۱۳ نتیجه برای کسائی
دوره ۹، شماره ۴۲ - ( بهمن و اسفند ۱۴۰۰ )
چکیده
کاربردهای طبی معدنیات که از منظر قدما پس از درمانهای گیاهی و حیوانی از مهمترین و رایجترین انواع درمانها بوده است، در سه دسته از متون کهن قابلبررسی و تحلیل است: متون کانیشناختی، بخشهایی از عجائبنامهها و دائرۀالمعارفها و متون طبی. تأمل در این متون نشان میدهد شیوههای تهیه و کاربرد درمانهای معدنی گوناگون بوده و سودن، سوختن، نوشیدن، خوردن، اندودن، بستن، آویختن، همراه داشتن و نگریستن به کانیها از مهمترین روشهای درمان با معدنیات بهشمار آمده است. این پژوهش که به روش توصیفی ـ تحلیلی و برمبنای متون کهن انجام گرفته، درپی پاسخ به این پرسش است که خواص درمانی معدنیات در متون کهن چیست و مهمترین زمینههای کاربرد درمانی کانیها کدام است. نتایج پژوهش نشان میدهد که اعصاب و روان، بیماریهای چشم، امراض دهان و حلق و بینی، بیماریهای داخلی، کلیه و مثانه، زایمان و بارداری، مفاصل و ورم، پوست و مو، زخم و جراحت، زهر و پادزهر، پیشگیری از بیماریها و ابزارهای درمانی، مهمترین زمینههای کاربرد طبی کانیها در متون کهن است. خواص درمانی سنگها که طیف گسترده و متنوعی را دربر میگیرد، ترکیبی است از دانش تجربی کهن و فرهنگ عامه و آیینها و باورهای معدنی که از جلوۀ مرموز سنگها در نظر انسان قدیم و باور او به خواص درمانی معدنیات ناشی شده است.
دوره ۱۲، شماره ۴۹ - ( ۱۱-۱۳۹۴ )
چکیده
چکیده در این تحقیق اثرپوشش ترکیبی متیل سلولز- واکس در مقایسه با پوشش واکس در دمای نگهداری Cº ۸ بر روی پرتقال تامسون مورد بررسی قرار گرفت. کاهش وزن، ویتامین C، مواد جامد قابل حل ، اسیدیته قابل تیتر و خواص حسی پرتقال تامسون ناول درهر دو هفته ودر فاصله زمانی ۱۶ هفته تعیین شدند. پرتقالها بوسیله محلولهای واکس تجاری و واکس- متیل سلولز (۹ به ۱۰: وزنی / وزنی) به روش غوطهوری پوشش داده شدند و در هوای آزاد خشک شدند. نمونه های بدون پوشش نیز به عنوان نمونه های کنترل در نظر گرفته شدند. آنالیز آماری با استفاده از طرح فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی با ۵ تکرار در سطح اطمینان ۹۵% انجام شد. پوشش واکس در مقایسه با متیل سلولز- واکس در جلوگیری از افت وزن میوه ها موثرتر عمل نمود. میوه های پوشش داده شده با پوشش ترکیبی، دارای بیشترین میزان ویتامین C در مقایسه با سایر نمونه ها بودند. در طول مدت نگهداری میزان مواد جامد قابل حل و اسیدیته همه نمونه ها کاهش و نسبت مواد جامد قابل حل به اسیدیته در تمامی تیمارها افزایش یافت. در ۶ هفته آخر نگهداری، مقدار اسیدیته میوه های تیمار شده با متیل سلولز- واکس در مقایسه با سایر تیمارها بیشتر حفظ شدند . ارزیاب ها پایینترین کیفیت طعمی را بعد از ۸ هفته و بیشترین میزان بد طعمی را در فاصله ۱۰ - ۱۶هفته نگهداری درتیمار واکس گزارش نمود ند (p< ۰,۰۵). از نظر طراوت ظاهری، اختلاف معنی داری بین متیل سلولز- واکس و واکس دیده نشد.
مهران محمدی، حسن مسلمی نائینی، محمد مهدی کسائی، مهدی سلمانی تهرانی، بهنام عباس زاده،
دوره ۱۴، شماره ۶ - ( ۶-۱۳۹۳ )
چکیده
شکلدهی غلتکی انعطافپذیر، فرآیندی جدید و پیشرفته برای تولید پروفیلهای با سطح مقطع متغیر است. یکی از عیوب مهم این فرآیند، تابیدگی کف محصول تولید شده است که منجر به عدم دستیابی به تلرانسهای ابعادی و هندسی مطلوب میگردد. در این مقاله، چگونگی ایجاد تابیدگی کف با انجام شبیهسازی اجزای محدود در نرمافزار آباکوس مورد بررسی قرار گرفت. نتایج شبیهسازی نشان داد که علت تابیدگی کف پروفیل، اعمال نشدن مقدار کافی کرنش طولی در لبه بال پروفیل در ناحیه انتقال میباشد. در ادامه نیز اثر پارامترهای هندسی محصول نظیر اندازه بال پروفیل، زاویه خم، شعاع ناحیه انتقال و ضخامت ورق بر میزان تابیدگی کف مشخص گردید. با تحلیل واریانس نتایج، اندازه بال، زاویه خم به عنوان موثرترین عوامل بر روی تابیدگی پروفیلی با ضخامت مشخص شناخته شد و رابطهای جهت پیشبینی مقدار تابیدگی بر حسب پارامترهای هندسی محصول پیشنهاد شد. برای صحت سنجی مدل اجزای محدود، کرنش طولی لبه ورق تغییرشکل یافته از شبیهسازیها بدست آمد و با نتایج تجربی محققین دیگرمقایسه گردید. انطباق آنها، صحت مدل اجزای محدود را تائید کرد.
مسعود ضیایی راد، عباس کسائی پور،
دوره ۱۴، شماره ۱۴ - ( ويژهنامه دوم ۱۳۹۳ )
چکیده
این مقاله به حل تشابهی لایه مرزی برای جریان جابجایی ترکیبی نانوسیال آب- مس عبوری از روی یک صفحه تخت افقی به صورت عددی پرداخته است. معادلات دیفرانسیل جزئی حاکم با بکارگیری متغیرهای تشابهی مناسب به معادلات دیفرانسیل معمولی تبدیل شده و همزمان با روابط تغییر خواص نانوسیال بهکمک روش اختلاف محدود کلرباکس حل شده اند. تاثیر تغییر در دمای سطح، کسر حجمی نانوذره و پارامتر جابجایی ترکیبی بر ضریب اصطکاک در جریان، عدد نوسلت و پروفیل سرعت و دما بررسی شده است. نتایج بدست آمده نشان میدهد که عدد نوسلت جریان با افزایش کسرحجمی نانوذرات و پارامتر جابجایی ترکیبی افزایش مییابد، بطوریکه پارامتر معرف عدد نوسلت جریان برای نانوسیال آب- مس با کسر حجمی ۴ درصدی نسبت به سیال خالص درحدود ۱۰% افزایش داشته است. از طرفی پارامتر ضریب اصطکاک نیز در همین محدوده، در حدود ۲۰% افزایش یافته است. با این وجود در مقادیر پائین تر پارامتر جابجائی ترکیبی، تاثیر حضور نانوذرات بر افزایش ضریب اصطکاک بیشتر خواهد شد. اثر دمای سطح نیز بر افزایش عدد نوسلت و کاهش ضریب اصطکاک، در کسر حجمی نانوذرات بالاتر و پارامتر جابجائی ترکیبی بالاتر، محسوستر است. همچنین با افزایش دمای سطح، دمای نانوسیال در هر فاصلهای از سطح کاهش می یابد.
دوره ۱۴، شماره ۶۳ - ( ۲-۱۳۹۶ )
چکیده
چکیده
در این تحقیق از استویا و اینولین، به ترتیب به عنوان جایگزین ساکارز و چربی در فرمولاسیون بستنی رژیمی استفاده شد. روش سطح پاسخ به منظور بهینهسازی فرمولاسیون با سطوح جایگزینی ۱۰۰-۰ درصد برای استویا و ۸۵-۰ درصد برای اینولین مورد استفاده قرار گرفت. متغیرهای وابسته شامل وزن مخصوص، ویسکوزیته، اورران، سفتی، زمان اولین قطره ذوب و مقدار ذوب بودند. نتایج به دست آمده نشان داد که وزن مخصوص با جایگزینی استویا رابطه عکس و با جایگزینی اینولین رابطه مستقیم داشت. ویسکوزیته با افزایش سطح جایگزینی استویا تا ۱۰۰ درصد کاهش یافت، در حالیکه اورران با افزایش سطح جایگزینی ساکارز با استویا افزایش یافت. تمام سطوح جایگزینی استویا و اینولین منجر به افزایش معنیدار سفتی شد. کمترین مقدار ذوب برای نمونه حاوی ۱۰۰ درصد جایگزینی استویا و نمونه حاوی صفر درصد اینولین مشاهده گردید. سطوح بهینه جایگزینی استویا و اینولین در بستنی رژیمی به ترتیب ۴۲ درصد و ۹/۶۲ درصد تعیین شد. در ارزیابی حسی از نظر پذیرش کلی بین بستنی رژیمی و بستنی معمولی (شاهد) که دارای ۱۰ درصد چربی و ۱۵ درصد ساکارز بود اختلاف معنیدار وجود نداشت (۰۵/۰<P)، ولی بستنی رژیمی از نظر شدت کریستالی و سردی امتیاز پایینتری کسب کرد. مقدار کالری بستنی رژیمی تهیه شده ۲۸ درصد کمتر از نمونه شاهد بود.
دوره ۱۴، شماره ۷۰ - ( ۹-۱۳۹۶ )
چکیده
چکیده
نوع مخمر نانوایی و مدت زمان تخمیر، دو فاکتور تاثیرگذار بر کیفیت تخمیر می باشند. در این مقاله با انتخاب هفت نمونه مخمر خشک فوری، به بررسی میزان قدرت تولید گاز آنها توسط روش حجم سنجی گازوگرافی پرداخته شده است. همچنین اثرات متقابل نوع مخمر و زمان تخمیر بر میزان قدرت تولید گاز تیمارها نیز بررسی گشته است. در روش حجم سنجی، به علت تفاوت در میزان فعالیت زیستی مخمرهای نانوایی و توانایی آنها در تولید گاز دی اکسید کربن، مخمر A بیشترین میزان حجم گاز دی اکسید کربن تولیدی (۳۳/۱۶۳ میلیلیتر) و مخمر G کمترین میزان حجم گاز (۶۷/ ۱۳۹ میلی لیتر) را به خود اختصاص داد. بررسی زمان تخمیر نشان داد که تمامی زمانها تفاوت معنی داری در سطح احتمال ۵% دارند، اما از دقیقه ۱۶۵ تا ۱۸۰ این تفاوت معنی دار نیست. از بررسی اثرات متقابل نوع مخمرو زمان تخمیر برروی قدرت تولید گاز دی اکسید کربن توسط هفت نمونه مخمر این نتیجه حاصل شد که درشرایط تخمیر یکسان، نوع مخمر و زمان مناسب تخمیر، اثر قطعی برروی میزان قدرت تولید گاز مخمر نانوایی دارد و این اثر تا دقیقه ی ۱۶۵ کاملا مشهود است.
مهدی کریمی فیروزجایی، حسن مسلمی نایینی، حمیدرضا فرهمند، بهنام عباس زاده، محمدمهدی کسائی،
دوره ۱۷، شماره ۱۰ - ( ۱۰-۱۳۹۶ )
چکیده
در این مقاله، فرآیند شکلدهی غلتکی سرد لوله فولادی با استحکام بالا با استفاده از چهار نوع الگوی گل دایرهای، لبهای، دو شعاعی و خمش معکوس به روش اجزای محدود در نرمافزار مارک منتات شبیهسازی شده است. با توجه به اهمیت کیفیت لوله نهایی و به منظور دستیابی به هندسه مطلوب در لولههای فولادی با استحکام بالا، انتخاب الگوی گل مناسب جهت طراحی خط تولید شکلدهی غلتکی لوله مد نظر قرار گرفته است. با استفاده از نتایج شبیهسازی اجزای محدود، تغییر شکل ورق در این فرآیند مورد مطالعه قرار گرفته و تاثیر نوع الگوی گل روی هندسه محصول نهایی که شامل توزیع انحنا، برگشت فنری و توزیع ضخامت لوله میباشد، بررسی شده است. نتایج نشان میدهد که استفاده از الگوی گل خمش معکوس منجر به کاهش انحراف از انحنای میانگین در ناحیه لبه ورق تا حدود ۶۵ درصد میگردد. بررسی توزیع ضخامت نشان میدهد که الگوی گل دایرهای و لبهای به ترتیب موجب لهشدگی و نازکشدگی لبه ورق تا میزان ۰,۲ میلیمتر میشوند. اما استفاده از الگوهای دو شعاعی و خمش معکوس موجب میشوند تا میانگین ضخامت ناحیه لبه به خوبی اصلاح شده و به ۲.۸ میلیمتر برسد. همچنین الگوی گل دایرهای، کمترین مقدار برگشت فنری از لحاظ تغییر میانگین انحنای نسبی به میزان ۰.۶۹ درصد و انحراف لبه به میزان ۰.۱۵ میلیمتر را دارد. به منظور صحتسنجی شبیهسازی اجزای محدود، آزمایشهای تجربی برای یک ایستگاه شکلدهی طراحی و انجام شد. با مقایسه دادههای حاصل از آزمایشهای تجربی با نتایج شبیهسازی، صحت شبیهسازی اجزای محدود تایید شد.
سید ایمان کسائی، امیررضا کوثری،
دوره ۱۷، شماره ۱۲ - ( ۱۲-۱۳۹۶ )
چکیده
در مقاله حاضر، مسئله طراحی مسیر یک وسیله پرنده بهمنظور اجتناب از برخورد با عوارض زمینی و با قید محدود بودن دامنه ارتفاع در یک دالان پروازی متأثر از شکل پستی و بلندیهای زمین مورد بررسی قرار گرفتهاست. به منظور بهبود قابلیت تعقیب پذیری مسیر طراحی شده، باتوجه به ویژگیهای عملکردی وسیله پرنده، اثر دو پارامتر عملکردی بیشینه نرخ صعود و بیشینه نرخ افزایش زاویه مسیر پرواز وسیله پرنده در الگوریتم حل وارد شدهاست. در این راستا، کمیسازی معیار عملکرد سیستم، طی تعریف تابعهای هزینه مختلف جهت کمینهسازی زمان عملیات، تلاش کنترلی و شتاب عمودی وارد بر وسیله پرنده انجام پذیرفته است. مدلسازی ریاضیاتی عوارض زمینی که به عنوان خط سیر مکانی تهدید محسوب می شود از راهکار چندجملهای توانی جهت هموارسازی پیادهسازی شدهاست. در نهایت جهت حل مسئله از تئوری کنترل بهینه و راهکار برنامهریزی غیرخطی استفاده شده است. ارزیابی مطالعات موردی و شبیهسازیهای عددی صورت پذیرفته مؤید کارایی راهکار پیشنهادی برای حل مسئله برنامهریزی مسیر در مانورهای پروازی با الزام ارتفاع پایین جهت تعقیب و اجتناب از خطرات مستقیم و غیر مستقیم محیطی است.
دوره ۲۰، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۹۶ )
چکیده
هدف: کریپتورکیدیسم شایعترین نقص دستگاه تناسلی مذکر و شایعترین بیماری غدد درون ریز پسران هنگام تولد است. یکی از عوامل آن ترشح ناکافی هورمون آنتی مولرین از سلولهای سرتولی بیضه قبل از تولد است. اخیراً نقش این هورمون و هورمون اینهیبین B در باروری به اثبات رسیده است و به عنوان شاخصی برای ارزیابی عملکرد سلولهای سرتولی شناخته میشود. هدف این مطالعه بررسی رابطه بین هورمون آنتی مولرین، اینهیبینB، تستوسترون و شاخصهای مایع منی در بیماران کریپتوکیدیسم پس از بلوغ است.
مواد و روشها: دادههای این مطالعه مقطعی از نمونه خون و مایع منی ۲۰ بیمار دچار سابقه کریپتوکیدیسم یک طرفه در محدوده سنی ۲۰ تا ۴۰ سال مراجعه کننده به بخش اورولوژی بیمارستان دکتر شریعتی تهران بهدست آمد. همچنین غلظت سرمی هورمونهای آنتی مولرین، تستوسترون و اینهیبین B توسط روش الایزا ارزیابی شد. ارزیابی پارامترهای مایع منی توسط نرم افزار CASA (Computer Aided Semen Analysis ۶,۵.۰) صورت گرفت. برای بررسی ارتباط بین متغیرها از آزمون آماری همبستگی پیرسون استفاده شد.
نتایج: بین تحرک اسپرم با تعداد اسپرم (۰۸۶/ =r، ۰۱/۰>P)، تحرک کلی اسپرم با درصد حرکت سریع (۹۷/۰=r، ۰۱/۰>P)، تعداد اسپرم با درصد حرکت سریع (۹/۰=r، ۰۱/۰>P)، تعداد گلبولهای سفید مایع منی با تعداد اسپرم (۶۳/۰=r، ۰۵/۰>P)، تعداد گلبولهای سفید مایع منی با تحرک (۶۶/۰=r، ۰۵/۰>P)، تعداد گلبولهای سفید مایع منی با حرکت سریع (۷۷/۰=r، ۰۱/۰>P) و سطح تستوسترون با آنتی مولرین سرمی (۶/۰=r، ۰۱/۰>P) ارتباط مثبت معنیداری وجود داشت.
نتیجهگیری: غلظت سرمی هومونهای آنتی مولرین، تستوسترون و اینهیبین B در افراد کریپتورکیدیسم از محدوده طبیعی پایینتر است. با وجود این که بین هورمون تستوسترون و آنتی مولرین رابطه مثبت معنیداری بهدست آمد اما هیچ یک از هورمونهای مورد مطالعه ارتباط معنیداری با شاخصهای مایع منی نشان نداد.
امیررضا کوثری، سیدایمان کسائی، علیرضا رستمپور، سهیل سیدزمانی،
دوره ۲۰، شماره ۵ - ( اردیبهشت ۱۳۹۹ )
چکیده
در این مقاله روشی نوین برای طرحریزی مسیر و تعیین گذرگاههای قابل پرواز یک هواپیما براساس راهکار نگاشت همدیس معرفی میشود. در اینجا مساله طراحی گذرگاه پروازیِ ارتفاع پایین برای یک هواپیما مطرح شده است. در این مساله حفظ تلاش کنترلی برای کاهش ارتفاع و افزایش سرعت با محدودیت اجتناب از برخورد با موانع و عوارض زمینی، استراتژی اصلی این مانور عملکری است. در رویکرد ارایهشده سعی بر تبدیل فضای واقعی شامل موانع و عوارض زمینی که عموماً اطلاعات آن توسط نقشههای دیجیتالی ماهوارهای یا هوایی موجود است، به یک فضای مجازی شامل موانع هموارشده یا فاقد ارتفاع است. در این راستا از مفهوم نگاشتهای همدیس به عنوان یک ابزار ریاضیاتیِ تسهیلکننده برای این تبدیل فضای حل مساله بهره گرفته شده است. تبدیل فضای حل مساله تحت نگاشت یاد شده بهگونهای منجر به حل مسالهای متاثر از انعکاسِ دینامیک، معیار عملکرد و محدودیتهای ارتفاعی حقیقی روی فضای مجازی میشود. این نکته قابل توجه است که در طراحی مسیر گذر در فضای تبدیل یافته جدید، تاثیر موانع بر شکلدهی مسیر پروازی، به نوعی در معادلات بیانشده در فضای مجازی گنجانده میشود. نتایج مطالعات موردی و بهینهسازیهای عددی انجام پذیرفته با لحاظ موانع با اشکال هندسی دوبُعدی پایه نشانگر تطبیق مناسب نتایج با قواعد عملکردی پروازی است. روش پیشنهادی پتانسیل پیادهسازی در هر دو حالت برنامهریزی مسیر بهصورت برخط و خارج از خط را داراست.
دوره ۲۱، شماره ۱ - ( بهار ۱۳۹۶ )
چکیده
توجه به رویکرد اجرایی آمایش سرزمین در کشور با رویکرد همه سونگر در چارچوب توسعه فضایی در سالهای اخیر سبب شده که در برنامههای توسعه چهارم به بعد، جهت هماهنگی در امور عمرانی و توسعهای بین استانی از دیدگاه آمایش سرزمین، ایجاد نهادهای هماهنگکننده و تعیین وظایف آنها در سطح فرااستانی مورد نظر قرار گیرد. با این مصوبه تکلیف و جایگاه مطالعات آمایشی استانهای کشور در کلان مناطق مشخص شده و اقدامات منطقهای پس از انجام مطالعات آمایش استانها و توجه به رویکرد اجرایی آنها محقق خواهد شد . براساس منطقهبندی آمایشی مصوب هیأت وزیران در سال ۱۳۸۹، جایگاه استان قم در منطقه البرز جنوبی و در کنار استانهای تهران، البرز، قزوین، زنجان، مرکزی و سمنان قرارگرفته است. استان قم با توجه به موقعیت جغرافیایی خود در مجاورت استان تهران بهعنوان یکی از پر تراکمترین استان کشور از یکسو و قرار گرفتن در شمال استان اصفهان، از سوی دیگر میتواند هدف مناسبی برای زمینهسازی هماهنگیهای بین استانی کلان منطقه البرز جنوبی یعنی مکانی برای جذب سرمایهگذاریهای متمایل به این مناطق بهویژه تهران باشد. برای نیل به این مقصود عوامل مؤثر در رویکرد اجرایی برنامهریزی فضایی استان قم به عنوان مطالعه موردی مورد بررسی قرار گرفت تا پرسشهایی که برای محقق مطرح شده پاسخ داده شود. در این مقاله با بهکارگیری تکنیک دلفی برای گردآوری دادهها، با روش توصیفی– تحلیلی و از طریق تحلیل ماتریس تأثیرات متقاطع باکمک نرمافزار میکمک، عوامل کلیدی و اثرگذار در رویکرد اجرای طرح آمایشی استان قم مشخص شد. مهمترین عوامل شناساییشده عبارتند از: مرکزیت مذهبی– سیاسی قم، همجواری با پایتخت و نیز وجود مناطق کویری که ظرفیت بالایی جهت تبدیلشدن به عوامل کلیدی را داراست، همچنین پارامترها و متغیرهای مؤثری چون نقش تعاملات بین استانی، وجودمنطقه ویژه اقتصادی سلفچگان و جایگاه استان درکریدور ارتباطی شرق به غرب کشور نیزبه کمک فنون یادشده شناسایی شدند که با توجه به میزان تأثیرگذاری آنها بر اجراییشدن برنامهریزی فضاییدر استان قم، راهکارهای مناسب برای رویکرد اجرایی برنامهریزی فضایی استان قم پیشنهاد شد.
حسن بادپروا، حسن مسلمی نائینی، محمدمهدی کسائی، یعقوب دادگر اصل، بهنام عباس زاده،
دوره ۲۲، شماره ۱ - ( دی ۱۴۰۰ )
چکیده
در این مقاله با استفاده از شبیه سازی اجزای محدود و نتایج آزمایش های تجربی، تغییرات طول تغییرشکل و کرنش طولی در شکل دهی غلتکی انعطاف پذیر مورد بررسی قرار می گیرد و ارتباط بین آنها مشخص می گردد. شکل دهی غلتکی انعطاف پذیر، یک فرایند ساخت نوین برای تولید پروفیل های با سطح مقطع متغیر است. یکی از پارامترهای مهم این فرایند، فاصله نقطه ی شروع تغییرشکل پیش از ایستگاه شکل دهی تا مقطع مرکزی غلتک ها در آن ایستگاه است که به آن طول تغییرشکل گفته می شود. این پارامتر در تعیین فاصله بین ایستگاه های شکل دهی و رفتار تغییرشکل ورق نقش اساسی دارد. همچنین اثر قطر غلتک و خواص مکانیکی ورق بر طول تغییرشکل مشخص می گردد. نتایج نشان داد بیشینه طول تغییرشکل به هنگام شکل دهی بخش کششی پروفیل کانالی با سطح مقطع متغیر روی می دهد که علت آن کشش مضاعفی است که به علت هندسه مقعر بال در این بخش به لبه آن اعمال می شود. همچنین نتایج نشان داد که با افزایش قطر غلتک و تنش تسلیم، طول تغییرشکل در هر چهار بخش باریک، کششی، فشاری و عریض پروفیل کانالی با سطح مقطع متغیر افرایش می یابد در حالی که با افزایش ضخامت ورق، طول تغییرشکل در این بخشها کاهش می یابد.
مهدی کریمی فیروزجائی، حسن مسلمی نائینی، محمدمهدی کسائی، محمدجواد میرنیا،
دوره ۲۲، شماره ۸ - ( مرداد ۱۴۰۱ )
چکیده
رفتار تغییرشکل ماده در فرایندهای میکرو شکل دهی به علت وجود اثر اندازه متفاوت با مقیاس ماکرو است. اثر اندازه در مقیاس میکرو به علت وجود دانه های محدود در ناحیه تغییرشکل اتفاق می افتد و موجب می شود تا رفتار ماده متاثر از ضخامت و اندازه دانه ورق شود. به همین علت، مدل های ساختاری متداول توانایی پیش بینی رفتار ماده در فرایندهای میکرو شکل دهی را ندارند. در این مقاله، مدل ساختاری جدید بر اساس معادله سوئیفت و با در نظر گرفتن اثر اندازه در مقیاس میکرو برای توصیف رفتار کرنش-سختی ورق فولاد زنگ نزن ۳۰۴ ارائه گردید. ارزیابی منحنی جریان نمونه های با اندازه دانه مختلف نشان داد که پیش بینی تنش جریان ماده با مدل ساختاری جدید به خصوص در کرنش های بالا نسبت به مدل موجود بهبود می یابد، به طوری که میانگین و بیشینه خطای مدل جدید به ترتیب کمتر از یک سوم و کمتر از نصف خطای مدل متداول است. شبیه سازی اجزای محدود آزمون کشش میکرو با بکارگیری مدل ساختاری جدید برای بررسی اثر اندازه روی رفتار تغییرشکل نمونه ها انجام شد. صحت مدل ساختاری جدید با مقایسه نتایج آزمون های تجربی و شبیه سازی اجزای محدود ورق های با اندازه دانه مختلف مورد تایید قرار گرفت. هم چنین، نتایج آزمون کشش نشان داد که تخمین نیروی شکل دهی با استفاده از مدل جدید با دقت بالاتری نسبت به مدل های متداول و موجود برای ورق های با اندازه دانه مختلف و محدوده کرنش های بالا انجام می شود.