود، بصورت تجربی تولید و آهنگری داغ بر روی آن انجام می­شود. نتایج تجربی تاییدکننده نتایج عددی می­باشند. با استفاده از تصاویر SEM نشان داده می­شود که اتصال متالورژیکی مناسبی نیز در مرز دو فلز ایجاد می­گردد.

صفحه ۱ از ۱