۱۳۴ نتیجه برای مغناطیس
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۶-۱۴۰۳ )
چکیده
طراحی سازه های مقاوم در برابر زلزله و کاهش خسارت های ناشی از آن، همواره مورد توجه بوده است. یکی از روش های کاهش ارتعاشات زلزله در قابهای فولادی، استفاده از مهاربند کابلی است. همچنین، از روش های بهبود رفتار سازه در برابر بارهای لرزه ای، استفاده از میراگرها است. در این پژوهش، میراگر رئولوژی مغناطیسی و مهاربند کابلی به صورت همزمان به کار برده شده است. برای بررسی کارآیی سیستم پیشنهادی، چهار قاب فولادی بدون کابل و میراگر، فولادی با مهاربند کابلی، فولادی با میراگر رئولوژی مغناطیسی و فولادی با مهاربند کابلی به همراه میراگر رئولوژی مغناطیسی که دارای یک دهانه و دو دهانه است، انتخاب شده است. رفتار این قاب ها با فرض شرایط مختلف، تحت بار جانبی استاتیکی غیرخطی و بارهای لرزه ای در نرم افزار SAP۲۰۰۰ بررسی شده است. با بررسی نتایج به دست آمده از تحلیل استاتیکی غیرخطی حالت یک دهانه، نتیجه می شود که قاب فولادی با مهاربند کابلی و میراگر رئولوژی مغناطیسی، تغییرمکان جانبی قاب و اغلب تلاش های داخلی تیر و ستون را بیشتر از سایر قاب ها کاهش می دهد. با بررسی نتایج تحلیل دینامیکی تاریخچه زمانی حالت یک دهانه و دو دهانه، نتیجه می شود که سیستم پیشنهادی در اکثر زلزله های بررسی شده، تغییرمکان جانبی قاب و تلاش های داخلی تیر و ستون را بیشتر از سایر قاب ها کاهش می دهد. به عبارت دیگر، استفاده از مهاربند پیشنهادی، سبب بهبود عملکرد سازه در برابر بارهای جانبی می شود.
دوره ۰، شماره ۰ - ( ۶-۱۴۰۳ )
چکیده
مطالعات اخیر نشان می دهند که، اثرات تغییرات اقلیم بر زیرساختها و سازههای شهری به یکی از بزرگترین چالشهای مهندسان تبدیل شده است .در این مطالعه، به بررسی عملکرد یک سازهی دارای نامنظمی هندسی در پلان، در برابر اثرات تغییر اقلیم با تمرکز بر بارگذاری باد با سه شرایط مختلف افزایش سرعت باد شامل: ۱- کم، ۲- متوسط و ۳- شدید پرداخته شده است و به منظور کاهش اثرات منفی این تغییرات بر عملکرد لرزهای سازه، از میراگر سیال مغناطیسی استفاده شده است. برای اضافه کردن میراگر به معادلات دینامیکی سازه روش بوک ون اصلاح شده به کار برده شدهاست و برای مدلسازی سازه، سقف تمام طبقات صلب در نظر گرفته شدند.
نتایج نشان میدهند که افزایش کم در سرعت باد به طور میانگین منجر به افزایش ۳۵درصدی، افزایش متوسط منجر به افزایش بیش از ۶۰ درصدی و افزایش شدید در سرعت باد نیز منجر به افزایش بیش از ۱۰۰ درصدی در حداکثر پاسخ جابهجایی، دریفت و برش پایه میشود. با افزودن میراگر سیال مغناطیسی به منظور بهبود اثرات منفی افزایش سرعت باد بر عملکرد لرزهای سازه، این میراگر توانست میزان حداکثر پاسخ جابهجایی، دریفت و برش پایه طبقه سازه را به ترتیب تا ۱۶، ۴۰و ۳۸ درصد کاهش دهد. بهعلاوه، این میراگر علاوه بر طبقهای که در آن قرار داشت، تأثیر مثبتی نیز بر روی پاسخ لرزهای طبقه بام داشت و در هر سه سناریو تغییراقلیم توانست عملکرد موثر خود را حفظ کند. در نهایت، میتوان گفت برای جلوگیری از آسیبهای ناشی از تغییراقلیم، استفاده از میراگر سیال مغناطیسی می تواند تاثیر بهسزایی داشته باشد و تابآوری سازهها را در برابر شرایط نامساعد آبو هوایی افزایش دهد.
دوره ۲، شماره ۱ - ( ۱- )
چکیده
در این مقاله، کاربرد روش عددی کمترین مربعات برای حل مسایل مختلف مهندسی الکترومغناطیس بطور اجمالی مرور و بررسی می شود. در اینجا، روش کمترین مربعات برای تحلیل و طراحی مسایل مختلف به کار می رود، مانند: حل معادلات، برازش منحنی به داده های اندازه گیری، ضرایب سری فوریه، معادلات با کارگردانهای خطی، معادلات انتگرالی و دیفرانسیلی، مسایل الکتریسیته ساکن و مغناطیس ساکن، مسایل مقادیر مرزی (توسط روش باقیمانده مرزی کمترین مربعات)، طراحی مبدلهای امپدانس و خطوط پله ای و باریک شونده برای تطبیق امپدانس، طراحی بهینه پیوننده های جهتی چند سوراخه، پیوننده خط پیونیده، پیوننده خط شاخه ای، پیوننده حلقوی، تحلیل آنتی سیمی، سنتز پرتو آنتن، سنتز آرایه و پراکندگی، در این مطالعه آشکار می شود که روش عددی کمترین مربعات را می توان برای تدیون الگوریتمهای موثری برای تحلیل و طراحی مسایل مختلف در موضوعات تشعشع، پراکندگی، آنتنها، میکروویو، ریاضیات مهندسی و غیره به کار برد. بعضی مقالات و کتب منتشر شده در زمینه کاربردهای روش کمترین مربعات برای تحلیل و طراحی مسایل مهندسی الکترومغناطیس گروه بندی شده و در بخش مراجع ذکر شده است.
دوره ۲، شماره ۱ - ( ۱- )
چکیده
در این مقاله توزیع مکانی ـ زمانی جریانها و میدانهای الکترومغناطیسی یک سیمولاتور پالس الکترومغناطیسی محاسبه می گردد. سیمولاتور مورد مطالعه از نوع ابعاد بزرگ بوده و از آن برای بررسی اثر پالسهای الکترومغناطیسی گذرا بر روی ساختارهای بزرگ مانند اتومبیل، هواپیما، موشک و … استفاده می شود. این سیمولاتور از سه خط انتقال صفحه ای تشکیل شده است. برای شبیه سازی سیمولاتور نخست هر کدام از صفحات بکمک شبکه ای از سیمهای نازک مدل می گردند. سپس معادلات انتگرالی از نوع الکتریکی در حوزه زمان با کمک روش ممان حل شده و توزیع زمانی ـ مکانی جریانهای روی ساختار و میدانهای الکترومغناطیسی درون و اطراف سیمولاتور در هر نقطه و زمان دلخواه محاسبه می گردند. از نتایج بدست آمده می توان ابعاد ناحیه ای درون سیمولاتور که پالس الکترومغناطیسی در آنجا بصورت صفحه ای منتشر می شود، را تعیین نمود. جهت اطمینان، نتایج محاسبه شده با نتایج حاصله از اندازه گیری مقایسه و صحت مدل و روش ارایه شده نیز تایید شده است.
دوره ۲، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۹۷ )
چکیده
هدف پژوهش: امروزه با افزایش سرطان، بسیاری از دانشمندان برآنند که این بیماری را درمان کنند و به همین جهت داروهای متعددی در این زمینه تولید شده است که اثرات جانبی برروی بافت های غیر هدف دارند، یکی از راههای غلبه بر این مشکل استفاده از نانوذرات کیتوسان به عنوان حامل داروها می باشد زیرا کیتوسان به عنوان یک ترکیب غیرسمی دارای خاصیت زیست تخریب پذیر و زیست سازگار بوده و کاربرد های بسیاری در زمینه داروسازی و پزشکی دارد. روش: در این تحقیق داروی ۵-فلوئوراسیل به عنوان یک داروی ضد سرطان سینه، با استفاده از نانوذرات مغناطیسی کیتوسان که درون ماتریس گلیسرول مونولئات پوشش داده شده است برای دارورسانی هدفمند مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: سپس جهت مطالعه ویژگیهای سطحی نانو جاذب اصلاح شده از میکروسکوپ الکترونی روبشی، برای بررسی ساختار از طیف سنجی مادون قرمز و برای تعیین مقاومت حرارتی آنالیز وزن سنجی-حرارتی، جهت تجزیه تحلیل ساختار نمونه از طیف سنجی پراش انرژی پرتو ایکس، برای بررسی خواص مغناطیسی نانو ذره سنتز شده از دستگاه مغناطیس سنج و جهت تشخیص نوع فاز تشکیل شده در شبکه ماتریس گلیسرول مونولئات از میکروسکوپ نوری پلاریزه استفاده شد. همچنین مطالعه رهایش اسانس در محیط برون-تنی میزان ۹۰% در طول ۳۰ ساعت را نشان داد. نتیجه گیری: نانوذرات مغناطیسی کیتوسان در ماتریس گلیسرول مونولئات تهیه شده در شرایط بهینه با ساختار کروی و پایداری حرارتی بالا، می تواند به عنوان حاملی مناسب برای مصارف دارویی و علی الخصوص داروی ۵-فلوئوراسیل به کار رود.
دوره ۳، شماره ۱ - ( ۹- )
چکیده
در این تحیق با استفاده از تئوری موتورهای خطی القایی (LIM)، نوعی موتور القایی خطی با ثانویه مایع طراحی و ساخت شده است. هدف اصلی از ساخت این موتور، بررسی امکان پمپاژ برخی مایعات خورنده شیمیایی مانند اسیدها، بازها، برخی سموم کشاورزی یا موارد مشابه است. در طراحی مایعات مذکور جایگزین بخش ثانویه و جامد موتور خطی شده است. تحقیق حاضر در صدد پاسخ به این پرسش است که آیا می توان مشابه جامدات به کار رفته در بخش ثانویه موتور خطی، در مایعات نیز با القای جریانهای داخلی و به تبع آن با ایجاد میدان مغناطیسی القایی، نیروی هیدرومکانیکی در آن القا کرد؟ نتایج آزمایشها، پاسخ نسبتا رضایت بخشی به این پرسش می دهد. این نتایج بویژه برای مایع های با هدایت بهتر الکتریکی، جواب قابل قبولتری را نشان می دهد. با تکمیل و بهینه سازی نتایج حاصل از تحقیق حاضر می توان برای پمپ کردن مایع های خورنده شیمیایی بویژه در مواردی که پمپ کردن، بدون تماس مکانیکی (بدون نیاز به تماس مایع با پره های پمپ) از اهمیت بالایی برخوردار باشد استفاده کرد.
دوره ۴، شماره ۲ - ( ۷-۱۳۹۹ )
چکیده
در سالهای اخیر، بهدلیل هزینه بالا و مصرف زیاد انرژی در روشهای تقطیر برودتی و جذب سطحی، تلاشهای بسیاری در راستای بهبود عملکرد غشاهای پلیمری در جداسازی اکسیژن- نیتروژن صورت گرفته است. همچنان افزایش عملکرد این دسته از غشاها برای کاربردهای صنعتی ضروری است.
در این پژوهش، غشاهای زمینهمخلوط مغناطیسی جدید با استفاده از پلیسولفون بهعنوان زمینه اصلی غشا و ذرات مغناطیسی نئودیمیم برای جداسازی اکسیژن- نیتروژن ساخته شدند. غشاهای زمینهمخلوط مغناطیسی در حضور میدان مغناطیسی بهمنظور جلوگیری از تهنشینی ذرات و پراکندگی مناسب ذرات در زمینه پلیمر ساخته شدند. اثر مقادیر مختلف ذرات نئودیمیم بر ساختار غشاها، خواص مغناطیسی و پایداری حرارتی غشاها با آزمونهای میکروسکوپی الکترونی پویشی، مغناطیسسنجی نمونه ارتعاشی و گرماوزنسنجی مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین برای بررسی عملکرد غشاهای ساخته شده در حضور میدانهای مغناطیسی مختلف، ماژول جداسازی مغناطیسی جدیدی طراحی و ساخته شد.
نتایج بهدستآمده نشان دادند که تراوایی گازهای اکسیژن و نیتروژن با افزودن ذرات مغناطیسی نئودیمیم صرفنظر از میزان مقدار میدان مغناطیسی اعمالی حین فرایند جداسازی بهدلیل برهمخوردن تراکم زنجیرهای پلیمر و ازدیاد حجم آزاد پلیمر، روند افزایشی داشته است. تراوایی گازهای اکسیژن و نیتروژن در غشاهای زمینهمخلوط حاوی ۵ درصد وزنی نئودیمیم در غیاب میدان مغناطیسی بهترتیب ۱۸۲% و ۴۴۳% نسبت به غشاهای خالص پلیسولفون افزایش یافت. همچنین، تراوایی و گزینشپذیری جفتهای گازی مذکور مورد مطالعه با اعمال میدان مغناطیسی طی فرایند جداسازی، افزایش یافت. با افزایش میدان مغناطیسی از ۰ به ۵۷۰ میلی تسلا، گزینشپذیری غشاهای زمینهمخلوط حاوی ۵ درصد وزنی نئودیمیم از ۷۳/۲ به ۷۷/۳ افزایش یافت. براساس نتایج، افزودن ذرات نئودیمیم و همچنین استفاده از میدان مغناطیسی در طول فرایند ساخت و بررسی عملکرد غشا میتواند روشی مؤثر برای بهبود عملکرد غشا محسوب شود.
دوره ۵، شماره ۱ - ( ۴-۱۴۰۰ )
چکیده
سرطان سینه یکی از سرطانهای شایع در بین زنان و با نرخ بالای مرگ و میر است. شیمی درمانی یکی از راه های معمول برای درمان سرطان است ولیکن با اثر بر روی بافتهای سالم دارای اثرات جانبی فراوان است. رسانش هدفمند داروهای ضدسرطان به سلولهای سرطانی موجب کاهش اثرات جانبی دارو بر سلولهای سالم می شود. آلبومین سرم به خاطر در دسترس بودن، آسانی آماده سازی و توانایی اتصال به لیگاندهای مختلف به طور وسیع به عنوان حامل دارو استفاده شده است. با اتصال نانوذرات اکسید آهن به آلبومین میتوان توزیع آن را با استفاده از یک میدان مغناطیسی خارجی کنترل کرد.
در این پژوهش چهار نوع نانوذره شامل نانوذرات آلبومین، آلبومین حاوی دارو، آلبومین مغناطیسی و آلبومین مغناطیسی حاوی دارو با روش انحلال زدایی ساخته شد. اندازه و پتانسیل زتا نانوذرات آلبومین و آلبومین مغناطیسی بارگذاری شده با دارو به طور میانگین به ترتیب ۲۲۰ نانومتر، ۸/۲۵- میلی ولت و ۲۲۱ نانومتر، ۲۸- میلی ولت بدست آمد. بازده بارگذاری دارو در نانوذرات آلبومین و آلبومین مغناطیسی به ترتیب %۱ و %۶/۰ و مقدار داروی به دام افتاده به ترتیب برابر با %۲۰ و %۸/۱۵ بود. نتایج آزمایش سمیت سلولی نشان داد نانوذرات آلبومین مغناطیسی حاوی داروی ۵-فلورویوراسیل در مقایسه با سایر گروهها به طور معناداری سمیت بیشتری در سلولهای سرطانی دارند. آزمون پراشن بلو ورود نانوذرات مغناطیسی آهن به درون سلولهای سرطانی را تایید کرد. نتایج واکاوی چرخهی سلولی نشان میدهد که در نتیجه تیمار سلولها با نانوذرات مختلف و داروی آزاد تغییرات مشخصی در جابجایی پراکنش سلولها در مراحل مختلف چرخهی سلولی مشاهده نمیشود. در نانوذرات آلبومین حاوی دارو، نانوذرات آلبومین مغناطیسی حاوی دارو و داروی آزاد فاز Sub G۱ مشاهده میشود که بیانگر مرگ سلولی در این گروهها است که درصد مرگ سلولی در نانوذرات آلبومین حاوی دارو بیشتر است. بر طبق این نتایج، نانوذرات آلبومین مغناطیسی بارگذاری شده با ۵-FU در از بین بردن سلولهای سرطانی موثر بوده و مطالعات بیشتر در این زمینه را میطلبد.
دوره ۶، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۴ )
چکیده
باکتری های مغناطیسی، تحت تأثیر میدان مغناطیسی زمین جهت گیری می نمایند. انواع اشکال کوکسی، باسیل و مارپیچی در آن ها مشاهده شده است. فراساختار مگنتوزوم در این باکتری ها باعث جهت گیری آن ها تحت تأثیر میدان مغناطیسی و به عنوان بخش ذخیره ی آهن محسوب می شود. در این پژوهش حضور باکتری های مغناطیسی در نقاط مختلف کشور ایران با ویژگی آب شیرین، نیمه شور و شور شامل معدن آهن مروارید زنجان ، تالاب میقان، خلیج فارس و کویر قم بررسی شد. رسوبات و آب جمع آوری شده، تحت اثر میدان مغناطیسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد تمام انواع باکتری های جدا سازی شده، گرم منفی و واجد اشکال باسیلی، اسپیریلوم و کوکسی بودند. بعد از اثر میدان مغناطیسی در لوله ی مویین حاوی باکتری مغناطیسی پاسخ آن ها به میدان مغناطیسی مشاهده شد. نمونه های تالاب میقان، کویر قم و معدن آهن مروارید زنجان به علت داشتن رسوب و همچنین نمونه ی بیشتری از باکتری مغناطیسی، به طور ویژه مورد بررسی قرار گرفتند.در تصاویر میکروسکوپ الکترونی عبوری ذرات نانوی آهن درون آن ها قابل رویت بود. بررسی مولکولی، توالی یابی و BLAST درتارنمای NCBI نمونه ی معدن آهن مروارید زنجان حضور باکتری مغناطیسی Magnetospirillum magnetotacticum را به اثبات رسانید. تراکم بیشتر ذرات نانوی آهن در نمونه ی تالاب میقان در مقایسه با معدن آهن، بیانگر این است که وفور یون آهن به تنهایی، عامل افزایش سنتز نانوذرات آهن توسط باکتری مغناطیسی نیست.
دوره ۶، شماره ۱ - ( ۳-۱۴۰۱ )
چکیده
چکیده
موضوع تحقیق: در این مطالعه از نانو ذرات سوپرپارا مغناطیس عاملدار شده با تیواوره به عنوان کاتالیزور ناهمگن در انجام واکنش پتاسیس- برونو- مانیخ استفاده گردید.
روش تحقیق: در مرحله نخست این مطالعه نانو ذرات Fe۳O۴@SiO۲ به عنوان نانوذرات کروی هسته-پوسته سنتز شدند به طوری که ذرات Fe۳O۴ به عنوان هسته در نظر گرفته شدند. در مرحله بعد، خصوصیات گروههای عاملی سطحی، ساختار بلوری، خواص مغناطیسی، اندازه و ظاهر سطحی نانوذرات و فرآیند عاملدار شدن ساختار به صورت لایهای با استفاده از دستگاه طیف سنج مادون قرمز (FT-IR)، پراش پرتو ایکس (XRD)، مغناطیس سنج نمونه مرتعش (VSM)، میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM)، تجزیه حرارتی وزنی (TGA)، مورد بررسی، شناسایی و تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. سپس برای ارزیابی کارایی ساختار، به عنوان کاتالیزور در واکنش پتاسیس-برونو-مانیخ به کار گرفته شد جهت بررسی ساختار محصولات از آنالیزهای طیف سنجی مادون قرمز (FT-IR) و طیف سنجی رزونانس مغناطیسی هسته هیدروژن (HNMR) استفاده گردید.
نتایج اصلی: نتایج نشان داد که پیکهای ظاهر شده درcm-۱ ۵۶۸ و cm-۱ ۶۷۰ مربوط به پیوند آهن-اکسیژن، پیکها در ۱۰۹۲ وcm-۱ ۸۰۰-۹۵۰ مربوط به پیوند سیلیسیم-اکسیژن میباشد که نشاندهنده تشکیل لایه سیلیسیم روی نانوذرات مغناطیسی و صحت محصولات واکنش میباشد. نتایج همچنین نشان داد که مقدار مغناطیس اشباع در حدود emu/g۲۳ با افزایش لیگاند کمپلکس افزایش یافته است. آنالیز پراش پرتو ایکس پیکهای شاخص(۲θ= ۲۱,۲۵˚, ۳۷.۲۹˚, ۴۳.۷۳˚, ۵۲.۵۶˚, ۶۵.۰۹˚, ۶۹.۷۳˚, ۷۶.۸۱˚) نشان داد که برای اطمینان از تشکیل نانو ذرات مغناطیسی مورد نظر در فاز کریستالی استفاده شدند. نتایج آنالیز SEM ساختار نانوذرات را به شکل کروی نشان داد و آنالیز EDX وجود عناصر موجود در ساختار که شامل گوگرد بود را تایید نمود. همچنین شاخص تجزیه حرارتی وزنی، تقریبا ۷٪ ضریب تجزیه را نشان داده است. اولین، دومین و سومین تجزیه به ترتیب ۱٪ وزنی (۶۰ درجه سانتیگراد)، ۵٪ وزنی (۲۰۰ تا ۳۰۰ درجه سانتیگراد) و ۱٪ وزنی (۳۵۰ تا ۷۰۰ درجه سانتیگراد) مشاهده شدند. بالاترین بازده به میزان ۶۸ درصد با mg ۴۰ کاتالیزور مربوط به استونیتریل بدست آمد. ساختار تیواوره نیز به شکل مناسب در یک نانوکاتالیزور مغناطیسی تثبیت گردید.
دوره ۷، شماره ۱ - ( ۴-۱۴۰۲ )
چکیده
آلودگی آب و خاک با فلزات سنگین خطرات و تهدیدهای جدی برای سلامتی بشر و محیط زیست ایجاد میکند و لذا یافتن راهکاری مؤثر برای حذف این فلزات بسیار لازم و ضروری میباشد. در این پژوهش ابتدا نانو ذرات مغناطیسی MnFe۲O۴@SiO۲ عاملدار شده با N- فسفونو متیل آمینو دیاستیک اسید با ساختار هسته-پوسته سنتز شدند. سپس خصوصیات گروههای عاملی سطحی، ساختار کریستالی، خواص مغناطیسی، اندازه و مورفولوژی سطحی این نانوذرات با بکارگیری آنالیزهای طیفسنجی مادون قرمز تبدیل فوریه (FT-IR)، پراش اشعه ایکس (XRD)، میکرسکوپ الکترونی عبوری (TEM) میکرسکوپ الکترونی روبشی (FE-SEM)، آنالیز توزین حرارتی (TGA) و مغناطیسسنج نمونه مرتعش (VSM) مورد بررسی و شناسایی قرار گرفتند. نهایتاً بررسی کارایی این نانوجاذب سنتزی در حذف یونهای مس و کروم از محلولهای آبی مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. اثر پارامترهای مختلف همچون اثر pH، مقدار جاذب و زمان تماس بر میزان جذب یونهای مس و کروم از محلول بررسی گردید. نتایج نشان میدهد که با افزایش میزان pH از ۵/۲ تا ۵ میزان جذب دو یون فلزی مس (II) و کروم (VI) به طور چشمگیری افزایش مییابد و بالاترین راندمان جذب در pH برابر ۷ حاصل شد. میزان R در نمودار جذب فرندلیچ یون مس نسبت به ایزوترم لانگمویر بیشتر است و در نتیجه جذب یون مس بر روی جاذب از معادله جذب فرندلیچ تبعیت میکند. همچنین میزان R در نمودار جذب فرندلیچ برای یون کروم نسبت به ایزوترم لانگمویر بیشتر میباشد و از اینرو جذب یونهای کروم بر روی جاذب از معادله جذب فرندلیچ پیروی میکند. همچنین در معادله فرندلیچ میزان nبالا نشاندهنده جذب مطلوب و مؤثر میباشد. علاوه بر این بررسی ایزوترمهای جذب نشان میدهد که جذب فلزات کروم و مس از دو مدل لانگمویر و فرندلیچ پیروی میکند. همچنین قابلیت بازیافت و استفاده مجدد جاذب در چرخه متوالی جذب-واجذب با بکارگیری یک مگنت مغناطیسی مورد بررسی قرار گرفت و نتایج نشان میدهد که کاهش قابل توجهی در فعالیت جاذب مشاهده نمیشود.
دوره ۷، شماره ۱ - ( ۴-۱۴۰۲ )
چکیده
موضوع تحقیق: روش گرمایش الکترومغناطیس یکی از روشهای نوین ارتقا و ازدیاد برداشت نفت سنگین است. در این روش انرژی امواج الکترومغناطیس صرف افزایش دما، شکست ترکیبات سنگین، کاهش گرانروی، ارتقا و ازدیاد برداشت نفت خواهد شد.
روش تحقیق: در این پژوهش نانو ذرات اکسید آهن مغناطیسی (Fe۳O۴) به روش همرسوبی سنتزشده و کارایی این نانو ذرات در فرآیند گرمایش الکترومغناطیس و ارتقا موردبررسی قرار گرفت. همچنین مقایسهای بین اثر این نانو ذرات در فرآیند گرمایش الکترومغناطیس و کربن فعال صورت گرفت. در این فرآیند نمونههای نفت خام حاوی ۱/۰ درصد نانو ذرات Fe۳O۴ و یا کربن فعال، در بازه زمانی صفر تا ۸ دقیقه تحت تابش امواج ماکروویو (فرکانس ۵۴/۲ گیگاهرتز و توان ۴۰۰ وات) قرارگرفته و تغییرات دما و گرانروی نمونهها موردبررسی قرار گرفت.
نتایج تحقیق: نتایج نشان داد تابش امواج الکترومغناطیس (ماکروویو) سبب افزایش دمای نمونهها خواهد شد. دمای نمونه نفت خام، نفت خام به همراه ۰,۱ درصد کربن فعال، نفت خام به همراه ۰.۱ درصد نانو ذرات Fe۳O۴ تحت تابش امواج به مدت ۸ دقیقه به ترتیب از دمای محیط تا ۷۰، ۸۲ و C°۹۰ افزایش یافت. همچنین در شرایطی که نمونهها به مدت ۴ دقیقه تحت تابش امواج بودند، بیشترین کاهش گرانروی گزارش شد. گرانروی نمونه نفت خام (قبل از فرآیند)، نفت خام به همراه کربن فعال و نفت خام به همراه نانو ذرات Fe۳O۴ تحت تابش امواج به مدت ۴ دقیقه به ترتیب از mP.a ۲۹۵ تا ۲۶۱، ۲۵۴ و mP.a ۲۲۳ کاهش یافت. به عبارتی گرانروی نمونهها تحت تابش امواج به مدت ۴ دقیقه برای نمونه نفت خام، نفت خام به همراه کربن فعال، نفت خام به همراه نانو ذرات Fe۳O۴ به ترتیب ۵/۱۱، ۹/۱۳و ۴/۲۴ درصد کاهش داشته و نانو ذرات Fe۳O۴ بیشترین کارایی را در افزایش دما و کاهش گرانروی داشتند.
دوره ۸، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۶ )
چکیده
در سال های اخیر تحقیقات زیادی در زمینه حساسیت موجودات زنده نسبت به میدان های مغناطیسی و نانوذرات انجام شده است. به همین منظور، برای ارزیابی تأثیر میدان مغناطیسی و نانوذرات نقره روی رنگیزه های فتوسنتزی (کلروفیلa، کلروفیل bو کاروتنوئید)، پرولین، گلایسین بتائین، قندها و پروتئین های محلول، محتوای نیترات و فعالیت نیترات ردوکتاز و در نهایت الگوی الکتروفورزی پروتئین های اندام هوایی گیاه همیشه بهار آزمایشاتی درسال ۱۳۹۴درگروه زیست شناسی دانشگاه ارومیه انجام شد. دانه رست ها به مدت ۳۰ روز تحت تیمارهای میدان مغناطیسی (با شدت mT۳) و نانوذرات نقره (ppm۵۰) قرار گرفتند. نتایج نشان داد در گیاهان تحت تیمار با میدان مغناطیسی، نانوذره نقره و میدان مغناطیسی+ نانوذره نقره محتوای کلروفیل a، کلروفیل b و کاروتنوئید، محتوای محلول های سلولی سازگار نظیر پروتئین و قند محلول، پرولین و گلایسین بتائین و همچنین محتوای نیترات و فعالیت آنزیم نیترات ردوکتاز نسبت به گروه شاهد افزایش معنی-داری(۰۵/۰P<) نشان داد. در الگوی الکتروفورزی پروتئین نیز بیشترین باندهای قابل مشاهده روی ژل الکتروفورز مربوط به گروه تحت تیمار با میدان مغناطیسی+ نانوذره نقره بود.
دوره ۹، شماره ۱ - ( ۱۲- )
چکیده
مسیریابی بهینه هادیها در محفظه شامل تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی در راستای کارکرد صحیح و بدون اختلال سیستم، امروز به عنوان مبحث پیچیدهای مطرح شده است. میدانهای تداخلی ناشی از جریانهای بزرگ در برخی از تجهیزات درون محفظه و عملیات کلیدزنی، ولتاژ هادیها را میتواند تحت تأثیر قرار دهد. این ناسازگاری الکترومغناطیسی عملکرد نادرست رلهها، ادوات فرمان و اندازهگیری را به دنبال خواهد داشت. در حالت معمول، تعیین مسیر بهینه هادیها فقط شامل برقراری نوعی توازن بین دو پارامتر قیمت و افت ولتاژ است. حال آنکه بحث سازگاری الکترومغناطیسی (EMC) پارامتر سومی را در بهینهسازی مسیر مطرح ساخته و در نتیجه یافتن بهترین حالت از نظر نوع سیم (ساده- پوششدار)، مدهای تفاضلی و مشترک (هادیهای مجازی یا موجود) و کاندویت (گسسته- پیوسته) مسأله جدیدی را بهمیان میآورد که تاکنون با دقت مناسبی به آن پرداخته نشده است. در ضمن استفاده از کاندویت انتخاب چندگانهای از مسیرها را پیش روی میگذارد که خود بهبود دو پارامتر اساسی دیگر یعنی قیمت و افت ولتاژ را دربرداشته و نقطه تمرکز این تحقیق محسوب میشود. دستاورد عمده این مقاله ارائه الگوریتم جامع جدیدی با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی مبتنی بر معیارهای سهگانه قیمت، افت ولتاژ و EMC برای تعیین مسیر بهینه هادیها در محفظههای فلزی است.
یوسف حجت، محمدمراد شیخی، حسین موسوی هندری، رامین علی محمدی،
دوره ۹، شماره ۱ - ( ۹-۱۳۸۸ )
چکیده
یاتاقانهای مغناطیسی با توجه به ویژگی منحصر بهفرد، در سالهای اخیر بسیار مورد توجه محققان قرار گرفتهاند. با توجه به نو بودن این زمینه تحقیقاتی در ایران، هدف از این تحقیق تدوین فناوری بوده و در اینجا مراحل طراحی، تحلیل و ساخت سیستم تعلیق مغناطیسی فعال ارائه میشود. فناوری بهکار گرفته شده در این سیستم در واقع بهعنوان پیشنیاز و بهمنظور توسعه آن برای دستیابی به دانش ساخت یاتاقان مغناطیسی، پیادهسازی شده است.
دوره ۹، شماره ۳ - ( ۶-۱۳۹۷ )
چکیده
اهداف: نیتریکاکسید (NO) در حفظ حالت بنیادی سلول نقش مهمی دارد و دامنه تاثیرگذاری میدان الکترومغناطیسی (EMF) برخلاف میدان الکتریکی بسیار عمیق است. هدف این پژوهش، بررسی تاثیر میدان الکترومغناطیسی و نیتریکاکسید بر بیان مارکر پروتئینی تمایز عصبی و درصد زندهمانی سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان موش صحرایی بود.
مواد و روشها: پژوهش تجربی حاضر روی سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان موش صحرایی نژاد ویستار اجرا شد. بهمنظور تیمار سلولها از دو غلظت بالا (یکمیلیمولار) و پایین (۱۰میکرومولار Deta-NO) بهعنوان مولکول آزادکننده نیتریکاکسید و میدان الکترومغناطیسی با فرکانس ۵۰هرتز استفاده و با گروه بدون تیمار (کنترل) مقایسه شد. درصد زندهزمانی سلولها با آزمایش MTT، بیان ژن مسیر تمایز عصبی با روش RT-PCR و بیان پروتئین مارکر تمایز عصبی با ایمنوسیتوشیمی بررسی شد. دادهها با نرمافزار SPSS ۱۳ از طریق آزمون تحلیل واریانس یکطرفه تحلیل شدند.
یافتهها: بعد از ۲۴ ساعت تیمار سلولها با نیتریکاکسید و EMF، درصد زندهمانی سلولها در گروهها نسبت به گروه کنترل بهصورت معنیداری کاهش یافت. بعد از ۴۸ ساعت، EMF بهتنهایی و همچنین با غلظت پایین نیتریکاکسید، کاهشی در درصد زندهمانی سلولها ایجاد نکرد و رشد سلولها نسبت به گروه کنترل افزایش یافت. در گروه تیمارشده با غلظت بالای نیتریکاکسید بههمراه EMF، پروتئین MAP۲ در سلولهای بیشتری نسبت به گروه کنترل و تیمارشده با EMF بیان شد.
نتیجهگیری: میدان الکترومغناطیسی بههمراه غلظت بالای نیتریکاکسید از تعداد سلولهای بنیادی مزانشیمی مغز استخوان موش صحرایی میکاهد و با افزایش اندازه سلول، بیان ژن و پروتئین مارکر تمایز عصبی، تمایز آنها را به سمت سلولهای شبه عصب تسهیل میکند.
دوره ۹، شماره ۳ - ( ۵-۱۳۹۹ )
چکیده
در مطالعه حاضر تاثیر آب مغناطیس شده بر شاخصهای بیوشیمیایی خون ماهیان قزلآلای رنگینکمان مورد بررسی قرار گرفت. تعداد ۱۲۰ عدد ماهی قزلآلای رنگینکمان با میانگین وزن (۷±۱۵۰ گرم) به ۱۲ مخازن ۵۰۰ لیتری معرفی گردیدند. مگنتایزرهایی با شدت ۱۵۰۰، ۲۵۰۰ و ۳۵۰۰ گاوس (در ۳ تکرار) در ورودی هر یک از مخازن پرورشی نصب گردید. طول دوره آزمایش ۸ هفته بود و در ابتدا و انتهای دوره پرورش به منظور بررسی شاخصهای بیوشیمیایی چون گلوکز، لیزوزیم، پروتئین کل، کورتیزول، آسپارتات آمینوترانسفراز (AST)، آلانین آمینوترانسفراز (ALT) و آلکالین فسفاتاز (ALP)خونگیری صورت گرفت. نتایج نشان داد که آب مغناطیسی شده بر پارامترهای بیوشیمیایی خون ماهی قزلآلای رنگینکمان به طور معنیداری اثرگذار بود. بطورکلی، افزایش مقدار مغناطیس، کاهش معنیداری بر آنزیمهای کبدی ALT)، AST، (ALP و در مورد لیزوزیم و پروتئین کل نسبت به تیمار شاهد افزایش معنیداری داشت. اثر آب مغناطیسی بر پارامترهای مرتبط با استرس از الگوی مشخصی پیروی نکرد و مقدار آن برای گلوکز و کورتیزول مربوط به تیمار ۲۵۰۰ که نسبت به تیمار شاهد کاهش معناداری داشت. بنابراین، استفاده از سطوح مختلف آب مغناطیسی تا سطح ۲۵۰۰ گاوس میتواند منجر به بهبود عملکرد برخی شاخصهای خون ماهیان قزلآلای رنگینکمان شود.
دوره ۹، شماره ۴ - ( ۹-۱۳۹۷ )
چکیده
اهداف: میدانهای مغناطیسی ایستا (SMF) بهعنوان یک عامل طبیعی محیطی و نیز عامل خارجی حاصل از پیشرفت تکنولوژی تاثیرات قابل ملاحظهای بر فیزیولوژی گیاهان دارند. تاثیر این میدانها بر تولید گونههای فعال اکسیژن (ROS) در سلول گیاهی مشخص شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی الگوی پاسخ سیستم ردوکس سویا Glycine max)) به دو شدت مختلف میدان مغناطیسی ۲۰ و ۳۰میلیتسلا و تعیین سرنوشت جریان الکترون در این میدانها انجام شد.
مواد و روشها: در مطالعه تجربی حاضر بذرهای گیاه سویا رقم M۷ در فاز رویشی (۱۴روزه) بهمدت چهار روز، روزانه ۵ساعت تحت تیمار با میدان مغناطیسی ایستای ۲۰ و ۳۰میلیتسلا قرار گرفتند. آزمایشها بهصورت فاکتوریل و در قالب طرح کاملاً تصادفی حداقل با سه تکرار انجام شدند. بهمنظور تحلیل دادهها آنالیز واریانس یکطرفه و نرمافزار SPSS به کار رفتند.
یافتهها: تیمار ۳۰میلیتسلا منجر به کاهش میزان وزن تر، توان کلی فعالیت سیستم آنتیاکسیدانی و توان کلی احیا و افزایش پراکسیدهیدروژن شد، اما تاثیری بر مقدار کلی ترکیبات فنلی و فلاونوئید نداشت. در تیمار ۲۰میلیتسلا سطح پراکسیدهیدروژن کاهش، اما وزنتر، سطح رادیکال هیدروکسیل، فعالیت سیستم آنتیاکسیدانی، مقدار کلی ترکیبات فنلی و فلاونوئید افزایش یافت. مقدار آهن فرو در میدان ۲۰میلیتسلا کاهش و در میدان ۳۰میلیتسلا افزایش نشان داد.
نتیجهگیری: در سیستم ردوکس سویا میدان ۲۰میلیتسلا مسیر جریان الکترونها را به سمت ترکیبات احیاکننده مفید مثل ترکیبات فنلی هدایت میکند و سبب تحریک رشد میشود، در صورتی که میدان ۳۰میلیتسلا سبب گسیل الکترونهای مازاد به سمت ترکیبات مخرب مثل آهن فرو شده و رشد را کاهش میدهد.
دوره ۹، شماره ۴ - ( ۹-۱۳۹۷ )
چکیده
اهداف: در درمان سرطان، بهدلیل محدودیت استفاده از دوز بالا و نیز مقاومت سلولهای سرطانی، بایستی از روشهای بهینهای استفاده کرد که در عین کاهش دوز پرتو و دارو، اثربخشی زیاد درمانی داشته باشند. هدف این پژوهش، بررسی سمیت داروی ضدسرطان سیسپلاتین تحت تاثیر میدان مغناطیسی ایستا در سلولهای حساس و مقاوم به دارو بود.
مواد و روشها: در پژوهش تجربی حاضر، ردههای سلولی سرطانی مقاوم A۲۷۸۰-CP و حساس به سیسپلاتین A۲۷۸۰ در گروههای سلولی تیمارشده با میدان و دارو نسبت به گروه دریافتکننده دارو بهتنهایی، بررسی و برای تعیین تاثیر میدان مغناطیسی ایستا و غلظت دارو از شدت ۱۰میلیتسلا بهمدت ۲۴ ساعت و غلظتهای لگاریتمی دارو (۱، ۱۰، ۵۰، ۱۰۰ و ۵۰۰میکروگرم در میلیلیتر) استفاده شد. غلظت مهارکنندگی ۵۰% رشد سلولها (IC۵۰)، پس از تبدیل جذب بهدستآمده در دستگاه الایزاریدر از تست MTT به درصد سایتوتوکسیسیته، برای سلولها در عدم حضور و حضور میدان مغناطیسی به دست آمد. دادهها با نرمافزار Prism از طریق آزمون آنالیز واریانس دوطرفه و آزمون T تحلیل شدند.
یافتهها: در حضور میدان مغناطیسی ایستا و غلظتهای مختلف دارو کاهش بیشتری در درصد سلولهای زنده مشاهده شد. مقدار IC۵۰ برای سلولهای A۲۷۸۰ در عدم حضور و حضور میدان مغناطیسی ۹/۵۸±۲۷/۶۹ و ۱/۴۸±۸/۹۶میکروگرم در میلیلیتر و برای سلولهای A۲۷۸۰-CP، ۸/۰۳±۶۱/۱۶ و ۳/۱۳±۹/۵۸میکروگرم در میلیلیتر بود.
نتیجهگیری: مرگومیر سلولهای تیمارشده با داروی ضدسرطان سیسپلاتین تحت تاثیر میدان مغناطیسی در ردههای حساس و مقاوم به دارو نسبت به استفاده از دارو بهتنهایی بیشتر است. مقاومت دارویی در رده سلولی مقاوم به دارو در حضور میدان مغناطیسی کاهش مییابد.
دوره ۹، شماره ۴ - ( ۹-۱۳۹۷ )
چکیده
اهداف: در علم نانوبومسمشناسی، آزمون میکرونوکلئوس گلبولهای قرمز ماهیان در پایش پتانسیل ژنوتوکسیک نانوذرات، نشانگر زیستی قدرتمندی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثرات ژنوتوکسیک نانوذرات اکسیدآهن مغناطیسی (Fe۳O۴) در گلبولهای قرمز ماهی کپور معمولی (Cyprinus carpio) به روش میکرونوکلئوس تحت تیمار حاد و مزمن بود.
مواد و روشها: در پژوهش تجربی حاضر، سمیتسنجی ژنوتوکسیک نانوذرات اکسیدآهن مغناطیسی طی یک مواجهه حاد (۹۶ساعته؛ پنج غلظت شامل صفر، ۱۰، ۱۰۰، ۵۰۰ و ۱۰۰۰میلیگرم بر لیتر) و مزمن (۱۴روزه؛ سه غلظت شامل صفر، ۱۰۰ و ۵۰۰میلیگرم بر لیتر) از نانوذرات اکسیدآهن در سه تکرار صورت پذیرفت. دادهها توسط آزمون آماری آنالیز واریانس دوطرفه و آزمون چنددامنهای دانکن با استفاده از نرمافزار IBM SPSS ۱۹ مورد تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: مواجهه حاد با نانوذرات اکسیدآهن مغناطیسی روی بچهماهیان کپور اثر سمیت حاد نداشت. با افزایش غلظت نانوذرات طی یک بازه زمانی ۹۶ساعته فراوانی میکرونوکلئوسها (‰) و دیگر اشکال غیرطبیعی در اطراف هسته گلبولهای قرمز خون بچهماهیان کپور معمولی در مقایسه با گروه کنترل افزایشی معنیدار نشان داد (۰/۰۵>p). در تیمار مزمن در غلظتهای ۱۰۰ و ۵۰۰میلیگرم بر لیتر از نانوذرات اکسیدآهن مغناطیسی، نرخ افزایش فراوانی میکرونوکلئوسها مشابه آزمون حاد تابعی از غلظت بود.
نتیجهگیری: علیرغم اینکه نانوذرات اکسیدآهن، اثرات سمیت حاد در ماهیان کپور معمولی ندارند و جزء مواد غیرسمی هستند ولی طی یک روند وابسته به غلظت، موجب القای اثرات ژنوتوکسیک با افزایش فراوانی میکرونوکلئوسها و دیگر ناهنجاریهای غیرطبیعی هسته گلبولهای قرمز میشوند، بنابراین به نظر میرسد در صورت رهایش این نانوماده به محیط زیست، اثرات نامطلوب آن بر بومسازگان آبی محتمل باشد.