۱۳۶ نتیجه برای اتصال
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۶-۱۴۰۳ )
چکیده
معمولا برای مهار آرماتورها در محدودههای کم حجم مثل محدوده تیر به ستون از مهار قلابدار میلگرد استفاده میشود. در مطالعات گذاشته، خرابی قلوهکن شدن بتن، مود اصلی برای آرماتورهای قلابدار بوده است. همچنین فاصله کم آرماتورهای مهارشونده در محل اتصال، یکی دیگر از دلایل عدم مهار آنها در چشمه اتصال است. در آییننامههای جدید طراحی، اثرات مقاومت مشخصه بتن، اثر محصور شدگی آن توسط تنگهای تامین شده، مورد بررسی قرار گرفته است و در بخش ۲۵,۴.۳.۱ آییننامه ACI ۳۱۸-۱۹ وهمچنین در مبحث نهم، روابط جدیدی برای طول مهاری قلابدار آرماتور در کشش داده شده است. اما پارامتر مهم این روابط ψr یا ضریب مربوط به اثر محصورشدگی است که در مطالعات عجم در سال ۲۰۱۸، مورد بررسی قرار گرفت. مطابق تعریف آئین نامه ACI ۳۱۸-۱۹ مقدار ضریب ψr به میزان خاموتها و تنگهای محصورکننده و فاصله آرماتورهای طولی مهارشونده وابسته است و تاثیر محصور کنندگی سنجاقیها در طول گیرایی میلگرد کششی قلابدار در نظر گرفته نشده است لذا در این مطالعه، به بررسی اثر وجودی سنجاقی بر طول مهاری آرماتورهای تیر با قلاب استاندارد پرداخته شده است. در این مطالعه سه نمونه تمام مقیاس با ابعاد و حدود تقریبا برابر ولی با چیدمانهای مختلف سنجاقی تحت بارگذاری شبه استاتیکی یک طرفه مورد آزمایش قرار گرفت. نمونه های مورد آزمایش شامل یک نمونه فاقد سنجاقی و دو نمونه دیگر دارای سنجاقی تک و دوبل می باشند. نتایج بدست آمده نشان میدهد، در دو نمونه دارای سنجاقی، اثر آنها در مهار آرماتورهای قلابدار، قابل توجه است.
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۶-۱۴۰۳ )
چکیده
در این پژوهش به بررسی رفتار و عملکرد سیستم جانبی دیوار برشی فولادی با در نظر گرفتن الگوی اتصال جزئی پرداخته شده است. به این منظور قابهای بتنی ۳ و ۴ طبقه دارای سیستم دیوار برشی فولادی با بکارگیری نرم افزار المان محدود آباکوس مدلسازی شدند. ابتدا اتصال صفحات برشی فولادی بصورت سرتاسری به تیرهای طبقات در نظر گرفته شد و سپس به بررسی تاثیر الگوی اتصال به صورت جزئی روی عملکرد لرزهای سیستم دیوار برشی فولادی پرداخته شد. قابهای مدلسازی شده تحت تحلیل دینامیکی، تحلیل خطی و غیرخطی کمانشی و تحلیل سیکلی قرار گرفتند. براساس نتایج به دست آمده خاصیت استهلاک انرژی در قاب دارای سیستم دیوار برشی فولادی با اتصال جزئی افزایش قابل ملاحظهای داشته است. تغییر الگوی اتصال جزئی، منجر به تغییر در ماکزیمم جابجایی نسبی درون صفحه گردید. همچنین، سطح توزیع تنشها نشان میدهد که در اتصال جزئی تمرکز تنش عمدتا در محل اتصالات صفحه برشی فولادی رخ داده است. علاوه بر این، طبق نتایج تحلیل سیکلی، در نظر گرفتن اتصال جزئی دیوار برشی فولادی منجر به کاهش متوسط انرژی جذب شده در سازه و افزایش شکلپذیری آن شده است. همچنین، تغییر الگوی اتصال روی مقدار متوسط انرژی جذب شده در سیکلهای مختلف بارگذاری تاثیرگذار بوده است.
دوره ۵، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۳ )
چکیده
ضربالمثلها گونه خاصی از گفتمان هستند که مانند اصطلاحات عمل میکنند و با وجود فراوانی لغات، در آنها یک واحد ثابت معنایی به وجود آمده که حتی مفهوم آن از نظر معناشناسی غیر قابل تغییر و از پیشتعیینشده است. اما مسئلهای که قابل توجه و تأمل به نظر میرسد این است که با شنیدن ضربالمثل و یا خواندن آن، مخاطب در چه زمانی در گفتهپردازی قرار میگیرد؟ چگونه ضربالمثلها قادرند زمان متفاوتی مانند زمان حالتی را خلق کنند؟ با توجه به اینکه عمل گفتهپردازی پویا است و هر پویاییای باید دارای بعد زمانی باشد، چگونه مخاطب ضربالمثل، در این تعامل گفتمانی میتواند در وضعیت جدیدی قرار بگیرد؟ روشی که ما برای پاسخ به این سؤالات برگزیدهایم، روش نشانه- معناشناسی است که فونتنی، برتراند، بوردرن و دیگر نشانهشناسان مکتب پاریس، در چند سال اخیر تحت عنوان «نظام زمانیت در گفتمانها» مطرح کردهاند. با تکیه بر این روش و همچنین با استفاده از فلسفه پدیدارشناسی، نظام زمانی ضربالمثلها را تحلیل خواهیم کرد. هدف از پژوهش حاضر این است که نشان دهیم چگونه مخاطب ضربالمثل میتواند از وضعیت انفصال وجودی به وضعیت اتصال حالتی که عامل تجربه آن را ایجاد میکند، انتقال یافته و در سطحی از آگاهی و شناخت قرار بگیرد که بتواند «اکنون» را درک کند و همچنین تبیین این مسئله که چگونه زمان دستوری میتواند در این نوع گفتهها که اغلب «زمان حال» است، دخالت داشته باشد.
دوره ۷، شماره ۲۴ - ( ۱-۱۳۸۹ )
چکیده
چکیده
در این تحقیق، توانایی اتصال افلاتوکسین به دیواره سلولی مخمر ساکارومایسس سرویزیه به منظور کاهش سمیت افلاتوکسین بر روی نمونه های پسته مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاکی از این است که در غلظت ppb ۱۰ افلاتوکسین، مخمر در فاز لگاریتمی می تواند با حدود ۴۰% ازافلاتوکسین موجود اتصال برقرار کند. تیمارهای اسیدی و حرارتی، این توانایی را به ترتیب به حدود ۶۰% و ۵۵% افزایش می دهند. به نظر می رسد اتصال افلاتوکسین به مخمر یک پدیده فیزیکی باشد که در مدت ۳-۲ ساعت ابتدای فرایند به حد اشباع خود می رسد. همچنین نتایج نشان داد که تثبیت مخمر بر روی پسته آلوده به افلاتوکسین در جهت کاهش سم، تاثیری بر فاکتور رنگ ندارد. فاکتورهای هانتر لب (a*, L* b*, ) تغییرات قابل توجهی نشان نمی دهند. نتایج نشانگر آن است که سلول های مخمر، زنده یا غیر زنده، متصل کننده موثر افلاتوکسین می باشند و این ویژگی به خصوص در غذاهایی که میزان بالای افلاتوکسین در آنها یک عامل مخاطره آمیز محسوب می شود، قابل توجه است.
دوره ۸، شماره ۳۰ - ( ۴-۱۳۹۰ )
چکیده
چکیــــده
نان پر مصرف ترین غذای انسان می باشد و از میان انواع مختلف نانهای موجود، نانهای سفید مشتری پسندی بیشتری دارند. این نوع نانها دارای مقدار فیبر کمتری نسبت به نانهای سبوس دار می باشند. از طرفی تاثیرات مثبت فیبر در رژیم غذایی بر سلامت انسان کاملا به اثبات رسیده است. به منظور افزایش فیبر موجود در نانهای سفید می توان از سایر منابع فیبر (به غیر از سبوس) استفاده کرد. در این صورت علاوه بر حفظ رنگ، ظاهر و مشتری پسندی محصول، می توان نانی با فیبر بالا تولید کرد که بر سلامت افراد تأثیر مثبتی داشته باشد. در این تحقیق تاثیر افزایش دو نوع فیبر: پودر سبوس گندم و نشاسته گندم با اتصالات عرضی در سه سطح صفر، ۵ و ۱۰ درصد بر خصوصیات خمیر و نان بربری مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان داد در هر دو مورد، سطح ۵ درصد دارای تأثیر مطلوبتری بر بافت خمیر و نان حاصل بود. افزودن نشاسته با اتصالات عرضی برخلاف نمونه سبوس دار تغییر چندانی در رنگ پوسته نان حاصل در مقایسه با نمونه شاهد ایجاد نکرد و می توان از آن به عنوان یک فیبر رژیمی در تولید نان سفید استفاده کرد.
دوره ۱۰، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۳۹۷ )
چکیده
اهداف: مطالعه برهمکنشهای آنالیت- زیستپذیرنده در سطح مولکولی در راندمان طراحی زیستحسگرها نقش اساسی دارد. زیستحسگرهایی که از آپتامرها بهعنوان پذیرنده زیستی استفاده میکنند، بسیار کارآمد بوده و دارای اختصاصیت بالا و قابلیت استفاده مجدد هستند. آپتاحسگرها میتوانند در شرایط مختلف داخل بدن یا در شرایط آزمایشگاهی استفاده شوند. هدف از تحقیق حاضر، بررسی تاثیرات غلظت یونی حلال محیطی در اتصال پپتید MUC۱-G و آپتامر anti-MUC۱ است.
مواد و روشها: روش شبیهسازی دینامیک مولکولی برای بررسی تغییر برهمکنشهای مولکولی بهعلت تغییرات انتخابی در شرایط حلال، به کار گرفته شده است. نتایج میتواند برای منعکسکردن محیطهای مختلف در آپتاحسگری که از آپتامر anti-MUC۱ S۲.۲ بهعنوان زیستپذیرنده و از پپتید MUC۱–G بهعنوان زیستشناساگر استفاده میکند، به کار گرفته شوند.
یافتهها: براساس انرژیهای اتصال محاسبهشده، آپتامر anti-MUC۱ S۲.۲ بالاترین تمایل به پپتید MUC۱–G را در محیط ۰/۱۰مولار سدیمکلرید در میان غلظتهای مطالعهشده سدیمکلرید نشان داده و اسیدآمینه آرژنین در اتصال پپتید-آپتامر نقش کلیدی ایفا مینماید.
نتیجهگیری: نتایج شبیهسازیهای دینامیک مولکولی نشان داد که افزایش غلظت حلال سدیمکلرید در محیط باعث کاهش انرژیهای اتصال می شود و بنابراین تمایل اتصال آپتامر anti-MUC۱ به پپتید MUC۱–G با افزایش غلظت کمتر میشود. دیدگاه بهدستآمده از مدلسازی حاضر انتخابپذیری و حساسیت نسبت به شرایط حلال در مورد MUC۱ را نشان میدهد که در توسعه زیستحسگرها باید ملاحظه شود.
دوره ۱۰، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۹ )
چکیده
چکیده- در زلزلههای اخیر اتصالات بسیاری از سازههای فولادی که دارای سیستم مقاوم قاب خمشی
بودند دچار شکستگی ترد در جوش اتصالات تیر و ستون شدهاست. بر اثر تحقیقات مشخصساخت که
بیشتر آسیبها بهعلت ترک خوردگی جوش بین بال پایینی تیر و ورق بال ستون ایجاد شده و بال بالایی
بهعلت اثر اندرکنشی دال بتنی کف از خود مقاومت نشان دادهاست. برای جلوگیری از ترک خوردگی جوش
و در نتیجه شکست ترد اتصال، از روشهای مختلف مقاوم سازی یا بهسازی میتوان بهرهبرد. با توجه به این
نکته که بال بالایی تیر در داخل بتن کف قرار دارد و برداشتن دال کف از دیدگاه هزینه و مسائل اجرایی
مشکلاست، اجرای طرح مقاومسازی در بال پایینی تیر میتواند بهترین گزینه جایگزین باشد. یکی از این
اتصالات با مقطع ) RBS روشها برش بال پایینی تیر در مقطع خاص است. شکل برش مانند اتصالات
کاهش یافته بال تیر) با برش شعاعی است و با این کار، اتصال، از حالت اتصال صلب معمولی به نوعی
اتصال شکلپذیرتر تبدیل میشود که توانایی تحمل چرخش پلاستیک بیشتری را داشته وشکل پذیری سازه
در مجموع افزایش مییابد. با توجه به تاثیر بسیار زیاد مقاومت چشمه اتصال در رفتار لرزهای و شکلپذیری
اتصال، بررسی تاثیر این روش بر چشمه اتصال ضروری بهنظر میرسد. بررسیهای انجام شده مشخص
در بال پایینی تیر، باعث افزایش ۳۰ % در میزان چرخش پلاستیک تیر میشود. RBS ساخت که ایجاد اتصال
همچنین نیروی واردشونده بر چشمه اتصال ( با توجه به مقاومت چشمه اتصال) کاهش مییابد که در نتیجه
باعث کاهش ۵۲ % در میزان چرخش پلاستیک در چشمه اتصال میشود. در این مقاله همچنین میزان تلف
ANSYS انرژی تیر در دو حالت قبل و بعد از بهسازی مطالعه شدهاست. برای انجام تحلیلها از نرمافزار
استفاده شده است.
دوره ۱۰، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۸۹ )
چکیده
چکیده - بررسی جزئیات رفتاری اتصالات با توجه به نقش آن ها در سیستم های قاب خمشی،
دارای اهمیت خ اصی است . در این مقاله ضمن معرفی شاخص های خسارت ، شامل شاخص های فشار،
میسز، کرنش پلاستیک معادل، سه محوره و گسیختگی، به استخراج و مقایسه ی این شاخص ها در
اتصالات خمشی فولادی تحت اثر نیروی زلزله پرداخته می شود. بدین منظور با انجام آنالیز دینامیکی
،Imperial Valley طبس و ،Duzce تاریخچهی زمانی غیرخطی با استفاده از رکوردهای زلزله های
برای مدل دو بعدی یک قاب فولادی ویژه با ده طبقه و یک دهانه، میزان بیشینه ی دوران در اتصالات
استخراج میشود. سپس با انتخاب دو نوع اتصال خمشی ، شامل اتصال مستقیم تیر به ستون و اتصال با
ورق اتصال بال، شاخص های خسارت اتصالات برای دوران های حاصل از زلزله های منتخب بررسی و
مقایسه می شود.
نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد با تغییر نوع اتصال، محل مورد بررسی و یا نوع زلزله، مقادیر
شاخصهای خسارت و در نتیجه پتانسیل آسیب تغییر می نماید . این تغییرات در شاخصهای کرنش
پلاستیک معادل و گسیختگی مشخص تر می باشد.
دوره ۱۰، شماره ۳ - ( ۶-۱۳۹۸ )
چکیده
اهداف: نانوذرات طلا عاملدارشده با DNA بهدلیل دارابودن ویژگیهای منحصربهفرد، پتانسیل بالایی برای حل بسیاری از مشکلات همچون تشخیص و درمان بیماریهای ژنی با استفاده از نانوفناوری فراهم میکنند. بسته به هدف هر آزمایش، برهمکنش خاصی از DNA با نانوذره مدنظر است که با تغییردادن پارامترهای مختلف قابل دستیابی است. هدف این پژوهش بررسی اثر بار سطحی نانوذرات طلا بر فرآیند اتصال زیستی و نوع اتصالات DNA به سطح و افزایش بارگیری توالیهای DNA بر سطح نانوذرات طلا بود.
مواد و روشها: دو نوع نانوذره با قطر حدود ۳۰نانومتر و بار سطحی مثبت و منفی سنتز شد. فرآیند اتصال زیستی نانوذرات با استفاده از سه غلظت مختلف از DNA انجام شد و با استفاده از اسپکتروسکوپی UV-Vis و فلوئورسانس مورد بررسی قرار گرفت. کمیسازی درصد اتصال DNA به سطح هر نانوذره با استفاده از دو روش و با کمک سنجش فلوئورسانس انجام شد.
یافتهها: طیف SPR، اتصال DNA به سطح نانوذرات را تایید کرد و بهخوبی نشاندهنده میزان اتصال DNA به سطح نانوذره و نیز اثر بار سطحی نانوذرات بر فرآیند اتصال زیستی بود. سنجش فلوئورسانس، درصد اتصال زیستی در نانوذرات تثبیتشده با CTAB را بالاتر و غیراختصاصیتر از نانوذرات تثبیتشده با سیترات نشان داد.
نتیجهگیری: بسته به بار سطحی نانوذرات طلا، اتصالات DNA به سطح با برهمکنشها و مقادیر متفاوت از بارگیری رخ میدهد. با توجه به هدف این پژوهش، نانوذرات طلا تثبیتشده با سیترات و استفاده از غلظت بالای DNA، برای رسیدن به این هدف مناسب بودند.
دوره ۱۰، شماره ۴ - ( ۹-۱۳۹۸ )
چکیده
مقدمه: امروزه ترمیم بافت استخوانی با افزایش اختلالات و آسیبهای استخوانی از اهمیت خاصی برخوردار است. مهندسی بافت استخوان، راهکارهای ویژهای را برای رفع این مشکلات فراهم کرده است. مطالعه حاضر با هدف تخلیص فیوژن پپتید نوترکیب حاوی تگ تمایلی به هیدروکسیآپاتیت با کمک ستون کروماتوگرافی سرامیکی انجام شد.
مواد و روشها: در مطالعه حاضر، نوعی پپتید فیوژن طراحی شد که از یکسو حاوی توالی دمین اتصالی به هپارین بود که میتواند به انواع مختلفی از فاکتورهای رشد دخیل در ترمیم بافت متصل و باعث بهدامانداختن این فاکتورها در محل ضایعه شود و از سوی دیگر حاوی یک تگ بود که شامل توالی بهدستآمده از یک مطالعه آزمایشگاهی مبتنی بر بیان فاژی است. علت قراردادن این تگ، اتصال پپتید به داربست حاوی هیدروکسیآپاتیت و تخلیص پپتید نوترکیب توسط ستون هیدروکسیآپاتیت بود. بنابراین توالی ژن برای بیان در میزبان پروکاریوتی E. coli ﺳﻮﻳﻪ BL۲۱ بهینهسازی و سنتز شد. سپس توسط هضم دوگانه با آنزیمهای SacI و BamHI در وکتور بیانی pET-۲۱a(+) سابکلون شد. بیان پپتید نوترکیب از طریق روشهای SDS-PAGE و وسترنبلات بررسی شد. برای بهینهکردن شرایط تخلیص، با اعمال تغییرات اساسی در روش کار اصلی شرکت سازنده، تخلیص دو مرحلهای انجام شد. این پپتید با تمایل بالایی به ستون متصل و با خلوص قابل قبولی تخلیص شد. در نهایت وجود تجمعات پپتیدی از طریق روش DLS بررسی شد.
یافتهها: نتایج کلونی PCR، هضم آنزیمی با استفاده از آنزیمهای SacI و BamHI و تعیین توالی حاکی از صحت فرآیند کلونینگ بود. از طرفی بیان پپتید فیوژن توسط روشهای SDS-PAGE و وسترنبلات تایید و مهاجرت آن روی ژل باعث ظاهرشدن باندی در حدود ۱۲کیلودالتون شد. تغییرات ایجادشده در روش کار شرکت سازنده باعث شد فرآیند تخلیص بهصورت مطلوبی انجام شود و در نهایت نتایج روش DLS هم خلوص پپتید تخلیص شده را نشان داد.
نتیجهگیری: نتایج نشاندهنده بیان مطلوب و خلوص قابل توجه پپتید فیوژن طراحیشده در این مطالعه است.
سوران حسنی فرد،
دوره ۱۱، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۹۰ )
چکیده
در این پژوهش اثرهای مسیر ترک خستگی در مود ترکیبی کششی و برشی بر عمر خستگی اتصالات نقطۀ جوش با قطر و فواصل مختلفی بین صفحاتشان مطالعه شده است. از تحلیل غیر¬خطی اجزای محدود برای محاسبه توزیع¬های تنش در راستای عمود بر جهت ترک استفاده شده است. مقادیر تنش مؤثر و همچنین ضرایب کاهش مقاومت ناچ به روش حجمی به دست¬آمده است. روش رشد ترک خستگی برای به دست آوردن ضریب¬ های شدت تنش در مودهای اول و دوم شکست و تخمین عمر انتشار ترک خستگی به کار رفته است. نتایج به دست آمده از روش های تخمین عددی- ازجمله روش حجمی و روش تخمین رشد ترک خستگی- با داده¬های تجربی خستگی مقایسه شده ¬است. نتایج حاصل از روش رشد ترک خستگی با در نظر گرفتن مودهای اول و دوم شکست، نشان می¬دهد که اتصالات ایجاد شده توسط نیروی الکترودی کوچکتر و با قطر نقطۀ جوش بزرگتر، ضریب شدت تنش کوچکتری نسبت به اتصالاتی دارند که قطر نقطۀ جوش آنها کوچکتر است، اما با توجه به رشد ترک خستگی در مود ترکیبی شکست، نسبت ضریب شدت تنش مود اول به مود دوم اهمیت بیشتری دارد.
دوره ۱۱، شماره ۲ - ( ۴- )
چکیده
در سیستم قدرت معمولاً رله های دیستانس به عنوان حفاظت اصلی خطوط انتقال ولتاژ بالا به کار گرفته می شوند و عملکرد صحیح آنها به لحاظ سلامت اجزا و پایداری سیستم از اهمیت ویژه ای برخوردار است. نوسان توان یکی از پدیده هایی است که می تواند باعث عملکرد اشتباه و نابجای رله های دیستانس معمولی گردد و در حالی که خطایی در سیستم وجود ندارد، تداوم انتقال انرژی الکتریکی را به مخاطره بیاندازد. در این مقاله، روشی مبتنی بر طبقه بند و بر اساس ماشین بردار پشتیبان (SVM) جهت شناسایی نوسان توان از خطای اتصال کوتاه در رله های دیستانس دیجیتالی ارائه گردیده است. سپس از طریق شبیه سازی یک سیستم قدرت نمونه و پردازش سیگنال های ولتاژ و جریان، تعدادی الگو برای یادگیری و تست طبقه بند SVM تولید شده و از این طریق عملکرد روش پیشنهادی مورد آزمایش و بررسی قرار گرفته است. همچنین به کمک الگوهای تست و یادگیری تولیده شده، ساختار مناسبی برای طبقه بند مورد نظر انتخاب شده است. مجموعه الگوهای یادگیری و تست، ترکیبی از حالت های مختلف نوسان توان و انواع خطاهای متقارن و نامتقارن را شامل می شود. نتایج آزمایش های انجام شده بیانگر کارآمدی الگوریتم حفاظتی پیشنهادی می باشند
دوره ۱۱، شماره ۲ - ( ۳-۱۳۹۹ )
چکیده
فرایند بیولومینسانس، یک پدیده گسترده در طبیعت بوده و آنزیمهای لوسیفرازی در بخشهایی گستردهای از حیات شناسایی شدهاند اما آنزیم لوسیفراز شناسایی شده در خانوادهlampyrid به دلیل ویژگیهای برتر کاربردهای زیستی گستردهای یافته است. به تازگی، کلونینگ یک ژن جدید از آنزیم لوسیفراز کرم شب تاب ایرانی با نام Lampyroidea maculata گزارش شده است. در این مطالعه، در این مطالعه، آنالیز کدونهای نادر از ژن لوسیفراز حشره شبتاب ایرانی با استفاده از پایگاههای محاسباتی ATGme، RACC،LaTcOm و Sherlocc مورد مطالعه قرار گرفت. همچنین، فرایند مدلسازی ساختاری این آنزیم انجام شد. در ادامه، وضعیت این کدونهای نادر در این مدل ساختاری به کمک نرمافزارهای SPDBV و PyMOL مورد مطالعه قرار گرفت. جایگاه اتصال سوبسترا در دهانه فعال آنزیم به کمک نرمافزارهای داکینگ AutoDock Vina بررسی شد. به کمک مدلسازی مولکولی، برخی از کدونهای نادر شناسایی شدند که ممکن است نقش مهمی در ساختار و عملکرد این آنزیم داشته باشند. فرایند داکینگ مولکولی به کمک AutoDock Vina انجام شد و Asp۵۳۱ را که در اتصال به لوسیفرین و AMP نقش دارد شناسایی شد. این آنالیزهای بیوانفورماتیکی نقش مهمی در طراحی داروهای جدید دارد.
دوره ۱۱، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۹ )
چکیده
آترواسکلروز یک بیماری عروقی مزمن و عامل اصلی مرگ و میر در سراسر جهان میباشد. اختلال در عملکرد سلولهای اندوتلیال عامل مهمی در ایجاد آترواسکلروزیز میباشد. افزایش بیان ژنهای شاخص چسبندگی سلولی و کاهش پروتئینهای متصل کننده سلولها منجر به عملکرد غیرطبیعی اندوتلیوم میشود. این تغییرات مولکولی از مهمترین نشانگرهای اختلال در سلولهای اندوتلیال و پیشرفت بیماری آترواسکلروز میباشد. CXCR۳ یک گیرنده کموکاینی G پروتئینی است که توسط سلولهای اندوتلیال بیان میشود. نقش گیرنده CXCR۳ و لیگاندهایش در عملکرد سلولهای اندوتلیالی و ایجاد بیماریهای قلبی هنوز به درستی شناخته نشده است. در این مطالعه تأثیر کاهش بیان ژن CXCR۳ بر میزان بیان نشانگرهای چسبندگی (I-CAM-۱ ، V-CAM-۱) و اتصال محکم (TJP۱) بین سلولی مورد بررسی قرار گرفت.
به منظور کاهش بیان ژن CXCR۳ از DNAzyme برش دهنده بر علیه mRNA ژن CXCR۳ استفاده شد. DNAzyme توسط توربوفکت به درون سلولهای HUVEC ترانسفکت شد. بعد از تایید کاهش بیان ژن CXCR۳، استخراج RNA و سنتز CDNA انجام شد و سپس بیان ترانسکریپت ژنهای هدف توسط تکنیک RT-qPCR مورد ارزیابی قرار گرفت.
نتایج بدست آمده نشان داد که سطح بیان ICAM-۱ وVCAM-۱ به طور قابل توجهی در سلولهای ترانسفکت شده در مقایسه با سلولهای کنترل افزایش یافت در حالی که ژن TJP۱ تغییر قابل توجهی نشان نداد. به نظر میرسد که کاهش بیان ژن CXCR۳ میتواند زمینه ساز ایجاد اختلال در عملکرد سلولهای اندوتلیالی از طریق افزایش بیان مولکولهای چسبندگی شود. بنابراین، این گیرنده میتواند به عنوان یک هدف مولکولی بالقوه برای درک بهتری از مکانیسم ایجاد بیماری آترواسکلروز در نظر گرفتهشود.
دوره ۱۱، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۹ )
چکیده
در این تحقیق، ابتدا ساختار سه داروی رایج ضد سرطان شامل ۶-تیوگوانین (۶-TG)، هیدروکسی اوره (NH) و بوسولفان با استفاده از محاسبات کوانتومی بهینه و انرژی ساختار بهینه شده به دست آمد، همچنین بهینه سازی ساختار نانوذره طلا نیز مورد بررسی قرار گرفته است. در نهایت به منظور بررسی چگونگی برهمکنش داروها با نانوذره، مکان های مختلف برهم کنش دارو با نانو ذره محاسبه شد و پایدارترین ساختار به منظور مطالعه بیشتر انتخاب شد. این محاسبات با استفاده از FHI-aims، که یک بسته نرم افزاری بر پایه نظریه تابعی چگالی توسعه یافته است، انجام شدهاند. طول پیوند و بهترین انرژی برهمکنش در این پژوهش گزارش شده است. به منظور بررسی بهتر مکان برهمکنش ، نوع اوربیتالهای درگیر و شکل آنها نیز نشان داده شده است. بررسی انرژی گاف نشان داد کمترین انرژی مربوط به کمپلکس نانوذره طلا با داروی ۶-تیوگوانین است که تایید کننده پایداری شیمیایی این دارو با نانوذره است. بررسیها نشان داد که انرژی اتصال نانوذره طلا با داروها به ترتیب بوسولفان، هیدروکسی اوره ، ۶-تیوگوانین است. سپس دارو و نانوذره طلا در پایدارترین حالت ممکن ، بهصورت تکتک با نرم افزار Hex ۸ به سرم آلبومین انسانی به عنوان گیرنده، داک شدند و در نهایت انرژیهای اتصالی و سایر برهم کنش ها از جمله انرژیهای الکترواستاتیک، واندروالسی و پیوندهای هیدروژنی بین سرم آلبومین انسانی و داروها به همراه نانوذره طلا محاسبه شدند. مشخص شد که جایگاه فعال داک شده برای دو دارو بوسولفان و ۶-تیوگوانین یکسان است و برای داروی هیدروکسی اوره متفاوت است.
دوره ۱۱، شماره ۴ - ( ۹-۱۳۹۰ )
چکیده
قاب مهاربندی شده یکی از شکل های متداول اجرای سازه های فولادی در ایران است. در این سازه ها انواع مهاربندها به عنوان سیستم باربر کناری به کار می رود و در محاسبات، اتصالات تیر و ستون این قاب ها به شکل مفصلی فرض می شود. در اجرا سعی می شود با استفاده از اتصال ساده این فرض واقعیت یابد. واضح است چنین فرضی عملاً اجرا شدنی نیست و اتصال تیر و ستون و مهاربند با مقداری گیرداری اجرا می شوند ولی برای محافظه کاری از این اثر چشم پوشی می شود.
در این پژوهش رفتار تحلیلی-آزمایشگاهی اتصالات قاب فولادی مهاربندی با مقیاس ۱/۲ تحت بارگذاری چرخه ای بررسی و اعتبار سنجی می شود. این پژوهش با سه آزمایش قاب تشکیل شده از تیر و ستون، قاب همراه ورق های اتصال مهاربند در گوشه (Gusset Plate) و قاب همراه مهاربند ضربدری با مقطع ناودانی با شرایط یکسان بارگذاری، انجام شد. نتایج تحلیلی-آزمایشگاهی قاب نشان می دهد که اتصالات قاب در این سیستم حتی با چشم پوشی، در محاسبات دارای درصدی گیرداری است که با اضافه شدن ورقهای اتصال مهاربند در گوشه قاب (Gusset Plate) و متصل شدن آن به تیر و ستون، گیرداری بیشتری در این اتصالات به وجود می آید.
دوره ۱۱، شماره ۴ - ( ۹-۱۳۹۰ )
چکیده
امروزه در ساختمان¬های قاب خمشی بتنی اتصال پله در میان طبقه به ستون¬ها یکی از مشکلات طراحی و اجرایی محسوب می¬شود. این مشکل از آنجا ناشی می¬شود که اتصال تیرمیان طبقه به ستون، در نرم افزار به صورت مفصل مدلسازی می¬شود این در حالی است که اجرای اتصال مفصلی فوق بهعلت عدم جزییات اجرایی مناسب عموماً با فرض اولیه (اتصال مفصلی) تطابق ندارد. واضح است این اتصال غیراصولی تیرمیان طبقه به ستون از نظر تغییر بارگذاری و در نهایت تغییر رفتار چند ستون متصل به دال نیم طبقه پله، عملاً ضعفی آشکار برای این ستون¬ها و کل سازه محسوب میشود. هدف از این تحقیق ارایه جزییات اتصالی ساده و اجرایی است که با عملکردی برشی – اصطکاکی برای اتصال دال پله در میان طبقه به ستون¬ها قابل استفاده میباشد. این اتصال براساس ظرفیتهای موجود در ضوابط و مقررات ملی ساختمان، مبحث ۹ تعریف شده و میتواند راهکاری مناسب برای تطبیق طراحی با اجرا باشد.
دوره ۱۲، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۱ )
چکیده
در این مقاله آثارمثبت و منفی میانقاب های مصالح بنایی بر رفتار لرزه ای قاب های فولادی دارای اتصالات خورجینی بررسی شده و نتایج به دستآمده از مدلسازی ها، با نتایج به دستامده از روش ارائهشده در آیین نامه بهسازی ایران در مورد میانقاب ها مقایسه شده است. مدلسازی های عددی در این پژوهش با نرمافزار اجزاء محدود ABAQUS انجام شده است. ابتدا با مقایسه نتایج مدلسازی عددی با نتایج آزمایشگاهی، درستی روش انتخابشده برای مدلسازی میانقاب مصالح بنایی کنترل شده و سپس قاب های دودهانه و چهاردهانه فولادی دارای اتصالات خورجینی، مهاربند ضربدری و میانقاب مصالح بنایی در نرمافزار، مدل شده و تأثیر میانقاب بر سختی و مقاومت نهایی قاب بررسی شده است. آثار منفی میانقاب بر اعضای کنار آن (تیر، ستون و اتصال) نیز بررسی شده است. نتایج به دستآمده گویای آثار مثبت میانقاب ها بر سختی و مقاومت نهایی قاب مرکب و آثار منفی این اعضا بر اعضای کنار خود (تیر، ستون و بهویژه اتصال خورجینی) است که لزوم در نظر گرفتن این آثار منفی و تقویت اعضای کناری را قبل از در نظر گرفتن آثار مثبت میانقاب ها گوشزد میکند
دوره ۱۲، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۱ )
چکیده
این مقاله به بررسی اثرات تقویت میانقاب¬های مصالح بنایی با استفاده از لایه شاتکریت و شبکه فولادی بر رفتار لرزه¬ای قاب¬های مرکب فولادی دارای اتصالات خورجینی می¬پردازد. برای این منظور مدل¬سازی¬های عددی در نرم افزار اجزاء محدود ABAQUS صورت پذیرفته است. ابتدا با مقایسه نتایج حاصل از مدل¬ عددی با نتایج آزمایشگاهی، درستی روش¬های انتخاب شده برای مدل-سازی میانقاب مصالح بنایی و لایه شاتکریت و شبکه فولادی کنترل گردیده و سپس قاب¬های دو دهانه و چهار دهانه فولادی دارای اتصالات خورجینی، مهاربند ضربدری و میانقاب مصالح بنایی در نرم افزار مدل شده و تأثیر تقویت میانقاب بر سختی و مقاومت نهایی قاب، مورد بررسی قرار گرفته است. همچنین اثرات منفی این تقویت¬ها بر روی اعضای مجاور آن (تیر، ستون و اتصال) نیز مشخص شده است. نتایج کلی بدست آمده، حاکی از اثرات مثبت میانقاب¬های تقویت شده بر روی سختی و مقاومت نهایی قاب مرکب و اثرات منفی این اعضاء بر روی اعضای مجاور خود (تیر، ستون و به ویژه اتصال خورجینی) می¬باشد که لزوم در نظر گرفتن این اثرات منفی و تقویت اعضای مجاور را قبل از در نظر گرفتن اثرات مثبت میانقاب¬ها گوشزد می¬نماید.
محمود مهرداد شکریه، زهرا شکریه، سید مجید هاشمیان زاده،
دوره ۱۲، شماره ۳ - ( ۶-۱۳۹۱ )
چکیده
در این تحقیق تاثیر پارامترهای مختلف بر روی مدلسازی مدول یانگ صفحه گرافن بررسی شده است. از جمله می توان به ضخامت تک لایه گرافن، نوع بارگذاری و شرایط مرزی صفحه گرافن، در نظر گرفتن تاثیر اتم های غیرمجاور بر یکدیگر، نوع المان برای پیوند کربن-کربن، خواص مکانیکی پیوند کربن-کربن و ابعاد صفحه گرافن اشاره کرد. در این تحقیق مشاهده شد که ضخامت تک لایه گرافن و نوع المان در نظر گرفته شده در نرم افزار اجزای محدود برای پیوند کربن-کربن در مدلسازی مدول یانگ صفحه گرافن موثر می باشند. ضمنا تفاوت در نوع بارگذاری و شرایط مرزی صفحه گرافن تاثیر چندانی روی مدول یانگ صفحه گرافن نمی گذارد و می توان رفتار صفحه گرافن را ایزوتروپیک در نظر گرفت. همچنین در نظر گرفتن تاثیر اتم های غیر مجاور روی یکدیگر باعث افزایش زمان محاسبه و دقت بیشتر در محاسبات می شود. در نظر گرفتن خواص مکانیکی تیرهای نسبت داده شده به پیوندهای کربن-کربن نیز پارامتر مهمی در مدل کردن مدول یانگ صفحه گرافن می باشد. در خصوص ابعاد صفحه گرافن، مشاهده شد که وقتی طول و عرض صفحه گرافن از یک نانومتر کوچکتر شود، تاثیر ابعاد صفحه گرافن بر روی مدول یانگ صفحه گرافن زیاد می شود.