جستجو در مقالات منتشر شده
۵ نتیجه برای کاکاوند
دوره ۱، شماره ۲ - ( شماره ۲- ۱۳۸۸ )
چکیده
در این مقاله تأثیر سرمایۀ اقتصادی، سرمایۀ اجتماعی و سرمایۀ فرهنگی والدین به همراه کنش ارتباطی درون خانواده بر سرمایۀ اجتماعی جوانان بررسی شده است. جمعیت آماری این پژوهش دانشآموزان دختر و پسر پیشدانشگاهی شهر تهران است. حجم نمونه ۳۰۲ نفر محاسبه، و نمونهها در دو مرحله به روش نمونهگیری طبقهای متناسب و تصادفی از بین سه منطقه سه، شش و هجده انتخاب شده است. برای داوری در باب فرضیات، از روش تحلیل رگرسیون و تحلیل مسیر استفاده شده است. یافتههای تجربی نشان میدهد میان سرمایۀ اجتماعی فرزندان و ترکیب خطی متغیرهای مستقل به اندازه ۷۱% همتغییری وجود دارد. نسبتی از کل واریانس متغیر وابسته که از طریق مشارکت نسبی متغیرهای مستقل تبیین شده، معادل ۵۱% است. وزن کنش ارتباطی درون خانواده در تبیین سرمایۀ اجتماعی فرزندان بیشتر از سایر متغیرهای مستقل موجود در تحلیل است.
دوره ۱۳، شماره ۵۰ - ( تابستان ۱۳۹۹ )
چکیده
کارکرد پایانبندی در متن را بنابه این تصور که بهمثابۀ نقطۀ اوج متن ـ روایت مفروض است، میتوان گرهگشایی از موضوع مورد بازنمایی دانست؛ اما بهشکل خاص پایانبندی میتواند همسو با معرفتشناسی حاکم بر متن و وضعیت سوژههای متنی منجر به دلالتانگیزهای ویژه باشد. از میان متنهای ادبی کلاسیک فارسی، پایانبندی برخی از متنهای عرفانی، ازجمله غزلهای دیوان شمس، همسو با معرفتشناسی عرفانی، وجهی متمایز دارد. در این نوشتار، دلالتانگیزی ویژۀ پایانبندی در غزلیات شمس بهشیوه توصیفی ـ تحلیلی دلالتیابی و تفسیر شده است. نتیجه نشان میدهد راوی ـ عاشق غزلهای دیوان شمس، همسو با معرفتشناسی حاکم بر متن، هویت یا مقام سوژگیِ موقتی را که بنابه کنش بازنمایی یا روایتگریِ رخداد ـ وضعیتها در بخش آغازین و میانی روایتها بهدست میآورد، در پایانبندی با توسل به کنشهای گفتاری خاموشی در معنای اصطلاحی آن پس میزند و مانع از تثبیت آن میشود. به عبارت دیگر، راوی ـ عاشق غزلیات شمس در اغلب غزلها، پس از بازنمایی اضطراب و اشتیاق برآمده از حضور و وحدت ازدسترفته سعی میکند در پایانبندی غزلها، بنابه «استعاره دوریِ» بازگشت به اصل و جهان پیشانشانگانی، با انجام و اجرای دو دسته از «کنشهای گفتاریِ» خاموشی (شامل «خاموشی بهمثابۀ سخن نگفتن» و «خاموشی بهمثابۀ بهنمایندگی سخن گفتن») به وانمایی یا اجرای حالِ حضور بپردازد و بهصورت نمادین در آن تجربه شرکت کند. حسب این وانمایی، پایانبندی غزلهای مذکور به بستار نمیانجامد و با ساختاری حلقوی، خواننده ـ مشارک را با نوعی ناتمامی مواجه یا در آن تجربه شریک میکند.
یوسف حجت، کیوان کاکاوند، مجتبی قدسی، علی اضغر مداح،
دوره ۱۴، شماره ۱۲ - ( ۱۲-۱۳۹۳ )
چکیده
در این مقاله مدل جدیدی برای پاسخ سیال مگنتورئولوژیکال به ورودی جریان در حالت گذرا ارائه شده است. اکثر مدل های ارائه شده برای این سیال مربوط به حالت پایدار سیال بوده و در مدل های معدودی که برای حالت گذرا ارائه شده ورودی جریان الکتریکی به صورت پله ای و نرخ برش ثابت فرض شده است. در مدلی که در این پژوهش برای حالت گذرای سیال مگنتورئولوژیکال توسعه داده شده، جریان الکتریکی ورودی به صورت تابع نمایی و نرخ برشی به صورت متغییر در نظر گرفته شده است. با توجه به لختی مغناطیسی ناشی از اندوکتانس کویل، چگالی شار مغناطیسی نمی تواند به صورت پله ای باشد، بنابراین مدل ارائه شده با واقعیت تطابق بیشتری دارد. برای صحت سنجی مدل ارائه شده و نیز بررسی خواص سیال به عنوان پارامتر ورودی مدل، یک کوپلینگ آزمایشگاهی طراحی و ساخته شده که در آن میدان مغناطیسی در راستای عمود بر جهت برشی به سیال اعمال شده و خروجی آن تنش برشی به صورت تابعی از زمان است. تطابق خروجی های مدل با نتایج تجربی، دقت قابل قبول مدل را نشان میدهد. با توجه به نتایج تئوری و تجربی، از مدل موجود جهت ایجاد یک گشتاور کنترل شده و دقیق برای کاربرد در کوپلینگ مغناطیسی استفاده شده و نتایج قابل قبولی به دست آمده است.
محمد نوابی، اسماعیل کاکاوند،
دوره ۱۵، شماره ۱۰ - ( ۱۰-۱۳۹۴ )
چکیده
در این مقاله، یک کنترلر تطبیقی مدل مرجع با خطای مرکب چند ورودی-چند خروجی برای کنترل هواپیمای بدون دم ناپایدار در مانور گردش موزون طراحی شده است. به دلیل ناپایداری شدید و ویژگیهای ظاهری خاص هواپیماهای بدون دم، نیاز به کنترلی است که بتواند این هواپیماها را در مانورها و شرایط پروازی مختلف پایدار نموده و نیز در برابر انواع عدم قطعیتها مقاومت خوبی داشته باشد. گردش موزون، یک مانور عرضی-سمتی با ناپایداری کم است و کنترل هواپیمای بدون دم در این مانور مساله دشواری میباشد. انجام صحیح این مانور در تمام هواپیماها از اهمیت بالایی برخوردار است. برای این منظور، یک کنترل عرضی-سمتی و یک کنترلر طولی برای کنترل هر دو حرکت هواپیما طراحی گردیده است. ترکیب دو خطای تعقیب و پیشگویی باعث بهبود ویژگیهای پاسخ میشود و یک کنترلر مدل مرجع مرکب نسبت به کنترلر مدل مرجعی که تنها با خطای تعقیب به تخمین خطا میپردازد دارای عملکرد بهتری است و این ویژگیها میتواند در کنترل سیستمهایی مانند هواپیماهای بدون دم که دارای ناپایداری زیادی هستند، مفید واقع گردد. برای این منظور پس از استخراج معادلات حرکت هواپیما و اعمال شرایط مربوط به مانور گردش موزون، یک کنترلر تطبیقی مدل مرجع برای یک هواپیمای بدون دم در حضور عدم قطعیتهای پارامتری و غیر پارامتری طراحی میشود. نتایج شبیهسازیها نشاندهنده دقت این کنترلر در پایدارسازی هواپیما در مانور گردش موزون و نیز مقاومت سیستم کنترلی در برابر عدم قطعیتها است.
دوره ۲۸، شماره ۳ - ( ۲-۱۴۴۳ )
چکیده
إنّ الاکتفاء بالمعانی السائده عن الرموز یمنع من التوصّل إلی مفاهیم جدیده لهذه الرموز ومضامینها. من جانب آخر فإنّ البحث التأصیلی للعوامل المکونه للنقوش یقود إلی الکشف عن رموز هذه النقوش وما تتضمنه من إیحاءات، وبالتالی خلق معانٍ جدیده لها. إنّ الطاووس کثیراً ما کان رمزاً للغرور والکبریاء والجمال، هذا فی حین أنّ فهم الفروق البصریه لنقش الطاووس فی سجاد المحراب فی القرن الثانی عشر الهجری یفرض إعاده تعریف معان جدیده للطاووس فی النقوش الموجوده علی السجاد. ولکی نصل إلی هذه الغایه احتجنا إلی نصٍّ یُسعفنا فی هذا الصدد. ووجدت الباحثه أسلوب رساله "لغت موران" للشیخ شهاب الدین السهرودری مناسباً بالنظر إلی الغایه والغرض الذی نسعی لتحقیقه. ویبدو أنّ "لغه موران" التی نتحدث عنها جاءت منسجمه مع صوره الطاووس فی سجاد المحراب الموجود فی متحف المتروبولیتان للفنون، وعلی هذا الأساس تمت قراءه صوره الطاووس واستجلاء رموزها ودلالاتها. وإذن فإنّ معرفه دور شکل الطاووس وفق مقارنه مضمون صوره السجاد مع لغه موران للشیخ السهرودی هی الهدف الرئیسی لهذا البحث. من نتائج هذا البحث هی أنّ الطاووس وإضافته إلی المعانی السائده التی تُعرف عنه یدلّ کذلک علی معنی التحسر والتغابن والشعور بالخسران. هذا البحث من حیث طبیعته یُعتبر ضمن البحوث الکیفیه، ومن حیث الغایه والهدف یصنف ضمن البحوث التنمویه، ویقوم علی أساس وصف وتحلیل دور الطاووس فی سجاد المحراب وذلک فی إطار معنی نص "لغه موران"، فعلی هذا الأساس هو بحث وصفی تحلیلی. وأداتنا لجمع البیانات والمعلومات کانت المصادر المکتبیه والملاحظات العینیه من نماذج حول الموضوع. إنّ النتائج المترتبه علی المشاهدات من الصوره ثم تحدید الفروق ومقارنتها مع سائر النماذج دلّت علی وجود فرق وتمایز بینها. إنّ الاتجاه الرمزی -باعتباره أحد أسالیب البحث- کان ذا تاثیر فی جانب من البحث وکان الوصول إلی معنی جدید هو نتیجه هذا البحث.