جستجو در مقالات منتشر شده


۴ نتیجه برای پیکره‌بندی


دوره ۰، شماره ۰ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

تنش از مفاهیم نقد فرمالیستی و ساخت‌‌گرایانه است که در اثر ادبی می‌تواند منتهی به کلیتی ساختارمند شود. بر همین اساس، بررسی تنش در مولفه‌های شعری اهمیت ویژه‌ای دارد. با این همه، به نظر می‌رسد علی‌رغم پژوهش‌هایی که متوجه تنش و کاربرد آن در متون مختلف هستند، پژوهش نظام‌مندی که به تنش و عوامل برسازندۀ آن بپردازد، در دست نیست. از سویی دیگر، اشعار منوچهر آتشی بنابر چارچوب ساختاری استوار خود، از ویژگی‌های خاصی برخوردار است و قرائتی که بتواند مسئله تنش و چگونگی بروز و ظهور آن را در اشعار وی بررسی کند ضروری به نظر می‌رسد. بر همین اساس، در این پژوهش کوشیده‌ایم با رویکردی تحلیلی‌توصیفی تنش و عوامل برسازندۀ آن را در اشعار منوچهر آتشی بررسی کنیم. بنابراین با تکیه بر گفتمان‌ معمول، گفتمان پدیدارشناختی و گفتمان ساختارشکنانه به تنش و چگونگی بروز و ظهور آن در اشعار منوچهر آتشی می‌پردازیم. به این ترتیب، نخست با بررسی ابیاتی از ادبیات کلاسیک، مبانی نظری مورد نظر را تبیین می‌کنیم و در نهایت با خوانش ساخت‌گرایانه، تنش و عوامل برسازندۀ آن را از برخی از اشعار منوچهر آتشی استخراج می‌کنیم. در این پژوهش روشن می‌شود که اگرچه در نگاه نخست آحاد و عناصر یک اثر ادبی در ارتباط با یکدیگر قرار ندارند، بلکه در تقابل با هم به سر می‌برند، اما تنش می‌تواند ضمن آنکه عناصر موجود در کل واحد را در تقابل یکدیگر قرار دهد و منتهی به کلیتی ساختارمند می‌شود. بنابراین تنش به مثابۀ پیوند میان اضداد در اشکال گوناگونی به پیکره‌بندی و ساختمندی شعر منتهی می‌شود.


دوره ۱۰، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۹ )
چکیده

اهداف: فضا هسته اولیه و اصلی در چگونگی رخدادهای اجتماعی و فرهنگی است. همچنین ارتباط بین فعالیت و فضا بیش از آن که در خصیصه‌های فضا به‌صورت انفرادی قابل تعریف باشد در ارتباطات موجود بین فضاها و نیز ارتباطات بین مخاطبان و تعاملات اجتماعی قابل درک و تعریف است. این پژوهش سعی دارد ضمن آشنایی با نظریه گراف و مبانی افزونه اسپیس‌سینتکس، با تشریح روابط ریاضی آن به ارزیابی معماری دوره قاجاریه پرداخته و رابطه بین همنشینی فضاها را در نمونه‌ای از خانه‌های قاجاریه اصفهان (خانه جنگجویان) مورد ارزیابی قرار دهد.
روش‌ها: روش به‌کارگرفته‌شده در این پژوهش، توصیفی- تحلیلی با راهبرد نمونه موردی است؛ که برای کمی‌کردن آن از افزونه گرس‌هاپر و اسپیس‌سینتکس بهره گرفته شده است. پژوهش پیش رو برای اولین بار به معرفی ارزش کنترل در فضا می‌پردازد که دلالت بر تطبیق‌پذیری فضا به‌عنوان یکی از شاخص‌های انعطاف‌پذیری دارد.
یافته‌ها: حیاط به‌عنوان نفوذپذیرترین فضا دارای بالاترین قابلیت در ایجاد انسجام فضایی و از بیشترین میزان کنترل بر دیگر فضاها برخوردار است و در نقطه مقابل فضاهای خدماتی از کمترین میزان انعطاف‌پذیری برخوردار است.
نتیجه‌گیری: قرارگیری حیاط در لایه‌های میانی و ارتباط آن با فضاهای واسط از جمله راهروها، پلکان، فضاهای تقسیم‌کننده نقشی بی‌بدیل برای آن خلق کرده و منجر به انعطاف‌پذیری آن در پیکره‌بندی فضایی شده است؛ در حالی که در خانه‌های معاصر، قرارگیری حیاط در لایه‌های ابتدایی از اهمیت آن کاسته و این نقش به دیگر فضاها واگذار شده است.


دوره ۱۳، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۴۰۲ )
چکیده

اهداف: هدف از پژوهش حاضر تجزیه و تحلیل پیکره‌بندی و سازمان‌دهی فضایی در پلان مدارس تاریخی معماری اسلامی و ایرانی و مقایسه آن با مدارس جدید در شاخص‌های همپیوندی، عمق (نفوذ فضایی)، ارتباط و دسترسی است.

روش ها: روش پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی با راهبرد استدلال منطقی است که در آن روش تحقیق شبیه‌سازی با کمک نرم‌افزار دپس‌مپ به کار گرفته شده است. به همین منظور مدارس چهارباغ، صدر بازار و صدر خواجو به عنوان بناهای تاریخی آموزشی با چینش و یکپارچگی زیاد و پیکره‌بندی یکسان و مدارس سعدی و ستاره صبح با سازمان‌دهی خطی به عنوان بناهای معاصر آموزشی انتخاب گردیده است.

یافته ها: در مدارس چهارباغ، صدر خواجو و صدر بازار، بیشترین نفوذ فضایی را دارند. عامل تفاوت در این مدارس نزدیک به یک می‌باشد که نشان از یکپارچگی فضایی زیاد و پیکره‌بندی یکسان دارد.همچنین می‌توان به ارتباط فضای باز و آموزشی اشاره کرد. حیاط، بیشترین دسترسی را دارد و قلب ارتباطی پیکره‌بندی است. بعد از آن ایوان‌ها و حجره‌ها از کمترین میزان دسترسی برخوردارند. در مدارس معاصر همپیوندی کمتر از مدارس سنتی است.بیشترین نفوذ فضایی در این مدارس؛ در ترکیب فضاهای ورودی، راهرو و کلاس دیده می‌شود.

نتیجه گیری: تحلیل سیر تاریخی مدارس از گذشته تا حال نشان دهنده تغییر عامل تفاوت و فاصله گرفتن از عدد یک می‌باشد که بیانگر تغییر در سازمان‌دهی، کاهش یکپارچگی فضایی و پیکره‌بندی غیریکسان می‌شود.
 
مهدی فکور، مرضیه تقی نژاد، امیررضا کوثری،
دوره ۱۵، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۴ )
چکیده

در این مقاله روشی جهت طراحی پیکره¬بندی و بهینه¬سازی جانمایی اجزای ماهواره مخابراتی پیشنهاد می¬شود. در ابتدا الگوریتمی جهت طراحی پیکره¬بندی ماهواره زمین-آهنگ ارائه می¬گردد. با توجه به اینکه زیرسیستم پیشرانش ماهواره¬های زمین¬آهنگ بزرگترین قطعات را به لحاظ حجمی و جرمی داراست، می¬تواند تاثیر بسزایی در پیکره-بندی ماهواره داشته باشد؛ بنابراین این مسئله در الگوریتم طراحی پیکره¬بندی مورد توجه قرار می¬گیرد. پس از تعیین پیکره¬بندی، فرایند بهینه¬سازی طراحی جانمایی اجزای ماهواره انجام می¬گیرد که یکی از مسائل پیچیده طراحی مهندسی است. در این مقاله الگوریتم پیشنهاد شده جهت بهینه¬سازی طراحی جانمایی اجزای ماهواره شامل دو مرحلۀ جانمایی اولیه و جزئی است. قیود هندسی با روش دایره محدود و قیود عملکردی با قید فاصله دور و نزدیک بودن اجزا بیان می¬شوند. روش بهینه¬سازی بکارگرفته شده، هیبرید است که ترکیبی از روش بهینه¬سازی تبرید فلزات و شبه نیوتن می¬باشد. الگوریتم بهینه¬سازی مورد نظر، بر روی یک نمونه تست به منظور اعتبارسنجی پیاده می¬شود. در نهایت الگوریتم پیکره¬بندی و طراحی جانمایی بهینه، بر ماهواره مخابراتی عملیاتی پیاده می¬شود. طراحی پیکره¬بندی و بهینه¬سازی طراحی جانمایی در¬¬ ماهواره عملیاتی انجام می¬گیرد. نتایج حاصل نشان می¬دهد، ممانهای اینرسی ضربدری که تابع هدف هستند، مینیمم شدند و قیود مورد نظر نیز برآورده شده¬اند.

صفحه ۱ از ۱