۳۰ نتیجه برای استنت
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۶-۱۴۰۳ )
چکیده
ارتفاع موج شاخص، در طراحی و تحلیل سازههای دریایی و بهره برداری از آنها پارامتر بسیار با اهمیتی میباشد در نتیجه پیشبینی این پارامتر کمک شایانی به بهبود طراحی و آنالیز سازههای دریایی مینماید، از روشهای مدلسازی مشخصات امواج میتوان به مدلهای عددی، تجربی و هوش مصنوعی اشاره کرد، در این پژوهش از مدل سوان که یکی از انواع مدلهای نسل سوم در مدلسازی و تخمین مشخصات امواج است، استفاده شده است. سپس از مدلهای مبتنی بر محاسبات نرم شامل مدلهای منفرد و ترکیبی هوش مصنوعی مانند سیستم استنتاج عصبی-فازی انطباقی، مدل ماشین بردار پشتیبان و شبکه عصبی مصنوعی احساسی، در پیشبینی ارتفاع موج استفاده شده است و از دادههای بویه امیرآباد جهت صحتسنجی استفاده شده است. ورودی مدلها در این پژوهش پارامتر سرعت باد و خروجی مدلها نیز ارتفاع موج میباشد. تحلیل مدلهای مختلف با استفاده از سنجههای آماری اریبی، جذر میانگین مربع خطاها، ضریب پراکندگی و ضریب تبیین، انجام شده است. ارزیابی مدلها توسط آمارههای فوق، حاکی از انطباق قابل قبول ارتفاع موج شاخص بدست آمده از مدل سوان با بویه دارد. همچنین هر سه مدل مبتنی بر هوش مصنوعی مذکور قابلیت پیشبینی نسبتاً دقیق پارامتر ارتفاع موج را دارند. همچنین مقایسه نتایج مدلهای مبتنی بر هوش مصنوعی نشان داد که مدل ماشین بردار پشتیبان، نسبت به بقیه مدلها، دقیقتر است. مدل ماشین بردار پشتیبان به عنوان روشی جایگزین برای مدل سوان یا سایر روشهای عددی، در مواردی که دادههای ارتفاع موج در دسترس نبوده و یا کیفیت آماری لازم را ندارد نتایج مدلسازی را بهبود میبخشد.
دوره ۱، شماره ۲ - ( ۱-۱۴۰۰ )
چکیده
واژههای دیداکشن، اینداکشن، ابداکشن و مشتقات آنها از کلیدواژههای مهم و پربسامد متون منطقی و فلسفیِ دوران معاصرند که مترجمان ایرانی، بهترتیب، معادلهایی چون «قیاس/استنتاج»، «استقرا» و «فرضیهربایی» را برای آنها پیش نهادهاند. در این نوشتار نشان خواهم داد که این معادلها با نگاهی منفرد به صِرفِ واژه انتخاب شدهاند، نه با توجّه به نقش واژه در بافتار متن؛ و از همین روی، این معادلها (بهویژه اوّلی) دشواریهایی را در مقام ترجمه و در بافتار متن پدید میآورند. پس از گزارش این دشواریها، پیشنهادهایی برای گشایش آنها به دست داده میشوند که در آنها (۱) بر ریشهشناسی تکیه میشود، (۲) واژهها در بافتار متن نگریسته میشوند و (۳) از ظرفیتهای فراموششدۀ زبان فارسی بهره گرفته میشود. بر این اساس، سه اصطلاح یادشده، بهترتیب، به «فروبُرد»، «اندربُرد»، و «فرابُرد» برگرداندنی خواهند بود.
دوره ۱، شماره ۴ - ( ۹-۱۳۹۰ )
چکیده
هدف این پژوهش ارائه مدلی مبتنی بر سیستمهای استنتاج فازی برای ارزیابی توانمندسازهای مدیریت دانش بودهاست. نخست مدل اولیه تحقیق براساس مطالعه و بررسی ادبیات تحقیق تدوین شد. در مرحله بعدی، این پیشمدل در اختیار خبرگان قرار گرفت و پس از اعمال اصلاحات مبتنی بر اجماع نظر خبرگان و تکنیک دلفی فازی، مؤلفهها و شاخصهای مدل پژوهش نهایی شد. فرهنگ، ساختار، فناوری اطلاعات و رهبری بهعنوان ابعاد توانمندسازها در نظر گرفته شدند. سپس برای گردآوری اطلاعات و استخراج قوانین سیستم استنتاج فازی- که مبتنی بر دانش و تجربیات خبرگان است- با آنها مصاحبه شد. با مقادیر بهدست آمده از سیستمهای استنتاج فازی طراحیشده، بررسی و ارزیابی وضعیت توانمندسازهای مدیریت دانش سازمان مورد نظر امکانپذیر خواهد بود. پس از طراحی و اعتبارسنجی سیستم برای اندازهگیری شاخصها و توانمندسازهای مدیریت دانش (ورودیهای سیستم استنتاج فازی) در بانک پاسارگاد، از پرسشنامه استفاده شد. در مورد این بانک، خروجی سیستم نشاندهنده آن است که وضعیت توانمندسازهای فرهنگ، ساختار سازمانی و رهبری در سطح متوسط و توانمندساز فناوری اطلاعات در سطح بهنسبت بالایی قرار دارند. براساس این نتایج، وضعیت توانمندسازهای مدیریت دانش در بانک پاسارگاد، متوسط ارزیابی شد. درنهایت پیشنهادهاییبرای بهبود وضعیت کنونی بانک ارائه شد. با توجه به مطالعات صورت گرفته در مورد پیشینه تحقیق، استفاده از ابزار قدرتمند سیستمهای استنتاج فازی برای ارزیابی توانمندسازهای مدیریت دانش و هم چنین ارزیابی توانمندسازهای مدیریت دانش در حوزه بانکی، از نوآوریهای این پژوهش هستند.
دوره ۱، شماره ۴ - ( ۹-۱۳۹۰ )
چکیده
هدف اصلی این پژوهش، ارائه مدلی مبتنی بر سیستم های استنتاج فازی برای ارزیابی توانمندسازهای مدیریت دانش و استفاده از آن برای بررسی وضعیت بانک پاسارگاد می باشد. در ابتدا، مدل اولیه تحقیق بر اساس مطالعه و بررسی ادبیات تحقیق تدوین گردید. در گام بعدی، مدل تدوین شده در اختیار خبرگان قرار گرفته و پس از اعمال اصلاحات مبتنی بر اجماع نظر خبرگان و تکنیک دلفی فازی، مؤلفه ها و شاخص های مدل پژوهش نهایی شد. در این مدل، فرهنگ، ساختار، فناوری اطلاعات و رهبری به عنوان ابعاد توانمندساز مدیریت دانش در نظر گرفته شدند. سپس جهت گردآوری اطلاعات و استخراج قوانین سیستم استنتاج فازی که مبتنی بر دانش و تجربیات خبرگان است، مصاحبه هایی نیمه ساخت یافته انجام شد. پس از طراحی و اعتبار سنجی سیستم، جهت گردآوری داده های مورد نیاز برای اندازهگیری توانمندسازهای مدیریت دانش (ورودیهای سیستم استنتاج فازی) در بانک پاسارگاد، از پرسشنامه استفاده شد. خروجی سیستم نشان دهنده آن است که در بانک پاسارگاد، عوامل توانمندساز "فرهنگ"، "ساختار سازمانی" و "رهبری" در سطح متوسط و عامل توانمندساز "فناوری اطلاعات" در سطح نسبتاً بالایی قرار دارد. همچنین در مجموع، وضعیت توانمندسازهای مدیریت دانش در بانک پاسارگاد، متوسط ارزیابی شد. طراحی و استفاده از سیستمهای استنتاج فازی جهت ارزیابی توانمندسازهای مدیریت دانش و همچنین ارزیابی توانمندسازهای مدیریت دانش در یکی از بانک های کشور را می توان از نوآوری های این پژوهش دانست.
دوره ۵، شماره ۲ - ( ۱-۱۴۰۴ )
چکیده
مسئلهی من در این مقاله بررسی دیدگاه بِرَون، ریپْکا، لِوی، و آربِری است که نصیرالدین طوسی را خائنی بیاخلاق میدانند. من با تحلیل فلسفی و اتخاذ رویکردی معرفتشناسانه نشان میدهم که استدلال تاریخی ایشان سه خلل بزرگ دارد. نخست اینکه در برخی مقدمات مفاهیم/احکام ارزشی را گنجاندهاند. دوم اینکه نتیجهای حاوی مفاهیم/احکام ارزشی گرفتهاند. سوم اینکه گزارشهای تاریخی یادشده از سوی ایشان نه دقیق و کامل است نه در بافت آن زمان نگریسته شده و نه حتی با توجه به سراسر آثار و زندگی خود نصیرالدین طوسی ذکر شده است. نگاهی تاریخی ما را به این نتیجه رهنمون میشود که ارائهی این دیدگاه از سوی ایشان دو دلیل عمده دارد. نخست اینکه تا پیش از ۱۹۶۸ پژوهشهای محققانهی زیاد و دقیقی دربارهی نصیرالدین طوسی و تاریخ و زمانهی او انجام نشده بود. دوم اینکه هم طوسی شخصیتی پیچیده و جالب است هم زمانه و رویدادهای دوران زندگی او.
دوره ۱۰، شماره ۲۰ - ( ۳-۱۳۸۵ )
چکیده
در فرایند برنامهریزی استراتژیک ، زمان و عدم قطعیت، نقش مهمی ایفا میکنند [۱، صص ۳۶۱-۳۸۴]. تغییرات غیرقابل پیشبینی در محیط، بسیاری از صنایع را زمینگیر ساخته و یا از صحنه رقابت حذف کرده است و پیشبینیها در مورد آینده را با شکست روبهرو ساخته است. سازمانها بهطور غیرقابل پیشبینی با تکنولوژیهای جدید، محصولات جدید و بازارهای جدید روبهرو میباشند و استراتژیهای تدوین شده، پاسخگوی نیاز آنها در چنین محیط پویا و متغیری نیست. این فشارها در آینده افزایش نیز خواهد یافت، زیرا که تغییرات تکنولوژیکی، اقتصادی و اجتماعی همچنان رو به گسترش است.
بدیهی است که آینده قابل پیشبینی نیست. اما نکته قابل توجه این است که سازمانها میتوانند خود را برای مقابله با آن آماده کنند و این آمادگی سبب ایجاد مزیت رقابتی برای آنها میشود. هر چه عدم قطعیتها تشدید شود، مزیت رقابتی سازمانهایی که استراتژیهای پایدار و مقاوم را در برابر تغییرات تدوین کردهاند، نیز افزایش مییابد. هدف این مقاله معرفی روشی است که به سازمانها قابلیت تدوین استراتژیهای استوار در شرایط عدم قطعیت را میبخشد و آنها را در جهت مصون کردن استراتژیهای خود در برابر تغییرات محیطی هدایت میکند.
روش معرفی شده در این مقاله، از این جهت که روش عمومی تدوین استراتژی را با دو ابزار مقابله با عدم قطعیت، یعنی برنامهریزی سناریو و سیستم استنتاج فازی ترکیب میکند، از تازگی و نوآوری برخوردار ساخته است. این روش با استفاده از عوامل غیرقطعی در محیط، اقدام به طراحی سناریوهای محتمل پیش روی سازمان کرده و با استفاده از اطلاعات فازی بیان شده بهوسیله خبرگان در سیستم استنتاج فازی اقدام به انتخاب استوارترین استراتژی سازمان در مواجهه با سناریوهای طراحی شده میپردازد.
این روش به مدیران و برنامهریزان استراتژیک سازمانها، کمک میکند تا بتوانند با ارزیابی محیط آینده خویش، به بینش درستی در تدوین استراتژیهای سازمان دست یابند و مزیت رقابتی سازمان را در محیط آشفته و متغیر آینده حفظ کنند.
این روش به مدیران و برنامهریزان استراتژیک سازمانها، کمک میکند تا بتوانند با ارزیابی محیط آینده خویش به بینش درستی در تدوین استراتژیهای سازمان دست پیدا کنند و مزیت رقابتی سازمان را در محیط آشفته و متغیر آینده حفظ کنند.
دوره ۱۱، شماره ۳ - ( ۴- )
چکیده
منابع انسانی نقشی کلیدی در جامعه و سازمان برعهده دارند لذا وجود نظام مشاوره هوشمند و منطقی به منظور انتخاب مسیر شغلی مناسب برای شاغلین از اهمیتی ویژه برخوردار است. امروزه هوش مصنوعی در زمینههای مختلف علوم، مهندسی، کسب و کار، تولید، مدیریت و بسیاری دیگر از رشتهها بهکارگیری میشود. سیستمهای خبره نیز بهعنوان یکی از ابعاد هوش مصنوعی جایگزین برخی از فعالیتهای انسانی در سازمانهای بزرگ و متوسط شده است. روش استنتاج مبتنی بر حالت(case) رویکردی جدید برای حل مسائل میباشد که با سایر روشهای مورد استفاده در هوش مصنوعی در بسیاری جهات تفاوت دارد این روش برای حل مسائل جدید از تجربه قبلی در زمینه موردنظر استفاده میکند.
این مقاله نتیجه یک کار پژوهشی است که به معرفی مدلی برای طراحی یک نظام مشاوره شغلی هوشمند با استفاده از استنتاج مبتنی بر حالت میپردازد. نظام مذکور که مشاغل مناسب برای داوطلبین را شناسایی و توصیه میکند در یک سازمان نمونه مورد استفاده قرار گرفته است.
دوره ۱۲، شماره ۱ - ( ۳-۱۴۰۱ )
چکیده
در دنیای رقابتی امروز که نوآوری شرط بقای هر سازمان است، آگاهی از میزان ظرفیت نوآوری منابع سازمان که با سیاستگذاری سازمان، انتقال فناوری، حیات و رقابت سازمان ارتباط دارد، حایز اهمیت است. طراحی مدلی برای تعیین و پیشبینی سطح نوآوری منابع سازمان هدف اصلی این پژوهش است. پس از بررسی منابع موجود و مصاحبه با صاحبنظران، با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی تعداد ۱۲ شاخص اصلی در قالب ۳ بُعد بهعنوان ورودی به سیستم استنتاج فازی تعیین شد. در میان روشهای نوین مدلسازی، سیستمهای فازی از جایگاه ویژهای در علوم مختلف برخوردارند. سیستم استنتاج فازی عصبی- تطبیقی (ANFIS) روش مناسبی برای حل مسائل غیرخطی است. این روش ترکیبی از استنتاج فازی و شبکه عصبی مصنوعی است که از توانایی هردو برای مدلسازی بهره میبرد. با بهرهمندی از سه نوع روش طراحی مدل در سیستم فازی و مقایسه نتایج، بهترین نتیجه برای ارائه مشخص شد. برای ارزیابی عملکرد مدل از پارامترهای مجذور میانگین مربعات خطا (RMSE)، درصد خطای نسبی (ε)، میانگین خطای مطلق (MAE) و ضریب تبیین (R۲) استفاده شد که مقادیر ۰۴۷/۰،
۰۲/۱ درصد، ۰۴۶/۰ و ۹۸۹/ بهدست آمد و نشانگر دقت و قابلیت اعتماد به مدل است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و باتوجه به روش گردآوری دادهها از نوع پیمایشی است. خروجی این پژوهش، ﻳﻚ ﺳﻴﺴﺘﻢ اﺳﺘﻨﺘﺎج ﻓﺎزی ﻫﻮﺷﻤﻨﺪ (ANFIS) است.
دوره ۱۴، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۳ )
چکیده
برآورد اندازه اقتصاد سایه ای همواره در تنظیم متغیرهای کلان اقتصادی و سیاست مالی، از اهمیت خاصی برخوردار بوده و در سال های اخیر، از سیستم استنتاج فازی برای اندازه گیری اقتصاد سایه ای استفاده شده است.
در این پژوهش، هشت شاخص فازی جدید برای مدل سازی و برآورد اندازه اقتصاد سایه ای ارائه می شود. در اینجا، اقتصاد سایه ای را طبق تعریف لوکاس، به چهار بخش تقسیم کرده و برای هر بخش دو شاخص تعریف می کنیم. بعد از انجام سه مرحله استنتاج فازی، به برآورد نهایی اندازه اقتصاد سایه ای می رسیم.
نتایج نشان می دهد که اثرگذاری تولید بخش خانوار بر روی اندازه اقتصاد سایه ای در ایران رو به کاهش است؛ بخش های نامنظم، غیررسمی و غیرقانونی عوامل تأثیرگذار بر اندازه اقتصاد سایه ای می باشند. همچنین اندازه اقتصاد سایه ای ایران طی دوره ۱۳۸۶- ۱۳۴۹ به طور میانگین حدود ۱۳ درصد تولید ناخالص داخلی برآورد می شود.
دوره ۱۴، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۸۹ )
چکیده
چکیده
روابط توپولوژیک میان عوارض مکانی فازی یکی از اطلاعات مهم و اساسی در سیستم های اطلاعات جغرافیایی (GIS) است. استخراج این نوع روابط، در کنار اطلاعات مکانی و توصیفی، می تواند در بسیاری از فرایندهای تصمیم گیری مورد استفاده قرار گیرد. برای مدل کردن این روابط مسائل و مشکلاتی وجود دارد؛ مانند متحرک بودن پدیده های مکانی، عدم قطعیت و ابهام در عوارض و ماهیت میان خود عوارض. این مشکلات باعث می شود استخراج این روابط پیچیدگی های زیادی داشته باشد.
در این مقاله، روشی جدید برای مدل کردن این روابط و استخراج متغیرهای بیانی برای نواحی فازی ارائه می شود. در این روش از محاسبه میزان شباهت میان ماتریس های ۹- اشتراکی کرسپ و فازی برای استخراج متغیرهای بیانی استفاده می شود. این متغیرها دربردارنده نوع روابط توپولوژیک و کمیت سنج هایی هستند که قدرت روابط را نشان می دهند. با توجه به اینکه استخراج این متغیرها به عمل گرهای فازی وابستگی مستقیم دارند، مقایسه ای میان عمل گرهای مختلف فازی برای به دست آوردن جواب بهینه انجام شده است. در پایان، سیستم استنتاج گر فازی بر اساس نوع روابط استخراج شده طراحی شده است. این سیستم میزان پیغام هشدار را برای یک کاربرد خاص براساس میزان فرکانس فازی به کاربر اعلام می کند.
دوره ۱۴، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۸۹ )
چکیده
وزن قواعد از جمله مواردی است که در ساخت مدل سیستم استنتاج فازی اهمیت بسزایی دارد، با این وجود در بسیاری از تحقیقات از اعمال آن صرفنظر می شود. در این تحقیق تاثیر وزن قواعد سیستم استنتاج فازی در تهیه نقشه پتانسیل معدنی طلای اپی ترمال در منطقه تکاب مورد بررسی قرار گرفت. در مدل سیستم استنتاج فازی، ابتدا یک الگوی هدفمند بر اساس نوع ماده معدنی مورد نظر طراحی گردید و عوامل تاثیر گذار شامل اطلاعات زمین شناسی، آنومالیهای ژئوشیمیایی، اطلاعات ژئوفیزیکی، آلتراسیونهای حاصل از پردازش تصاویر ماهواره ای مورد بررسی قرار گرفتند. در مرحله بعد وزن و اهمیت عوامل و قواعد تعیین شد. نهایتا این عوامل ترکیب شده و نقشه خروجی به دست آمد. معمولا در تحقیقاتی که در زمینه سیستم استنتاج فازی صورت می گیرد نقش وزن قواعد در نظر گرفته نمی شد. این تحقیق نشان داد که وزن قواعد موجب تدریجی شدن مرز بین سطوح کانی زائی شده و آن را واقعیتر نشان می دهد
میثاق ایمانی، علی معظمی گودرزی، جابر مهدی نژاد،
دوره ۱۴، شماره ۴ - ( ۴-۱۳۹۳ )
چکیده
در سال¬های اخیر، استفاده از استنت¬های شریانی برای درمان بیماری انسداد شریان¬های کورونری قلب افزایش یافته و مدل¬های مختلف آن، با هندسه و جنس متفاوت، به بازار ارائه شده است. برای انتخاب بهترین مدل استنت از میان مدل¬های موجود، باید عملکرد آنها به دقت تحلیل شده و رفتار مکانیکی مدل¬های مختلف آن مورد مقایسه قرار گیرد. در این مقاله، از روش اجزای محدود برای بررسی تأثیر هندسه و جنس استنت بر عملکرد آن استفاده شده است. بدین منظور از دو مدل استنت تجاری با هندسه¬های مختلف (استنت¬های پالماز- اسچاتز و ان آی آر) و دو ماده پرکاربرد در ساخت استنت¬ها (مواد فولاد ضد زنگ ۳۰۴ و آلیاژ کبالت ام پی ۳۵ ان) استفاده شده و پس از مدل-سازی آنها عملکردشان مورد مقایسه قرار گرفته است. نتایج ارائه شده در هر مورد شامل توزیع تنش بر روی استنت و رگ و تغییرات قطر خارجی استنت می¬باشد. همچنین با مقایسه مقدار تنش ایجاد شده بر روی رگ، تأثیر هندسه و جنس استنت بر میزان گرفتگی مجدد پس از استنت¬گذاری مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس یافته¬های این تحقیق، از بین دو استنت بررسی شده، احتمال گرفتگی مجدد پس از استفاده از استنت ان آی آر کمتر از استنت پالماز- اسچاتز است. همچنین از بین دو ماده بررسی شده، ماده فولاد ضد زنگ ۳۰۴ برای ساخت استنت مناسب¬تر است.
مهرداد نوری خاجوی، ابراهیم ناصرنیا،
دوره ۱۵، شماره ۲ - ( ۲-۱۳۹۴ )
چکیده
موضوع تشخیص مقدار سایش و شکست ابزار در حین عملیات ماشینکاری، یکی از مسائل مهم در کنترل و بهینهسازی فرایند ماشینکاری اتوماتیک است. در این مطالعه، ارتباط بین سایش ابزار با ارتعاش در دو جهت ماشینکاری و عمود بر جهت ماشینکاری در هنگام فرزکاری بررسی میشود. بدین منظور یک سری آزمایشها با ماشینفرز عمودی انجام شد. ابزار ساخت شرکت سندویک و قطعهکار از جنس ۴۵ CKانتخاب شد. برای اندازهگیری مقدار سایش از یک میکروسکوب استفاده گردید. هدف از این تحقیق، استفاده از ساختار هوشمند شبکه عصبی (MLP) و سیستم استنتاج تطبیقی فازی- عصبی (ANFIS) در طبقهبندی و تشخیص مقدار سایش و شکست ابزار است. در این تحقیق برای اولین بار برای طبقهبندی و پیشبینی دقیق حالت سایش و شکست ابزار از پنج مرحله سایش ابزار استفاده شده است. در این تحقیق، با استفاده از تکنیک آنالیز اجزای اصلی (PCA) ابعاد ماتریس ورودی در حد مطلوب کاهش یافت. جهت دستیابی به هدف فوق، شبکههای مذکور با استفاده از بردارهای ویژگی و مشخصات استخراج شده از طیفهای فرکانسی و سیگنالهای زمانی، آموزش دیدند. نتایج نشان داد که برای ۸۶ مورد اندازهگیری نهایی، شبکههای ANFIS و MLP به ترتیب دارای میانگین ۹۱ و ۸۲ درصد موفقیت در تشخیص درست مقدار سایش و شکست ابزار بودند.از آنجایی که شبکه فازی- عصبی در مقایسه با شبکه عصبی در طبقهبندی عیوب، نتایج بهتر و قابل قبولتری ارائه میدهد، میتواند به عنوان روشی مناسب در جهت تشخیص هوشمند سایش ابزار بکار برده شود.
دوره ۱۵، شماره ۸۱ - ( ۸-۱۳۹۷ )
چکیده
نانوپوشانی ترکیبات دارای ارزش تغذیهای و تکنولوژیکی و رهایش هدفمند آنها در مکان و زمان مناسب در درون محصول غذایی و یا شرایط گوارشی یکی از مباحث مهم در زمینهی تولید محصولات غذایی فراسودمند و همچنین در رسانش مواد زیستفعال با استفاده از مواد غذایی بوده است. با توجه به پیچیدگیهای سامانههای غذایی و گوارشی، تعیین روشی برای ارزیابی و پیشبینی میزان رهایش مادهی زیستفعال ریزپوشانی شده در محل و زمان مورد نظر از اهمیت ویژهای برخوردار است. در این پژوهش با استفاده از روند رهایش لیمونن از نانوساختارهای آمیلوز در شرایط دستگاه گوارش مورد بررسی قرار گرفته و سپس با استفاده از سامانه استنتاج فازی– عصبی تطبیقی (ANFIS) به مدلسازی روند رهایش لیمونن پرداخته شد. در طراحی این مدل، پارامترهای غلظت لیمونن، غلظت آمیلوز، زمان اعمال تنش فراصوت و زمان گرماخانهگذاری در شرایط شبیهسازیشدهی روده به عنوان ورودی و میزان رهایش بعنوان خروجی در نظر گرفته شد و برای بهینهسازی مدل از انواع و تعداد مختلف توابع عضویت و سیکلهای یادگیری متعددی به شکل آزمون و خطا استفاده شد. با بررسی مدلهای مختلف، مدل شامل تابع عضویت مثلثی با ۴ تابع برای هر یک از ورودیهای به عنوان مدل بهینه انتخاب شد. ضریبهبستگی بالای ۹۹/۰ و مقدار میانگین مربعات خطای حدود ۴۵/۰ در مدل بهینه، بیانگر دقت قابل قبول این روش در پایش میزان رهایش در شرایط گوارشی میباشد. با توجه به سهولت، سادگی و دقت قابل قبول این مدلهای هوشمند میتوان آنها را راهکاری مناسب برای ارزیابی رهایش کنترل شده در فرایندهای غذایی و گوارشی عنوان کرد.
یاسر نیکو، بهروز رضایى، زهرا رحمانی،
دوره ۱۶، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۵ )
چکیده
در این مقاله، یک کنترلکننده مقاوم هوشمند برای کنترل کلاسی از سیستمهای غیرخطی دارای عدم قطعیت و اغتشاشات خارجی کراندار با دامنه محدود پیشنهاد میگردد. روش پیشنهادی براساس ترکیب کنترل مد لغزشی ترمینال و سیستم استنتاج عصبی- فازی تطبیقی با آموزش مبتنی بر الگوریتم زنبور استوار است. برای این منظور، ابتدا یک سطح لغزش غیرخطی بر اساس روش کنترل مد لغزشی ترمینال سریع طراحی میگردد. این سطح لغزش به عنوان ورودی برای کنترلکننده هوشمند که یک سیستم استنتاج عصبی- فازی تطبیقی است، در نظر گرفته میشود و به کمک آن، قانون کنترل مد لغزشی ترمینال بدون در نظر گرفتن بخش سوئیچینگ تقریب زده میشود. در روش پیشنهادی، از الگوریتم زنبورعسل برای بهروزرسانی وزنها در سیستم استنتاج عصبی- فازی تطبیقی استفاده میگردد. از مزایای کنترلکننده پیشنهادی نسبت به کنترلکننده مد لغزشی ترمینال سریع، میتوان به قوام کنترلکننده پیشنهادی در برابر عدم قطعیت و اغتشاش، ساختار ساده کنترلکننده، سرعت همگرایی بالاتر نسبت به روشهای مرسوم مشابه و عدم وجود پدیده چترینگ در تلاش کنترلی اشاره نمود. روش مورد مطالعه بر روی سیستم میکروسکوپ نیروی اتمی که برای دستکاری نانو کاربرد دارد، شبیهسازی میگردد. نتایج شبیهسازی قوام و عملکرد مناسب روش پیشنهادی را نشان میدهد.
دوره ۱۶، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۱ )
چکیده
هدف اصلی این مقاله طراحی و ارائه یک سیستم استنتاج فازی جامع از مجموعه شاخص های مهم و اثر گذار بر موفقیت پیاده سازی سیستم برنامه ریزی منابع سازمان جهت ارزیابی و ارتقاء پیاده سازی این سیستم در سازمان ها می باشد. بدین منظور شاخص های تاثیر گذار بر موفقیت پیاده سازی و استقرار سیستم برنامه ریزی منابع سازمان پس از بررسی بیش از ۱۸۰ مقاله معتبر داخلی و بین المللی استخراج گردیده و توسط خبرگان این حوزه، مورد بررسی و امتیاز دهی قرار گرفته است. در ادامه با استفاده از رویکرد ایجاد سیستم استنتاج فازی، این سیستم فازی به منظور ارزیابی میزان موفقیت استقرار سیستم برنامه ریزی منابع سازمان طراحی گردیده است. یافته های این پژوهش مشتمل بر شناسایی مهم ترین شاخص های موثر در موفقیت پیاده سازی سیستم برنامه ریزی منابع سازمان و طراحی سیستم استنتاج فازی جهت ارزیابی میزان موفقیت استقرار این سیستم در سازمان های ایرانی می باشد. سیستم ارائه شده برای سازمان های ایرانی این امکان را فراهم می سازد که با توجه به شرایط داخلی و محیطی خود و بر مبنای مهم ترین شاخص های موثر در پیاده سازی سیستم برنامه ریزی منابع سازمان، احتمال موفقیت خود را در پیاده سازی سیستم های مدیریت منابع سازمان بسنجند و از این طریق احتمال شکست خود را در اجرای این پروژه کاهش دهند.
دوره ۱۶، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۵ )
چکیده
فرایند انعقاد و لخته سازی یکی از فرایندهای اصلی در تصفیه آب است. تاثیر پارامترهای مختلف بر این فرایند همواره یک بحث اساسی در راهبری تصفیه خانههای آب بوده و سالهای مختلف از آزمایش جار برای این منظور استفاده شده است. در این مطالعه از سیستم استنتاج عصبی- فازی تطبیقی (ANFIS)، شبکههای عصبی مصنوعی (دو مدل پیشخور و پایه شعاعی) و تحلیل رگرسیون فازی جهت پیشبینی میزان نهایی کدورت پس از فرآیند انعقاد و لختهسازی در تصفیهخانههای آب ۳ و ۴ تهران استفاده شد. پارامترهای بکار رفته در مدلسازی کیفیت آب خروجی شامل نوع منعقدکننده (انواع پلیآلومینیومکلراید (PAC))، غلظت منعقدکننده، کدورت ورودی و pH آب خام بوده است. نتایج نشان داد که شبکههای عصبی مصنوعی و تحلیل رگرسیون فازی نسبت به سیستم استنتاج عصبی- فازی تطبیقی توانایی بالاتری در پیشبینی راندمان حذف کدورت در شرایط مختلف آزمایشگاهی داشته و قابل جایگزینی با روش-های زمانبر و هزینهبر مانند آزمایش جار میباشند. بهترین شبکه ساختهشده جهت پیشبینی کدورت آب تصفیهشده در این مطالعه، شبکه پیشخور با دو لایه مخفی و تعداد ۶ و ۸ نرون و توابع انتقال Tansig و Purelin به ترتیب در لایههای اول و دوم، با استفاده از دادههای نرمالشده و با اصلاح تابع کارایی بوده است. این شبکه موفق به پیشبینی فرایند انعقاد با ضریب همبستگی ۹۶/۰، شاخص تطابق ۹۹/۰ و مجذور میانگین مربعات خطای ۰۱۰۶/۰ گردید. بهترین راندمان سیستم در شرایط بهرهبرداری با کدورت اولیه NTU ۱۶۰، pH معادل ۸، منعقد کننده PAC نوع I با دوز mg/L ۱۹ و با راندمان ۵/۹۹ درصد تعیین شد.
دوره ۱۶، شماره ۴ - ( ۱۰- )
چکیده
هدف این پژوهش توصیف یک مدل جدید به نام ترکیب سیستم استنتاج نرو فازی تطبیقی و الگوریتم بهینه سازی ازدحام ذرات برای پیش بینی خوردگی کربن استیل تحت محیط های دریایی متفاوت میباشد. دیتاست استفاده شده برای این پزوهش شامل ۵ پارامتر بنام های دما، اکسیژن حل شده، میزان شوری، pH، و پتانسیل اکسایش کاهش به عنوان متغیرهای ورودی سیستم و نرخ خوردگی بعنوان متغیر خروجی میباشد. در مدل هیبریدی، الگوریتم بهینه سازی ازدحام ذرات برای پیدا کردن پارامترهای بهینه سیستم استنتاج نرو فازی تطبیقی بکار گرفته شد تا قدرت عمومی سازی مدل را بهبود ببخشد. میزان کارایی مدل هیبریدی نسبت به نتایج ازمایشی با دو مدل بنام های ترکیب سیستم استنتاج نرو فازی تطبیقی- الگوریتم ژنتیک و مدل ماشین بردار رگرسیون مقایسه شدند. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی خطاهای پیش بینی کمتری نسبت به دو مدل دیگر دارد. در واقع مدل پیشنهادی یک مدل کاربردی و مناسب و قابل اعتماد برای پیش بینی خوردگی کربن استیل در محیط های دریایی متفاوت فراهم می اورد.
حسن صدقی رستمی، بهروز رضایى،
دوره ۱۶، شماره ۹ - ( ۹-۱۳۹۵ )
چکیده
در این مقاله یک روش کنترلی مبتنی بر سیستمهای فازی برای هدایت و نگهداری حالت یک سیستم کوانتومی نمونه در ناحیهی از پیش تعریف شده ارائه شده است. سیستم کوانتومی در نظر گرفته شده یک سیستم کوانتومی مرتبه سه بوده و مدل تحلیل سیستم نیز مدل دوخطی میباشد. همچنین اندازهگیریها از سیستم در ناحیهی تعریف شده، در هر زمان دلخواه، با در نظر گرفتن اثر این اندازهگیریها در حالت داخلی سیستم صورت میگیرد. اثر ورودیهای ناخواسته و نامعینیهای ساختاری سیستم نیز به صورت نامعینیهای کراندار در همیلتونین سیستم در نظر گرفته میشود. در این مقاله فرض شده است حالت اولیه سیستم مشخص و حالت داخلی سیستم در هر لحظه از زمان، به عنوان سیگنال فیدبک در دسترس است. روند کنترلی به این صورت است که ابتدا یک ناحیهی قابل قبول اطراف حالت نهایی مطلوب تعریف شده و سپس از یک سیستم استنتاج عصبی فازی تطبیقی بهبود یافته با الگوریتم رقابت استعماری برای هدایت حالت سیستم به سمت حالت نهایی مطلوب در این ناحیه استفاده می شود. همچنین از یک ناظر فازی برای نگه داشتن حالت سیستم کوانتومی در ناحیه تعریف شده با تنظیم یک ضریب کنترلی استفاده شده است. نتایج شبیه سازی حاصل از اعمال روش پیشنهادی روی سیستم کوانتومی مرتبه سه نمونه و با وجود نامعینیهای کراندار در سیستم نشان از کاربردی و مؤثر بودن روش در کنترل سیستمهای کوانتومی دارد.
سیدمسعود واحدی، محمدصادق ولی پور، فیلیپو دی مونته،
دوره ۱۶، شماره ۱۱ - ( ۱۱-۱۳۹۵ )
چکیده
امروزه استفاده از استنتهای دارویی بهعنوان روشی موفق در درمان انسداد عروق کرونری بسیار مورد توجه قرار گرفته است. در این مقاله به منظور مطالعه اهمیت پوشش فوقانی در استنت حاوی هپارین، عملکرد دو طراحی (در شرایط وجود و عدم وجود این لایه نازک عاری از دارو) با یکدیگر مقایسه شده است. علاوه بر این، در مطالعه حاضر، اهمیت جریان پلاسما به عنوان موضوعی بحثبرانگیز بین پژوهشگران مورد بررسی قرار گرفته است. به منظور نزدیکتر کردن شبیهسازی به واقعیت کارکرد قلب وجود جریان پلاسما در حالت ضربانی در نظر گرفته شده و جراحت وارده به رگ در طی آنژیوپلاستی تا عمق لایه مدیا نفوذ کرده است. معادلات محیط متخلخل که بصورت حجمی میانگینگیری شده و دینامیک رهایش دارو را توصیف میکند بصورت عددی به روش حجم محدود حلشدهاند. نتایج به دست آمده میزان فرورفتگی استرات در جداره رگ را در درجه اول اهمیت قرار داده است. گذر استرات از لایههای اندوتلیوم، اینتیما و لایه الاستیک داخلی و تماس مستقیم آن با لایه مدیا تغییرات بسیار زیادی در فارماکوکینتیک محلی ایجاد میشود. اگرچه جریان پلاسما باعث کاهش/افزایش مقدار متوسط سطح غلظت و متعاقبا کاهش/افزایش جرم موجود در لایه مدیا/ادونتیس میشود، اما نتایج از کم اهمیت بودن این جریان حکایت دارند. از جمله دیگر یافتهها میتوان به کم اثر بودن پوشش فوقانی قرارگرفته روی پلیمر حاوی هپارین یاد کرد.